 مؤاخذه نمود و سپس به دخترش فرمود: 'من تو را تنبيه مى كردم اگر گردن بند را در مقابل خطر تضمين نكرده بودى.'

در توزيع ثروت و خواربار بسيار دقيق بود تا اينكه همه مردم، نزديك يا دور، به طور يكسان استفاده نمايند.

امروزه مردم دنيا به دو طبقه تقسيم مى شوند: يك دسته در فقر و پريشانى به طورى كه سد رمقى براى آنها ممكن نيست و دسته ى ديگر در نعمت و ثروت غوطه مى خورند و با وجود ثروت زياد در اضطراب و ناراحتى به سر مى برند.

تمدن اسلامى "اسلام پيشرو" چنين اختلاف طبقاتى را جايز نمى شمارد. از اين رو امام على "ع" در نامه معروفش به مالك اشتر فرماندار مصر مى نويسد: 'بى نوايانى ميان مردم هستند كه تقاضاى سهم بيشترى از بيت المال نمى كنند، اگرچه سخت محتاج باشند. براى خاطر خدا، حقوق آنها را محافظت كن كه مسؤوليت آن در برابر خدا با توست. سهمى از بيت المال براى زندگى روزمره و تعليم و تربيت آنها هر كجا هستند چه در دسترس تو يا دوردست تخصيص بده و حقوق تمام آنها بايستى به وسيله ى تو حمايت شود.'

او هميشه مى گفت: 'هر كجا كاخهاى سر به فلك كشيده و وفور نعمت است، مسلماً در كنارش حقوق پايمال شده اى موجود است.'

اين در حقيقت همان اسلام متمدّن است كه ساير تمدّنها را براى گفتگو دعوت مى كند.

واضح است كه عدالت اجتماعى بر روى داورى عادلانه قضات "داوران" بنا شده است.از اين رو امام على "ع" براى بسط عدالت مشورتهاى حقوقى بسيارى به قضات داده است. طبق دستور او قاضى بايستى به طرفين دعوا در نظر كردن و صحبت كردن و جاى و مكان آنها يكنواخت رفتار كند تا اقوام و خويشان قاضى به او نظر اميد نداشته باشند و دشمنان هم نااميد نشوند.

زمانى او به خليفه دوم عمر فرمود: 'هر آينه سه چيز را به عمل درآورى بى نياز خواهى شد:

1- اجراى قانون دين براى بيگانه و آشنا به طور يكنواخت

2- قضاوت مطابق كتاب خدا در حالت غضب و رضايت

3- تقسيم عادلانه بين طبقات پايين مردم و اشراف و همچنين بين سياه و سفيدپوست.'

امروزه در بعضى از كشورهاى متمدن دنيا به يك پسر يا دختر سياه پوست اجازه ى دخول به مدرسه ى سفيدپوستان داده نمى شود و متأسفانه در بيمارستانهاى آمريكا حتى در قسمتهاى شمالى كه مردم بر عليه برده دارى مبارزه مى كردند. لوازم جراحى و تجهيزاتى كه سفيدپوستان و سياهان استفاده مى كنند، با هم فرق كلى دارند. دكترهاى جوان و كم تجربه حق معاينه سفيدپوستان را ندارند در صورتى كه آزمايشهاى اوليه طبى در بخش سياهان انجام مى گيرد.

اكنون ما به عربستان خشك و ريگزار چهارده قرن پيش برمى گرديم. جايى كه نادانى و تعصب قبيله اى و خانوادگى آنچنان تنفرآميز بود كه مردم معمولى نمى توانستند به مقام و منصبى كه مخصوص اعيان و اشراف بود اميد داشته باشند. امام على "ع" اعلام آزادگى و تساوى در داد و كسانى كه داراى تقوى بودند، در ظرف مدت حكومتش مأمورين عالى رتبه ى دولتى شدند، اگرچه از طبقه ى پايين جامعه بودند و مردم را دعوت كرد تا به عدالت رفتار كنند و ميان همديگر فرق نگذارند.

اگرچه اين امتيازات توسط منشور سازمان حقوق بشر تحت نام آزادى و تساوى حقوق انسان اعلام گرديد ولكن زمان زيادى طول كشيد تا اروپا از تاريكى و نادانى قرون وسطايى خلاص شود.

با وجود اين اعلاميه ما متأسفانه حس نژادپرستى و برترى جوئى بر ملتهاى ديگر را مشاهده مى كنيم، كه علت اصلى تمام آنها فتنه و فساد و جنگهاى خونين سراسر دنيا كه مبتنى بر بى دينى و عدم اخلاق انسانى است مى باشد.

