حور بعد الكور
حضرت زهرا (عليه السلام ) فرمود:
(شگفتا! آيا حادثه عظيم غدير خم را فراموش كرده اند؟
شنيدم كه پيامبر گرامى اسلام فرمود: و على بهترين كسى است كه او را جانشين خود در ميان شما قرار مى دهم على (عليه السلام ) امام و خليفه بعد از من است و دو فرزندم حسن و حسين (عليه السلام ) و نه نفر از فرزندان حسين (عليه السلام ) پيشوايان و امامانى پاك و نيك اند. اگر از آنها اطاعت كنيد شما را هدايت خواهند نمود و اگر مخالفت ورزيد، تا روز قيامت بلاى تفرقه و اختلاف در ميان شما حاكم خواهد شد).
((پرسيدم ، پس چرا امام على (عليه السلام ) سكوت كرد و حق خود را نگرفت ؟
حضرت زهرا(عليها السلام ) پاسخ دادند:))
پدرم رسول خدا، رهنمود دادند كه مثل امام ، مانند كعبه است ، مردم بايد در اطراف آن طواف كنند نه آنكه كعبه دور مردم طواف نمايد.
((سپس ادامه دادند كه )):
(قسم به خدا اگر حق را به اهلش واگذار مى كردند و از عترت رسول خدا اطاعت مى نمودند دو نفر هم با يكديگر اختلاف نمى كردند و امامت همانگونه كه رسول خدا معرفى فرمود از على (عليه السلام ) تا حضرت قائم (عج ) فرزند نهم امام حسين (عليه السلام ) پشت به پشت و نسل به نسل تداوم مى يافت .
اما افسوس مردم ناآگاه ، كسى را مقدم داشتند كه خدا او را كنار زده بود و كسى را كنار زدند كه خدا او را مقدم داشت ، ره آورد بعثت را انكار كردند و به بدعتها روى آورند آنها اينگونه اعمال ناروا را با هواپرستى و شهوت زدگى و بازگشت به افكار و آراء فاسد جاهلى انجام دادند، زشت باد روى آنان . آيا نشنيدند كلام خدا را كه فرمود
((پروردگار تو خلق مى كند آنچه را كه مى خواهد و اختيار تعيين امامت بدست اوست ))(44)
آرى شنيدند اما هرگونه كه قرآن فرمود: ((ديده بصيرت آنها كور و چشم دل آنها بى نور است ))(45)
افسوس ، كه سران سقيفه ، آروزها و هوسهاى خود را تحقق بخشيدند و از مرگ و قيامت غافل ماندند، خدا نابودشان گرداند و آنان را در كارهايشان گمراه كند، اى پروردگار من به تو پناه مى برم از كمى ياران پس از پيروزى و فراوانى ياران ):(46)روش استفاده از حديث غدير
طرح همه جانبه حديث غدير
افشاى دشمنان با حماسه غدير
در فصل گذشته تذكر داديم كه سران سقيفه ، و دشمنان اهل بيت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) با روشهاى گوناگون سعى مى كردند تا:
حماسه غدير فراموش گردد.
حديث غديرخم نقل نشود، تبليغ نگردد.
ورقه هاى مكتوب حديث غدير و ديگر احاديث سوزانده شود.
در كتب تاريخ ثبت نشود.
و شاعرانى كه حماسه غدير را سرودند طرد شوند، يا در امان نباشند و آنگاه ، ناقلان و راويان حديث و حادثه غدير را با نام ((ايجاد اختلاف در امت اسلامى )) يا ((ترك كنندگان قرآن )) سرزنش مى كردند، كتك مى زدند كه پس از حاكميت سران سقيفه ، و كتك خوردن عبدالله بن مسعود ((كاتب وحى )) براى نقل حديث ، ديگر كسى جرئت روايت كردن ، يا تبليغ حديث غدير را نداشت .
هركس رفاه و آسايش مى طلبيد.
درجه و مقام مى خواست .
و در آرزوى امن و امان بود.
مى بايست حديث غدير، و حقانيت على (عليه السلام ) را فراموش كند، كه تهاجم نظامى به منزل به منزل امام ، و اهانت به دختر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )، و شهادت حضرت محسن (عليه السلام ) و تازيانه زدن حضرت زهرا عليهاالسلام در راستاى همين سياست مطرح شد.
