ر روى دست آنها (بيعت كنندگان ) است .
اى مـردم ، بـا خـدا بـيعت كنيد و با من بيعت نماييد و با على اميرالمؤ منين و حسن و حسين و امامان از ايـشـان در دنـيـا و آخـرت ، بـه عـنوان امامتى كه در نسل ايشان باقى است بيعت كنيد. خداوند غدر كـنـنـدگان (بيعت شكنان ) را هلاك و وفاداران را مورد رحمت قرار مى دهد. و هر كس بيعت را بشكند بـه ضـرر خـويـش شـكسته است ، و هر كس به آنچه با خدا پيمان بسته وفا كند خداوند به او اجر عظيمى عنايت مى فرمايد.
اى مردم ، آنچه به شما گفتم بگوييد (تكرار كنيد)، و به على ، بعنوان ((اميرالمؤ منين )) سلام كـنـيد و بگوييد ((شنيديم و اطاعت كرديم ، پروردگارا مغفرت تو را مى خواهيم و بازگشت به سـوى تـوسـت )). و بـگوييد: ((حمد و سپاس خداى را كه ما را به اين هدايت كرد، و اگر خداوند هدايت نمى كرد ما هدايت نمى شديم ...)).
اى مـردم ، فـضـايـل عـلى بـن ابـى طـالب نـزد خـداونـد ـ كـه در قـرآن آن را نـازل كـرده ـ بـيـش از آن اسـت كه همه را در يك مجلس بشمارم ، پس هر كس درباره آنها به شما خبر داد و معرفت آن را داشت او را تصديق كنيد.
اى مـردم ، هـر كـس خـدا و رسـولش و عـلى و امـامـانـى را كـه ذكـر كردم اطاعت كند، به رستگارى بزرگ دست يافته است .
اى مردم ، كسانى كه براى بيعت با او و قبول ولايت او و سلام كردن بعنوان ((اميرالمؤ منين )) با او، سبقت بگيرند آنان رستگارانند و در باغ هاى نعمت خواهند بود.
اى مردم ، سخنى بگوييد كه به خاطر آن خداوند از شما راضى شود، و اگر شما و همه كسانى كه در زمين هستند كافر شوند به خدا ضررى نمى رسانند.
خـدايـا، بـه خـاطر آنچه ادا كردم و امر نمودم ، مؤ منين را بيامرز، و بر منكرين كه كافرند غضب نما، و حمد و سپاس مخصوص خداوند عالم است .حديث غدير و مدارك آن
واقـعـه غـديـر و مـعـرفـى امـام عـلى (ع ) بـه خـلافـت و جـانـشـيـنـى رسـول خـدا در آن روز، از چـنان عظمتى برخوردار است كه آن رويداد تاريخى را يكصد و ده نفر صـحابى پيامبر(ص ) نقل كرده اند! البته اين بدان معنى نيست كه از آن گروه كثيرى كه همراه رسـول خـدا(ص ) شـاهـد آن حـادثـه بـودنـد، فـقـط هـمـيـن تـعـداد ايـن واقـعـه را نـقـل كـرده بـاشـنـد، بـلكـه تـنـهـا اسـامـى ايـن تـعـداد از صـحـابـى در كـتـاب هـاى اهل سنت آمده است .
تعدادى از آن 110 راوى واقعه غدير عبارتند از:
((ابـوبـكـر بن ابى قحافه ، عمر بن خطاب ، عثمان بن عفان ، طلحه ، زبير، عبدالله بن جعفر، عـبـاس بـن عبدالمطلب ، عبداللّه بن عبّاس ، ابوايوب انصارى ، ابوذر غفارى ، سلمان فارسى ، ابـوقـتـاده ، ابـوهـريـره ، زيـد بـن ارقـم ، عـدى بـن حـاتـم ، سـهـل بـن حـنيف ، حسان بن ثابت و... [و از زنان ] فاطمه زهرا(س )، ام سلمه ، عايشه ، ام هانى ، فاطمه بنت حمزه و...))(2)
بعد از صحابه ، 84 نفر از تابعين ، از جمله ابو راشد، ابو سلمه ، ابو سليمان ، مؤ ذن ابو صالح و... نيز حديث غدير را نقل كرده اند.(3)
هـمـچـنـيـن عـلمـا و محدثان قرن هاى بعد در حفظ اين اثر جاودانه نهايت مراقبت را داشته ، و در هر قـرنـى ، بـا دقـت نـظر، اين حديث گرانبها را از گروه پيشين دريافت و به طبقه بعدى تسليم كرده اند:
در قـرن دوم هـجـرى 56 نـفر، قرن سوم 92 نفر، قرن چهارم 43 نفر، قرن پنجم 24 نفر، قرن شـشم 20 نفر، قرن هفتم 21 نفر، قرن هشتم 18 نفر، قرن نهم 16 نفر، قرن دهم 14 نفر، قرن يازدهم 12 نفر، قرن دوازدهم 13 نفر، قرن سيزدهم 12 نفر و در قرن چهاردهم 21 نفر از علماى اهل سنّت حديث غدير را نقل كرده اند كه مجموع اين افراد به 360 نفر مى رسد.(4)
شـاهـد ديـگـر بـر جـاودانـگـى حـديـث غـديـر، كـتـاب هـاى مـسـتـقـلى اسـت كـه گـروهـى از عـلمـاى اهل سنّت افزون بر نقل حديث ، پيرامون سند و مفاد آن نوشته اند؛ مانند:
1 ـ ابو جعفر طبرى ، مورخ بزرگ اسلامى (متوفى 310 ق )، در كتاب ((الولاية فى طرق حديث الغـديـر))، ايـن حـديـث را بـا بـيـش از هـفـتـاد طـريـق از پـيـامـبـر(ص ) نقل كرده است .
