ا اِلى رُواةِ حَديثِنا فَاِنَّهُمْ حُجَّتى عَلَيْكُمْ وَ اَنَا حُجَّةُ اللّهِ عَلَيْهِمْ.))(66)
در حوادث و پيشامدها به راويان حديث ما رجوع كنيد، زيرا آنها حجّت من بر شمايند و من حجّت خدا بر ايشان .
بـنـابـرايـن ، در عـصـر غـيـبـت ، مـرجـعيّت دينى و رهبرى سياسى جامعه اسلامى به فقهاى جامع الشرايط واگذار شده است ، كه اينان وظيفه دارند در جهت تحقق حكومت اسلامى در جامعه بكوشند و ولايـت و سـرپـرسـتـى امـت اسـلامـى را عـهـده دار شـوند. در اين نوشتار در زمينه ولايت فقيه ، پـيـشـيـنـه و نـقـش مـردم در حاكميت آن ، مطلقه بودن ولايت در انديشه امام خمينى (ره ) و ضرورت دفاع از آن به بحث خواهيم پرداخت .
ولايت فقيه
بـحـث و گـفـت گـو دربـاره مـوضـوع ((ولايـت فـقـيـه ))، از دو جـهـت ضـرورى مـى بـاشـد: اول آنـكـه ولايـت فـقـيـه سـنـگ بـنا و عمود خيمه نظام جمهورى اسلام است و بر هر فرد مسلمان و ايـرانـى لازم است اين اصل اساسى را به خوبى بشناسد و سپس بر مدار و محور آن حركت كند. دوم ايـن كـه دشـمـنـان اسـلام و انـقـلاب فـهـميده اند كه ظلم ستيزى انقلاب و نظام اسلامى از اين اصل مهم و مترقى سرچشمه گرفته است . لذا براى منحرف ساختن اين انقلاب و نظام بايد به قـلب نـيـرو دهـنـده و سـتون استوار آن هجوم برند. به همين جهت پس ‍ از پيروزى انقلاب اسلامى تـمـام هـمّ و غم خود را در جهت تضعيف اين مساءله مهم با ايراد شبهات بى اساس ، به كار بسته اند.
تعريف ولايت فقيه
((ولايـت )) واژه اى عـربـى ، و ريـشـه آن ، ((ولى )) است و ((ولى )) در لغت عرب به معناى آمدن چـيـزى در پـى چـيـز ديـگـر اسـت بـدون آن كه فاصله اى ميان آن دو باشد. لازمه چنين توالى و ترتّبى ، قرب و نزديكى آن دو به يكديگر است . از اين رو، اين واژه در معانى ((حبّ و دوستى ))، ((نـصـرت و يـارى ))، ((مـتـابـعـت و پـيـروى )))) و ((سـرپـرسـتـى )) استعمال شده است .(67) مقصود از واژه ((ولايت )) در بحث ولايت فقيه ، آخرين معناى مذكور، يعنى ((سرپرستى )) است .
مـقصود از ((فقيه )) در بحث ولايت فقيه ، مجتهد جامع الشرايط است ، نه هر كس كه فقه خوانده بـاشـد. فـقـيـه جامع الشرايط بايد سه ويژگى داشته باشد: ((اجتهاد مطلق ))، ((عدالت )) و ((قدرت مديريت و استعداد رهبرى )). يعنى از سويى بايد با مبانى و احكام اسلام آشنا، و قدرت اسـتـنـبـاط آنـهـا را از منابع ويژه (كتاب ، سنّت ، عقل و اجماع ) داشته باشد و از سوى ديگر در تـمـام زمـيـنـه هـا، حـدود و ضـوابـط الهـى را رعـايـت كـند و همچنين استعداد و توانايى مديريت و كشوردارى را دارا باشد.(68)
بنابراين در يك جمله ، ولايت فقيه ، به معناى سرپرستى و رهبرى جامعه به وسيله فقيه جامع الشرايط است .