اول : فاطمه عليهاالسلام و طرح همه جانبه حديث غدير
در شرايط حساس و خفقان زاى مدينه ، پس از كودتاى سقيفه ، كه همه لب فروبسته ، و نفسها در سينه ها حبس شده ، و زبان شاعران ساكت گشته ، و قلم نويسندگان شكسته ، و همه دست از حمايت اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) شسته بودند.
و حماسه عظيم غديرخم را كه در چند ماه قبل اتفاق افتاده بود، با ترس و زور و تزوير از ياد بردند، اين فاطمه زهرا عليهاالسلام ، بود كه حديث غدير را در همه جا مطرح مى فرمود.
و حداكثر استفاده را از پيام غدير مى برد، چون آگاه بود كه اگر مردم ، حماسه غدير را با ويژگيهاى والاى آن به ياد آورند، و به امر الهى در اعلام ولايت على (عليه السلام ) بيانديشند، راه هدايت را به درستى خواهند شناخت .
از اين رو بارها به مردم ساكت و بى تفاوت و هراسناك مدينه مى فرمود:
اءنسيتم قول رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) يوم غديرخم ، من كنت مولاه فعلى مولاه ؟ و قوله (صلى الله عليه و آله و سلم )، اءنت منى بمنزله هارون من موسى (47).
(آيا فراموش كرديد سخنان رسول خدا را در روز غدير خم كه فرمود:
هر كه را من مولا و رهبر مى باشم على (عليه السلام ) نيز مولاى اوست .
و آيا فراموش كرديد كه به على (عليه السلام ) فرمود: يا على (عليه السلام ) موقعيت تو نسبت به من همانند هارون نسبت به موسى پيامبر است .)(48)
دوم : افشاى دشمنان با ياد حماسه غدير
حضرت زهرا عليهاالسلام در بحث و مناظره با دشمنان ، و در اتمام حجت با مهاجمان به خانه ولايت باز هم از حماسه غديرخم ياد مى كرد، و مردم را به ياد حديث غدير سوق مى داد.
در يكى از روزهاى پس از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) كه مردم در كوچه نزديك خانه حضرت على (عليه السلام ) گرد آمده و تسليم توطئه ها بودند، دختر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) از خانه بيرون آمده و در كنار درب ورودى منزل ايستاد، و خطاب به مردم مهاجم در كوچه و بازار فرمود:
لا عهد لى بقوم حضروا اءسوء محضر منكم ، تركتم رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم )، جنازة بين اءيديننا و قطعتم اءمركم فيما بينكم ، لم تساءمروننا و لم تردوا لنا حقا كانكم لم تعلموا ما قال يوم غدير خم ، و الله لقد عقد له (على بن ابيطالب ) يومئذ الولاء ليقطع منكم بذالك منها الرجاء، و لكنكم قطعتم الاسباب بينكم و بين نبيكم ، و الله حسيب بيننا و بينكم فى الدنيا و الآخرة .(49)
(من ملتى را مثل شما نمى شناسم كه اينگونه عهد شكن و بد برخورد باشند، جنازه رسول خدا در دست ما گذاشته رها كرديد، و عهد و پيمانهاى ميانتان را بريده ، فراموش نموديد، و ولايت و رهبرى امام على (عليه السلام ) و ما اهل بيت را انكار كرديد، و حق مسلم ما را بازنگردانديد.
گويا از حادثه رزو غديرخم آگاهى نداريد؟
سوگند به خدا كه رسول گرامى اسلام در آن روز ولايت و رهبرى امام على (عليه السلام ) را مطرح كرد، و از مردم بيعت گرفت ، تا اميد شما فرصت طلبان تشنه قدرت را قطع نمايد، ولى شما رشته هاى پيوند معنوى ميان پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و خودتان را پاره كرديد، اين را بدانيد كه خداوند در دنيا و آخرت بين ما و شما داورى خواهد كرد.)(50)
دشمنان ولايت چه جوابى مى توانستند بدهند، در صورتيكه حماسه غدير، راه هرگونه عذرتراشى ، و بهانه جوئى ، را بسته بود، كه حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود:
(خداوند بزرگ پس حادثه غدير خم ، براى هيچكس عذر و بهانه اى باقى نگذاشته است )
زيرا با يادآورى غديرخم هيچگونه راه فرارى باقى نمانده بود
اگر مى گفتند:
نمى دانيم !! يا خبر نداريم !!
دروغ آشكارى بود
زيرا حادثه بزرگى در ميان 120 هزار حاجى كه از سراسر بلاد اسلامى در غدير گرد آمده بودند، اخبار آن را دهن به دهن در همه 