ند.))
جاى شگفتى است كه امضاء كنندگان اين طومار، همه در روز غديرخم حاضر بوند، و با على (عليه السلام ) بيعت كردند، و امامت حضرت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) و فرزندان او را تا ظهور حضرت مهدى (عج ) از زبان پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) شنيدند، اما براى تحريف تاريخ اسلام ، و ايجاد فتنه و تفرقه در امت اسلامى اين طومار را نوشتند.
با اينكه رسول گرامى اسلام در آن اجتماع عظيم
على (عليه السلام ) را معرفى فرمود
و دست او را گرفت و بالا برد
با على (عليه السلام ) بعنوان امام پس از خود بيعت كرد
و تمام 120 هزار حاجى از زن و مرد بيعت كردند
باز در طومار نفرين شده مى خوانيد كه :
((پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) از دنيا رفت در حاليكه كسى را براى امامت مسلمين تعيين نفرمود، و هركس ادعا كند دروغگو است ))
اين طومار همان صحيفه لعنت شده اى است كه از اوج كينه توزى و نفاق و دشمنى آنان با پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و عترت ، حكايت دارد.
جاى شگفتى است : ابوسفيانى كه در جنگ هاى مكرر از اسلام سيلى خورد، و خالدبن وليد كه دست او تا آرنج در خون شهيدان اسلام رنگين است ، دلسوزان امت اسلامى ، و طرفداران وحدت امت شدند؟
بايد اين شگفتى ها، و درد دلها را به وجدان هاى بيدار و حق طلب واگذار كرد.واقع نگرى پيامبر(ص) پس از حماسه غدير
ارزيابى صحيح واقعيت هاى موجود
پيامبر و احتياطهاى اساسى
1 - تدارك لشكر اسامه
2 - داستان قلم و دوات
3 - سخنرانيها و هشدارها
4 - جلوگيرى از نقشه هاى سياسى
كودتاى سقيفه
دين اسلام آنگونه كه خداوند بزرگ وعده داده بود، رونق گرفت ، و گسترش ‍ يافت ، و مبانى اعتقادى آن تكميل گرديد، و مراحل نهائى آن با اعلام ولايت حضرت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) و بيعت عمومى مسلمانان سراسر بلاد اسلامى ، تحقق يافت .
و رسالت و نبوت پيامبر خاتم (صلى الله عليه و آله و سلم ) با سامان يافتن امامت و ولايت ، در تداوم اسلام ناب ، و تداوم رهبرى امامان معصوم عليهم السلام به بار نشست ، و ره آورد آن در عينيت جامعه اسلامى چشمگير شد.
و آنگاه مخالفت مخالفان ، و توطئه هاى منافقان ، و كينه توزيهاى معاندان بجائى نرسيد و با نزول فرشته وحى ، و افشاگريهاى لازم ، و امدادهاى الهى ، همه دشمنى ها و خطرات احتمالى برطرف شد.
و ترور نافرجام ، چهره واقعى مخالفان را افشاء كرد.
و تشكل هاى منافقانه فروپاشيد، و نتوانست حركت ارتجاعى خطرناكى داشته باشد
و تحركات موزيانه جمعى كه در بدر و احد شكست خوردند. و امروز پس از غديرخم به نوشتن طومار و عهدنامه ننگين روى آوردند بجائى نرسيد، كه ناچار شدند آن را بدست ابوعبيد جراح بسپارند و در مكان مشخصى در كعبه دفن كنند.
چون رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به اينگونه طومار نويسى ها، و دسته بنديهاى منافقانه ، اشاره كرده بود و به نويسنده و امضاء كننده آن نفرين كرد، و به مسلمانان حاضر در صحنه غديرخم هشدار داد كه مراقب باشند.
هرچه بود بعثت و هجرت به خوبى سامان يافت .
و انواع تهاجمات دشمنان شرق و غرب ، با فداكارى ياران پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و مديريت عالى آن بزرگ پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و فرود آمدن امدادهاى الهى برطرف گرديد، و اءساس اسلام حفظ شد.
و قرآن كريم به تدريج نازل و دستورالعمل كامل دين نوشته شد.
ملت اسلام پديد آمد، و حكومت اسلامى تحقق يافت .
و ارزشهاى اخلاقى در زندگى فردى و اجتماعى حاكم گرديد، و آداب و رسوم جاهليت رسوا و از صحنه زندگى مردم رخت بر بست .
