 ست. و كسانى كه با اويند نسبت به كافران بسى سخت گير و با يكديگر بسيار مهربانند. ايشان را مى بينى كه بسيار ركوع و سجود مى كنند- نماز مى خوانند- در حالى كه لطف و رضوان خدا را طلب مى كنند.

همين ويژگى را حضرت اميرالمومنين- البته با شرح بيشتر- درباره ى اصحاب پيامبر، بيان مى دارد. [ بحارالانوار ج 22 ص 306 باب فضل المهاجرين و الانصار. ] همچنان كه ملاحظه شد، تمامى ستايشها و سفارشها درباره اصحابى است كه ويژگيهاى آنان را برشمرديم، اما از سوى ديگر قرآن مى فرمايد: احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا آمنا و هم لا يفتنون [ عنكبوت/ 2. ] مردم گمان مى كنند همين كه گفتند ايمان آورديم، به حال خود رها مى شوند و به فتنه نمى افتند؟

آرى فتنه اى عظيم پس از رحلت رسول خدا برخاست و گروهى از همان اصحاب- يا منافقينى كه در لباس اصحاب بودند- لغزيدند، چنانكه قرآن پيش بينى كرده بود: و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل افان مات او قتل انقلبتم على اعقابكم و من ينقلب على عقبيه فلن يضر الله شيئا [ آل عمران/ 144. ] محمد رسولى است كه پيش از او نيز رسولانى آمده و رفته بودند. آيا اگر بميرد و يا كشته شود شما به دوران جاهليت بازمى گرديد؟ و البته اگر كسى چنين كند هرگز به خدا زيانى نمى زند.

پديده بسيار اسف انگيزى كه در امت اسلام پس از رحلت پيامبر رخ داد از آن حكايت مى كند كه پيا مبر، پيشتر پيش بينى وقوع آن حادثه ى تلخ را كرده بود، زيرا كه در سفارش نسبت به صحابه و ياران خويش، گروهى از آنان را كه پديده بدعت و نوآورى و دگرانديشى در دين را به وجود آوردند، نفرين مى كند و حتى كسانى را كه بدعت گذاران را پناه مى دهند و پشتيبانى مى كنند مشمول اين لعن و نفرين مى سازد.

اين حقيقت تلخ و وحشتناك در روايتى كه اسماعيل بخارى محدث بسيار معروف و مهم اهل سنت در مهم ترين كتاب حديث، نقل مى كند، آمده است: ابن عباس مى گويد: پيامبر در جمع ما مسلمانان به خطبه ايستاد و فرمود: روز قيامت شما با پاى برهنه و بدن عريان محشور مى شويد. همانگونه كه در ابتداى آفرينش خداوند ما را آفريده بود ما را به همان حال برمى گرداند. اولين كسى كه در روز قيامت پوشانده مى شود حضرت ابراهيم است.

در آن روز مردانى را از امت من به صحراى محشر مى آورند و آنان را در صف دوزخيان قرار مى دهند. من با ناراحتى به پيشگاه ربوبى عرض مى كنم: پروردگارا! اين بيچارگان اصحاب منند. به آنان رحم كن ... خداوند در پى درخواست من مى فرمايد: تو نمى دانى پس از تو چه بدعتها در دين نهادند. من نيز همان سخنى را كه بنده صالح خدا، حضرت عيسى در روز قيامت مى گويد، مى گويم: كنت عليهم شهيدا ما دمت فيهم فلما توفيتنى كنت انت الرقيب عليهم و انت على كل شى ء شهيد ان تعذبهم فانهم عبادك و ان تغفر لهم فانك انت العزيز الحكيم [ مائده/ 117 و 118. داستان حضرت عيسى و اينكه عده اى از مسيحيان او و مادرش را خدا انگاشتند. ] پروردگارا! من تا زمانى كه در ميان آنها بودم گواه ايشان بودم. آنگاه كه مرا بردى تو خود رقيب و نگاهبانشان بودى.و تو بر همه چيز شاهد و گواهى. اگر عذابشان كنى بندگان تواند و اگر آنها را بيامرزى به راستى كه تو فرازمند و حكيمى.

