و مـردم از نـمـاز، زكـات ، حجّ و... بهره اى نمى برند و هدايتى نمى يابند؛ چنانكه امام صادق (ع ) فرمود:
((آگـاه بـاشـيـد! اگـر شـخـصـى شـبـش را بـا نـمـاز و روزش را بـا روزه سـپـرى كـنـد و مـال خـود را در راه خـدا صـدقه دهد و پيوسته به زيارت خانه خدا برود، امّا به ولايت ولّىِ خدا مـعتقد نباشد تا از او پيروى كند و اعمالش به راهنمايى او (و تحت حاكميت او) باشد، حق پاداش از خدا را ندارد و اهل ايمان به شمار نمى آيد.))(80)
گـرچـه ايـن گـونـه روايـات در مـورد ولايـت پيامبر(ص ) و ائمه (ع ) وارد شده است ، ليكن بر اسـاس ديگر نصوص ، ولى فقيه نيز از جانب آن بزرگواران منصوب شده و ولايت او عين ولايت آن بزرگواران است .(81)
دفاع از ولايت فقيه ، رسالتى فاطمى
از بـهـتـريـن كـسـانـى كـه در راه دفاع از ولايت تمام هستى خود را تقديم كرد، زهراى اطهر(س ) بـود. پـس از رحـلت پـيـامـبـر(ص )، تـوطـئه ((سـقـيـفـه )) شكل گرفت و فاجعه آميزترين پيامد آن انحراف در رهبرى و انزواى پيشواى بر حق ، على (ع ) و خانه نشين شدن وى بود. متاءسفانه توده مسلمانان با آن كه جريان غدير و جانشينى على (ع ) پس از پيامبر(ص ) را مى دانستند، در جريان توطئه سقيفه ، يا جانبدارى از ارباب زر و زور و تزوير كردند و جذب جريان حاكم گشتند يا مذبذب و بدون اتخاذ خط و مشى سياسى و فكرى مشخصى ، همپاى امواج حركت كردند و ولايت را تنها گذاشتند.
فـاطـمـه (س )، به عنوان آگاه ترين فرد نسبت به نظرات پيامبر(ص ) پيرامون آينده اسلام و مـطـلع تـريـن بـانـو نـسبت به اوضاع و شرايط سياسى اجتماعى جامعه خويش ، براى دفاع از حـريـم ولايـت و آگـاهـى بـخـشـى بـه افـكار عمومى مردم ، شيوه هاى مختلفى را اتخاذ نمود كه تـرسيم چهره زشت توطئه گران سقيفه ، معرفى امير مؤ منان و بيان ويژگى هاى آن حضرت ، سرزنش آگاهان بى تفاوت ـ با ايراد خطبه معروفش در مسجد مدينه ـ ، يارى خواهى از انصار، روگردانى از حكومتداران غاصب به هنگام عيادت وى و وصيّت به دفن شبانه از جمله آنهاست .
يـورش بـه خـانـه امامت و آتش زدن آن ، شهادت محسن (ع ) در اين حادثه ، شكستن پهلوى حضرت فـاطمه (س )، كبود شدن بازو و سيلى خوردن از غاصبان زورگو، تصرف غاصبانه فدك و... مـصـيـبت هايى بود كه به جرم دفاع از حريم ولايت ، ظرف مدّت سه ماه يا كمتر بر روح و جسم زهراى اطهر(س ) وارد شد كه سرانجام بر اثر همين صدمات به شهادت رسيد.
در عـصـر حـاضـر نـيـز كه دشمن به اقتدار و عظمت حاكميت ولايت فقيه پى برده و با شيوه هاى مـخـتـلف درصـدد تـضـعـيـف آن بـرآمـده اسـت ، بر همه شيفتگان ولايت و امامت و انديشمندان علوى و فـاطـمـى لازم اسـت با اطاعت از فرامين رهبر معظم انقلاب اسلامى ، حضرت آيت ا... خامنه اى و با تـقـويـت بـيـنـش سـيـاسـى و آگـاهـى هـاى علمى و عقيدتى خود، در عرصه هاى مختلف فرهنگى ، سـيـاسى ، اجتماعى و سازندگى كشور حضور فعّال داشته باشند. دفاع از ولايت فقيه ، دفاع از كيان اسلام ناب محمّدى است كه فاطمه (س ) سنگربان آن بود و اين گفته سلاله پاك زهراى اطهر(س )، حضرت امام خمينى (ره )، همواره آويزه گوشمان باشد، كه فرمود:
((پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيبى نرسد.))(82)
بـه راسـتـى چـه حـصـار مـحـكـمـى چـون ولايـت فـقـيـه مـى تـوانـد مـرزهـاى اسـلام را در مـقـابـل دشـمـن حـفـظ كـنـد؟ آيـا كـسى غير از امام خمينى (ره ) مى توانست با اعلان بسيج عمومى و تـشكيل اين نهاد پرتلاش ، زحمتكش و بى ادعا، كشور را در مقابله توطئه دشمنان حفظ كند؟ كدام يك از حاكمان و بزرگان و پيشوايان جوامع امروزى مى تواند نفوذ كلامى چون امام خمينى (ره ) داشته باشد؟شعر غدير(83)
در غدير خم ، نِگَر نور دل افروز على
نيست روزى در جهان مانند امروز على
روز كامل گشتن دين است و اتمام نِعَم
هجده ذيحجه يعنى عيد پيروزِ على
چونكه از يُمن على ، حق راضى از اسلام شد
زين جهت امروز باشد خوش ترين روز على
روز توحيد است و روز رحمت و روز اميد
پرده بردارى شد از حُسن دل افروز على
شهر دانش احمد است و مرتضى دروازه اش
انبيا غير محمد، دانش آموز على
شد ولىّ او ((حسان ))، حصن امان امتش
به به از اين پرتوِ مهر گنه سوز علىمنابع و ماخذ
1 ـ قرآن كريم
2 ـ نهج البلاغه ، شيخ محمد عبده ، انتشارات دارالمعرفه ، بيروت .
