ت فقيه ، امام خمينى ، انتشارات آزادى ، تهران .
35 ـ ولايت فقيه ، آيت الله جوادى آملى ، انتشارات مركز نشر فرهنگى رجاء، تهران ، 1367.پاورقی

1 ـ اسـرار غـديـر، مـحـمـدبـاقـر انـصـارى ، نـشـر مـولود كـعـبـه ، بـه نقل از ((الاحتجاج ))، شيخ طبرسى ، ج 1، ص 55 ـ 67، بيروت .
2 ـ ابـن شـهـر آشوب ، در كتاب ((مناقب ))، ج 3، ص 25، نام 110 نفر را ذكر كرده ، همچنين علامه امينى در ((الغدير))، ج 1، ص 14، نام 110 نفر را به ترتيب حروف الفبا آورده است .
3 ـ الغدير، ج 1، ص 129 ـ 151.
4 ـ الغدير، ج 1، ص 73 ـ 151.
5 ـ همان ، 152 ـ 157.
6 ـ مائده (5)، آيه 67.
7 ـ تفسير فخر رازى ، ج 12، ص 42.
8 ـ بدايه و نهايه ، ابن كثير، ج 5، ص 183 ـ 189.
9 ـ تفسير المنار، ج 6، ص 463 ـ 465.
10 ـ تفسير الدرر المنثور، ج 2، ص 298.
11 ـ بحار، ج 21، ص 207.
12 ـ كوتاه كردن مو ناخن .
13 ـ مائده (5)، آيه 67.
14 ـ متن كامل اين خطبه در ابتداى همين ويژه نامه آورده شده است .
15 ـ احكام السلطانيّه ، ابوالحسن ماوردى ، ص 6 ـ 9.
16 ـ بحارالانوار، ج 23، ص 32.
17 ـ بحارالانوار، ج 23، ص 32.
18 ـ بحارالانوار، ج 23، ص 29.
19 ـ همان ، ص 23.
20 ـ اصول كافى ، ج 1، ترجمه سيد جواد مصطفوى ، ص 238 ـ 240.
21 ـ يونس (10)، آيه 35.
22 ـ تاريخ طبرى ، ج 2، ص 260؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 6، ص 20.
23 ـ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 1، ص 181 و 182.
24 ـ بحارالانوار، ج 38، ص 197.
25 ـ بحارالانوار، ج 35، ص 315 و 323.
26 ـ وسائل الشيعه ، ج 27، ص 34.
27 ـ كشف المراد، علامه حلّى ، ترجمه و شرح على محمّدى ، ص 263.
28 ـ الغدير، علامه امينى ، ج 2، ص 44.
29 ـ كشف المراد، ص 465 ـ 466.
30 ـ همان .
31 ـ بحارالانوار، ج 34، ص 259.
32 ـ الارشاد، شيخ مفيد، ص 39 ـ 40.
33 ـ ر. ك . تـاريـخ طـبـرى ، ج 2، ص 514؛ كامل ابن اثير، ج 2، ص 154؛ بحارالانوار، ج 20، ص 112.
34 ـ سيره حلبى ، ج 2، ص 641.
35 ـ بحارالانوار، ج 31، ص 2.
36 ـ بحارالانوار، ج 21، ص 26.
37 ـ آل عمران (3)، آيه 61.
38 ـ ر. ك . تفسير نمونه ، ج 2، ص 440 ـ 446.
39 ـ بحارالانوار، ج 39، ص 35.
40 ـ انسان (76)، آيه 8.
41 ـ كشف المراد، ص 267 و 268.
42 ـ منهج الصادقين ، فتح الله كاشانى ، ج 8، ص 322؛ بحارالانوار، ج 41، ص 148.
43 ـ همان .
44 ـ حديد (57)، آيه 23.
45 ـ بحارالانوار، ج 7، ص 317.
46 ـ مناقب خوارزمى ، ص 116 ـ 120.
47 ـ بحارالانوار، ج 70، ص 234.
48 ـ بقره (2)، آيه 124.
49 ـ بحارالانوار، ج 39، ص 35.
50 ـ الامامة و السياسه ، دينورى ج 1 ص 11.
51 ـ الاحتجاج شيخ طبرسى ، ج 1 ص 95 .
52 ـ نهج البلاغه ، عبده ، خطبه 168
53 ـ نهج البلاغه عبده ، خطبه 5.
54 ـ دو قـبـيـله بـزرگى كه قبل از ظهور اسلام در مدينه بودند و بارها با هم درگيريهاى خونين داشتند.
55 ـ و جعلنا من الما كل شى حى (انبيا 30)
56 ـ و الصبح اذا تنفس (تكوير 18)
57 ـ فروغ ولايت ص 285 .
58 ـ تاريخ طبرى ج 4 ص 237 .
59 ـ سالى كه سپاه ابرهه به مكه حمله و توسط پرندگان نابود شدند.
60 ـ تاريخ طبرى ، ج 2 ص 253 .
61 ـ فروغ ولايت . ص 293 .
62- بقره (2) آيه 274
63 ـ بخار، ج 41، ص 43 .
64 ـ وسايل الشيعه ، ج 13 ص 303 .
65-بحارالانوار، ج 41 ص 43.
66 ـ وسائل الشيعه ، ج 18، ص 101.
67 ـ اقرب الموارد، شرتونى ، ص 1487.
68 ـ ولايت فقيه ، جوادى آملى ، ص 136.
69 ـ عوايد الايّام ، ص 185 ـ 188.
70 ـ جواهرالكلام ، ج 21، ص 397.
71 ـ البدر الزاهر، ص 57.
72 ـ ولايت فقيه ، ص 280، با تلخيص .
73 ـ كتاب البيع ، ج 2، ص 466.
74 ـ نهج البلاغه ، فيض الاسلام ، خطبه 137.
75 ـ مصاحبه هاى امام خمينى (ره )، ج 1، ص 29.
76 ـ ر. ك . قـانـون اسـاسـى جـمـهـورى اسـلامـى ايـران ، اصل هاى 107 و 111.
77 ـ ولايت فقيه ، ص 40 و 112.
78 ـ كتاب البيع ، ج 2، ص 467.
79 ـ صحيفه نور، ج 20، ص 170 ـ 171.
80 ـ سفينة البحار، شيخ عباس قمى ، ج 2، ص 691.
81 ـ بـراى آشـنـايـى بـا ادله اثـبـات ولى فـقـيـه ، ر. ك . شـؤ ون و اختيارات ولى فقيه ، ترجمه مبحث ولايت فقيه كتاب البيع ، امام خمينى (ره ).
82 ـ صحيفه نور، ج 9، ص 171.
83 ـ خلوتگاه راز، حبيب چايچيان (حسان )، ص 85.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:950.txt">معرفی کتاب</a><a class="text" href="w:text:951.txt">روز غدير</a><a class="text" href="w:text:952.txt">غدير</a><a class="text" href="w:text:953.txt">1 - ولايت چيست ؟</a><a class="text" href="w:text:954.txt">2 - زيربناى ولايت</a><a class="text" href="w:text:955.txt">3 - ضرورت ولايت</a><a class="text" href="w:text:956.txt">4 - هدف ولايت</a><a class="text" href="w:text:957.txt">5 - گام هاى رسول</a><a class="text" href="w:text:958.txt">پاورقی</a></body></html>تدبير و انديشه 
لا عَقْلَ كَالتَّدْبيرِ.(244)
خِردى چون تدبير نيست .
راه و رسم اطلاع يابى 
اِعْقِلُوا الْخَبَرَ اِذا سَمِعْتُمُوهُ عَقْلَ رِعايَةٍ لا عَقْلَ رِوايَةٍ.(245)
هـرگـاه خـبـرى را مـى شـنـويـد، آن را بـا تـدبـيـر مـداوم ، حـراسـت كـنـيـد نـه بـا ديـده نقل .
نشانه هاى خردورزى 
مِنَ الْعَقْلِ مُجانَبَةُ التَّبْذيرِ وَ حُسْنُ التَّدْبيرِ.(246)
دورى از اسراف و حسن تدبير، از نشانه هاى خردورزى است .
رابطه تدبير و تقدير 
اَلاُْمُورُ بالتَّقْديرِ لا بِالتَّدْبيرِ.(247)
كارها با تقدير خداوند رخ مى دهد، نه با تدبير بندگان .
ارزش تدبير 
رَاءْىُ الشَّيْخِ اءَحَبُّ إِلَىَّ مِنْ جَلَدِ الْغُلامِ.(248)
تدبير پير را از دليرى جوان ، دوست تر مى دارم .نام کتاب : غدير

