 الا كتب الله له بكل شعره مريده عليها حسنه. "بحارالانوار، ج 72، ص 4". ]

و امام صادق عليه السلام فرمود: در كتاب حضرت على عليه السلام آمده است: كسى كه مال يتيم را بخورد، پيامد شوم اين كار گريبان فرزندانش را مى گيرد و در آخرت هم گريبانگير خودش مى شود. [ روى عن الصادق عليه السلام قال: فى كتاب على عليه السلام: ان اكل مال اليتيم سيدركه و بال ذلك فى عقبه، و يلحقه و بال ذلك فى الاخره. "بحارالانوار، ج 72، ص 13". ] كند همجنس با همجنس پرواز 
اَلنَّفْسُ الدَّنِيَّةُ لا تَنْفَكُّ عَنِ الدَّناءاتِ.(229)
نفس فرومايه ، از پستى ها جدا نمى شود.
نشان پستى 
مِنْ عَلامَةِ الْلُّؤْمِ سُوءُ الْجِوارِ.(230)
بدى بر همسايه (بد همسايگى ) از نشانه هاى پستى و رذالت است .
پستى ، هرگز! 
اَلْمَنِيَّةُ وَ لاَ الدَّنِيَّةُ، وَالتَّقَلُّلُ وَ لاَ التَّوَسُّلُ.(231)
مـرگ آرى ، پـذيـرش پـسـتـى هرگز! تنگدستى و فقر آرى ! دست به دامن هر كس و ناكس شدن هرگز!
پستى فاحش 
مِن اللُّؤْمِ اءَنْ يَصُونَ الرَّجُلُ مالَهُ و يَبْذُلَ عِرْضَهُ.(232)
از نشانه هاى پستى ، آن است كه مرد، مالش را نگهدارد و آبرويش را ببخشد!
مصداق پستى 
لا لُؤْمَ اَشَدُّ مِنَ الْقَسْوَةِ.(233)
پستى اى ، سخت تر از سنگدلى نيست .
سرشت پست 
سُوءُ الْفِعْلِ دَليلُ لُؤْمِ الاَْصْلِ.(234)
كار بد نشانه پستى سرشت آدمى است .از عمل به قرآن غافل نمانيد

« الله الله فى القرآن! فلا يسبقكم الى العمل به احد غيركم. » حرمت قرآن را پاس بداريد. مراقب باشيد، مبادا كه كسى در عمل به آن بر شما سبقت بگيرده.

پيشتر، قرآن به پيامبر اين پيش بينى را كرده و فرموده بود: و قال الرسول يا رب ان قومى اتخذوا هذا القرآن مهجورا [ فرقان/ 30. در تفسير بيضاوى ذيل آيه آمده است كه اين شكايت پيامبر در دنيا يا در آخرت است. ] روز قيامت- يا در همين دنيا- پيامبر به خداوند عرض مى كند: پروردگارا! اين قوم من قرآن را مهجور ساختند- آن را به كنارى نهادند و به آن عمل نكردند.

اين شكايت پيامبر در حالى است كه آن حضرت سفارش بسيار در خواندن، تعليم، تعلم، و عمل به دستورهاى قرآن، كرده است و قرآن را پناهگاهى استوار در سختهاى روزگار شمرده است: شما در زمان- و مكانى- سست به سر مى بريد. اينك بر پشت شتر زمانه سواريد و او به سرعت شما را به سوى مرگ مى برد. مى بينيد كه چگونه شب و روز و خورشيد و ماه مى آيند و مى روند و هر نوى را كهنه و فرسوده مى سازند و هر دورى را نزديك مى كنند و هر وعده اى را حاضر مى نمايند. پس براى پيمودن راهى دراز خود را مهيا كنيد و توشه برگيريد.

مقداد برخاست و پرسيد: يا رسول الله منظور از جايگاه سست چيست ؟

حضرت فرمود: همين دنياست. خانه اى كه در آن سخت مبتلا مى شويد و سپس از آن كوچ مى كنيد. حال كه چنين است، آنگاه كه فتنه ها مانند پاره هاى شب سياه شما را فروگرفت به قرآن پناه ببريد. قرآن شفاعت مى كند و شفاعتش را مى پذيرند، قرآن از آنان كه به آن بى اعتنايى مى كنند، سعايت مى كنند و سعايت و شكايت قرآن را تصديق مى كنند. هر كس قرآن را پيش روى خويش قرار دهد، قرآن او را به بهشت وارد مى كند و هر كس قرآن را پشت سر اندازد، قرآن او را به دوزخ مى افكند... [ [قال رسول الله صلى الله عليه و آله: يا ايها الناس انكم فى زمان هدنه، و انتم على ظهر السفر و السير بكم سريع. فقد رايتم الليل و النهار و الشمس و القمر يبليان كل جديد و يقربان كل بعيد، و ياتيان بكل موعود. فاعدوا الجهاز لبعد المفاز. فقام المقداد فقال: يا رسول الله! ما دار الهدنه؟ قال: دار بلاء و انقطاع. فاذا التبست عليكم الفتن كقطع الليل المظلم، فعليكم بالقرآن. فانه شافع مشفع و ماحل مصدق. من جعله امامه قاده الى الجنه و من جعله خلفه ساقه الى النار. "تفسير عياشى 13:1". ] ]

