ا نقل كردند، و بگوش همه رسانده بودند.
اگر در خبر راويان ترديد مى كردند:
به دوروئى آشكارترى پناه مى بردند
زيرا تمام مهاجر و انصار، و اصحاب و ياران پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در آن حادثه عظمى حضور داشتند، و پيام غدير را از قرن اول تاكنون گفتند و نوشتند، و در شعر شاعران گنجاندند
اگر بهانه مى آوردند كه بيعت عمومى نبود:
بيشتر رسوا مى گرديدند.
زيرا در گذشته و آينده ، تنها رفراندوم و بيعتى كه عمومى بود، و عموم ملت اسلام از هر نژاد و قبيله اى در آن شركت داشت ، بيعت روز غدير بود چنان اجتماعى با چنين كيفيت والائى نسبت به هيچ يك از زمامداران پرادعاى دنيا تحقق نيافته بود.
و اگر عذر مى آوردند كه با مشورت نبود:
به خيانت رسواى ديگرى اعتراف مى كردند.
زيرا غدير خم به امر الهى ، و نزول پيك وحى ، و در حضور پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) و سخنرانى و اتمام حجت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) با مسلمانان سراسر بلاد اسلامى ، و با دخالت پيامبر خاتم تحقق يافت .
چگونه مى توان در برابر آفتاب غدير، شمع بدست گرفته و به انكار خورشيد نشست ؟
على (عليه السلام ) و روش مناظره با حديث غدير:
پس از حضرت زهرا عليهاالسلام كسى كه روش مناظره با حديث غدير را از نظر كاربردى ، مطرح فرمود على (عليه السلام ) است
در بسيارى از مواقع حساس ، و روز شورى كه مردم به ديگران روى آوردن ((سال 23 هجرى )) امام فرمود:
فانشدكم بالله هل فيكم احد قال رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) ((من كنت مولاه فعلى مولاه ، اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه ، وانصر من نصره ، ليبلغ الشاهد الغايب )) غيرى ؟
شما را به خدا گواه مى طلبم آيا در ميان شما غير از من كسى هست كه پيامبر ص درباره او فرموده باشد؟ ((هر كس را كه من مولى او هستم ، على مولى اوست ، خدايا دوست دار دوستان او را، دشمن دار دشمنان او را، يارى كن يارى كنندگان او را، پس بايد حاضران به غايبان خبر دهند))
همه گفتند:
نه غير از تو كسى نيست (قالوا اللهم لا).(51)
در پاسخ حضرت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) در جاهاى مختلف متفاوت جواب مى دادند
در روز شورى همه جمعيت هماهنگ گفتند
((كسى را جز تو سراغ نداريم ))
و يا پاسخ دادند.
((آرى همه در روز غدير حاضر بوديم و سخنان پيامبر را در ابلاغ ولايت تو شنيديدم ))
و يا پس از طرح سئوال از طرف امام (عليه السلام ) 20 نفر از مجاهدان بدرى بلند شدند و گفتند
((همه ما بوديم و شهادت مى دهيم ))
و يا بسيارى از بزرگان مهاجر و انصار بلند شدند و گفتند:
((اى على همه ما در روز غدير حاضر بوديم و هم اكنون شهادت مى دهيم ))
و در روز جنگ جمل در بصره با دوستان فريب خورده و با دشمنان گمراه نيز، اين شيوه مناظره را بكار گرفته ، و فرمود:
مگر در غدير خم نبوديد و نشنيديد؟
آيا غير از من چه كسى را سراغ داريد كه پيامبر اسلام ، آن سخنان آشكار را نسبت به ولايت من گفته باشد؟
كه در پاسخ امام (عليه السلام ) يا سكوت كردند، و يا درد آلود اعتراف كرده ، مى گذشتند(52)
نه دوست نه دشمن
نه فردى از مهاجر و نه فردى از انصار
نه شخصى از مدينه و نه فردى از كوفه و بصره و ديگر بلاد اسلامى نه زن و نه مرد
هيچ كس نگفتند كه :
((حادثه غدير تحقق نيافت )) يا ((ما خبر نداريم ))
و پس از حضرت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) حضرت امام مجتبى (عليه السلام ) و عمار ياسر، و عبدالله بن جعفر، و قيس بن سعد، با ياد حماسه غدير با دشمنان ولايت على (عليه السلام ) بحث و مناظره كردند(53)
روش استفاده از حديث غدير را ديگران از حضرت زهرا عليهاالسلام ياد گرفتند، كه آغازگر اين راه بود، و با دشمنان ولايت بر اساس حماسه غدير بحث و مناظره مى كرد كه يكى از آنها اصبغ بن نباته است .