كشتار دسته جمعى مسلمانان فلسطين در كمپ شتيلا و قتل عام مسلمانان كوزوو و هرزوگوبين توسط صربها داستان ساختگى نيست و اين حوادث زشت و تنفرآميز چون لكه ى ننگى بر آبرو و اعتبار بشر در تاريخ ثبت شد.

امام على "ع" مردم را از تظاهر به تعصب گروهى و فاميلى و عمل از روى غرور و خودبينى دور نگه مى داشت. او در يكى از خطبه هايش به نام خطبه ى قاصعه چنين مى فرمايد: 'حمد و سپاس خدا را كه لباس جلال و وقار پوشيده و فقط آنها را براى خودش جايز شمرده و آن را براى ديگران حرام و غيرقابل دسترسى قرار داده است.'

سپس پس از تلاوت چند آيه: 'و چون پروردگارت به فرشتگان گفت من انسان را از گل خشك خواهم ساخت و چون آن را بپرداختم و از روح خويش در آن دميدم، بر او سجده كنيد. فرشتگان همگى سجده كردند جز ابليس كه بزرگى نمود "تكبّر نمود" و از كافران شد. "خدا" گفت: اى ابليس چه مانعت شد كه مخلوقى را كه به دست خود آفريدم سجده نكنى؟ بزرگى كردى يا از برترى جويان بودى؟ گفت من از او بهترم "اينجا بود كه حس نژادپرستى و تكبّر را به نمايش گذاشت". مرا از آتش آفريده اى و او را از گل آفريده اى "خدا" گفت از آسمان بيرون شو كه تو مطرودى "رانده شده اى" و تا روز رستاخيز لعنت من بر تو باد "سوره ى ص، شماره ى 38، آيه ى 74".'

سپس امام على "ع" سخنان را ادامه مى دهد و مى فرمايد: 'غرور و خودبينى ابليس "شيطان" مانع راهش شد، زيرا به علت "برترى" خلقتش بر آدم تكبّر ورزيد و بنا به اصل و ريشه اش به خود باليد.'

بعد او نتيجه ى خوبى مى گيرد كه اين دشمن خدا "شيطان" پيشواى آنهايى است كه فخر نموده و به واسطه ى حسب و نسب و نژادشان به ديگران تكبّر مى كنند و در نتيجه آنها مورد نفرين و غضب خدا هستند.

در محدوده ى حكمفرمايى امام، مسيحيان بسيارى مى زيستند كه در آداب مذهبى آزادگى داشته و حقوق قانونى آنها توسط حكومت تأمين بود.

يك روز موقعى كه مردم را براى جهاد تشويق مى كرد او فرمود: 'خبر رسيده است كه دشمن زيورآلات پا و گوش دو بانوى مسيحى را آشكارا ربوده است كه آن بانوان تحت حمايت اسلام بودند و سپس فرمود: 'هر كس كه اين خبر تكان دهنده را بشنود و بميرد، ملامتى بر او نيست.'

اما متأسفانه امروز در آخر قرن بيستم در بسيارى از كشورهاى دنيا با مسلمانان غيرانسانى رفتار مى شود و خيلى بدتر در جاهايى كه قبلاً به نام 'اصلاح سازمانهاى داخلى' و بعضى اوقات به بهانه ى 'عدالت كردن و برقرارى نظم و آرامش' تحت حمايت سياستهاى استعمارى بوده اند، مثل هندوستان و سومالى و گينه و غيره، هر كجا به منافع غيرقانونى دولتهاى استعمارى ضرر مى رسيد، به قول خود وفا نمى كردند و بر مردم سخت مى گرفتند.

براى مثال اتيوپى "حبشه" قبلاً به وسيله ى كليساى مصر اداره مى شد و آن هم تحت حمايت بريتانيا بود. 35% ساكنين آنجا مسلمان و مسيحى و ديگران 65% بودند.

براى مسلمانان هيچ مدرسه ى دولتى وجود نداشت و هرگاه آنها به هزينه ى خود مدرسه اى برپا مى كردند، به علت وضع مالياتهاى سنگين توسط مقامات دولتى بسته مى شد و اين رفتار ظالمانه به شدت ادامه داشت، به طورى كه هيچ كس ديگر نمى توانست مدرسه بنا كند. هرگاه يك مسلمانى بدهكار يك نفر مسيحى بود و نمى توانست بدهى خود را ادا كند او، خود به خود غلام و برده طلبكار مى شد و در جلو چشم مردم در معرض خريد و فروش قرار مى گرفت و هيچ كس نمى گفت 'آخر او هم بشر است'.

هيچ مسلمانى در سازمانهاى دولتى استخدام نمى شد تا بر احتياجات ثلث ساكنين مملكت نظارت نمايد. از طرف ديگر اگر صاحب من