رامى اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) از آغازين لحظه هاى بعثت ، و دعوت علنى مردم به اسلام ، ولايت و رهبرى حضرت اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) را مطرح ، و تا آخرين لحظه هاى عمر با بركتش (ماجراى حديث قلم و دوات ) اين حقيقت را به روشنى بيان فرموده ، تذكر داد.
و تنها به اعلان و اظهار عقيده و سفارش و وصيت اكتفاء نفرمود، بلكه در انتظار اوامر الهى بود تا افكار عمومى مسلمين جهان را بيدار كند، و آراء مسلمين را در پذيرش امامت و ولايت اهل بيت (عليهم السلام ) هماهنگ نمايد كه سرانجام در يك رفراندوم عمومى ، و اجتماعى بى همانند، از همه اقشار مسلمين ، بيعت با امام على بن ابيطالب ، تحقق پذيرد، و در آرزوى رسيدن پيك وحى لحظه شمارى مى كرد، كه جبرئيل در غديرخم فرمان الهى را ابلاغ فرمود:
يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك
(اى پيامبر الهى ، آنچه از طرف خدا به سوى تو نازل گرديده ، امروز به همگان ابلاغ كن )(3)
كه از نظر اصول دموكراسى ، و شيوه هاى انسانى انتخابات ، در جهان گذشته تاكنون ، بى نظير مى باشد زيرا:
رهبران دنيا يا با كودتا قدرت را بدست مى گيرند
و يا با روشهاى دروغين مردم را اغفال مى كنند
و يا هرگز به آراء عمومى مردم توجهى نداشته و ندارند
در سقيفه ، ابابكر با 21 راءى ، ناگهان به خلافت مى رسد، و خود نيز بارها اعتراف كرد كه :
خلافت من ناگهانى ((فلتة )) بود
و دومى در گرفتن قدرت ، كارى به آراء و افكار عمومى نداشت
نه شورائى مطرح بود و نه انتخاباتى
نه مراجعه به افكار عمومى مسلمين وجود داشت
و نه حتى مراجعه به آراء مهاجرين و انصار موجود در شهر مدينه
تنها مى گفتند:
با وصيت ابابكر، عمر به خلافت رسيد!!
و سومى نيز در يك شوراى شش نفره ، كه داماد عمر (عبدالرحمن بن عوف ) حق ابطال يا قبول آراء موجود را داشت ، ((حق وتو)) خلافت را بدست گرفت
حال آنكه غديرخم تحقق يك حماسه بى همانند، در انتخاب رهبرى بود، زيرا:
1 - نصب الهى دخالت داشت .
2 - پيام رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) روشنگر راه انتخاب كنندگان بود
3 - 120 هزار شركت كننده از يك شهر و قبيله نبودند، بلكه از سراسر بلاد اسلامى ، و به همه اقشار انسانى تعلق داشتند كه به امر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) با على (عليه السلام ) بيعت كردند.
4 - و بيعت كردن ، و انتخاب رهبرى ، عمومى و آزاد و آشكارا بود.
چهارم - كيفيت والاى حماسه غدير
پس از انجام مراسم معنوى حج (نه در يك اجتماع نظامى يا سياسى )
و در ميان انبوه مسلمين سراسر بلاد اسلامى (120 هزار نفر)
درگذرگاه غدير
بهنگامه پراكنده شدن حجاج يمنى و مصرى و عراقى و شامى و مدنى انگيزه گردهمائى ، دستور رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) و فرمان الهى (نه قدرت طلبى ) بود.
در حضور پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و با نظارت پيك وحى بود
در آخرين سفر حج پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )
و آخرين دستورالعملهاى سرنوشت ساز وحى الهى
بدون هرگونه ابهام و اشاره و كناية
در روز روشن (نه پشت درهاى بسته ، يا باغ اهل سقيفه )
با اعلام عمومى و رسمى (نه كودتا و انحراف افكار عمومى )
و با آگاهاندن مسلمانان (با ايراد خطبه اى گويا كه همگان را به احكام الهى و دستورات دينى ، آشنا ساخت ، و زحمات و كوشش هاى رسالت را بيان فرمود، و خيرخواهى خود را نسبت به امت اسلامى تذكر داد، و همگان اعتراف كردند كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) پيامبر دلسوز، مهربان ، نصيحت گر، و عاشق امت است .)
آنگاه فرمان بيعت با اميرالمؤ منين على بن ابيطالب (عليه السلام ) را صادر فرمود، كه :
تا غروب آفتاب ، مردان
و تا پاسى از شب گذشته ، زنان مسلمان
با آنحضرت بيعت كردند.
