ى را مى دانستند. بنابراين شما نسبت به دشمن خود "با پيمان شكنى" حيله به كار مبريد زيرا شكستن قول و قرار، عملى است بر ضد دستورات خدا و جز نادان و بدبخت هيچ كس بر عليه خدا عملى انجام نمى دهد.

پيمان و قرارداد وسايل امن و آرامش هستند كه خداوند از رحمت خود بر مردم ارزانى داشته و يك پناهگاهى كه در آن سلامت و امنيت را مشاهده كرده و در حفظ و حراست خدا قرار مى گيرند. بنابراين در آن پيمان هيچگونه فريب و حقه بازى و ريا و دورنگى نبايد باشد. پس پيمانى كه ابهامات و نكات تاريكى در آن باشد منعقد مكن و بعد از اينكه قرارداد را تأييد و امضاء كردى، نكته ى تاريك آن را عوض مكن اگر عهد و پيمان خدا تورا دچار مشكلاتى كرد متوجه باش آن پيمان را برخلاف حقيقت و درستى نقض ننمايى زيرا معطل شدن در سختيها كه انتظار نتيجه ى خوب دارى بهتر است از فريبى كه از عاقبتش مى ترسى و بدان كه تو از طرف خدا بازخواست خواهى شد و مشكل به نظر مى رسد كه تو بتوانى در اين دنيا يا در دنياى بعد مورد عفو و بخشش خدا قرار بگيرى.'

'جداً از خونريزى بدون دليل و ناحق دورى كن زيرا هيچ كارى بدبختى و نكبت آسمانى و نتايج وخيم تر و دور كردن نعمت و سعادت و كوتاهى عمر را بيشتر از خونريزى بى جهت نزديك نمى سازد.'

در روز قيامت خداوند داورى و قضاوتش را اول از همه، درباره ى خونريزى به ناحق و حالات ارتكاب آن شروع مى كند.

دوام اقتدارت را بر خونريزى بنا مكن به جهت اينكه اين خون، كشور را سرانجام ضعيف و تا اندازه اى قلع و قمع مى كند و آن را در اختيار ديگران قرار مى دهد. اگر تو كسى را به ناحق كشتى عذر تو نزد من و خداى من پذيرفته نيست. هرگاه كسى به اشتباه، ناحق كشته شود و يا تو در استفاده از شلاق و شمشير اندازه را رعايت نكنى و يا تنبيه آنقدر سخت باشد كه موجب مرگ گردد، تو بايد به بازماندگان مقتول خونبها پرداخت كنى،مواظب باش غرور و خودبينى حاصل از اقتدارت مانع پرداخت خونبها نشود.'

'اى مالك به طور كلى از خود راضى و خودبين مباش و به آنچه كه به نظرت پسند آيد تكيه مكن كه تو را مغرور سازد و دوست نداشته باش كه مردم از تو تعريف و تمجيد كنند. زيرا در اين صورت تو به شيطان فرصت داده اى تا اعمال نيك تو را باطل كند.'

'مبادا براى كار نيكى كه جهت رعايا انجام داده اى بر آنها منت گذارى و يا آنها كارهاى تو را بيش از اندازه تحسين كنند "چاپلوسى نمايند" و قول و وعده ى خود را موقعى كه چيزى را ضمانت كرده اى زير پا نگذار زيرا به رخ كشيدن احسان "منت گذاشتن"، نيكيها را از بين مى برد و تحسين و تعريف "از صاحب قدرت" نور حقيقت را ضايع مى كند و پيمان شكنى، بيزارى و نفرت خدا و مردم را فراهم مى سازد.'

خداى متعال در قرآن مى فرمايد: 'نفرت انگيزترين چيز نزد خدا آن است كه آنچه عمل نمى كنيد، بگوييد "سوره ى صف، آيه ى 3".'

'مواظب باش كارى را پيش از موقع خود يا خارج از وقت خود انجام ندهى و اصرار مكن كارى كه درستى و حقانيت آن را نمى دانى، انجام دهى. وقتى كه درستى آن روشن شد، كار را به كندى و آهستگى انجام مده، هر چيز را در جاى خودش قرار بده و هر كارى را در موقع مناسب شروع نماى.'

'آنچه كه همه ى مردم يكسان سهم دارند براى خودت اختصاص مده و در امور و مسايلى كه روشن و معلوم شده اند "ديگران از آنها آگاهى دارند" غفلت منماى و خود را به نادانى نزن زيرا تو پاسخگوى همه ى مردم هستى.'

