 ذون النبى و يقولون هو اذن قل اذن خير لكم ...)(7)
و لو شئت اءن اسمى القاتلين بذلك باءسمئهم لسميت ، و ان اءومى ء اليهم باءعيانهم لاءوماءت ، و ان ادل عليهم لدللت ، و لكنى والله فى امورهم قد تكرمت .
(از جبرئيل ((درود خدا بر او باد)) درخواست كردم ، تا مرا از اعلام ولايت على (عليه السلام ) معاف بدارد، زيرا اى مردم مى دانم كه تعداد پرهيزكاران اندك ، و شمار منافقان فراوان است ، و گنهكارانى پرفريب ، و نيرنگبازانى كه اسلام را مورد استهزاء قرار مى دهند وجود دارند، آنانكه خداوند بزرگ در كتابش نسبت به آنها فرمود:
((با زبانهاى خود چيزى را مى گويند كه در دل باور ندارند، و گمان مى برند اين كار ساده اى است ، در صورتيكه اين گونه دو روئى ها در نزد خدا گناه بزرگى است .))
همانها كه بارها مرا آزار دادند، تا آنجا كه به من تهمت زدند، و گفتند:
((پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) تسليم و گوش به فرمان ديگران است و از خود اراده اى ندارد.))
چون من همواره با على (عليه السلام ) بودم ، و او زياد مورد توجه من بود، نتوانستند از روى حسادت تحمل كنند، تا آنكه خداوند بزرگ آيه اى نازل كرد و پاسخ ياوه گوئيهاى آنان را داد و فرمود:
((برخى از منافقان ، پيامبر را آزار داده مى گويند، او سر تا پا گوش است ، بگو، پيامبر گوش دهنده سخن خوب باشد براى شما نيكو است .))
هم اكنون اگر بخواهيم منافقان را با نام و نشان معرفى كنم ، يا با انگشت به سوى آنان اشاره نمايم ، يا مردم را براى شناخت آنان راهنمائى كنم ، مى توانم .
اما من ، سوگند به خدا، نسبت به آنان كرامت و بزرگوارى پيشه مى سازم .)
3 - اعلام ولايت عمومى و جهانى اميرالمؤ منين (عليه السلام )
پس از اعلام نزول پيك وحى ، و اهداف معنوى آن ، و افشاگرى نسبت به توطئه هاى منافقان ، و تشنگان قدرت ، و منتظران فرصت ، به اعلام ولايت و امامت پرداخته و اصل امامت و رهبرى را يك ضرورت اجتماعى ، و يك حقيقت غيرقابل انكار مى شناساند.
كه هيچ قوم و قبيله اى ، هيچ جامعه پيشرفته يا ابتدائى ، نمى تواند بدون امام و رهبر، به تكامل واقعى دست يابد، فرمود:
فاعلموا معاشر الناس ! ذلك فيه وافهموه واعلموا اءن الله قد نصبه لكم وليا و اماما فرض طاعته على المهاجرين و الانصار، و على التابعين لهم باحسان ، و على البادى و الحاضر، و على الاعجمى و العربى ، و الحر و المملوك و الصغير و الكبير، و على الاءبيض و الاءسود، و على كل موحد، ماض حكمه ، جاز قوله ، نافذ امره ، ملعون من خالفه ، مرحوم من تبعه ، و صدقه ، فقد غفرالله له و لمن سمع منه و اءطاع له ...
ثم من بعدى على وليكم و امامكم باءمر الله ربكم ، ثم الامامة فى ذريتى من ولده الى يوم تلقون الله و رسوله .
(بدانيد اى جمعيت انبوه ! همانا خداوند على (عليه السلام ) را رهبر و امام شما قرار داد، و فرمانبرى او را بر مهاجرين و انصار، بر پيروان مهاجرين و انصار كه راه نيكى پيمايند، بر اهالى شهرها و روستاها، بر حاضر و غائب ، عرب و عجم ، آزاد و بنده ، كوچك و بزرگ ، سياه و سفيد واجب كرده است .
و بر هر خداپرستى ، حكم او جايز و قول او نافذ، و فرمان او واجب است .
كسى كه با او مخالفت كند ملعون ، و كسى كه از او پيروى كند به رحت الهى خواهد رسيد
تصديق كننده او مؤ من است ، خدا او را، و آنكس را كه از او شنوائى داشته ، و اطاعت كند مى آمرزد.
