ده
در برابر مهاجمان فريب خورده به خانه اهل بيت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )
در بحث و مناظره با بى تفاوت هاى مدينه (پس از كودتاى شوم سقيفه )
در بسيج كردن مردم جهت دفاع از ولايت اميرالمؤ منين (عليه السلام )
و همه جا
به ياد حماسه غدير بود، و حادثه غدير خم را مى شناساند، و ابعاد و جوانب آن را بررسى مى كرد، و اهداف و ثمرات آن را به رخ مى كشيد، و اتمام حجت مى فرمود.
و عذرهاى بدتر از گناه بى تفاوت ها، و بهانه هاى ترسوهاى ساكت ، و دليل هاى پوچ و دروغين سست عنصرها را با يادآورى حماسه غدير خم ، مردود مى شمرد، و بى ارزشى بافته هاى ذهنى آنان كه دست از حمايت امام بر حق شسته بودند را اثبات مى كرد، و مى فرمود:
فما جعل الله لاحد بعد غدير خم من حجة و لاعذر
(خداوند بزرگ پس از حادثه غدير خم # كه ولايت على (عليه السلام )اعلام گرديد براى هيچكس عذر و بهانه اى باقى نگذاشته است )(40)
2 - روش اتمام حجت با حادثه غدير
پس از حاكميت سران كودتاگر سقيفه ، و غصب خلافت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) كه مبارزات سياسى حضرت زهرا (عليه السلام )به اوج رسيد، يكى از روشهاى بيدار كردن مردم ، سخنرانى و افشاگرى ، و دعوت مهاجر و انصار در نهان و آشكار، براى يارى كردن امام برحق بود كه همراه با اميرالمؤ منين (عليه السلام ) و دو فرزندش حسن و حسين عليهم السلام بگونه اى بسيار حساب شده ، مهاجر و انصار را فرا مى خواندند، درب منزل آنان را كوفته ، و با آنان به گفتگو مى پرداختند، و اتمام حجت مى كردند.
امام بعضى مى گفتند:
كار از كار گذشت
و برخى مى گفتند:
اگر على (عليه السلام ) در سقيفه بود راءى همه با او بود
و گروهى مى گفتند:
ما غافلگير شديم ديگر نمى شود اقدام مؤ ثرى داشت در صورتيكه حضرت زهرا سلام الله عليها بر تمام عذر تراشى ها، و بهانه هاى دروغين ، با يادآورى حادثه عظيم غديرخم ، خط بطلان كشيده مى فرمود:
اليكم عنى فلا عذر بعد تعذيركم و الامر بعد تقصيركم ، هل ترك اءبى يوم غدير خم لاحد عذرا؟(41)
(دور شويد، و مرا به حال خود گذاريد، پس از كوتاهى و سهل انگارى ، جايى براى عذر خواهى نمانده است ، آيا پدرم پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) پس از حادثه غدير خم جايى براى عذر تراشى و بى تفاوتى باقى گذاشته است ؟)
يعنى تكيه گاه مهم و برهان روشنى كه مى شود با آن ولايت بر حق حضرت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) را اثبات كرد، و غضب خلافت را بيان داشت ، حماسه غدير خم است كه :
هيچ عالم و جاهلى
مخالف و موافقى
دوست و دشمنى
حاضر و غائبى
نمى تواند آن حادثه عظيم را انكار يا فراموش نمايد.
چون همه بودند و ديدند، و با حضرت مولى بيعت كردند.
يا خاطره آن حماسه بزرگ را شنيدند، و خطبه معروف رسول خدا (عليه السلام ) را شنيدند و حفظ كردند، و سينه به سينه منتقل نمودند.
و شعراى حاضر در صحنه ، شعرها سرودند، قصيده ها ساختند و به يكديگر تبريك ها گفتند.
از اين رو حادثه غديرخم ، آنهم پس از دو ماه يا بيشتر، در پايگاه وحى الهى ، ((مدينة الرسول )) هرگز انكار كردنى ، يا فراموش شدنى نبود.
3 - سياست سران سقيفه و روش مبارزاتى فاطمه سلام الله عليها
سران سقيفه چون مى دانستند شعر و حكايت و روايت و حديث غدير خم را از نظر فكر و ذهن و انديشه و نقل و گفتار نمى توانند، انكار كنند، و يا از دلها و خاطره ها بزدايند، دست به كودتا زدند، و با زور و تزوير، و تهديد و كشتار به همگان گفتند كه :
حماسه غدير را فراموش كنند
احاديث بر جاى مانده از پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) را بسوزانند(42)
نقل حديث نكنند، و تنها قرآن بخوانند
و فضائل على (عليه السلام ) و اهل بيت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در هيچ جا نقل ننمايند.
