دل بكند. آرام و شمرده، در حالى كه چشم برهم مى نهاد، زمزمه كرد: « استودعكم الله و اقرا عليكم السلام و رحمه الله و بركاته. » شما را به خدا مى سپارم و سلام و درود خداحافظى بر شما مى فرستم. رحمت و بركات خدا بر شما باد.

اما ناگهان آنچنان كه گويا نكته مهمى به خاطرش آمده باشد، حركتى كرد، چشم گشود و با صدايى رسا و محكم فرمود:

« يا بنى عبدالمطلب لا الفينكم تخوضون دماء المسلمين خوضا. تقولون قتل اميرالمومنين، قتل اميرالمومنين. الا لايقتلن بى الا قاتلى! » اى خاندان عبدالمطلب! مبادا ببينم كه در خون مسلمانان غوطه ور شده ايد به اين بهانه كه بگوييد: اميرالمومنين را كشتند، اميرالمومنين را كشتند. هوشيار باشيد، با شما سخن مى گويم. به خاطر كشته شدن من جز قاتل من نبايد كشته شود.

همه مى دانستند قاتل او از گروه خوارج است و دشمنى آنان با حضرت على و ديگر مسلمانان، كاملا آشكار بود. بازمانده خوارج نيز مورد شناسايى بودند و چه بسا عده اى مى خواستند به بهانه آنكه قاتل اميرالمومنين همان خوارج هستند خون خوارج و يا حتى ديگران را به اين عنوان كه از خوارج هستند، بريزند و خلاصه در جامعه فتنه برخيزد و خون ناحق ريخته شود. به هر حال پس از اين هشدار كه با هيجان بيشترى ادا شد و ضعف را كاملا بر آن حضرت مستولى كرد، كوشيد سخن ديگرى نيز بر زبان آورد، با زحمت و سختى بسيار فرمود:

« انظروا اذ انا مت من ضربته هذه فاضربوه ضربه بضربه » . اگر من از اين ضربت مردم،- كه مى ميرم- در برابر ضربتى كه او به من زده است فقط يك ضربت به او بزنيد.

و به عنوان آخرين سفارش فرمود: « و لا يمثل بالرجل. فانى سمعت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم يقول: اياكم و المثله، و لو بالكلب العقور. » مبادا كه قاتل مرا مثله كنيد. اعضاى بدنش را- چنانچه رسم عرب در دوران جاهليت بود- قطعه قطعه نكنيد. چون من از رسول خدا شنيدم كه فرمود: از مثله كردن بپرهيزيد هر چند درباره سگ هار و آزار رساننده باشد. آخرين كلام، كلام آخر

نخستين كلام مولا در آغاز وصيت خويش را به ياد داريد؟

بسم الله الرحمن الرحيم

انه يشهد ان لا اله الا الله. وحده لاشريك له

يادتان مى آيد كه گفتيم او از همان آغاز كودكى به يگانگى خدا و پيامبرى رسول اكرم اعتقاد داشت و يك لحظه هم به خدا شرك نورزيد؟ راستى يادتان مى آيد كه گفتيم وقتى پيامبر به او فرمود تو در ماه رمضان در محراب عبادت به دست شقى ترين مردم شهيد مى شوى، آن حضرت از پيامبر چه پرسيد؟ مگر نگفتيم كه پرسيد: يا رسول الله! در آن حال آيا دين من سلامن است و پيامبر هم پاسخ داد: آرى؟

اينك مى گوييم: در پايان سخن هم،

لم يزل يقول: لا اله الا الله حتى قبض- صلوات الله عليه و رحمته.

پيوسته زير لب مى فرمود لا اله الا الله. تا اينكه جان به جان آفرين تسليم كرد. درود و رحمت خدا بر او باد. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:938.xml">غدير و ولايت</a><a class="folder" href="w:html:949.xml">غدير</a><a class="folder" href="w:html:959.xml">حماسه غدير و آشكار شدن توطئه هاى پنهان</a><a class="folder" href="w:html:972.xml">غدير شناسى</a><a class="folder" href="w:html:982.xml">چهل حدیث غدیر</a><a class="folder" href="w:html:990.xml">بلندترين داستان غدير </a><a class="folder" href="w:html:1000.xml">از مدینه تا غدیر</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:939.txt">معرفی کتاب</a><a class="text" href="w:text:940.txt">مـتـن كـامـل خطبه پيامبر اكرم (ص ) در غدير خم</a><a class="text" href="w:text:941.txt">حديث غدير و مدارك آن</a><a class="text" href="w:text:942.txt">ضرورت امامت</a><a class="text" href="w:text:943.txt">امام على (ع ) درخشان ترين چهره</a><a class="text" href="w:text:944.txt">آفتاب پنهان</a><a class="text" href="w:text:945.txt">تبلور ولايت</a><a class="text" href="w:text:946.txt">شعر غدير</a><a class="text" href="w:text:947.txt">منابع و ماخذ</a><a class="text" href="w:text:948.txt">پاورقی</a></body></html>نام کتاب : غدير و ولايت