حضرت على هم كه شاگرد نخست مكتب قرآن بود، سخنانى در آسا و گهربار در عظمت قرآن، گفته است، چنانچه در يكى از آن گفتارهاى فراوان مى فرمايد: قرآن را بياموزيد، زيرا كه نيكوترين گفتار است، ژرفاى آيات آن را خوب بفهميد، چون كه بهار و طراوت دلهاست. به نور قرآن شفا بجوييد، چرا كه شفابخش سينه هاست، آن را به نيكويى بخوانيد، زيرا كه سودمندترين قصه هاست، - و آگاه باشيد- دانشمندى كه به آنچه غير از دانش اوست عمل كند، همانند جاهل سرگشته اى است كه از بيمارى جهل بهبودى نيابد. بلكه حجت خدا- به خاطر علمش- بر او بزرگتر، و حسرت و پشيمانى اش لازمتر، و نزد خداوند سرزنش بر او بيشتر است. [ و تعلموا القرآن فانه احسن الحديث، و تفقهوا فيه فانه ربيع القلوب، و استشفوا بنوره فانه شفاء الصدور، و احسنوا تلاوته فانه انفع القصص. و ان العالم العامل بغير علمه كالجاهل الحائر الذى لايستفيق من جهله، بل الحجه عليه اعظم، و الحسره له الزم و هو عند الله الوم. "نهج البلاغه صبحى صالح، خطبه 110". ]

اما با همه ى اين توصيه ها، حضرت اميرالمومنين چنين پيشگويى مى كنند: پس از من روزگارى را در مى يابيد كه در آن زمان چيزى نهان تر از حق و آشكارتر از باطل نيست، روزگارى كه بيشترين دروغ و ناروا به خدا و رسول بسته مى شود. نزد مردم آن دوران كالايى بى ارزش تر از كتاب خدا نيست، البته آن هنگام كه آيات آن به حق تلاوت و معنا شود. و در عين حال كالايى رايج تر و پربهاتر از قرآن نيست، البته آن گاه كه معانى آن از موضع و منظور اصلى تحريف شود... [ انه سياتى عليكم من بعدى زمان ليس فى ذلك الزمان شى ء اخفى من الحق و لا اظهر من الباطل و لا اكثر من الكذب على الله تعالى و رسوله صلى الله عليه و آله، و ليس عند اهل ذلك الزمان سلعه ابور من الكتاب اذا تلى حق تلاوته و لا سلعه انفق بيعا و اغلى ثمنا من الكتاب اذا حرف من مواضعه... "كافى 387:8". ] حق همسايگى را پاس بداريد

« الله الله فى جيرانكم! فان النبى صلى الله عليه و آله و سلم اوصى بهم. و مازال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم يوصى بهم حتى ظننا انه سيورثهم . » شما را درباره همسايگانتان سفارش مى كنم. زيرا پيامبر درباره ى ايشان سفارش فرموده است. و آنقدر آن جناب درباره آنها سفارش مى فرمود كه ما پنداشتيم همسايه را از همسايه ارث خواهد داد.

يكى از حقوق بسيار مهم كه اسلام براى مسلمانان معين فرموده است، حق همسايگى است. امام صادق عليه السلام از پدران بزرگوار خويش نقل مى كند كه آنان از حضرت على عليه السلام نقل كرده اند كه آن حضرت فرمود: مردم از پيامبر پرسيدند: اى پيامبر خدا، آيا در مال مسلمان غير از زكات حق واجب ديگرى هم هست كه بايد آن را بپردازد ؟ آن حضرت پاسخ داد: آرى! رسيدگى به خويشاوندان به هنگامى كه از انسان روى بگردانند- و تنگدست باشند- و نيز رسيدگى به همسايه مسلمان، حقى است كه خداوند در دارائى مسلمان قرار داده است.

سپس حضرت رسول اكرم فرمود: كسى كه با شكم سير سر بر بالين گذارد در حالى كه همسايه مسلمانش گرسنه است، به راستى به من ايمان نياورده است. و آنگاه فرمود: جبرئيل آنچنان پيوسته به من درباره همسايه سفارش مى كرد كه من پنداشتم همسايه ها از يكديگر ارث مى برند. [ عن الصاد