خط غديرند.
سئوال 71: اگر غدير نبود آيا شناخت مؤ من و منافق ممكن بود؟
ولايت نبود مدعيان دروغين ، منافقان تشنه قدرت ، انسانهاى متظاهر به اسلام آزمايش نمى شدند، همه مى گفتند ايمان داريم همه ادعا داشتند از ياران پيامبرند، همه اظهار مى كردند مسلمانند اما وقتى فرمان خدا ابلاغ شد كه همه بايد با امام بر حق بيعت كنند، و بر اين بيعت وفادار بمانند. گروهى آشكارا مخالفت كردند. و گروه ديگر پيمان نامه سياسى نوشتند. برخى انواع توطئه ها را سامان دادند تا خلافت از خاندان عترت خارج شود آنگاه غدير معيار شناخت مؤ من و منافق كه حضرت اباعبدالله فرمود:
ما كنا نعرف المنافقين على عهد رسول الله ، الا ببغضهم عليا و ولده عليه السلام .(24)
امام حسين (ع ) فرمود: (در زمان رسول خدا(ص ) منافقين را نمى شناختيم جز با دشمنى و كينه توزى آنان نسبت به على (ع ) و فرزندان او.
سئوال 72: اگر غدير نبود آيا تداوم اسلام ناب امكان داشت ؟
پاسخ : خير، هرگز!! زيرا اسلام بدون ولايت نبود، انواع آداب و رسوم جاهلى را بنام اسلام مطرح مى كردند، چه اينكه 72 فرقه بوجود آوردند. از اين رو غدير اسلام ولايت را مطرح كرد و اسلام ولايت ضامن تداوم اسلام ناب تا قيامت شد. پاورقی

 1- 1 مقياس طول مى باشد، كه ميل انگليسى 1609 متر، ميل دريايى 1852 متر است .
2- 2 الغدير 1 ص 341 و امالى شيخ طوسى ص 568
3- 1 سوره مائده آيه 67
4- 2 سوره حج آيه 27
5- 1 سيره حلبى شافعى ج 3 ص 283 و تاريخ الخلفاء ج 4 سيو طى شافعى
6- مسند احمد ج 1 ص 88 و سيره حلبى ج 3 ص 302
7- 1 منتهى الامال 1 ص 268 شيخ عباس قمى
8- 1 1 سيره حلبى ج 3 ص 283: حلبى شافعى
2 تاريخ الخفاء جلد 4: سيوطى شافعى
3 تذكره الخواص ص 4 ص 281: ابن جوزى حنفى
4 مسند احمد ج 4 ص 281: احمدبن حنبل
9- 1 بخشى از خطبه روز غدير پيامبر (ص ) است .
10- سوره مائده آيه 67
11- 1 سوره مائده آيه 67
12- 1 خصال شيخ صدوق ج 1 ص 173 و امالى شيخ طوسى ص 383
13- 2 دلائل الامامه : طبرى و احتجاج طبرسى ج 1 ص 146
14- 3 به اسناد و مدارك سئوال 56 مراجعه شود 15- 1- تذكره الخواص ص 19: ابن جوزى حنفى و تفسير المنارج ج 6 ص 464
16- 2 سيره حلبى شافعى ج 3 ص 308
17- 1 ارشادالقلوب ص 112 و بحارالانوارج 28 ص 86 و ابن حزم اندلسى ج 3
18- 1 كشف اليقين علامه حلى ص 137 و بحارالانوار ج 28 ص 86
19- 1 بحارالانوار ج 36 ص 353 و غايه المرام ص 96
20- 2 الغدير ج 1 ص 159 و مناقب خوارزمى حنفى ص 217
21- 1 پيكار صفين ص 123 و فتوح البلدان ص 478
22- 1 الغدير ج 1 ص 1.2 و اقبال الاعمال ابن طاووس ص 464
23- 1 امالى شيخ مفيد ص 49 و الامامه و السياسه ج 1 ص 12
24- 1 عيون اخبار الرضا (ع ) ج 2 ص 72 و بحارالانوار ج 39 ص 302<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:983.txt">معرفی کتاب</a><a class="text" href="w:text:984.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:985.txt">غدير در قرآن</a><a class="text" href="w:text:986.txt">فصل اول: جايگاه عيد غدير در مكتب</a><a class="text" href="w:text:987.txt">فصل دوم: شايسته‏ ها و بايسته‏ هاى غدير</a><a class="text" href="w:text:988.txt">فصل سوم: ولايت در غدير</a><a class="text" href="w:text:989.txt">منابع</a></body></html>نام کتاب : چهل حديث غدير 

نویسنده : سایت امام علی (ع)

منبع کتاب :  سایت امام علی (ع)  www.imamalinet.net مقدمه:

سال دهم هجرت كه مسلمانان همراه پيامبر اكرم(ص) مراسم حج را به پايان رساندند و آن
سال، بعدا «حجة الوداع‏» نام گرفت، پيامبر اكرم(ص) عازم مدينه گرديد.

