ارش بترسد، خيرخواه خود باشد و پيش از رسيدن مرگ توبه كند و بر شهوتش چيره شود.
اين چنين تقوايى داشته باشيد 
اِتَّقـُوا اللّهَ تـَقـِيَّةَ مَنْ شَمَّرَ تَجْرِيداً، وَجَدَّ تَشْميراً، و اءَكْمَشَ فى مَهَلٍ، وَ بادَرَعَنْ وَ جَلٍ، وَ نَظَرَ فى كَرَّةِ الْمَوْئِلِ، وَ عاقِبَةِ الْمَصْدَرِ، وَ مَغَبَّةِ الْمَرْجِعِ.(283)
تـقواى الهى پيشه كنيد، همچون كسى كه از همه وابستگى ها برهد، دامن همت به كمر زند، چالاك و كـوشـا بـاشـد و در فـرصـت زنـدگى ، بينا و سبك راه سپرد و در كار خير پيشى گيرد و در بـازگشت به پناهگاه خويش بنگرد و به پايان كارها كه بازگشت به سوى پروردگار است چشم دوزد.
پرهيزگاران 
اَلْمُتَّقُونَ... مَشْيُهُمُ التَّواضُعُ... وَ مَلْبَسُهُمُ الاِْقْتِصادُ... وَ مَنْطِقُهُمُ الصَّوابُ.(284)
پـرهـيـزگـاران راه رفـتـنـشـان بـا فروتنى ، پوشاكشان با ميانه روى است ، و منطقى استوار دارند.
سيماى پرهيزگاران 
(اَلْمُتَّقُونَ) عُمّارُ اللَّيْلِ وَ مَنارُ النَّهارِ.(285)
پرهيزگاران ، شب زنده داران در شب و روشنى بخشان روزند.
شيوه پرهيزگارى 
اَلْخَشْيَةُ مِنْ عَذابِ اللّهِ شيمَةُ الْمُتَّقينَ.(286)
ترس از عذاب الهى ، شيوه پرهيزگاران است .
ارزش زهد و تقوا 
اَلزُّهْدُ ثَرْوَةٌ وَالْوَرَعُ جُنَّةٌ.
زهد، ثروت و پرهيزگارى سپر است .
پناهگاه امن 
لا مَعْقِلَ اَحْسَنُ مِنَ الْوَرَعِ.(287)
هيچ پناهگاهى بهتر از پرهيزگارى نيست .
برترين پوشش 
اَلْوَرَعُ اَفْضَلُ لِباسٍ(288)
پرهيزگارى برترين جامه است .<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:991.txt">معرفی کتاب</a><a class="text" href="w:text:992.txt">جوان ايراني...! حذيفه يماني...! غدير...!</a><a class="text" href="w:text:993.txt">قتل عثمان و خلافت صاحب غدير</a><a class="text" href="w:text:994.txt">مقدمات واقعه غدير و توطئه هاي منافقين</a><a class="text" href="w:text:995.txt">واقعه غدير خم</a><a class="text" href="w:text:996.txt">توطئه بر ضد غدير: قتل پيامبر و صحيفه ملعونه اول</a><a class="text" href="w:text:997.txt">سخنراني پيامبر درباره صحيفه ملعونه دوم</a><a class="text" href="w:text:998.txt">آغاز اقدامات ضد غدير براي تشكيل سقيفه</a><a class="text" href="w:text:999.txt">مويدات بلندترين داستان غدير</a></body></html>نام کتاب : بلندترين داستان غدير

نویسنده : محمّد رضا انصاری

منبع کتاب :  سایت مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن www.ketaab.iec-md.orgجوان ايراني...! حذيفه يماني...! غدير...!

اهدا

به آن جوان ايراني؛
که با کنجکاوي خود؛
اين ميراث عظيم را؛
از حذيفه يماني تحويل گرفت
و براي ما به يادگار گذاشت؛
و به همه ي جوانان ايران
که در تاريخ اعتقادي خود
ژرف مي نگرند و کنجکاوند.
محمد رضا

جوان ايراني...! حذيفه يماني...! غدير...!

غدير کجا... مدائن کجا...؟!

يک جوان ايراني در پايخت هفتصد ساله ي ايران کجا... بلندترين متن از داستان غدير کجا...؟

يک اتفاق کوچک نتايج زيبايي را به ثمر رساند که در نگاه اول نه جوان ايراني انتظارش را داشت و نه حذيفه يماني. حتي تاريخ گمان نمي کرد چنين حقايق ناگفته اي در آن روز از زبان يکي از معتمدترين اصحاب پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم بر صفحاتش نقش ببندد.