پيشينه ولايت فقيه
از ديـربـاز و درسـت از زمـان آغـاز غيبت كبراى آخرين خورشيد امامت ، بزرگانى در تَلاَ لؤ انوار مـعـنـوى آن حـضـرت و هدايت هاى معنوى و الهى ايشان پا به عرصه وجود نهادند و از چشمه پر فـيـض عـلوم آل مـحـمـد(ص ) آن مـقـدار كـه مـمـكـن بـود بـهـره گـرفـتـنـد. از هـمـان سـال هـاى پـيشين محروم شدن جامعه از آفتاب معصوم دوازدهم (ع )، فقه ، فقيه و فقاهت ، الفاظ آشناى دين مداران بود و مخلصانى عمر خويش را صرف درك و فهم حقايق دين نموده اند. ((ولايت فقيه )) از آغاز مورد توجه فقيهان و عالمان دينى بوده و در بحث هاى علمى به آن پرداخته اند. تـفـاوت عـصـر حـاضـر تنها در اين است كه ولايت فقيه به طور عملى و به صورت يك سيستم حـكـومتى مطرح و محقّق شد. از جمله بزرگان دين ، عالم گرانمايه ، ملا احمد نراقى است كه در كتاب ((عوايد الايّام )) مى نويسد:
((از تـصـريـح بسيارى از عالمان دين ، معلوم مى شود كه ولايت فقيه از مسلمات است . همه آنچه تـحـت ولايـت پـيغمبر(ص ) و امام معصوم (ع ) بوده و آنان به عنوان زعامت و رهبرى بر آنها ولايت داشته اند، فقيه جامع الشرايط نيز ولايت دارد.))(69)
هـمـچـنـيـن فـقـيـه نـامور و عظيم الشاءن جهان تشيع ، شيخ محمدحسن نجفى ، معروف به ((صاحب جواهر)) مى گويد:
((بـزرگـان مـذهـب شـيـعـه بـه حـقـانـيـّت ولايـت فـقـيـه حـكـم كـرده انـد. ولايـت فـقـيـه از مـسـائل روشـنـى اسـت كـه نياز به دليل ندارد. كسى كه در ولايت فقيه ترديد كند، طعم فقه را نـچـشـيـده و مـعـنى و رمز كلمات ائمه معصومين (ع ) را نفهميده است . اگر ولايت عامه فقيه نباشد، بـيـشـتر امور مربوط به شيعيان بر زمين مى ماند. بر مردم واجب است ، فقها را براى اين منظور كمك و يارى دهند، همان گونه كه واجب است معصوم (ع ) را يارى و كمك كنند.))(70)
آيت ا... العظمى بروجردى از فقها و اساطين مرجعيّت نيز در اين باره مى نويسد:
((در ايـنـكـه فـقيه عادل از طرف ائمه معصومين (ع ) براى امور مهمى كه مربوط به عموم مردم و محل ابتلاى همگان است نصب شده ، ترديدى وجود ندارد.))(71)
البـتـه فقيهان نامور اماميه كه مساءله ولايت فقيه را مطرح كرده و آن را به عظمت ياد كرده اند، تـا محدوده چشيدن طعم فقه پيش رفته اند؛ امّا چشيدن طعم فقه غير از آن است كه انسان اين را از چـشـيـدن بـه نوشيدن و از ذوق به شرب و از شرب به شناگرى و از شناگرى به غواصى برساند. غواصى در كوثر ولايت فقيه را فقط حضرت امام خمينى (ره )، انجام داد و ولايت فقيه در زمان ايشان به بالندگى و ثمربخشى خود رسيد.(72)
امام خمينى (ره )، بحث ولايت فقيه را به شكل شايسته اى احيا كرد و در مرحله جديدى قرار داد، از گـوشـه انـزوا و لابـه لاى كتاب ها بيرون آورده در سطح جهانى مطرح ساخت و آن را به مرحله اجرا درآورد و براى اولين بار در جهان ، حكومتى براساس ولايت فقيه بنيان نهاد.
نقش مردم در حاكميت ولايت فقيه
از زمـان نخستين طلوع آفتاب هستى ، خداوند متعال هر آن چه را كه براى مخلوق خويش ‍ شايسته ، لازم و پـسـنـديده تشخيص داده ، به امر ربوبى خويش مقرر و ايجاد نموده است ، همانند آفرينش نـعـمـات كـثير مادى و معنوى ارسال هدايت گران و.... بسيارى از نعمت ها بدون توجه به خواست مـردم و تـنـهـا بـراسـاس نياز آنان محقق مى شود، همانند خلق آسمان ها، زمين و يا ديگر نعمت هاى موجود در جهان . اما بعضى از نعمت هاى الهى ضمن تعلّق امر ربوبى ، براى تحقق يافتن و به مـقـصـود و نـتـيـجـه نـهـايـى رسـيـدن ، بـه پـذيـرش ‍ مـتـنـعـّمـيـن نـيـز بـسـتـگـى دارد؛ هـمـانـنـد ارسـال انـبـيـا كـه اگـر از طـرف مـردمـى كـه پـيـامـبـر بـراى آنـهـا فـرسـتـاده شـده اسـت ، اسـتـقـبـال و هـمـراهـى نـشـود، اگـر چـه نـعـمـت الهـى تـمـام و پـيـامـبـر بـه وظـيـفـه خـود عمل كرده ، اما آن به طور كامل به نتيجه واقعى نمى رسد.
پـس بـه نـتـيـجـه رسـيـدن بـعـضـى از نـعـمـت هـاى الهـى ، دو مـرحـله دارد؛ مـرحـله اول ، ثبوت و تعلّق امر الهى به آن نعمت است و مرحله دوم ، اثبات و پذيرش مردم است . حاكميت ولايت فقيه بر جامعه از اين دسته نعمات بوده ، به دو امر بستگى دارد: ثبوتاً به نصب الهى و اثباتاً به پذيرش مردم .
الف ـ مرحله ثبوت :
ولى فقيه از 