نویسندگان : ابراهيم على برزى ، حسن قاسميان

منبع کتاب :  سایت مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن www.ketaab.iec-md.org<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:95.txt">تدبير</a><a class="text" href="w:text:96.txt">ترس</a><a class="text" href="w:text:97.txt">تربيت</a><a class="text" href="w:text:98.txt">تفكر</a><a class="text" href="w:text:99.txt">تقوا</a><a class="text" href="w:text:100.txt">تكبر</a><a class="text" href="w:text:101.txt">توفيق</a><a class="text" href="w:text:102.txt">توكل</a><a class="text" href="w:text:103.txt">توبه و استغفار</a></body></html>مـتـن كـامـل خطبه پيامبر اكرم (ص ) در غدير خم
1 ـ حمد و ثناى الهى
بارِى ءُ الْمـَسْمُوكاتِ وَ داحِى الْمَدْحُوّاتِ وَ جَبّارُالاَْرَضينَ وَ ...
حمد و سپاس خدايى را كه در يگانگى خود بلند مرتبه ، و در تنهايى و فرد بودن خود نزديك اسـت . در قـدرت و سـلطـه خـود باجلالت ، و در اركان خود عظيم است . علم او به همه چيز احاطه دارد در حالى كه در جاى خود است ، و همه مخلوقات را با قدرت و برهان خود تحت سيطره دارد.
هـميشه مورد سپاس بوده و همچنان مورد ستايش خواهد بود. صاحب عظمتى دائمى است . ابتدا كننده و بازگرداننده ، اوست و هر كارى به سوى او بازمى گردد.
بـه وجـود آورنـده بـالا بـرده شـده هـا ( آسـمـان هـا و افـلاك ) و پهن كننده گسترده ها ( زمين )، يـگـانـه حـــكــمـران زمـيـن هـا و آسـمـان هـا، پـاك و مـنـزّه و تـسـبـيـح شده است . پروردگار ملائكه و روح ،تـفـضـّل كـنـنده بر همه آنچه خلق كرده و لطف كننده بر هر آنچه به وجود آورده است . هر چشمى زير نظر اوست ولى چشم ها او را نمى بينند.
كـَرم كـنـنـده و بردبار و تحمّل كننده است . رحمت او همه چيز را فرا گرفته و با نعمت خود بر همه آنها منّت گذارده است . در انتقام گرفتن خود عجله نمى كند، و به آنچه از عذابش ‍ كه مستحقّ آنند مبادرت نمى ورزد.
بـاطـن هـا و اسـرار و رازهـا را مى فهمد و ضماير را مى داند و پنهان ها بر او مخفى نمى ماند و مخفى ها بر او مشتبه نمى شود. احاطه او بر هر چيزى و غلبه بر همه چيز و قوّت در هر چيزى و قـدرت بـر هـر چيزى دارد و مانند او شيئى نيست . اوست به وجود آورنده شى ء (چيز) هنگامى كه چـيـزى نـبـود. دائم و زنـده است ، و به قسط و عدل قائم است . نيست خدايى جز او كه با عزّت و حكيم است .
بـالاتـر از آن است كه چشم ها او را درك كنند ولى او چشمها را درك مى كند و او لطف كننده و آگاه اسـت . هـيـچ كس نمى تواند با ديدن ، به صفت او راه يابد، و هيچ كس به چگونگى او از سرّ و آشكار دست نمى يابد مگر به آنچه خداوند عزوجل راهنمايى كرده است .
گواهى مى دهم براى او كه اوست خدايى كه قُدس و پاكى و منزّه بودن او روزگار را پر كرده است . او كه نورش ابديّت را فرا گرفته است . او كه دستورش را بدون مشورتِ مشورت كننده اى اجرا مى كند و در تقديرش شريك ندارد و در تدبيرش كمك نمى شود.
آنـچـه ايـجـاد كـرده بدون نمونه و مثالى تصوير نموده و آنچه خلق كرده بدون كمك از كسى و بدون زحمت و بدون احتياج به فكر و حيله خلق كرده است . آنها را ايجاد كرد، پس به وجود آمدند و خـلق كـرد، پـس ظـاهـر شدند. پس اوست خدايى كه جز او خدايى نيست ، صنعت او محكم و كار او زيبا است ، عادلى كه ظلم نمى كند و كَرم كننده اى كه كارها بسوى او بازمى