ر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) تسليم ناپذير است ، و در آينده نيز شكست ناپذير مى باشد
پيروان او نيز تسليم نخواهند شد
دين اسلام در حال گسترش و رونق است و هيچ چيزى مانع آن نخواهد بود
و آينده از آن اسلام و مسلمين است .
انواع گرايشها
با رونق و گسترش اسلام ، و با اوج گيرى همه جانبه مقاومت مسلمين در برابر انواع تهاجمات مشركين و كفار، و فرودآمدن امدادهاى غيبى ، توجه به اسلام و گرايش به مسلمين هرروز فزونى گرفت ، و بر تعداد ياران پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و جمعيت انبوه مسلمين افزوده شد.
اما گرايشها به خلوص گرايشهاى مسلمانان و پيروان آغازين اسلام نبود مردم فوج فوج ، گروه گروه ، دسته دسته ، قبيله قبيله ، به اسلام مى گرويدند، و لااله الاالله مى گفتند، و از هر قشر و نژاد و قبيله اى به دين خدا مى پيوستند، و از پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) جانبدارى مى كردند.
اما اغراض و خواسته ها و نوع گرايشها متفاوت بود زيرا شنيدند و ديدند كه :
اسلام در حال رونق ، و مسلمين تسليم ناپذير، و پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) در حال پيروزى است
كاهنات آن روزگاران مكه و مدينه همه از پيروزى مطلق پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) خبر مى دادند
ساحران با نفوذ جاهلى نيز از شكست ناپذيرى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى گفتند
ستاره شناسان از پيروزى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) بر عرب ، خبر مى رساندند
دانشمندان يهود، و راهبان مسيحى ، با ذكر نام و نشان يتيم عبدالله ، از جهانى بودن و رونق جاودانه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و اسلام بحث مى كردند
كه بسيارى از سردمداران يهود در فكر ترور پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و مادرش بودند، و گويا قصد جان پدر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) كردند، كه در مدينه بگونه مشكوكس در حال بازگشت از سفر شام او را به شهادت رساندند.
و مادر پيامير (صلى الله عليه و آله و سلم ) را خدا چندين بار با امدادهاى غيبى نجات داده بود و ماجراى پيروزى اسلام بر همه اديان چنان آشكارا مطرح بود كه در بين راه سفر شام ، راهبى روشندل ، حضرت ابوطالب را از بردن يتيم عبدالله به شام بازداشت و گفت اين فرزند فرزانه دشمن زياد دارد.(12)
بنابراين انگيزه ها و گرايشهاى پيروان اسلام همانند نبود
گروهى با اخلاص و يقين ايمان آوردند و تا مرز شهادت پيش رفتند و گروهى ديگر چون رونق بازار اسلام را ديدند جذب گرديدند و برخى گفتند، پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) بر عرب پيروز مى گردد، پس با او باشيم و با او هجرت كنيم و همه جا در كنار او قرار گيريم تا حكومت پس از او را بدست آوريم
و برخى ديگر كه از ستم سران قريش به تنگ آمده بودند نداى اسلام سردادند
و بعضى همواره سر دوراهى قرار گرفته ، دستى براى بيعت ، و پائى براى فرار آماده داشتند
اگر پيروزى اسلام مطرح بود، جانبدارى مى كردند، شعارها مى دادند، و اگر روزى ضعفى در سپاه اسلام مشاهده مى نمودند، فرار مى كردند، صحنه را ترك مى گفتند.(13)
و بعضى ديگر راه رسيدن به قدرت و حكومت را هماهنگى با اسلام و پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى دانستند.
پس همه يكسان نبودند، و به ايمان كامل دسترسى پيدا نكردند
و انگيزه ها همگون و همانند نبود. كه تفاوت در گرايشها، و انگيزه ها عقيدتى ، فكرى ، سياسى ، در ميدان هاى نبرد خود را نشان مى داد.
پاكان عاشق حق ، و مؤ منان اهل يقين ، به جنگ و دفاع تداوم مى دادند، به دشمن پشت نمى كردند، و از شهادت بيمى نداشتند، و رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) را هرگز رها نمى كردند.
