 بدكارى كه طبق هوى و هوس در مقاصد دنيايى بدخواهانه عمل مى كرده اند اسير بوده است.

'اى مالك تا به حال به تو مشورت دادم تا بهترين اشخاص را در گروه اشراف اشخاصى دلاور و ديندار براى سپاه و هيأت داوران انتخاب نمايى، اكنون همان سفارشات را درباره ى استخدام مأمورين اجرا "كارگزاران داخلى" به تو مى نمايم.

بنابراين در امور كارگزارانت مبادا قبل از امتحان يا با طرفدارى و حمايت بى جهت سمت و منصبى به آنها واگذار كنى زيرا اين دو حالت، شاخه هاى ظلم و خيانت هستند. ميان مردم كسانى كه با تجربه و محجوب و نيكخواه و بانى خير از خانواده هاى پارسا و ديندار كه سابقه در اسلام دارند انتخاب كن . اين چنين مردم خوش خلق تر و شخصيت و شرف آنها پايدارتر و قصد طمع كارى آنها به علت اعتبار و اصالت خانوادگى كمتر است معاش آنها را فراوان از طريق حقوق "روزانه يا ماهيانه" فراهم كن زيرا اين عمل آنها را قادر مى سازد تا صحيح و راحت زندگى كنند. در اين حالت آنها چشم طمع بر آنچه كه در حفاظت آنهاست ندارند و هر آينه آنها از فرمان تو سرپيچى نموده و يا در وجوه احتياطى ديگران سوء استفاده نمايند. آن دليلى است بر عليه آنها "تا از كار بركنار شوند".

تو همچنين بايستى كارهاى آنها را رسيدگى و بازرسانى بر آنها بگمارى.

جاسوسان بايستى راستگو و وفادار باشند زيرا گماردن جاسوس ايشان را امين و قابل اعتماد و نسبت به مردم مهربان مى سازد.

سپس تو بايد نسبت به معاونانت دقيق باشى اگر تو مطلع شدى يكى از آنها دستش را براى سؤاستفاده و اختلاس در اموال عمومى دراز كرده و اين تقصير از طرف بازرسان شخصى ات تأييد شد، از اين بابت تنبيه بدنى را بر روى او اجرا كن و هر مبلغ كه اختلاس كرده است پس بگير و به خزانه ى ملّى مسترد نماى.

سپس به امور مالى بپرداز و به مسائل ماليات نيز مواظبت كن. آنها كه خودشان را در جمع آورى ماليات مشغول كرده اند، بايستى در زندگى راحت به سر برند. زيرا شغل آنها وابسته به كار و فعاليت ديگران است و ديگران نمى توانند بدون آنها در آسايش باشند، چون تمام ملت نان خور ماليات و كارگزارانش هستند.'

'تو همچنين بايستى به كشاورزى بيشتر از جمع آورى ماليات اهميت دهى، زيرا كسى كه درصدد اخذ ماليات بدون در نظر گرفتن وضعيت كشاورزى باشد كشور را خراب و مردم را نابود مى سازد و حكومت او اگر مردم از زيادى ماليات و ناراحتيهاى حاصل از كمبود آب و يا تغيير شرايط زمين به واسطه ى خشكسالى شكايت كنند جز اندكى دوام ندارد.

تو بايد ماليات را تا آن اندازه تخفيف دهى تا شرايط زندگى آنها را بهتر سازى.

تو نبايد هر تخفيفى را از روى بى ميلى بدهى. تو براى پيشرفت و ترقى آنها تخفيف قائل شو زيرا آنچه كه تو در اين راه صرف كنى، آنها در عوض، آبادى كشور را به تو پس مى دهند. علاوه بر اينها تو به علت عدالت كردن ميان مردم مورد ستايش آنها قرار مى گيرى، در نتيجه مردم به تو اطمينان خواهند كرد تا به آنها پشت گرم باشى و تو از اين راه وسيله اى ايمنى براى خودت درست خواهى كرد. سپس آنها مسائل دشوارى كه از لحاظ وظيفه ى خودشان مأمورند رفع نمايند انجام خواهند داد زيرا اصلاح و ترقّى ارزش دارد كه آنچه بر آن تحميل مى شود تحمل نمايد.