'وقتى كه تو مُردى پرده ى اعمال و كردار از جلو چشم تو بالا مى رود و تو از طرف خدا مكلف مى شوى تا ستمهاى ستم كشيده را جبران كنى.' اى مالك تو بايستى از خشم و غضب، حس شهرت و حيثيت، نيروى بازوانت و تندى زبانت جلوگيرى كنى و تو خودت را بر عليه تمام اينها نمى توانى حفظ كنى، جز با عجله نكردن و به عقب انداختن كارهاى سخت تا خشم تو فرونشيند و تا موقعى كه تو دوباره خود را ميزان كنى "خود را از خشم و شتاب اصلاح نمايى" و خودت را نمى توانى به حال اعتدال درآورى مگر اينكه به خاطر آورى تو عازم ملاقات خدا هستى "بالاخره مى ميرى".

تو لازم است با دقت به خاطرآورى كه چگونه امور و قضايا با آن كسان كه پيش از تو بوده اند موافقت داشتند "امور جارى به آنها چگونه برخورد مى كرد"، حكومتى بوده كه به مردم عدالت كرده است يا سنت و روش نيكى را عملى كردند و يا اخبار و احاديث زيادى از پيغمبر اكرم، سلام خدا بر او و خانواده اش، دوباره نقل كرده اند يا دستورات واجب قرآن را متذكر شده اند "با اين كارها امور مملكت را با خود و زمان هماهنگ ساخته اند".

تو هم بايستى از آنها پيروى كنى همان طور ما را مى بينى كه عمل مى كنيم و تو همچنين بايد از دستوراتى كه در اين نامه تو را به آنها سفارش كرده ام متابعت نمايى و من به وسيله ى اين نامه حجت را بر تو تمام كرده ام "عذر تو را بستم"، به طورى كه اگر خواستى از هوى و هوس پيروى كنى بهانه اى براى آن ندارى "نمى توانى بگويى 'نمى دانستم"'.

هيچ چيز تو را از بدى و شرارت حفظ نمى كند و همچنين نمى توانى موفق به نيكوكارى شوى مگر به اراده ى خدا.

آن به خاطر مى آورد موقعى كه پيغمبر به من سفارش فرمود تا از نماز مواظبت كنم و زكات را پرداخت نموده و با غلامان "سياهان" خوبى نمايم و من طبق همان پيمان اين دستورات مهم را به پايان مى برم.

من از خدا درخواست مى كنم كه با رحمتهاى بى پايانش و با جلال و بزرگى قدرتش به من و تو توفيق دهد تا آنچه كه مورد رضايت او و پسند مخلوقاتش است انجام دهيم. به اين طريق كه خشنودى او جلب و مورد تمجيد و ستايش زياد مردم واقع شويم "با نام نيك زندگى كنيم" و اينكه خداوند پايان عمر من و تو را سعادت و شهادت "كشته شدن در راه خدا" قرار دهد مسلماً ما به سوى او برمى گرديم، سلام بر پيغمبر و خانواده ى پاك و مطهرش، والسّلام.

اين دستخط كه در حقيقت نشانه ى طرز حكومت اسلامى است، توسط امام على "ع" كه نابغه اى در علم بود، نوشته شده است و او بيشتر از هر كس ديگرى بر طبق آن عمل كرده است. از اين نوشته چنين مفهوم مى گردد كه هدف او فقط به جريان انداختن قانون شريعت و بهبود وضع اجتماعى كشور، بدون بر هم زدن آرامش عمومى بوده و اينكه او هرگز فرصت به چپاولگران نمى دهد تا از بيت المال سوءاستفاده نمايند.

آن دربرگيرنده ى تمام اصول اسلامى است. براى بسط و توسعه ى عدالت و حفظ حقوق انسان بدون اينكه بين نژاد سياه و سفيد و مسلمان و غيرمسلمان از هم فرق بگذارند و آن نيز راهنماى موجه و سودمندى است به اسلام متمدن و پيشرو.

او وظايف حكومت و رعيت، ثروتمند و فقير را در برابر هم و طرق مفيد بودن براى عموم و انجام واجبات خدا را روشن كرده است. علاوه بر اين خصوصيات طرز حكومت اسلامى را به سازمانها و ادارات نشان داده است.

به منظور بسط عدالت و مبارزه با ظلم و ستم او حس آزاديخواهى مردم را در جستجوى حقوق حقه خود و ايستادگى در برابر ستمگر تحريك مى كرد.

او در اين رابطه مى گويد: 'به خدا قسم من انتقام مظلوم را از ظالم خواهم گرفت.'

او باز مى گويد: 'دشمن ستمگر و يار مظلوم باشيد.'

او دوباره چنين مى گويد: 'رحمت خدا بر آن كس 