اصبغ يكى از رجال بنام و از ياران حضرت على (عليه السلام ) است كه براى مذاكره با معاويه به شام فرستاده شد. مى گويد:
وقتى بر معاويه وارد شدم ديدم عمروبن عاص و جمعى از سران بنى اميه در اطراف معاويه حلقه زدند، و ابوهريره و ابوالدارداء در پيش روى او قرار دارند
تا چشم او به من افتاد، گفت
عثمان مظلوم كشته شد و چرا على (عليه السلام ) قاتلان عثمان را به من تحويل نمى دهد؟
در جواب معاويه گفتم
اى معاويه ، ما مى دانيم و تو هم مى دانى كه دروغ مى گويى ، تو عثمان را بهانه قرار دادى كه به حكومت دست يابى .
بعد به ابوهريره گفتم
تو را به خدائى كه مى پرستى سوگند مى دهم در روز غديرخم كجا بودى ؟
ابوهريره گفت
در ميان جمعيت بودم
پرسيدم ، رسول خدا در آن روز درباره على (عليه السلام ) چه فرمود؟
ابوهريره گفت : شنيدم كه رسول خدا فرمود:
من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه ، وانصر من نصره ، واخذل من خذله .
گفتم اى ابوهريره ! تو كه اين سخنان را با گوش خود از پيامبر شنيدى پس ‍ چرا على (عليه السلام ) را دشمن مى دارى ؟
ابوهريره فقط گفت : انالله و انا اليه راجعون .
چون معاويه ديد كه روش مناظره من در حاضران مجلس تاءثير كرد فرياد زد و باسخنان بى مورد مرا ساكت كرد(54)
حماسه غدير آنقدر والاست كه دشمنان امام نيز در بحث و مناظره خود از حديث غدير ياد مى كردند مانند:
عمرو عاص كه براى غلبه بر معاويه
عمر بن عبد العزيز براى پيروزى بر مخالفان و ماءمون براى پاسخ دادن به علماء فرق اسلامى ، را مى توان نام برد(55)حق پدر بر فرزند 
فَحَقُّ الْوالِدِ عَلَى الْوَلَدِ اَنْ يُطِيعَهُ فى كُلِّ شَىْءٍ اِلاّ فى مَعْصِيَةِ اللّهِ سُبْحانَهُ.(252)
حق پدر بر فرزند، آن است كه او را در هر كارى ، جز نافرمانى خداوند، اطاعت نمايد.
حق فرزند 
فَحَقُّ الْوَلَدِ عَلَى الْوالِدِ اَنْ يُحَسِّنَ اسْمَهُ وَ يُحَسِّنَ اَدَبَهُ وَ يُعَلِّمَهُ الْقُرْآنَ.(253)
حق فرزند بر پدر اين است كه بر او نامى نيكو بنهد و نيك ادبش كند و به او قرآن بياموزد.
تربيت فرزندان بر اين مبنا باشد 
اَدِّبُوا اَوْلادَكُمْ عَلى ثَلاثِ خِصالٍ: حُبِّ نَبِيِّكُمْ و حُبِّ اَهْلِ بَيْتِهِ وَ قَراءَةِ الْقُرْآنِ.(254)
فرزندان خود را با سه خصلت تربيت كنيد: 1 ـ دوست داشتن پيامبرتان 2 ـ دوست داشتن خاندان او 3 ـ خواندن قرآن .
بهترين روش تربيت 
لِيَتَاءَسَّ صَغيرُكُمْ بِكَبيرِكُمْ وَلْيَرْاءَفْ كَبيرُكُمْ بِصَغيرِكُمْ.(255)
بـايـد خـردسـالتـان از بزرگسالتان پيروى كند و بزرگسالتان به خردسالتان مهربان باشد.خطبه پيامبر(ص) در روز غدير
خطبه روز غدير
الحمد لله الذى علا فى توحده ، و دنى فى تفرده ، و جل فى سلطانه ، و عظم فى اءركانه ، و احاط بكل شى ء، علما، و هو فى مكانه ، و قهر جميع الخلق بقدرته و برهانه ، حميدا لم يزل محمودا لايزال ، و مجيدا لايزال و مبداء و معيدا و كل اءمر اليه يعود
قال ابومنصور احمد بن على بن ابى طالب طبرسى (م 558 ق ) حدثنى السيد العالم العابد ابوجعفر مهدى بن اءبى حرب الحسينى المرعشى قال اخبرنا الشيخ اءبوعلى الحسن بن الشيخ السعيد اءبى جعفر محمد بن الحسن الطوسى قال اءخبرنى الشيخ السعيد الوالد ابوجعفر قال اءخبرنى جماعه عن اءبى محمد هارون بن موسى التلعكبرى قال اء