3 ـ احكام السلطانيه ، ابوالحسن ماوردى ، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى ، قم .
4 ـ الاحـتـجـاج ، شـيـخ طـبـرسـى ، انـتـشـارات دارالاعـلى ـ اهل بيروت ، بيوت ، 1981.
5 ـ اسرار غدير، محمدباقر انصارى ، نشر مولود كعبه ، قم .
6 ـ اصول كافى ، شيخ كلينى ، سيد جواد مصطفوى ، انتشارات رسالت ، تهران ، 1364.
7 ـ اقرب الموارد، علامه شرتونى لبنانى ، انتشارات اُسوه ، تهران ، 1374.
8 ـ الامامة والسياسه ، ابن قتيبه دينورى ، انتشارات دارالمعرفه ، بيروت .
9 ـ بحارالانوار، علامه مجلسى ، انتشارات دار الكتب الاسلامية ، تهران .
10 ـ البداية والنهايه ، ابن كثير دمشقى ، انتشارات دارالعلميه ، بيروت .
11 ـ البـدر الزاهـر، آيـت الله العـظـمـى بـروجـردى ، انـتشارات دفتر تبليغات اسلامى ، قم ، 1362.
12 ـ تاريخ طبرى ، محمد بن جرير طبرى ، انتشارات مؤ سسة الاعلمى ، بيروت .
13 ـ تفسير الكبير، محمد بن عمر فخر رازى ، انتشارات دارالكتب العلميه ، تهران .
14 ـ تفسير المنار، محمدرشيد رضا، انتشارات دارالمعرفة ، بيروت .
15 ـ تفسير نمونه ، جمعى از نويسندگان ، انتشارات دارالكتب الاسلاميه ، قم ، 1368.
16 ـ جـواهـرالكـلام ، شـيـخ مـحـمـدحـسـن نجفى ، انتشارات دار احياء التراث العربى ، بيروت ، 1981.
17 ـ حديقه الشيعه ، مقدس اردبيلى ، انتشارات علميه اسلاميه ، تهران .
18 ـ خلوتگاه راز، حبيب چايچيان ، انتشارات جاويدان ، چاپ هفتم ، 1376.
19 ـ الدر المنثور، جلال الدين سيوطى ، انتشارات دارالمعرفه ، بيروت .
20 ـ سفينة البحار، شيخ عباس قمى ، انتشارات دارالمرتضى ، بيروت .
21 ـ السيرة الحلبيه ، على بن برهان حلبى ، انتشارات دار احياء التراث العربى ، بيروت .
22 ـ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد، انتشارات دار احياءالتراث العربى ، بيروت .
23 ـ صـحيفه نور، مجموع سخنرانى ها و پيام هاى امام خمينى ، انتشارات وزارت ارشاد اسلامى ، تهران .
24 ـ عوايد الايام ، احمد نراقى ، انتشارات بصيرتى ، قم ، 1408.
25 ـ الغدير، علامه امينى ، انتشارات دارالكتب العربى ، بيروت .
26 ـ فروغ ابديت ، جعفر سبحانى ، انتشارات صحيفه ، قم ، 1368.
27 ـ قانون اساسى ، انتشارات اداره كل قانون و مقررات كشور، تهران ، 1369.
28 ـ قضاء اميرالمؤ منين ، محمدتقى تسترى ، انتشارات حيدريه ، نجف اشرف .
29 ـ الكامل فى التاريخ ، ابن اثير، انتشارات دار صادر، بيروت .
30 ـ كتاب البيع ، امام خمينى ، انتشارات اسماعيليان ، قم .
31 ـ كشف المراد، علامه حِلّى ، على محمدى ، انتشارات دارالكفر، قم ، 1371.
32 ـ مناقب آل ابى طالب ، على بن شهرآشوب ، انتشارات علامه ، قم .
33 ـ وسائل الشيعه ، علامه شيخ حرّ عاملى ، انتشارات كتابفروشى اسلامى ، تهران ، 1367.
34 ـ ولاي