ل نظر بين تمدنها مطرح شده است، پس براى روشنفكران و جامعه شناسان كشورهاى مختلف جهان لازم است مجالس مشاوره و مذاكره تشكيل دهند و درباره ى بحرانهاى سياسى و اقتصادى دنيا و تخفيف انحرافات اخلاقى و نابسامانى جوانان چاره اى بيانديشند و همان طور كه اروپاييان در طول مدت جنگهاى صليبى از مسلمانان كسب دانش نمودند و آن دانش و آگاهى آنها را از بند خرافات آزاد نمود و در نتيجه نهضت علمى اروپا به وقوع پيوست، آنها همچنين بايستى با تمدن اسلام و شخصيتهاى اسلامى چون امام على "ع" آشنا گردند تا راه استقرار صلح و تأمين حقوق بشر را در سراسر دنيا پيدا كنند.

در حال حاضر كشورهاى اسلامى بايستى طرز حكومت و روش بزرگان خود را پيروى نموده و قوانين حكيمانه ى قرآن را در عمل آورده و از شخصيتهاى برجسته ى اسلام الهام بگيرند.

اگرچه تمام زمامداران اسلامى و مجريان قانون الهى، شخصيتهاى ارزنده اى بودند و با روح اسلام حركت مى كردند اما مشهورترين آنها امام على "ع" مى باشد كه شمّه اى از گفتار و كردار آن حضرت در اين كتاب شرح داده شد، تا به وسيله ى همين شخصيت بزرگ و صفات اخلاقى و انسانى اش با ساير تمدّنها وارد مذاكره شويم.

از طرف ديگر كشورهاى اسلامى را شديداً توصيه مى نماييم تا با يكديگر متحد شوند، همان طور كه قرآن مى گويد: 'همگى باهم به ريسمان "امن و امان" خدا چنگ بزنيد و متفرق نشويد "سوره ى آل عمران، آيه ى 103".'

و تا آنجا كه ممكن است احتياجات خود را خودشان برآورند و هرگاه دشمن به گروهى از مسلمانان حمله ور گرديد، ساير كشورهاى اسلامى با دشمن مهاجم قطع رابطه ى سياسى و اقتصادى نمايند.

آنها بايد بدانند تنها چاره ى حفظ استقلال و زنده كردن عزت و شكوه اوليه وحدت و يگانگى و عمل به اسلام متمدّن و پيشرو است. مصرف بيت المال 
وَانـْظـُرْ اِلى مـَا اجـْتـَمـَعَ عـِنـْدَكَ مـِنْ مالِ اللّهِ فَاصْرِفْهُ إِلى مَنْ قِبَلَكَ مِنْ ذَوِى الْعِيالِ وَالَْمجاعَةِ مُصيباً بِهِ مَواضِعَ الْفاقَةِ وَالخَلاّتِ.(223)
و در مـال خـدا كـه نـزد تـو فـراهـم شـده بـنـگـر و آن را بـه عـيـالمـنـدان و گـرسنگانى كه در محل هستند بده ؛ آن چنان كه به طور صحيح به دست فقرا و نيازمندان برسد.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:891.txt">معرفی کتاب </a><a class="text" href="w:text:892.txt">مناظره حضرت علي(ع) با معاويه (كتبي)</a><a class="text" href="w:text:893.txt">مناظره اميرالمؤمنين(ع) با معاويه</a><a class="text" href="w:text:894.txt">مناظره حضرت علي(ع) با مرد شامي </a><a class="text" href="w:text:895.txt">مناظره حضرت علي(ع) با مهاجرين و انصار</a><a class="text" href="w:text:896.txt">مناظره حضرت علي(ع) با اسقف نجران</a><a class="text" href="w:text:897.txt">مناظره حضرت علي(ع) و ابوبكر با يهودي</a><a class="text" href="w:text:898.txt">مناظره حضرت علي(ع) و ابوبكر با عالم يهودي </a></body></html>نام کتاب : مناظرات امام علی (ع)

منبع : سایت اندیشه قم www.andisheqom.comپاسخ امام علی (علیه السّلام) به خواسته‌های معاویه

مناظره حضرت علي(ع) با معاويه (كتبي)