اما ديگران متفاوت عمل مى كردند
گاهى مقاومت و گاهى سستى داشتند
گاهى شعار جانبدارى و گاهى فرار مى كردند
گاهى در صف مسلمانان و گاهى در لشكر مشركان حضور داشتند
و منتظران فرصت و تشنگان قدرت ، همواره جزو سياهى لشكر بودند، تا خطرى آنان را تهديد نمى كرد، حضور داشتند، شعار مى دادند، و آنگاه كه خطرى جدى بود، فرار را بر قرار ترجيح مى دادند
اقسام ياران پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم )
مؤ منان واقعى ، جهاد مى كردند
و تسلم شدگان ، نظاره گر ميدان بودند، و در هنگامه خطر از فراريان با سابقه به شمار مى آمدند
در شمار مسلمانان بودند و بر ضد پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقشه ها مى كشيدند، و دروغها به نام آن بزرگ پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) خدا جعل و پخش مى كردند، به آنحضرت تهمت ها مى زدند، و شايعه ها رواج مى دادند
در بسيارى از مواقع ، سخنان وحى گونه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) را به استهزاء مى گرفتند، طرد مى كردند، نمى پذيرفتند، و مانع ايمان و پذيرائى ديگران مى شدند، قدرت طلب منتظر فرصت بودند.
منافق چند چهره نفوذى بودند و روزگار و امكانات را ارزيابى مى كردند كه على (عليه السلام ) در نهج البلاغه خطبه 210 اقسام اصحاب پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) را با تفاوت گرايشها معرفى كردند.
ان فى اءيدى الناس حقا و باطلا، و صدقا و كذبا، و ناسخا و منسوخا، و عاما و خاصا، و محكما و متشابها، و حفظا و وهما، و لقد كذب على رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) على عهده ، حتى قام خطيبا، فقال : ((من كذب على متعمدا فليتبواء مقعده من النار)).
و انما اءتاك بالحديث اءربعة رجال ليس لهم خامس :
المنافقون
رجل منافق مظهر للايمان ، متصنع بالاسلام ، لا يتاءثم و لا يتحرج ، يكذب على رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) متعمدا، فلو علم الناس اءنه منافق كاذب لم يقبلوا منه ، و لم يصدقوا قوله ، و لكنهم قالوا: صاحب رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) رآه ، و سمع منه ، و لقف عنه ، فياءخذون بقوله ، و قد اءخبرك الله عن المنافقين بما اءخبرك ، و وصفهم به لك ، ثم بقوا بعده ، فتقربوا الى اءئمة الضلالة ، والدعاة الى النار بالزور و البهتان ، فولوهم الاعمال ، و جعلوهم حكاما على رقاب الناس ، فاءكلو بهم الدنيا، و انما الناس ‍ مع الملوك و الدنيا، الا من عصم الله ، فهذا اءحد الاءربعة .
آنچه در بين مردم شايع است هم احاديث حق است و هم باطل ، هم راست و هم دروغ ، هم ناسخ و هم منسوخ ، هم عام و هم خاص ، هم محكم و هم متشابه .
هم احاديثى است كه بخوبى حفظ شده ، و هم رواياتى كه طبق ظن و گمان روايت گرديده است .
در عصر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) آنقدر به آنحضرت دروغ بسته شد كه به پاخاسته خطبه خواند و فرمود:
((هركس عمدا به من دروغ ببندد جايگاه خويش را در آتش جهنم بايد انتخاب كند!))
همانا افرادى كه نقل حديث مى كنند، چهار دسته اند و پنجمى نخواهد داشت :
1 - منافقان
نخست منافقى كه اظهار ايمان مى كند، نقاب اسلام را به چهره زده ، نه از گناه باكى دارد، و نه از آن دورى مى كند.
و عمدا به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) دروغ مى بندد، اگر مردم مى دانستند كه اين شخص منافق و دروغگو است ، از او قبول نمى كردند، و تصديقش نمى نمودند اما مى گويند: وى از صحابه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) است ؛ پيامبر (صلى الله عل