ت الله عليهكلمه اول :
متن حديث :
آلة الرياسة سعة الصدر(4)
ترجمه :
آلت رياست گشادگى سينه است . بدانكه رئيس محتاج است به چند امر: يكى جود، ديگرى شجاعت و سيم كه اهم امور است سعه صدر است و آن فضيلتى است مندرج در تحت شجاعت كه آن قوه تجلد و متوحش نشدن نزد ورود احداث مهمه و شدايد عظيمه باشد.
كلمه دوم :
متن حديث :
احبب حبيبك هونا ما عسى ان يكون بغيضك يوما ما و ابغض بغيضك هونا ما عسى ان يكون حبيبك يوما ما.(5)
ترجمه :
دوست دار دوست خود را دوست داشتنى بنرمى و مدارا - مراد آنكه افراط در محبت او مكن و او را بر جميع اسرار خود مطلع مگردان - شايد آنكه گردد دشمن تو روزى از روزها و دشمنى كن با دشمن خود دشمنى به رفق و ملايمت - حاصل آنكه جاى صلح باقى بگذار نه آنكه انواع دشمنى را با او بكار برى و از هر گونه فحش و بدگوئى بميان آورى - شايد كه او بگردد دوست تو روزى از روزها و آن موجب شرمندگى و ندامت تو شود؛ پس در حب و بغض از حد اعتدال بيرون مرو، و از جاده خير الاءمور اوسطها پاى بيرون منه .
قال مولانا الصادق (ع ) لبعض الصحابه لا تطلع صديقك من سرك الا على ما لواطلع عليه عدوك لم يضرك فان الصديق قديكون عدوا يوماما.(6)
يعنى حضرت صادق (ع ) فرمود ببعض اصحاب خود كه : مطلع مگردان دوست خود را بر سر خود مگر بر آن سرى كه اگر مطلع شود بر آن دشمن تو ضرر نرساند به تو؛ چه آنكه گاه شود كه دوست دشمن گردد روزى ؛ و از اينجا اخذ كرده سعدى كه گفته : هر آن سرى كه دارى با دوستان در ميان منه چه دانى كه وقتى دشمن گردند، و هر بدى كه توانى با دشمنان مكن باشد كه روزى دوست گردند.
كلمه 3:
متن حديث :
احسنوا فى عقب غيركم تحفظوا فى عقبكم (7)
ترجمه :
نيكوئى كنيد در عقب و نسل ديگران تا مراعات شما شود در نسل شما.
بدان اى عزيز من كه اكثر آنچه در دنيا است بعنوان قرض و مكافات چه بسيار مشاهده و عيان شده كه كسانيكه ظلم كردند بمردمان ظلم و ستم كردند به اعقاب ايشان كسى كه خراب كرد خانه هاى مردم را خراب كردند خانه او را و هكذا بعكس .
ببرى مال مسلمان و چو مالت ببرند 		بانگ و فرياد برآرى كه مسلمانى نيست
مكن بد به فرزند مردم نگاه 		كه فرزند خويشت برآيد تباه
پدر مرده را سايه بر سرفكن 		غبارش بيفشان و خارش بكن
اگر باب را سايه رفت از سرش 		تو در سايه خويشتن پرورش
بحال دل خستگان درنگر 		كه روزى تو دلخسته باشى مگر
فرو ماندگان را درون شاد كن 		ز روز فروماندگى ياد كن
كلمه 4:
متن حديث :
احصد الشر من صدر غيرك بقلعه من صدرك (8)
ترجمه :
قطع و درو كن شر و بدى را از سينه غير خودت بكندن آن از سينه خودت .
اين كلمه شريفه دو معنى دارد يكى آنكه در دل خود قصد بدى بر مردمان مكن تا آنها نيز براى تو نيت بد نكنند چه آنكه دل به دل راه دارد؛ دوم آنكه اگر خواستى نهى از منكر تو در مردم تاءثير كند و دست از شر و عمل بد خود بردارند اول خود را ملاحظه كن اگر آن عمل در تو مى باشد از خود دور كن تا موعظه تو تاءثير كند و مردمان كار بد را ترك كنند. فان الموعظه اذا خرجت من القلب فى القلب و اذا من مجرد اللسان لم يتجاوز الاذان :
يعنى همين كه موعظه از دل بيرون شد داخل در دل شود و در آن اثر كند و هر گاه از مجرد زبان باشد از گوشها تجاوز نكند حاصل آنكه :
تا به گفتار خود عمل نكنى 		هيچ در ديگران اثر نكند
كلمه 5:
متن حديث :
اذا ارذل الله عبدا حظر عليه العلم (9)
ترجمه :
چون رذل و پست سازد خداى تعالى بنده را در ميان خلقان بواسطه عدم سلوك او در طريق فرمان ، حرام كند بر او علم را و از اين نعمت عظمى او را محروم فرمايد.(10)
شكوت الى و كيع سوء حفظى 		فارشدنى الى ترك المعاصى
و علله بان العلم فضل 		و فضل الله لا يؤ تاه عاصى
كلمه 6:
متن حديث :
اذا تم العقل نقص الكلام (11)
ترجمه :
چون تمام و كامل شد عقل مرد نقصمان يافت كلام او زيرا كه كمال عقل به سبب ضبط قواى بدنيه و استعمال آنها است بمقتضى آراء محموده و موزون كردن فعل و قول خود است بميزان اعتبار و چون در اين كار كلفت و شرايط بسيار است لاجرم كلامش كم شود به خلاف آنكه اگر نسجيده سخن گويد، نظامى گفته :
لاف از سخن چو در توان زد 		آن خشت بود كه پرتوان زد
و لهذا فرموده اند كه هرگاه ديديد مردى را كه سكوت بسيار كند و از مردم فرار نمايد بسوى او رويد كه تلقى حكمت ميكند.