معاویه بن ابوسفیان، در عصر خلافت حضرت علی ـ علیه السّلام ـ پس از بروز جنگ صفّین برای آن حضرت، نامه‌ای نوشت، كه در ضمن آن، چهار مطلب زیر را عنوان كرد: 
1ـ سرزمین شام را به من واگذار كن، تا رهبری آن را خودم به عهده بگیرم. 
2ـ ادامه جنگ (صفّین) موجب خون‌ریزی زیاد و نابودی عرب خواهد شد، آن را متوقّف كن، 
3ـ ما هر دو طرف در مورد جنگ برابر هستیم و هر دو طرف مسلمانند، و شخصیت‌های اسلامی در هر دو سو وجود دارند. 
4ـ ما هر دو از فرزندان عبدمناف (جدّ سوّم پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ) هستیم، و بر یك‌دیگر برتری نداریم، بنابراین هنوز جای آن هست كه از گذشته پشیمان شویم و آینده خود را اصلاح نمائیم.[1] 
امام علی ـ علیه السّلام ـ در پاسخ معاویه بر تك‌تك موارد سخن او جواب مستدل داد، و آن این بود كه فرمود: 
1ـ این‌كه: خواسته‌ای سرزمین شام را به تو واگذارم، آگاه باش من چیزی را كه دیروز از تو منع كردم، امروز به تو نخواهم بخشید (حكومت الهی دیروز و امروز فرق ندارد كه به تبه‌كاران نمی‌رسد). 
2ـ این‌كه نوشته‌ای جنگ موجب نابودی عرب می‌شود، بدان كه اگر آن كس كه در جنگ كشته شده طرفدار حقّ است، جایگاهش بهشت می‌باشد، و اگر طرفدار باطل است، در آتش خواهد بود. 
3ـ این‌كه ادّعا كرده‌ای در جنگ و جنگاوران، من و تو تساوی داریم، چنین نیست، زیرا تو در شكّ به درجه من در یقین نرسیده‌ای، و اهل شام حریص‌تر از اهل عراق به آخرت نیستند. 
4ـ امّا این‌كه گفته‌ای «ما همه از فرزندان «عبد مناف» هستیم»، آری چنین است ولی امیّه (جد تو) مانند (برادرش) هاشم (جدّ من) نیست، و «حرب» (جدّتو) مانند «عبدالمطلّب» (جدّ من) نیست، و ابوسفیان (پدر تو) مانند ابوطالب، پدر من نیست، و هرگز مهاجران، مانند اسیران (كفّار در فتح مكّه) كه آزاد شده رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ شدند، نیستند، و فرزندان صحیح النّسب، همانند منسوب به پدر، نیستند، و حق‌پرست همانند باطل پرست، و مؤمن همانند مفسد نخواهد بود، و چه بدند آنان‌كه اطاعت می‌كنند از گذشتگانی كه در آتشند. 
وانگهی افتخار و برتری مقام نبوّت، در اختیار ما است، كه با آن عزیزان را ذلیل، و ذلیلان را ارجمند ساختیم، هنگامی كه مردم دسته دسته، به اسلام گرویدند و به سوی حقّ سبقت جستند، بعد از همه، شما یا برای دنیا و یا از روی ترس، به اسلام گرویدید (پس هیچ‌گونه فضیلتی در رابطه با اسلام ندارید) بنابراین مراقب باش كه شیطان، راه نفوذی بر تو نیابد.[2]
[1] ـ اقتباس از كتاب الصفّین ابن مزاحم، ص 468 ـ 471. 
[2] ـ اقباس از نهج‌البلاغه، نامه 17. بزرگواری و عظمت علی (ع)

مناظره اميرالمؤمنين(ع) با معاويه

ابن ابی الحدید گوید: روزی از روزهای صفین كه معاویه سخت خویش را در تنگنای جنگ گرفتار دید به عمرو عاص گفت:«من به علی نامه‌ای می‌نویسم باشد كه به وسیله این نامه، علی را در كار پیكار به تردید اندازم و خود را از این مخمصه نجات دهم.» 
عمروعاص پوزخندی زد و گفت: «ای معاویه! تو كیستی كه بتوانی مردی چون علی را بفریبی؟ بی جهت خود را اذیت مكن. علی هرگز فریب تو را نخواهد خورد.» معاویه به حرف عمروعاص گوش نكرد و نامه‌ای برای حضرت نگاشت كه خلاص‌اش چنین است: «اگر ما می‌دانستیم، این جنگ چه بر سرمان خواهد آورد، هرگز داخلش نمی‌شدیم و اكنون هر دو پشیمان هستیم. تو می‌دانی كه لشگر عرب از هر دو سو(هم بواسطه من و هم بواسطه تو) رو به نابودی است. من و تو، هر دو فرزندان عبدمناف و در نَسَب با هم برابریم. اگر حكومت شام را به من واگذاری، من فرمانت را گردن خواهم نهاد.»[1] 
هنگامی كه حضرت آن نامه را ملاحظه كرد چنین پاسخ داد: 
«اما اینكه فرمانروایی شام را از من می‌خواستی، بدان كه چیزی را كه من دیروز به تو ندادم البته امروز نیز نخواهم داد. دیگر آنكه گفتی جنگ موجب از بین بردن عرب شد و از لشكریان من و تو جز اندكی باقی نمانده است، بدان كه هر صاحب حقی كه بدست باطل كشته شود زنده جاویدانه و روانه بهشت اس