آنگاه گفته مى شود: آنان بلافاصله پس از تو از دين برگشتند و مرتد شدند. [ صحيح بخارى به شرح كرمانى، كتاب الرقاق، حديث 6139، مضمون مذكور در جاهاى ديگرى نيز از همين كتاب آمده است: كتاب الرقاق حديث 6189، حديث 6190 و حديث 6193،6192،6191، گفتنى است كه راويان اين احاديث افراد مختلف مى باشند. ] هديه نيكو 
نِعْمَ الْهَدِيَّةُ اَلْمَوْعِظَةُ.(235)
پند و اندرز چه هديه خوبى است .
معجزه موعظه 
اَحْىِ قَلْبَكَ بِالْمَوْعِظَةِ.(236)
دلت را با موعظه زنده بدار.
بزرگ ترين توفيق 
مِنْ اَكْبَرِ التَّوْفيقِ الاَْخْذُ بِالنَّصيحَةِ.(237)
بزرگ ترين توفيق براى انسان ، پذيرش نصحيت است .
آداب نصيحت 
اِمْحَضْ اَخاكَ النَّصيحَةَ حَسَنَةً كانَتْ اَوْ قَبيحَةً.(238)
براى برادر خود پند را خالص گردان خواه برايش خوش آيند باشد يا ناخوش آيند.
واعظ درونى 
وَاعـْلَمـُوا اءَنَّهُ مـَنْ لَمْ يـُعـَنْ عَلى نَفْسِهِ حَتَّى يَكُونَ لَهُ مِنْهَا وَاعِظٌ وَ زَاجِرٌ. لَمْ يَكُنْ لَهُ مِنْ غَيْرِهَا زَاجِرٌ وَ لاَ وَاعِظٌ.(239)
آگاه باشيد آن كس كه به خويش كمك نكند و واعظ و مانعى از درون جانش براى او فراهم نگردد از ديگران واعظ و مانعى نخواهد يافت .
ضرورت عمل به گفته قبل از صدور فرمان 
اَيُّّهـَا النـّاسُ اِنـّى وَاللّهِ مـا اَحـُثُّكـُمْ عَلى طاعَةٍ اِلاّ وَ اَسْبِقُكُمْ اِلَيْها وَ لا اَنْهاكُمْ عَنْ مَعْصِيَةٍ اِلاّ وَ اَتَناهى قَبْلَكُمْ عَنْه ا.(240)
اى مـردم ! بـه خـدا سـوگـنـد، مـن شما را به طاعتى برنمى انگيزم جز كه خود پيش از شما به گـزاردن آن بـرمـى خـيـزم و شـمـا را از مـعـصيتى بازنمى دارم جز آن كه خود پيش از شما آن را فرومى گذارم .
پندآموز مخلص 
لَيـْسـَتِ الرُّؤْيـَةُ مـَعَ الاَْبـْصـارِ فـَقـَدْ تـَكـْذِبُ الْعـُيـُونُ اَهـْلَهـا، وَ لا يـَغـُشُّ الْعـَقـْلُ مـَنـِ استَنْصَحَهُ.(241)
ديـدن [حقايق ] تنها با چشمها [ى ظاهرى و حسّى ] نيست . چه بسا كه چشم ها به صاحب خود دروغ بگويند، اما آن كه از عقل راه بجويد، عقل به او خيانت نكند.
بهترين تجربه 
خَيْرُ ما جَرَّبْتَ ما وَعَظَكَ.(242)
بهترين تجربه ات آن است كه تو را پند دهد.
خوش بختى و تيره بختى 
اَلسَّعيدُ مَنْ وُعِظَ بِغَيْرِهِ، وَالشَّقِىُّ مَنِ انْخَدَعَ لِهَوَاهُ وَ غُرُورِهِ.(243)
خوشبخت كسى است كه از ديگران موعظه بپذيرد و بدبخت كسى است كه فريفته هوس و نخوت خويش گردد.زنان و زيردستان را دريابيد

« الله الله فى النساء و فيما ملكت ايمانكم. فان آخر ما تكلم به نبيكم صلى الله عليه و آله و سلم ان قال: اوصيكم بالضعيفين: النساء و ما ملكت ايمانكم. » درباره ى زنان و زيردستان از خدا بترسيد. زيرا آخرين مطلبى كه پيامبر- هنگام مرگ- درباره اش سخن گفت اين بود كه فرمود:شما را درباره ى دو گروه ناتوان سفارش مى كنم: زنان و زيردستان.

دانستن اهميت همسرى و نعمت وجود زن، ما را در رعايت حال زنان و همسران آگاه تر مى سازد. ابتدا مناسبت است ماجراى آفرينش حضرت حوا را بدانيم:

خداوند وقتى حضرت حوا را از همان گل حضرت آدم عليه السلام آفريد، ادم به او نگريست و او را شبيه خود يافت. با او سخن گفت و پاسخ شنيد. در اين هنگام به خداوند عرض كرد: پروردگارا! اين آفريده ى زيبا كيست كه به همنشينى او انس مى گيرم؟ و خداوند به او فرمود: اين كنيز من حواست. سپس از آدم پرسيد: آيا دوست مى دارى كه او با تو باشد، مونس تو گردد و با تو هم سخن شود و پيرو امر تو باشد؟ آدم عرض كرد: آرى پروردگارا! اگر چنين كنى پيوسته شاكر و ستايشگر تو خواهم شد. [ من لايحضره الفقيه ج 3 ص 379. ]

خداوند درباره آيت و نعمت همسرى مى فرمايد:

و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم موده و رحمه ان فى ذلك لايات لقوم يتفكرون [ روم/ 21. ] از نشانه هاى قدرت خداون