پنجم - صراحت در گفتار
در روز غديرخم ، در آن قيامت عظمى ، پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود:
اكنون حضرت جبرئيل بر من نازل شد تا پيام الهى را بهمگان اعلام كنم
پس اعلام كنيد:
((رفتگان باز گردند، و آنانكه هنوز نرسيده اند به ما ملحق شوند.))
پس از اجتماع 120 هزار حاجى كه از مراسم بازگشته بودند، در آن هواى گرم ، بر روى جهاز شتران بالا رفت ، و پس از حمد و سپاس پروردگار، و تذكر دادن نعمت هاى فراوان الهى ، و يادآورى زحمات و رنج بزرگ دوران رسالت ، و اتمام حجت با انبوه مسلمانان سراسر بلاد اسلامى ، به تشريح و تبيين پيام الهى در امامت على بن ابيطالب (عليه السلام ) و فرزندان او تا قيام قيامت ، پرداخت با كلماتى :
گويا و رسا
فصيح و بليغ
روشن و آشكار
بى ابهام و كنايه
بى استعاره و اشاره
با زبانى قابل فهم عموم مردم حاضر در صحنه
بى ترس و هراس
و بدون شك و ترديد
كه پس از آن خطبه گويا و بيان جاودانه و رسا، هيچكس در راه هدايت ، و انتخاب امام برحق ، ترديدى نداشت
در اينجا به برخى از قسمت هاى مهم سخنرانى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) اشاره مى كنيم :
1 - اعلان نزول پيك وحى براى معرفى امامت
پيامبر گرامى فرمود:
ان جبرئيل (عليه السلام ) هبط الى مرارا ثلاثا ياءمرنى عن السلام ربى و هو السلام اءن اءقوم فى هذا المشهد، فاعلم كل ابيض و اءسود اءن على بن اءبى طالب اءخى و وصيى و خليفتى على امتى والامام من بعدى الذى محله منى محل هارون من موسى ، الا انه لانبى بعدى ، و هو وليكم بعد الله و رسوله و قد اءنزل الله تبارك و تعالى على بذلك آية من كتابه .
(انما وليكم الله و رسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤ تون الزكوة و هم راكعون )(4)
و على بن اءبى طالب الذى اقام الصلوة و آتى الزكوة و هو راكع يريد الله عز و جل فى كل حال .(5)
(همانا جبرئيل (كه درود خدا بر او باد) سه بار بر من نازل شد، و سلام خدا را رساند، و فرمود كه در اين مكان (غديرخم ) توقف نمايم ، و به سياه و سفيد شما اعلام كنم كه على بن ابيطالب ، وصى و جانشين و پيشواى شما بعد از من است ، جايگاه او نسبت به من ، مانند هارون نسبت به موسى پيامبر است ، با اين تفاوت كه پس از من پيامبر نخواهد آمد، على (عليه السلام ) پس از خدا و پيامبر رهبر شماست ، و خداوند بزرگ آيه اى در قرآن در همين مسئله نازل فرمود كه :
همانا رهبر و سرپرست شما خدا و رسول او و كسانى كه ايمان آورند، و نماز را بپاى دارند، و در حال ركوع زكات بپردازند.
و مى دانيد كه على بن ابيطالب ، نماز را بپاداشت ، و در حال ركوع زكات پرداخت و در هر حال خدا را مى طلبيد)
2 - علل صبر و انتظار پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )
آنگاه به علل ((سياست صبر و انتظار)) اشاره مى كند
كه چرا تاكنون صبر كرده و براى على (عليه السلام ) بيعت عمومى نگرفته است .
و ساءلت جبرئيل (عليه السلام ) اءن يستعفى لى السلام عن تبليغ ذلك اليكم - ايها الناس - لعلمى بقلة المتقين ، و كثرة المنافقين ، و ادغال الآثمين ، و حيل المستهزئين بالاسلام ، الذين وصفهم الله فى كتابة : (باءنهم يقولون بالسنتهم ما ليس فى قلوبهم و يحسبونه هينا و هو عند الله عظيم )(6) و كثرة اذاهم لى غير مرة ، حتى سمونى اذنا، و زعموا اءنى كذلك لكثرة ملازمتة اياى ، و اقبالى عليه ، و هواه و قبوله حتى اءنزل الله عز و جل فى ذلك قرآنا.
(و منهم الذين يؤ