تاءمل كنان در خطا و صواب 		به از ژاژ خايان (12) حاضر جواب
كمال است در نفس انسان سخن 		تو خود را بگفتار رسوا مكن
كم آواز هرگز نبينى خجل 		جوى مشگ بهتر كه يك توده گل
از حضرت باقرالعلوم (ع ) روايتست كه فرمود جز اين نيست كه شيعيان و دوستان ما زبانهاى ايشان لال است (13)
و فى الحديث : سلامة الاءنسان فى حفظ اللسان (14) يعنى سلامت آدمى در نگه داشتن زبان او است .
مجال سخن تا نيابى مگوى 		چه ميدان نيابى نگهدار گوى
مگوى و منه تا توانى قدم 		زاندازه بيرون و زاندازه كم
كلمه 7:
متن حديث :
اذا قدرت على عدوك فاجعل العفو عنه شكرا للقدرة عليه .(15)
ترجمه :
هر گاه قدرت يافتى بر دشمن خود عفو كن و از تقصير او و قرار بده عفو از او را شكرانه آنكه بر او تسلط يافتى .
قال الله تعالى : و ان تعفوا اقرب للتقوى (16)
يعنى حقتعالى فرمود كه عفو و بخشيدن شما نزديكتر است بپرهيزكارى .
و روايتشده كه عفو و گذشت زياد نمى كند مگر عزت را پس گذشت كنيد تا خداوند شما را عزيز گرداند.(17) و حكما گفته اند كه گناه هر چند بزرگتر است فضيلت عفو كننده بيشتر است .
ونيز اميرالمؤ منين (ع ) فرموده : اولى الناس بالعفو اقدرهم على العقوبة .(18)
يعنى سزاوارترين مردمان بعفو آن كس است كه قدرتش بر عقوبت كردن بيشتر باشد.
بدى را بدى سهل باشد جزا 		اگر مردى احسن الى من اسا(19)
كلمه 8:
متن حديث :
اذا وصلت اليكم اظراف النعم فلا تنفروا اقصاها بقلة الشكر.(20)
ترجمه :
چون رسيد بشما ظرفهاى (21) نعمتهاى الهى پس مرمانيد يعنى منقطع نسازيد پايان آن نعمتها را بكمى شكرگذارى و كفران آن .
بدانكه : كفران نعمت (يعنى نشناختن نعم منعم و شاد نبودن به آن و صرف نكردن آنرا در مصرفى كه منعم به آن راضى باشد) از صفات خبيثه و باعث شقاوت آدمى است در عقبى و موجب حرمان و سلب نعمت است در دنيا.
قال الله تعالى : لئن شكرتم لازيدنكم و لئن كفرتم ان عذابى لشديد.(22)
اگر شكرگذاريد هر آينه زياد ميدهم البته شما را و اگر كفران ورزيد و ناسپاسى كنيد همانا عذاب من سخت است .
اگر شكر كردى بدين ملك و مال 		به مالى و ملكى رسى بى زوال
نه خود خوانده اى در كتاب مجيد 		كه در شكر، نعمت بود بر مزيد
و در كتاب گلستان است كه اجل كائنات از روى ظاهر آدميست واذل موجودات سگ و به اتفاق خردمندان سگ حق شناس به از آدمى ناسپاس .
سگيرا لقمه اى هرگز فراموش 		نگردد گر زنى صد نوبتش سنگ
و گر عمرى نوازى سفله اى را 		باندك چيزى آيد با تو در جنگ
كلمه 9:
متن حديث :
اذا هبت امرا فقع فيه فان شدة توقيه اعظم مما تخاف منه .(23)
ترجمه :
چون ميترسى از كارى پس واقع شو در آن كار همانا سختى حذر كردن و خود را نگاه داشتن از آن امر مخوف بزرگتر است از آنچه ميترسى از آن زيرا كه بيم بلا و فكر در خلاصى از آن اصعب است از وقوع در آن بسبب طول زمان 