د النفس. "بحارالانوار 182:19"]

حضرت على عليه السلام فرمود:

»» گفتگو و مباحثه ى علمى جهاد است. [ والعمل به "العلم" جهاد. "بحارالانوار 171:1". ]

»» عمل به آنچه مى دانيم جهاد است.

»» همسردارى نيكو براى زن جهاد اوست. [ جهاد المراه حسن التبعل. "بحارالانوار 99:10". ]

امام صادق عليه السلام فرمود:

»» پوشاندن سر امامان جهاد است. [ و كتمان سرنا جهاد فى سبيل الله. "بحارالانوار 64:2". ]

»» حج همان جهاد ضعيفان است. [ الحج جهاد الضعفاء و نحن الضعفاء. "بحارالانوار 12:96". ]

و بالاخره امام باقر عليه السلام فرمود:

»» كدام جهاد بالاتر و برتر از پاكدامنى و پاكيزه خورى است؟ [ و اى جهاد افضل من عفه بطن و فرج. "بحارالانوار 12:96". ]

در بيان اهميت جهاد، نخست به ذكر چند آيه مى پردازيم:

يا ايها الذين آمنوا هل ادلكم على تجاره تنجيكم من عذاب اليم

- اى كسانى كه ايمان آورده ايد! آيا شما را به تجارتى دلالت كنم كه شما را از عذابى دردناك نجات مى دهد؟

تومنون بالله و روسله و تجاهدون فى سبيل الله باموالكم و انفسكم ذلكم خير لكم ان كنتم تعلمون

- آن تجارت كه شما از عذاب دوزخ مى رهاند همان است كه- به خدا و رسول خدا ايمان مى آوريد و با مال و جانتان در راه خدا جهاد مى كنيد.- بى ترديد- اگر بدانيد، اين- ايمان و جهاد- براى شما بهترين است.

يغفر لكم ذنوبكم و يدخلكم جنات تجرى من تحتها الانهار و مساكن طيبه فى جنات عدن ذلك الفوز العظيم

- از ثمرات و نتايج ايمان و جهاد آن است كه- خداوند گناهانتان را مى بخشايد و شما را به باغهايى كه نهرها از زير آن جارى است و خانه هايى بس نيكو دارد، در بهشتى بين، وارد مى كند. اين- بهشتى شدن- رستگارى و سعادت عظيمى است.

و اخرى تحبونها نصر من الله و فتح قريب و بشر المومنين. [ صف/ 13 -10. ]

- و ثمره ى ديگر جهاد كه در اين دنياست- و شما آن را دوست مى داريد آن است كه پيروزى و فتحى نزديك، از جانب خدا نصيب شما مى گردد. و به اين خاطر، اى پيامبر- مومنان را بشارت بده.

حضرت على عليه السلام در اهميت جهاد مى فرمايد: اما بعد- از حمد و ستايش خداوند- پس، به راستى كه جهاد درى از درهاى بهشتى است كه خداوند آن را براى اولياى برگزيده و ويژه خويش گشوده است. جهاد، لباس و پوشش تقوا، زره بازدارنده و سپر محكم خداوند است.- از اين رو- هر كس جهاد را به خاطرى دورى از آن ترك كند خداوند جامه مذلت و رداى گرفتارى بر او مى پوشاند. و با اين خفت و خوارى، زبون و ذليل هم مى شود و پرده جهل و بى خردى بر دلش مى افتد. با تباه كردن امر جهاد، حق از او روى مى گرداند و نكبت و بيچارگى گريبانش را مى گيرد و از عدل و دادگرى محروم مى ماند. [ اما بعد، فان الجهاد باب من ابواب الجنه، فتحه الله لخاصه اوليائه و هو لباس التقوى، و درع الله الحصينه، و جنته الوثيقه، فمن تركه رغبه عنه البسه الله ثوب الذل و شمله البلاء، و ديث بالصغار و القماءه، و ضرب على قلبه بالاسهاب، اديل الحق منه بتضييع الجهاد و سيم الخسف و منع النصف. "نهج البلاغه خطبه ى 27". ]

نكته ى مهمى كه حضرت اميرالمومنين در وصيت خويش به آن اشاره مى فرمايد آن است كه جهاد منحصر در دو گروه است، امام هدايت و فرمانبردار و مطيع او. يعنى اگر فقط معناى لغوى جهاد مورد نظر باشد كه همان سختى و مشقت است، مى تواند شامل حال كافران نيز باشد. آنها در مقابله و رويارويى با مسلمانان دچار سختى مى شوند، چنانچه مى فرمايد: و لا تهنوا فى ابتغاء القوم ان تكونوا تالمون فانهم يالمون كما تالمون و ترجون من الله ما لايرجون [ نساء/ 104. ] در تعقيب و دستگيرى كافرانى كه با شما مى جنگند سستى نكنيد. اگر شما در اين جنگ رنج و آسيب مى بينيد، آنها هم رنج فراوان مى بينند- اما- شما از لطف و رحمت خدا اميدى داريد كه آنها ندارند.