آنگاه پس از من ، امام شما على (عليه السلام ) است ، امامى كه به امر پروردگار شما تعيين گرديده ، و پس از او، امامت در خاندان من از فرزندان على (عليه السلام ) تا روز قيامت قرار خواهد داشت ، روزى كه شما خدا و پيامبرش را ملاقات خواهيد كرد.)
4 - يادآورى لياقت ها و ويژگى هاى على (عليه السلام )
پس از اعلام امامت و ولايت از طرف خدا، بايد ويژگيها و لياقت هاى اميرالمؤ منين على بن ابيطالب (عليه السلام )را يك يك ، در آن زمان محدود، يادآور شود تا جايگاه ارزشمند انتخاب الهى را بشناسند، و تا بيعت عمومى ، آگاهانه و با نور هدايت ، و روشنى علم و آگاهى ، تحقق پذيرد
تا منافقان نگويند كه :
نمى شناختيم
يا بهتر از آن در جامعه اسلامى وجود دارد
تا اتمام حجت شود، و ارزشهاى منتخب وحى ، براى امامت و رهبرى معرفى گردد، از اين رو پيامبر گرامى اسلام فرمود:
ما من علم الا و قد اءحصاه الله فى و كل علم علمت فقد اءحصيته فى على امام المتقين . و ما من علم الا و قد علمته عليا و هو الامام المبين الذى ذكره الله فى سورة ياسين (و كل شى ء اءحصيناه فى امام مبين )
معاشر الناس ! لاتضلوا عنه و لاتنفروا منه ، و لاتستنكفوا من ولايته
فهو الذى يهدى الى الحق و يعمل به ، و يزهق الباطل و ينهى عنه ، و لاتاءخذه فى الله لومة لائم .
اول من آمن بالله و رسوله لم يسبقه الى الايمان بى اءحد، والذى فدى رسول الله بنفسه و الذى كان مع رسول الله ، و لا اءحد يعبد الله مع رسوله من الرجال غيره ...
معاشر الناس ! هذا على اخى ، و وصيى ، و واعى علمى ، و خليفتى فى امتى ، على من آمن بى و على تفسير كتاب الله عز و جل ، والداعى اليه ، والعامل بما يرضاه ، و المحارب لاعدآئه ، والموالى على طاعته ، و الناهى عن معصيته . انه خليفة رسول الله و اميرالمؤ منين ، و الامام الهادى من الله و قاتل الناكثين و القاسطين و المارقين بامر الله .
(اى جمعيت فراوان انسانها، بدانيد كه هيچ علم و دانشى نبود كه خداوند آن را به من آموخت ، و من آن را به على (عليه السلام ) آموختم كه رهبر پرهيزكاران است .
و هيچ دانشى نبود جز آنكه آن را به على (عليه السلام ) سپردم كه امام آشكار است .
اى جمعيت انبوه مسلمانان ! نسبت به على (عليه السلام ) گمراه نگرديد، و از او گريزان نباشيد، و از رهبرى او سرباز نزنيد، زيرا اوست كسى كه همگان را به حق هدايت مى كند، و بر اءساس حق عمل مى نمايد، باطل را نابود و از آن پرهيز مى دهد، و در راه خدا از چيزى نمى هراسد.
مردم ! على (عليه السلام ) او انسانى است كه به خدا و پيامبرش ايمان آورد، كسى است كه جان خود را فداى جان پيامبر كرد، و همواره با پيامبر خدا بود، و هيچكس جز او تسليم پيامبر خدا نبود.
اى جمعيت انبوده مردم ! اين على (عليه السلام ) برادر، جانشين ، و فراگيرنده علم من ، و امام امت من است ، و عالم به تفسير قرآن و سوق دهنده مردم به سوى كتاب خداوند تعالى ، و عمل كننده به دستورات قرآن است .
على به رضاى خدا عمل مى كند، با دشمنان خدا مى جنگد، با بندگان خدا دوست ، و از معصيت خدا نهى مى كند.
خليفه رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) و امير مؤ منان است ، رهبر هدايت كننده ، و كشنده ناكثين و قاسطين و مارقين به امر الهى است ).
كه در سخنان وحى گونه پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) به برخى از ارزشهاى والاى على (عليه السلام ) اشاره گرديد مانند:
على و دانش برتر امام (عليه السلام )
تناسب و هماهنگى علم امام با علم پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )
قدرت هدايتگرى انسانها
حق گرائى على (عليه السلام )
باطل ستيزى على (عليه السلام )
توان و عمل به امر به معروف و نهى از منكر
شجاعت در راه خدا
اول مسلمان
اول ايمان 