ده بسيار بينى خجل 		شكم پيش من تنگ بهتر كه دل
رنجورى را گفتند دلت چه ميخواهد گفت آنكه دلم هيچ نخواهد.
و فى معنى كلامه (عليه السلام ) قوله (عليه السلام ) ايضا: كم من شهوة ساعة اورثت حزنا طويلا.(172)
يعنى بسا شهوت يكساعتى كه سبب حزنهاى طولانى شود.
كلمه 59:
متن حديث :
كن فى الفتنة كابن اللبون لا ظهر فيركب و لا ضرع فيحلب .(173)
ترجمه :
باش در زمان فتنه (174) مانند بچه شتريكه داخل در سن سه سالگى شده باشد كه نه پشتى است او را كه بسوارى او كوشند و نه پستانى كه از آن شير دوشند.
حاصل آنكه در فتنه داخل مشو و بقوت بازو و مال همراهى مكن و چنان باش كه از تو انتفاعى نبرند چه بسا شود كه خونها ريخته شود و مالها غارت گردد و عرضها بباد رود و تو در آن شريك شوى و خسران دنيا و آخرت برى .
در احاديث معتبره وارد شده كه هر كه اعانت كند بر قتل مؤ منى به نيم كلمه باشد روز قيامت بيايد در حالتيكه ما بين ديدگان او نوشته باشد ايس من رحمة الله يعنى اين ماءيوس است از رحمت واسعه الهى .
كلمه 60:
متن حديث :
لاترى الجاهل الا مفرطا او مفرطا.(175)
ترجمه :
نمى بينى نادان را مگر بسبب جهالت يا از حد درگذرنده است يا تقصير كننده و اين هر دو طرف عدولند از عدالت بخلاف دانا كه اختيار مى كند وسط را كه آن حد اعتدال است .
بدانكه اوصاف حميده حكم وسط دارند كه انحراف از آنها يا بطرف افراط يا تفريط هر كدام كه باشد مذموم و از اخلاق رذيله است پس در مقابل هر جنسى از صفات فاضله دو جنس از اوصاف رذيله متحقق خواهد گشت چنانچه در مقابل حكمت جربزه و بلاهت است و مقابل شجاعت تهور و جبن و مقابل عفت شره و خمود و مقابل عدالت ظلم و تمكين ظالم است بر خود و هكذا.كلمه 61:
متن حديث :
لا تستحى من اعطآء القليل فان الحرمان اقل منه .(176)
ترجمه :
حيا مكن از دادن چيز كم بدرستيكه نوميدى كمتر است از آن و حقارت آن بيشتر است .
قال النبى صلى الله عليه و آله تردوا السآئل ولو بشق تمرة (177) و عنه صلى الله عليه و آله ايضا: اتق النار ولو بشق تمره فان لم تجد فبكلمة طيبة .
يعنى بپرهيزيد از آتش برد نكردن سائل و اگر چه بنصف خرمائى باشد و اگر آنرا نيافتى پس بكلام خوشى رد كن او را.
كلمه 62:
متن حديث :
لا تصحب المآئق فانه يزين لك فعله و يود ان تكون مثله .(178)
ترجمه :
مصاحبت و رفاقت مكن با احمق بيخرد چه آنكه او زينت ميدهد در نظر تو كار خود را و دوست ميدارد كه تو نيز مانند او باشى زيرا كه احمق تصور نميكند نقصان خود را بلكه خيال ميكند كه نفس او كامل است و هر كسى دوست دارد كه رفيقش خودش باشد در اخلاق و افعال .
و لهذا رسولخدا فرموده : المرء على دين خليله .(179)
رقم بر خود بنادانى كشيدى 		كه نادانرا بصحبت برگزيدى
طلب كردم زدانائى يكى پند 		مرا فرمود با نادان مپيوند
كه گر داناى دهرى خر بباشى 		و گر نادانى ابله تر بباشى
قال ارسطا طاليس : العاقل يوافق العاقل و اما الجاهل فلا يوافق العاقل و لا الجاهل كما ان الخط المستقيم ينطبق على المستقيم و اما المعوج فلا ينطبق على المعوج ولا المستقيم .
يعنى ارسطا طاليس گفته كه عاقل موافقت ميكند با عاقل و اما جاهل پس ‍ موافقت نميكند با عاقل و نه با جاهل چنانچه خط راست موافق ميشود با خط راست ديگر و اما خط كج پس موافق نميشود بر كج و نه بر راست .