و يا آنكه مى فرمايد: الذين منوا يقاتلون فى سبيل الله و الذين كفروا يقاتلون فى سبيل الطاغوت [ نساء/ 76. ] آنان كه ايمان آورده اند در راه خدا مى جنگند و آنان كه كافر شده اند در راه طاعوت مبارزه مى كنند.

مبارزه مومنان در راه خدا جهاد ناميده مى شود. اما تلاش و مقاتله كافران هر چند توام با سختى و ناراحتى است نه تنها هيچ ارزشى ندارد بلكه روز قيامت، و زر و گناه آن گريبان ايشان را مى گيرد: قل هل ننبئكم بالاخسرين اعمالا الذين ضل سعيهم فى الحياه الدنيا و هم يحسبون انهم يحسنون صنعا اولئك الذين كفروا بآيات ربهم و لقائه فحبطت اعمالهم فلا نقيم لهم يوم القيامه وزنا [ كهف 103 و 104. ] اى پيامبر! به مردم بگو آيا شما را درباره ى زيانكارترين افراد از نظر عمل، آگاه كنم؟ همان كسانى كه سعى و تلاش آنها در همين حيات دنيا گم و نابود شد و آنها مى پندارند كه در حال انجام كار نيك هستند. ايشان كسانى هستند كه به آيات پروردگار و لقاى او كافر شدند، بنابراين اعمال آنان نابود گشت و روز قيامت براى تلاشهاى آنان ارزشى قائل نخواهيم شد.

به اين ترتيب روشن مى شود كه تلاش و مجاهده و مقاتله، اگر زير نظر و به دستور امام معصوم نباشد فاقد ارزش است.

اين بحث را با نقل يك روايت به پايان مى بريم: راوى اين روايت حضرت امام صادق است. آن جناب مى فرمايد: عباد بصرى در راه مكه حضرت امام سجاد عليه السلام را ملاقات كرد، به آن حضرت عرض نمود: آيا جهاد و سختى آن را رها كرده اى و به حج و راحتى آن روى آورده اى؟ در حالى كه خداوند مى فرمايد:'خداوند جان و مال مومنان را مى ستاند و در عوض به آنها بهشت مى دد. همان مومنانى كه در راه خدا مقاتله مى كنند...' [ توبه/ 111 و 112. ]

امام عليه السلام از او خواست آيه بعد را بخواند. در آيه بعد آمده است: 'آن مومنان همان كسانى هستند كه توبه و عبادت مى كنند و غرق بندگى خدا مى شود و ركوع و سجود مى كنند. امر به معروف و نهى از منكر مى نمايند. حافظ حدود خدا هستند. به ايشان بشارت بده.' امام زين العابدين فرمود: اگر پيروانى اين چنين يافتيم، البته جهاد با آنان از حج گزاردن برتر و بالاتر است. [ وسائل الشيعه ج 16 ص 33 به نقل از كافى. ] ياور فرزندان پيامبر باشيد

« الله الله فى ذريه نبيكم! فلايظلمن بحضرتكم و بين ظهرانيم و انتم تقدرون على الدفع عنهم. » درباره ى فرزندان پيامبرتان خدا را درنظر آريد. مبادا در حضور يا در غياب شما به آنان ظلم شود در حالى كه شما مى توانيد شما را از آنان دور سازيد.

پيامبر در برابر رنج فراوان و آزار زيادى كه در هدايت مردم متحمل شد، پاداشى طلب نكرد و به دستور خداوند چنين ابلاغ فرمود: قل ما اسئلكم عليه اجرا الا الموده فى القربى [ سوره ى شورى، آيه ى 23. ] اى پيامبر به مردم بگو من از شما براى رسالت مزدى نمى خواهم، جز آنكه با خاندان من دوستى و مهربانى كنيد.

البته در جاى ديگرى هم فرموده است: قل ما سئلتكم من اجر فهو لكم [ سوره ى سبا، آيه ى 47. ] پاداشى كه از شما مى خواهم به سود خود شماست .

يعنى دوستى با خاندان پيامبر كه اجر رسالت است باز به سود خود مسلمانان است . علت آن هم روشن است، زيرا اگر كسى با اهل بيت دوستى كند نجات مى يابد و رستگار مى شود [ حديث سفينه بسيار معروف است كه پيامبر فرمود: مثل اهل بيت