نویسنده : على صفايى حائرى

منبع کتاب :  سایت مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن www.ketaab.iec-md.orgروز غدير
روز غدير، روز نور، روز سرور، روز سرشارى و اكمال ، روز بارورى و اتمام ، روز رهبرى و ولايت است .(1)
و غدير، خود بركه نور و عشق است و درياى شور و جوشش ، آن هم در كوير كور و ريگزار مرگ .
و غديرى ، تشنه مشتاقى است كه سال ها در كوير گرديده و ريگزارها را به صدا در آورده و مرگ را در كوله بار خود بسته تا به زندگى برسد و به زندگى برساند.
و غديرى ، مهاجر تنهايى است كه بالاتر از رفاه مى خواهد و بيشتر از آزادى و عدالت .
در اين روز، و در اين غدير گسترده ، اين مهاجر تشنه مى تواند سيراب شود و اين بالاتر و بيشترها را بدست بياورد. از دست پيامبر صلى الله عليه و آله و با جام ولاى على عليه السلامغدير
داستان غدير و تاريخ ، از عظمت غدير و ضرورت ولايت و ريشه اى بودن اين مساءله خبر مى دهد.
رسول در آن هنگام و در زير آن آفتاب سوزان ، آن همه جمعيت را براى چه نگه مى دارد و چه پيامى براى آنها دارد؟
بايد اين پيام اساسى ترين پيام او باشد و بزرگترين ستون دين او، چون او براى هيچ يك از پايه هاى دين خود، اين گونه دعوت نكرد و اين گونه مردم را گرد نياورد. (2)
بايد اين مساءله را تحليل كرد و توضيح داد كه :
1 - ولايت چيست كم
2 - چه زيربناها و پايه هايى دارد؟
3 - و چه ضرورتى ؟
4 - هدف اين ولايت و رهبرى چيست ؟
5 - رسول براى اين ولايت و رهبرى چه گام هايى برداشته ؟
باشد در اين تحليل ، عمق پيام رسول ، كه شيعه را بپاداشت و تاريخ او را به خون كشيد، لمس شود و احساس شود تا آنها كه در راهند، بيشتر بتازند و آنها كه سنگ راهند، به خود آيند، مبادا كه نردبان دزد باشند و صندوق نسوز استعمار، كه مؤمن كودن ، صندوق نسوز كافر زرنگ است .1 - ولايت چيست ؟
اين ولايت ، بالاتر از محبت و دوستى و عشق است ؛ كه عشق على در دل دشمنان او هم خانه داشت . آنها كه شكوه و وقار كوه و زيبايى دشت و عظمت كوير و دريا و جلوه طلوع و غروب ، اسيرشان مى كند و چشمشان را م