ما اکنون بلندترين روايت از واقعه ي غدير را پيش رو داريم که شامل ناگفته هاي بسياري از زواياي مختلف آن است. آنچه در اين حديث بلند آمده ثمره ي سؤالات يک جوان کنجکاو و پرشور ايراني است که در شهر بزرگ مدائن در محضر صحابي گرانقدر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم حذيفه ي يماني مطرح کرده است.

اين صحابي دانشمند نيز بعنوان بزرگترين اتمام حجت در عمر خود، بي پرده حقايق زير خاک مانده ي غدير و دشمنانش را بر زبان آورده؛ و مقارن طلوع دوباره ي خورشيدِ غدير، زنگارهاي بيست و پنج ساله را زدوده است.

جا دارد از دور دستهاي زمان، از حذيفة بن يمان تشکر نماييم که در سن کهولت و با تحمل زحمت، اين داستان بلند را در پاسخ به سؤالات يک جوان ايراني با تمام جزئياتش بيان نموده، که هر بخش آن پرونده هايي از گذشته ي اعتقادي ما را مي گشايد و آگاهي دو چندان نسبت به آنچه تا کنون درباره ي آنها مي دانسته ايم در صفحات عقيده ي ما مي افزايد.

از آن جوان ايراني نيز تشکر مي کنيم که از بين آن جمعيت به خواب رفته در اثر تبليغات سقيفه، اين گونه آگاهانه تاريخ دينش را دنبال کرده است. در حقيقت او باني شده تا چنين حقايقي از لسان يکي از معتمدترين اصحاب پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم بازگو شود و ما پس از هزار و چهارصد سال ثمره ي شيرين آن را- که به عظمت يک تحقيق تاريخي است- در قلب خود احساس کنيم.

احياي ميراث فرهنگي شيعه در کتاب حاضر جلوه ي تازه اي به خود گرفته است. احاديث بلند و همه جانبه اي در منابع ما وجود دارد که تحقيق و عرضه ي تنظيم شده ي آنها مي تواند از نمونه هاي بارز احياي يادگارهاي علمي تشيع به شمار آيد، چرا که تا آن روايات در منابع اصلي هستند بين هزاران حديث توجه خاصي به آنها نمي شود، ولي با استخراج از کتب مرجع و تبيين جوانب اعتقادي تاريخي آن و سپس تنظيم متن و محتواي آن معلوم مي گردد چه حقايق مهمي از تاريخ و عقيده در آن نهفته است.

يکي از ده ها حديثي که از چنين خصوصيتي برخوردارند، اين حديث حذيفه يماني درباره ي غدير است که طي مراحل زير آماده شده است:

الف. مقدمه اي براي مطالعه ي حديث در پنج بخش تنظيم شده است:

1. بيان بلندترين بودن اين داستان غدير.

2. تبيين شرايط زماني و مکاني و اجتماعي نقل اين حديث در مدائن.

3. معرفي حذيفه، راوي داستان غدير.

4. مروري بر زندگي جوان ايراني.

5. اسناد و منابع بلندترين داستان غدير.

ب. متن حديث پس از مقابله با چند نسخه در نُه بخش مرحله بندي شده و فرازهاي آن عنوان گذاري گرديده است. پاورقي هاي بسيار مهمي در نظر گرفته شده که شامل دو جهت است:

1. توضيح برخي فرازهاي متن بخاطر اهميت آن در بُعد اعتقادي.

2. آوردن تفاصيل قضاياي تاريخي که در متن به اشاره آمده است.

ج. پي نوشتها که شامل دو بخش زير بعنوان بازيافت آثار اين داستان بلند غدير است:

1. مؤيدات مفصل براي فرازهاي اين حديث.

2. نتيجه گيري از بلندترين داستان غدير.

اينک چهارده قرن از ماجراهاي غدير و سقيفه گذشته، و ما موظفيم اين حديث عظيم را- که سهم به سزايي در بيان حقايق ناگفته ي آن دو ماجراي متقابل دارد- به نسلهاي حاضر و آينده معرفي کنيم و پيام آن را برايشان تبيين نماييم.

در اين حديث حقايقي را دنبال خواهيم کرد که هر يک از آنها سازنده ي آيه اي از دين ماست. به اميد روزي که بزرگ وارث غدير حضرت بقية الله الاعظم عجل الله فرجه الشريف پرده هاي ديگري از رازهاي پنهان غدير و سقيفه بردارد و زواياي مهمتري از آن دو واقعه ي سرنوشت ساز امت را بيان فرمايد.

محمد رضا انصاري

عيد غدير 1422، اسفند 1380

بلندترين داستان غدير

واقعه ي بزرگ غدير که نزد شيعه و سني متواتر است، در قالب عبارات کوتاه و بلندي نقل شده است. بعضي از راويان تنها جمله ي «من کنت مولاه فهذا علي مولاه» را ذکر کرده اند، و بعضي ديگر جمله ي «اللهم وال من والاه و عا