ناه عده اى ديگر عذاب نمى كند، البته تا آن زمان كه آن گروه گناهكار در خفا و پنهانى گناه كنند و عموم مردم از گناهان آنان آگاه نشوند. اما اگر گناهكاران آشكارا مرتكب منكر شدند و مردم خونشان به جوش نيامد و به مقابله با آن گناه برنخاستند عقوبت خداوند گريبان هر دو گروه را فرامى گيرد. [ ايها الناس! ان الله لايعذب العامه بذنب الخاصه اذا عملت الخاصه بالمنكر سرا من غير ان تعلم العامه، فاذا عملت الخاصه المنكر جهارا فلم يغير ذلك العامه استوجب الفريقان العقوبه من الله. "بحارالانوار ج 97 ص 75". ]

امام باقر عليه السلام در همين باره فرمود: خداوند به حضرت شعيب وحى فرمود كه من صد هزار نفر از قوم تو را عذاب خواهم كرد، چهل هزار نفر از بدكاران و شصت هزار نفر از نيكوكاران.

جناب شعيب عرض كرد: خداوندا! بدكاران را شايسته است كه عذاب مى كنى، اما نيكوكاران را چرا.

خداوند به حضرت شعيب وحى فرمود كه من صد هزار نفر از قوم تو را عذاب خواهم كرد، چهل هزار نفر از بدكاران و شصت هزار نفر از نيكوكاران.

جناب شعيب عرض كرد: خداوندا! بدكاران را شايسته است كه عذاب مى كنى، اما نيكوكاران را چرا؟

خداوند وحى كرد: عذاب نيكوكاران از آن روست كه با گناهكاران سازش كردند و در مقابل گناه آنان نايستادند و از خشم و غضب من خشمگين و غضبناك نشدند. [ اوحى الله تعالى شعيب النبى عليه السلام: انى معذب من قومك مائه الف، اربعين الفا من شرارهم و ستين الفا من خيارهم. فقال: يا رب هولاء الاشرار، فما بال الاخيار؟ فاوحى الله عزوجل اليه: داهنوا اهل المعاصى، فلم يغضبوا لغضبى. "بحارالانوار ج 97 ص 93". ]

با وجود اينهمه تاكيد بر امر به معروف و نهى از منكر، اين كار بس مهم به عهده همه كس واگذار نشده است و گروهى خاص مامور به انجام آن هستند. چنانچه نقل است كه از امام صادق پرسيدند: آيا امر به معروف و نهى از منكر بر همه واجب است؟ امام عليه السلام فرمود: خير. پرسيدند: چرا بر هه واجب نيست؟ فرمود: اين امر مهم بر عهده ى كسى است كه توانمند باشد و مردم از او اطاعت كنند و همچنين به موارد معروف و منكر معرفت داشته باشد، آدم ناتوانى كه خودش هم راه يافته نيست و نمى داند آيا به باطل امر مى كند يا از حق نهى مى نمايد و يا برعكس، چگونه مى تواند عهده دار اين مهم باشد؟ دليل بر درستى اين سخن هم در كتاب آمده است كه مى فرمايد:'بايد چنان باشد كه گروهى از شما مردم را به خير و خوبى دعوت كنند، امر به معروف نمايند و نهى از منكر كنند.' اين آيه شريفه به گروه خاصى دستور مى دهد كه عهده دار اين امر باشند. [ سئل عن الامر بالمعروف و النهى عن المنكرا واجب هو على الامه جميعا؟ قال: لا، فقيل: و بم؟ قال: انما على القوى المطاع، العالم بالمعروف عن المنكر، لا على الضعفه الذين لايهتدون سبيلا، الى اى من اى يقول، الى الحق ام الى الباطل؟ و الدليل على ذلك من كتاب الله قول الله عزوجل:'ولتكن منكم امه يدعون الى الخير و يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر' فهذا خاص غير عام. "بحارالانوار ج 97 ص 93". ]

آخرين مطلب در اين باب، آن است كه امام صادق عليه السلام فرمود: امر به معروف و نهى از منكر فقط درباره دو گروه بايد انجام گيرد: مومنى كه با اين كار به خود آيد و جاهلى كه نمى دانسته و بداند. اما درباره كسى كه سركش است و بى خبر و شلاق و شمشير به دست دارد و گفتن سخن حق به او بى اثر، لزومى به امر به معروف و نهى از منكر نيست. [ انما يومر بالمعروف و ينهى عن المنكر مومن فيتعظ، او جاهل فيتعلم، فاما صاحب سوط و سيف فلا. "بحارالانوار ج 97 ص 75". ]