فرمان حركت صادر شد. هنگامى كه كاروان به سرزمين «رابغ‏» در سه ميلى جحفه كه ميقات
حجاج است، رسيد امين وحى در مكانى به نام «غديرخم‏» فرود آمد. آيه:«يا ايها الرسول بلغ ما
انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس‏».نازل شد كه اى
پيامبر، آنچه از طرف خدا فرستاده شده، به مردم ابلاغ كن. اگر اين كار را نكنى، رسالت‏خود
را تكميل نكرده‏اى و خداوند تو را از گزند مردم حفظ خواهد كرد. سوره مائده، آيه دستور
توقف در آن مكان صادر شد. همه مردم ايستادند. وقت ظهر هوا، بشدت گرم بود. پيامبر
اكرم(ص) نماز ظهر را با جماعت‏خواند سپس در حالى كه مردم دور او را گرفته بودند، بر
روى نقطه بلندى كه از جهاز شتران برپا شد، قرار گرفت و با صداى رسا خطبه خواند و
سپس فرمود:

«مردم نزديك است من دعوت حق را لبيك گويم و از ميان شما بروم من مسؤولم و شما هم
مسؤوليد».

سپس مطالبى گرانبها بيان كرد و فرمود:

«من دو چيز نفيس در ميان شما به امانت گذاردم، يكى كتاب خدا و ديگرى عترت و اهل
بيت من، اين دو هرگز از هم جدا نشوند. مردم بر قرآن و عترت من پيشى نگيريد و در عمل
به آنها كوتاهى نورزيد كه هلاك مى‏شويد».

در اين هنگام دست على(ع) را گرفت و او را بلند كرد و به همه مردم معرفى نمود، سپس
فرمود:

«سزاوارتر بر مؤمنان از خود آنان كيست؟ همگى گفتند: خدا و پيامبر او داناترند».

پيامبر اكرم(ص) فرمود:

«خدا، مولاى من و من، مولاى مؤمنانم و من بر آنها از خودشان اولى و سزاوارترم‏».

بعد فرمود:

« من كنت مولاه فهذا على مولاه‏اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و... »

«اى مردم هركس من مولاى اويم، على مولاى اوست، خداوندا كسانى را كه على را دوست
دارند، دوست بدار و كسانى كه او را دشمن دارند، دشمن دار و...»

سپس فرشته وحى نازل شد و آيه «اليوم اكملت لكم دينكم...» را نازل فرمود و آن روز در تاريخ
اسلام جاودانه و حماسه‏ساز شد.

آرى غدير، روز حماسه جاويد، روز ولايت، روز امامت، روز وصايت، روز اخوت، روز رشادت و
شجاعت و شهامت و حفاظت و رضايت و صراحت‏شناخته شد. روز نعمت، روز شكرگزارى، روز
پيام رسانى، روز تبريك و تهنيت، روز سرور و شادى و هديه فرستادن، روز عهد و پيمان و
تجديد ميثاق، روز تكميل دين و بيان حق، روز راندن شيطان، روز معرفى راه و رهبر، روز
آزمون، روز ياس دشمن و اميدوارى دوست و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت، روزى كه
پيروان واقعى مكتب حيات‏بخش اسلام آن را گرامى مى‏دارند و به همديگر تبريك مى‏گويند.

از احاديث بر مى‏آيد كه ائمه: آن روز را جشن مى‏گرفتند و در آن روز مراسم ويژه‏اى داشتند،
شبيه مراسمى كه ما ايرانيان امروز در عيد نوروز داريم.

از فياض بن محمد طوسى نقل شده: روز غدير به حضور امام هشتم(ع) رسيد. ديد گروهى
از افراد ويژه در خدمت‏حضرت هستند كه امام آنان را براى افطار در خانه‏اش نگهداشت و به
منزل آنان غذا و لباس و كفش و انگشتر و هداياى ديگر فرستاد و آن روز وضع او و اطرافيان او
كاملا عوض شده بود و فضائل آن روز را براى آنان يادآورى مى‏كرد. (بحار الانوار، 97: 112، ح 8.
)

در حديث ديگرى است: روزى از روزهاى خلافت على(ع) جمعه و عيد غدير به يك روز افتاد.
امام(ع) خطبه مفصلى خواند و فرمود:

«اين مجمع اكنون به پايان مى‏رسد و شما همگى به خانه‏هايتان بر مى‏گرديد، برويد - خداى
بر شما رحمت فرستد - و بر خانواده خود فراخ گيريد و به برادران خود نيكى كنيد.

خداوند را بر اين نعمت كه شما را بخشيده است، سپاس گزاريد. متحد شويد تا خدا كمكتان
كند. نيكويى كنيد تا خدا دوستيتان را پايدار كند. از نعمتهاى خداداد، يكديگر را هديه
فرستيد.

خداوند در اين روز چندين برابر ديگر عيدها پاداش دهد.

اين گونه پاداش جز در اين روز