و مسئله مهم تداوم رهبرى ، و تداوم اسلام رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) در غدير خم ، به امر الهى حل شده به بهترين شكلى معرفى و اعلام گرديد، و با ابلاغ ولايت و تحقق بيعت عمومى مردم با على (عليه السلام ) دين به كمال رسيد و راه كفر و ايمان ، مؤ من و منافق ، شناسائى و از يكديگر فاصله گرفت .
و آيه اكمال دين و اتمام نعمت هاى الهى را فرشته وحى فرود آورد كه حماسه غدير را رنگ جاودانه زد.(22)
و دوران رسالت پيامبر خاتم (صلى الله عليه و آله و سلم ) به خوبى و سلامت ، سپرى شد گرچه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نگران آينده است .
و حوادث آينده را به روشنى مى نگرد، و راه حل ارائه مى فرمايد:
به على (عليه السلام ) علم و آگاهى مى دهد، آمادگى مى بخشد كه چگونه با انواع مشكلات و سختى ها مبارزه كند، چگونه ناكثين و مارقين و قاسطين را هدايت كند و از سر راه مسلمين بردارد.
و گاهى نيز با ياد مظلموميت هاى على (عليه السلام ) و اهل بيت پاكش ، اشك مى ريخت ، و اظهار نگرانى مى فرمود. اما سرانجام رهنمود مى داد كه :
مسئله مهم حفظ اساس اسلام است .
آنچه كه بر امامان معصوم عليهم السلام واجب است انجام وظيفه ، و عمل به مسئوليت هاست .
كه بايد با انواع درايت و مديريت و صبر و فداكارى و شهادت طلبى و خود گذشتگى ، اءساس دين را حفظ نمود، و از همه چيز گذشت ، و به همه چيز پشت پا زد.
ارزيابى واقعيت هاى موجود
رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى ديد كه اسلام در حال گسترش ، و مخالفان در حال تصميم گيرى هستند، و مى دانست :
همه آنها كه در اطراف او گرد آمدند، و در صفهاى جماعت نماز حاضر مى شوند، كسانى هستند كه در حال سلامت شعارها مى دهند و در روز حادثه مى گريزند.
و همه را مى شناخت كه :
جمعى منافق نفوذى و منتظر فرصت مى باشند.
گروهى قدرت طلب و بى تقوا در همه جا كمين كرده اند.
و بعضى از حد خورده ها، خانواده هاى اعدامى ، صدمه ديدگان نبردهاى سرنوشت ساز، هنوز هم اميدوارند تا انتقام گيرند، و به دنبال زمينه هاى مناسب هستند.
نام تك تك آنها را مى دانست .
و به اصحاب مورد اعتماد و رازدار خود آنها را شناساند.
آنها را زير نظر داشت ، و با كمك فرشته وحى اخبار درونى آنها را مى شناخت ، و هر جا كه لازم بود نقشه ها و طرح هاى شيطانى آنها را افشاء مى كرد، و به مسلمين آگاهى لازم مى داد، و جامعه اسلامى را واكسينه مى كرد.
و چون واقعيت هاى موجود در جامعه و امت اسلامى را به خوبى مى شناخت از هر گونه اقدام شتاب زده اى پرهيز مى فرمود، و سعى در هدايت مخالفان داشت .
و با انواع روشهاى ((امر به معروف و نهى از منكر)) آنان را به حق و ارزشهاى الهى رهنمون مى ساخت زيرا مى دانست كه :
الف - دشمنان اسلام فراوان و از هر طرف ممكن است تهاجم كنند.
ب - مسيلمه كذاب (پيامبر دروغين ) و لشكر او خطر سازند و بايد با آنها به نبرد پرداخت .
ج - يهود شكست خورده در فكر انتقام يا نفوذ است .
د - ديگر ملل و اقوام منزوى شده منتظر فرصت مناسب مى باشند.
ه‍- قريش شكست خورده به اين آسانى ها دست بردار نيست .
و - و ياران صادق ، و مؤ منان رازدار اندكند.
نه با آنها مى شود انواع مديريت هاى كشور پهناور اسلامى را اداره كرد، و نه مى توان با شمار اندك آنان به جنگ همه دشمنان رفت ، تهاجمات برون مرزى را پاسخ داد، و توطئه هاى درون مرزى را در هم شكست .
كه در خطبه حجة الوداع ، به هنگام معرفى ولايت ، به اين حقيقت تلخ اشاره فرمودند.
و از فراوانى دشمنان و مخالفان و دروغپردازان ،