تى حضرت رسول اكرم به پيامبرى مبعوث شد و او را به اسلام دعوت ك رد، به آن حضرت عرض نمود مى روم تا از پدرم اجازه بگيرم، اما نرفته بازگشت و گفت مگر خداوند در خلقت من از پدرم اجازه گرفت تا من براى ايمان به او از پدرم اجازه بگيرم. اين داستان با همه ى زيباييش دروغ است. او پيش از اينها و بيش از اينها پيامبر را مى شناخت. وقتى در غار حرا جبرئيل بر پيامبر نازل شد و نبوت او را رسما اعلام كرد، تنها شاهد اين ماجرا او بود كه خود فرمود:

پس از نزول جبرئيل بر پيامبر و دستور به خواند نخستين آيات قرآن، صداى ناله اى شنيدم و از پيامبر پرسيدم يا رسول الله اين ناله از كيست؟ آن حضرت فرمود: على جان، اين ناله ى شيطان است. او از اينكه پيروان من او را بپرستند نااميد شد و از شدت غم و اندوه ناليد. آنگاه پيامبر به من فرمود: آرى على جان، هرآنچ هرا كه من مى شنوم تو هم مى شنوى و هر آنچه را كه من مى بينم تو هم مى بينى. جز اين كه تو پيامبر نيستى. اما تو وصى و جانشين من هستى. تو در مسير صلاح ره مى پيمايى. [ و لقد سمعت رنه الشيطان حين نزل الوحى عليه- صلى الله عليه و آله- فقلت: يا رسول الله ما هذه الرنه؟ فقال: هذا الشيطان قد ايس من عبادته. انك تسمع ما اسمع، و ترى ما ارى، الا انك لست بنبى، و لكنك لوزير و انك لعلى خير. "همان مدرك". ]

به خاطر آن ايمان پاك و نورانى او به خداوند است كه زيباترين خطبه ها و ژرف ترين سخنان توحيدى از اوست. هيچ كس جز استادش پيامبر، آنگونه كه او خدا را ستوده و ثنا گفته و عبادت كرده است، نتوانسته است درباره ى خدا و عظمت و قدرت و اوصاف او سخن بگويد و پيشانى بندگى به درگاه كبريائيش بسايد. وقتى به يگانگى خدا شهادت مى دهد با تمام وجود اين را مى گويد.

خداوند درشهادت به يگانگى خود، او را گواه مى آورد، آنجا كه مى فرمايد: شهد الله انه لا اله الا هو و الملائكه و اولوا العلم قائما بالقسط [ سوره ى آل عمران، آيه ى 18. "تفسير عياشى ج 1 ص 189. ذيل آيه شريفه". ]

خداوند و فرشتگان شهادت مى دهند كه جز او معبويد نيست و نيز دانشمندانى كه به خاطر برپايى عدل و دادگرى به پا خواسته اند همين را گواهى مى دهند. و خداوند در تصديق رسالت پيامبرش به او دستور مى دهد كه علاوه بر خدا، على را به عنوان شاهد رسالت معرفى كند: و يقول الذين كفرو لست مرسلا. قل كفى بالله شهيدا بينى و بينكم و من عنده علم الكتاب [ سوره ى رعد، آيه ى 43. "تفسير قمى جلد 1 ص 368. ذيل آيه شريفه". ] كافران مى گويند تو رسول خدا نيستى. به آنان بگو شاهد و گواه ميان من و شما در درستى ادعاى من خدا است و آن كس كه علم كتاب نزد اوست. آرى چنين كسى اينك هنگام مرگ باز هم به يگانگى خدا و رسالت محمد صلى الله عليه و آله و سلم شهادت مى دهد. بشارت به ظهور مهدى

ارسله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدين كله و لوكره المشركون- صلى الله عليه و آله- [ سوره توبه آيه 33. ] خداوند او را با هدايت- قرآن- و دين حق فرستاده است. او را فرستاده است تا آن دين را بر تمامى دينها پيروز گرداند، هرچند مشركان از فيروزى و فراگيرى اسلام ناخشنود باشند. خداوند بر محمد و خاندان او درود بى پايان مى فرستد.