زيرا اگر پس از كودتاى سقيفه ، و حاكميت ابابكر، نقل حديث جايز بود، و فضائل اهل بيت (عليه السلام ) را مطرح مى كردند، و حماسه عظيم غديرخم را در همه جا و همه مجالس مى خواندند و مى شناساندند، حكومت سران كودتايى سقيفه نمى توانست داراى ثبات سياسى باشد، و ادعاى حقانيت و خلافت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نمايد، بنابراين همه دست اندركاران خلافت ، بر آن شدند كه غدير خم مطرح نشود، و حديث و خطبه و شعر آن حماسه جاودانه نقل نگردد، و به دست فراموشى سپرده شود، و تنها بخشهايى از آن خطبه سرنوشت ساز رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل گردد كه ، ارتباطى با حكومت و خلافت ندارد.
(دستور عبادى و اخلاقى )(43)
چون اصول سياست كودتاگران سقيفه بر حذف حماسه غدير تكيه داشت ، حضرت زهرا سلام الله عليها نيز يكى از حملات گسترده و فشار سياسى ، مبارزاتى خود را بر شناساندن غدير خم قرار داده بود، تا غدير خم فراموش ‍ نشود، و نصب امامت از طرف پروردگار هستى ، تبليغ شود
از اينرو پيروان آن يگانه كوثر قرآن نيز به غدير خم دل بسته اند.
و آن را تبليغ مى كنند و با رهنمودهاى عترت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) روز غديرخم را يكى از اعياد بزرگ اسلامى مى دانند.
جشن ها مى گيرند
چراغانى مى كنند
شعرها مى سرايند
تا حماسه جاويد غدير همواره جاودانه بماند، و چشمه سار هميشه زلال غدير، همواره تشنگان حقيقت را سيراب سازد.
حضرت زهرا سلام الله عليها نه تنها در سخنرانيها، و افشاگريها از غديرخم ياد مى كرد، و آن حادثه عظيم را به ياد مى آورد و اهداف آن را مى شناساند بلكه در ملاقات هاى خصوصى ، و در پاسخ افرادى كه بگونه اى انفرادى از مظلوميت اهل بيت (عليهم السلام ) مى پرسيدند، باز هم به بررسى ((حماسه غدير)) مى پرداخت .
محمود بن لبيد مى گويد:
پس از رحلت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فاطمه (عليها السلام ) را در كنار قبر حضرت حمزه در احد، در حال عزادارى و گريه مشاهده كردم ، فرصت را غنيمت شمرده سئوال كردم :
آيا براى امامت على (عليه السلام ) از سخنان رسول گرامى اسلام ، مى توان دليلى آورد؟
حضرت زهرا (عليها السلام ) فرمود:
و اعجبناه اءنسيتم يوم غدير خم ؟ سمعت رسول الله يقول :
على خير من اخلفه فيكم ، و هو الامام و الخليفة بعدى ، و سبطاى و تسعة من صلب الحسين (عليه السلام ) اءئمة اءبرار لئن اتبعتموهم وجدتموهم هادين مهديين ، و لئن خالفتموهم ليكون الاختلاف فيكم الى يوم القيامة ؟
(قلت يا سيدى فما باله قعد عن حقه ؟)
قالت : يا ابا عمر لقد قال رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم )
مثل الامام مثل الكعبة اذا تؤ تى ولا تاءتى
اءما و الله لوتركوا الحق على اءهله و اتبعوا عترة نبيه لما اختلف فى الله اثنان ، و لورثها سلف عن سلف و خلف بعد خلف حتى يقوم قائمنا التاسع من ولد الحسين ولكن قدموا من اءخره الله و اءخروا من قدمه الله : حتى اذا اءلحدوا المبعوث و اءودعوه الجدث المجدث اختباروا بشهوتهم و عملوا بآرائهم ، تبالهم اءولم يسمعوا الله يقول :
وربك يخلق ما يشاء و يختار ماكان لهم الخيرة ؟
بل سمعوا و لكنهم كما قال الله سبحانه .
فانها لا تعمى الابصار ولكن تعمى القلوب التى فى الصدور
هيهات بسطوا فى الدنيا آمالهم و نسوا آجالهم فتعسالهم و اءضل اءعمالهم اءعوذبك يا رب من ا