البته خداوند از زبان گروهى از بنى اسرائيل كه گروه ديگرى را موعظه مى كردند، چنين مى فرمايد: هنگامى كه گروهى به آنان گفتند: چرا قومى را كه خداوند هلاكشان مى سازد يا عذابش مى كند، موعظه مى كنيد؟ در پاسخ گفتند: براى آنكه ديگر براى آنان نزد خدا عذرى نماند و شايد كه پروا پيشه كنند. [ و اذا قامت امه منهم لم تعظون قوما الله مهلكهم او معذبهم عذابا شديدا قالوا معذره الى ربكم و لعلهم يتقون. "اعراف/ 164". ] با يكديگر مهربان باشيد و از جدايى بپرهيزيد

« و عليكم يا بنى بالتواصل و التباذل و التبار و اياكم و التقاطع و التدابر و التفرق. » 'و تعاونوا على البر و التقوى و لا تعاونوا على الاثم و العدوان و اتقوا الله فان الله شديد العقاب' [ سوره ى مائده آيه ى 2. ] فرزندان دلبندم! دوباره به شما سفارش مى كنم: به يكديگر بپيونديد، نسبت به يكديگر بذل و بخشش كنيد، از نيكى كردن به يكديگر غافل نمايند. و از اينكه از يكديگر ببريد و پشت به هم كنيد و پراكنده شويد، سخت برحذر باشيد. در نيكى و تقوا با يكديگر همكارى كنيد و در گناه و دشمنى دست به دست هم ندهيد. از خدا بترسيد كه عقاب او بسى سخت است.

علاوه بر توصيه اى كه آن حضرت پيشتر درباره ى اتفاق و يكدلى زندان و پيروى خويش داشت، مجددا آنها را به دوستى و مهربانى سفارش مى كند و به خاطر آسيبهاى فراوانى كه جامعه، از اختلاف و چند دستگى و پراكندگى، متحمل مى شود، باز ايشان را از تفرقه و چند دستگى برحذر مى دارد.

در گزارشى كه آن جناب از اثرات و ثمرات بعثت برمى شمرد يكى از نعمتهاى بعثت را آن مى داند كه پيامبر به مسلمانان دستور داد كه: امركم ان تعاطفوا و تباروا و تباشروا و تباذلوا و تراحموا و نهاكم عن التناهب و التظالم والتحاسد و التباغى. [ بحارالانوار ج 33 ص 567. ]

فرمان پيامبر آن بود كه نسبت به يكديگر عطوفت و مهر داشته باشيد. با هم مباشرت و دوستى كنيد. از بخشش مال براى يكديگر دريغ نورزيد و با هم مهربان باشيد. و شما را از اينكه يكديگر را غارت كنيد و به يكديگر ستم روا داريد و نسبت به هم حسادت بورزيد و براى هم، سركشى كنيد، نهى اكيد فرمود.

و حضرت على عليه السلام يك بار در سفارش ارزشمندى كه به ياران خويش داشت، به آنان فرمود: 'پشتيبان و ياور يكديگر باشيد، به هم مهر و عطوفت بورزيد، و با مال، به يكديگر بذل و بخشش كنيد.' 'و مانند منافقى مباشيد كه كارهاى خوب را توصيف مى كند اما به آنها عمل نمى نمايد.' [ توازروا و تعاطفوا و تباذلوا، و لا تكونوا بمنزله المنافق الذى يصف ما لايفعل. "بحارالانوار ج 71 ص 224". ]

و بالاخره آنكه فرموده است: 'آنان كه به يكديگر مى پيوندند و از دارايى خويش به مومنان مى بخشند، نزد خداوند ماجور هستند و آنان كه از ديگران مى برند و به يكديگر پشت مى كنند، مرتكب گناه مى گردند.' [ فان المتواصلين المتباذلين، ماجورون، و ان المتقاطعين المتدابرين، موزون. "كافى 153:2". ] انتقامجويى نكنيد

به نظر مى رسيد هر آنچه مهم بوده و مى خواسته بگويد، گفته است. اينك نگاههاى آن حضرت رنگ وداع به خود گرفته است. دوباره يك يك حاضران را از نظر گذرانيد و در همان حال فرمود: « حفظكم الله من اهل بيت و حفظ فيكم نبيكم. » خداوند شما اهل بيت پيامبر را حافظ و نگهدار باشد و سنتها و يادگارها و فرمانهاى آن عزيز را در ميان شما زنده و جاويد بدارد.

ديگر هنگام خداحافظى فرا رسيده است. دلى به اين دنيا نبسته بود تا بخواهد به سختى از آن 