2 ـ ابـوالعـباس احمد بن محمد همدانى ، معروف به ابن عقده (م 333 ق )، در كتاب ((الولاية فى طرق حديث الغدير))، حديث غدير را از 105 نفر نقل كرده است .
3 ـ ابوبكر محمد بن عمر بغدادى معروف به جحانى (م 355 ق )، در كتاب ((من روى حديث غدير خم ))، از 125 طريق از پيامبر(ص ) حديث غدير را آورده است .
4 ـ ابـوغـالب احـمـد بـن مـحمّد الرازى (م 368 ق ) و محسن بن حسين نيشابورى خزاعى و على بن عـبـدالرحـمـان بـن عـيـسـى جـراحـى قـنـاتـى و 26 نـفـر ديـگـر از عـلمـاى مـشـهـور اهل سنّت ، از حديث غدير در كتاب هاى مستقلّى بحث كرده اند.(5)
دانـشـمـنـدان بـزرگ شـيـعـه نـيز، واقعه غدير را در كتاب هاى بزرگ و ارزشمندى همچون اعيان الشيعه ، الغدير، المراجعات ، الطرائف ، عوالم العلوم ، بحارالانوار (ج 37)، عبقات الاَنوار و... ذكر كرده اند.
شاءن نزول آيه تبليغ از ديدگاه اهل سنّت
دربـاره شـاءن نـزول آيه : ((يا اَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بـَلَّغـْتَ رِسـالَتـَهُ وَاللّهُ يـَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ...))(6)، در كتاب هاى مختلفى كه دانشمندان اهـل سـنـّت ـ اعـم از تـفسير حديث و تاريخ ـ نگاشته اند، روايات بسيارى به چشم مى خورد كه تـصـريح در نزول اين آيه درباره بيان ولايت على (ع ) در غدير خم دارد. براى نمونه به چند كتاب و نقل آنها اشاره مى كنيم :
1 ـ فـخـر رازى در تـفـسـيـر خـود از ابـن عـبـاس ، چـنـيـن نـقـل مـى كـنـد: وقـتى آيه تبليغ نازل شد، پيامبر(ص ) دست على (ع ) را گرفت و فرمود: ((مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌ مَوْلاهُ...)) در همين هنگام عمر بن خطاب ، على (ع ) را ملاقات كرد و به او گفت : ((هـَنـيـئاً لَكَ يـَا بـْنَ اَبى طالِبٍ، اَصْبَحْتَ مَوْلاىَ وَ مَوْلى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ))(7) اى پسر ابو طالب ، [اين مقام ] بر تو مبارك باد! مولاى من و مولاى همه مردان و زنان مؤ من گرديدى .
2 ـ ابـن كـثـيـر دمـشـقـى ، نـيـز نـزول ايـن آيـه دربـاره عـلى (ع ) و بـه دنبال آن ايراد خطبه غدير از پيامبر(ص ) را مورد تاءييد قرار داده است .(8)
3 ـ شـيـخ مـحـمـد عـبـده در تـفـسـيـر خـود، ذيـل آيـه تـبـليـغ از ابـوسـعـيـد خـدرى نـقـل مـى كـنـد كـه ايـن آيـه شـريـفـه در روز غـديـر خـم در شـاءن عـلى بـن ابـيـطـالب (ع ) نازل شده است . وى سپس از براء بن عازب ، نقل مى كند كه حديث ((مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعلِىٌ مَوْلاهُ))، از پيامبر(ص ) صادر شده است .(9)
4 ـ سيوطى در ((الدُّرُالمنثور))، ذيل آيه شريفه تبليغ ، مى نويسد: ((ابوسعيد خدرى گفت : اين آيه در شاءن على بن ابيطالب در غدير خم نازل شده است .(10)
درخشش ولايت در غدير
آن گاه كه تهديد روميان از ناحيه سرزمين هاى شام ، مرزهاى شمالى كشور اسلامى را به خطر انـداخـت و قـدرتِ زبـان زد رومـيـان ، هـمـه را وحـشـت زده كـرد، رسـول خـدا(ص ) چـنـين مصحلت دانست كه سپاهى گران از تمام بلاد اسلامى فراهم و به قصد سرحدّات شمالى روانه گرداند.
روم ، يـكى از دو قدرت بزر