خرابى زمين به فقر و بى چيزى كشاورز بستگى دارد ، هنگامى كه كشاورز فقير مى شود و موقعى كه كارگزاران ماليات تصميم مى گيرند كه فقط پول جمع كنند و اندك اميدى دارند تا در سِمَت خود باقى بمانند و موقعى كه موارد اخطار را كم توجّه مى كنند، اينها همه موجب خرابى زمين مى گردد.
 سپس به نويسندگان و منشيان مواظبت كن و بهترين آنها را متصدى امور خود گردان. نامه هاى محرمانه كه شامل خطمشى و نقشه هاى حكومت است به كسى واگذار كن كه داراى سيرتى عالى است و به واسطه ى پُست و مقام تكبر نكند و جرأت نداشته باشد در انظار عموم بر عليه تو ايستادگى كند. او نبايد در ارسال مكاتبات و ابلاغيه ها غفلت نمايد و از طرف تو پاسخ ها را در موضوع درآمدها و هزينه ها سريعاً ارسال دارد.

او نبايد از طرف تو با مملكت ديگرى مشغول عقد پيمانى گردد كه غرامت بردار باشد "در صورتى كه از عهده ى انجام پيمان برنيامدى مجبور به پرداخت غرامت نگردى" و همچنين او نبايستى در لغو قراردادى كه زيان آور است كوتاهى كند. او بايد ارزش شأن و مقام خودش را بشناسد زيرا نادان بودن به احوال شخصى خود بيشتر به علت بيخبرى از شأن و مقام ديگران است.

سپس تو بايد دقت كنى تا آنها را صرفاً از روى آگاهى و دانشى كه دارند انتخاب نمايى و يا با حُسن ظن خودت به آنها اعتماد كنى زيرا بعضى از مردم به دروغ خودشان را خيرخواه و قابل اطمينان وانمود مى كنند

اما تو بايستى آنها را محك بزنى "امتحان بكنى" كه چگونه با نيكان قبل از تو رفتار كرده اند.

تو جهت امور ادارى كسى را بايد معين كنى كه بين مردم خوشنام و مشهورترين شخص در اطمينان و اعتماد باشد. اين عمل نشان مى دهد كه تو فرمانبردار خدا و امام خود مى باشى.

در هر قسمت از كارهايت يك نفر مسؤول متدين قرار بده، چنان كسى كه كارهاى سنگين و زياد، او را از پا درنمى آورد و از هجوم كار، گيج و سرگردان نمى شود.

هر آينه تو تقصير و كوتاهى منشيان را ناديده بگيرى، تو در برابر آن از طرف خدا بازخواست خواهى شد.

اكنون من تو را درباره ى بازرگانان و صنعتگران سفارش مى كنم كه با مشورتهاى خردمندانه امور آنها را چاره سازى كنى "حاجت آنها را برآورى".

تعدادى از بازرگانان در شهرها ساكنند و بعضى خودشان را به زحمت انداخته تا كالاها و مواد مورد احتياج را از دور و نزديك، از بيابانها و كوهستانها، بر روى درياها و جنگلها از جاهايى كه كمتر كسى مى تواند يا جرأت مى كند كه به آنجاها برود فراهم مى نمايند.

بازرگانى و صنعت منابع درآمد كشور هستند و طبيعتاً مقدار ماليات كشور را زياد مى كنند.

آنها مردمى صلح دوست هستند و هيچ آشوب و مزاحمتى از آنها اميد نمى رود "سرنمى زند". بنابراين هيچ ترسى از طغيان و خيانت آنها وجود ندارد. شرايط و چگونگى كارهاى آنها را مواظبت و رسيدگى كن. از طرف ديگر به خاطر داشته باش تعدادى از آنها بسيار حريص و خسيس و پست هستند و براى اينكه سود بيشترى به دست آورند، اجناس مورد احتياج مردم را انبار مى كنند "احتكار مى كنند" و بعداً با قيمت بالاترى به فروش مى رسانند. اين عمل زيان آورترين كارها است نسبت به مردم و موجب بدنامى دولت نيز مى باشد.

از احتكار و انبار كردن كالا جلوگيرى كن زيرا پيغمبر خدا، كه سلام و درود خدا بر او و خانواده اش باد، آن را قدغن فرموده است.

فروش كالا با قيمت صحيح و قطعى و با وزن معين بايد روشن باشد به طورى كه نه فروشنده و نه خريدار متحمل ضرر نگردند، البته خطاكار را تنبيه كن اما نه سخت.

'خدا را در نظر گير درباره ى اين طبقات اجتماع مثل فقرا و تهيدستان، بيچاره ها و ضعفايى كه قانع و بى پول هستند و چاره سازى ندارند و آنها از قسمت و سهم خود از بيت المال سؤال نمى كنند و دنبال تكدّى و گدايى هم نمى روند. اين فقرا، عيال خد