يكى از مهمترين ويژگيهاى دين اسلام، به عنوان آخرين دين خدا، آن است كه خداوند آن دين را بر تمامى اديان پيروز مى كند. اسلام در سرتاسر جهان با سربلندى و سرافرازى بر همه ى دينها چيره مى گردد و حضرت على عليه السلام در هنگام شهادت به خوبى مى داند كه اين آيه ى شريفه هنوز تحقق نيافته است. مى خواهد با بيان اين آيه آينده ى روشن اسلام را ترسيم كند. مى خواهد در دلها اميد را زنده گرداند. مى خواهد در كالبد بى جان شيعيانش روح تلاش و حركت بدمد. مى خواهد به ظهور فرزندش حضرت مهدى عليه السلام بشارتى دوباره دهد. پيشتر هم در اين باره در موارد گوناگون سخنان ارزشمندى را فرموده بود، از جمله در تفسير همين آيه از او نقل شده است كه فرمود:

صاحب اين امر پنهان خواهد شد به خاطر آن كه عذر او در اين پنهانى كاملا روشن گشته است. چرا كه فتنه در دلها فراگير مى شود تا آنجا كه نزديكترين افراد به او- عموى آن حضرت- دشمن ترين وى مى شود. و اين نهان زيستى ادامه مى يابد تا آن كه خداوند هنگام ظهور، او را با لشگريانى كه ديده نمى شوند يارى مى كند و دين پيامبرش را به دست توانمند او بر تمامى دينها پيروز مى گرداند، هرچند كه كافران از اين پيروزى ناخرسند باشند. [ و غاب صاحب هذاالامر بايضاح العدذر له فى ذالك، لاشتمال الفتنه على القلوب، حتى يكون اقرب الناس اليه اشدهم عداوه له، و عند ذالك يويده الله بجنود لم تروها، و يظهر دين نبيه صلى الله عليه و آله و سلم على يديه على الدين كله و لوكره المشركون. "تفسير نور الثقلين ج 2 ص 212". ] عبادت خالصانه

ثم ان صلاتى و نسكى و محياى و مماتى لله رب العالمين لاشريك له و بذلك امرت و انا من المسلمين پس از اينها كه گفتم، باز تاكيد مى كنم كه همه ى نماز و عبادت من، سرتاسر زندگيم، حتى مردنم، سراسر براى خداست. همان خدايى كه شريكى ندارد و امر شده ام تا يكتاپرست باشم. من مسلمان هستم.

اين سخن دستورى است كه خداوند نخست به پيامبر خويش نازل فرموده و از آن حضرت خواسته است تا آنچنان باشد كه در اين آيه ى شريفه آمده است. قل ان صلاتى و نسكى و محياى و مماتى لله رب العالمين لا شريك له بذلك امرت و انا اول المسلمين [سوره ى انعام، آيه ى 163 -162] گفتنى است كه حضرت على عليه السلام به جاى 'انا اول المسلمين' فرموده است: 'انا من المسلمين'، زيرا كه اول مسلمان حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم است. كه در عوالم پيش از اين عالم بر تمام موجودات سبقت گرفت و بر يگانگى خداوند شهادت داد.

او در دامان پيامبر پرورش يافته است و همان سخن را مى گويد، چون مى داند: فمن كان يرجو لقاء ربه فليعمل عملا صالحا و لايشرك بعباده ربه احدا [ سوره كهف آيه 110. ] هر كس كه اميد لقاى پروردگارش را دارد، بايد كه عمل شايسته بجاى آورد و هيچ كس را در پرستش خداوند شريك نگرداند.

منظور و مقصود اصلى در هر دو آيه ى شريفه، خلوص درعبادت خداوند است و نيز اعلام دستور صريح، مبنى بر اينكه بندگان خدا، در تمام دوران زندگى، تمامى كارها را فقط به خاطر خدا انجام دهند و جز او را در نظر نياورند. پيشتر در سخنى ديگر مى فرمود: خوشا به حال كسى كه عبادت و دعايش خالص براى خدا باشد. و دلش مشغول آنچه ديده اش مى بيند، نگردد، ياد خدا را با آنچه كه گوشش مى شنود، فراموش نكند، سينه اش به آنچه كه به ديگران- از مال دنيا- مى دهند مخزون نشود [ عن ابى الحسن الرضا عليه السلام، ان اميرالمومنين صلوات الله عليه كان يقول: طوبى لمن اخلص لله العباده و الدعا و لم يشغل قلبه بما ترى عليناه، و لم ينس ذكر الله بما تسمع اذناه، و لم يحزن صدره بما اعطى غيره. "بحارالانوار ج 67 ص 229". ]

و نيز همان بزرگوار فرموده است: خداوندا، تو را به خاطر ترس از آتش يا طمع به بهشت، عبادت نمى كنم بلكه ازآن رو كه تو را شايسته ى عبادت يافته ام، عبادتت مى كنم [ قال اميرالمومنين عليه السلا