طغرائى گفته :
وشان صدقك عند الناس كذبهم 		و هل يطابق معوج بمعتدل 
كلمه 63:
متن حديث :
لا غنى كالعقل و لا فقر كالجهل و لا ميراث كالادب ولا ظهير كالمشاورة .(180)
ترجمه :
نيست هيچ غنى و توانگرى مانند عقل و نيست هيچ فقرى مانند جهل و نادانى و نيست هيچ ميراثى همچو ادب و نيست هيچ پشت و ياورى مانند مشورت كردن در كارها با اهل دانش چنان گفته شده .
بهنگام تدبير يك راءى نيك 		به از صد سپاهى چه درياى ريگ
قال النبى صلى الله عليه و اله ما خاب من استخار ولاندم من استشار.(181)
يعنى رسولخدا صلى الله عليه و آله فرمود: كه نوميد نشد كسيكه طلب خير از خدا كرد و پشيمان نشد كسيكه در كار مشورت كرد.
هر كه بى مشورت كند تدبير 		غالبش بر هدف نيايد تير
بيخ بى مشورت كه بنشانى 		برنيارد بجز پشيمانى
كلمه 64:
متن حديث :
لا يترك الناس شيئا من امر دينهم لاستصلاح دنياهم الا فتح الله عليهم بما هو اضر منه .(182)
ترجمه :
ترك نميكنند مردمان چيزيرا از كار دينشان براى اصلاح امر دنياى خودشان مگر آنكه ميگشايد خدايتعالى برايشان چيزيرا كه ضررش زيادتر باشد از آنمقدار جزئى كه فاسد ميشد از امر دنياى او اگر بكار آخرت ميپرداخت .
و اين مثل آنست كه بسيار مى بينيم از كسبه و تجار و بازاريان كه مشغول بمعامله و سوداگرى ميشوند و نماز خود را كه اين همه تاءكيد در باب محافظت آن وارد شده تاءخير مياندازد و در آخر وقت نمازى بتعجيل و بسا شود بدون طماءنينه بجا ميآورند و گاه ميشود كه نماز از ايشان فوت شود و مسلم است كه افساد امر آخرت ضررش زيادتر است از ضرر دنيا.
كلمه 65:
متن حديث :
لا يستقيم قضآء الحوايج الا بثلاث : باستصغارها لتعظم و باستكتامها لتظهر و بتعجيلها لتهناء.(183)
ترجمه :
استقامت پيدا نميكند قضاء حوائج محتاجين مگر بسه چيز:
اول بكوچك شمردن آنحاجت تا بزرگ شود چه آنكه كسيكه باينمرتبه از علو همت رسيد كه حاجتها را كوچك بشمرد معروف بسماحت و كبر نفس ‍ ميشود لاجرم عطايش بزرگ و مشهور ميشود بخلاف آنكه اگر بزرگ شمارد و منت بگذارد فان من عدد نعمه محق كرمه (184) يعنى كسيكه در مقام منت گذاردن بشمرد احسان و نعم خود را هر آينه باطل و نابود ميگراند كرم خود را.
دوم آنكه پنهان كند آن حاجت را كه برآورده و عطائى را كه نموده ، تا ظاهر شود چه آنكه حقتعالى جميل افعال بندگان را ظاهر ميفرمايد چنانچه در دعاى اهلبيت است يا من اظهر الجميل وستر القبيح يعنى اى آن كسيكه ظاهر گردانيد عمل نيك بندگان را و پنهان كرد كار زشت ايشان را.
سوم آنكه بشتابد در قضاى حاجات تا گوارا شود بر طالبان چنانچه گفته اند: و خير الخير ما كان عاجله يعنى بهترين نيكيها كه در حق كسى كنند آنست كه در آنچيزى كه ميرسانند به او تعجيل كنند.(185)
كلمه 66:
متن حديث :
لا يصدق ايمان عبد حتى يكون بما عند الله اوثق منه بما فى يده .(186)
ترجمه :
تصديق نميتوان كرد ايمان بنده را تا وقتى كه باشد بآنچه كه نزد خدا است استوارتر از آنچه كه در دست اوست .
حاصل آنكه ايمان يقينى وقتى است كه بنده بوعده هاى خدا و بآنچه در نزد او است اطمينانش زيادتر باشد از آنچه در دست دارد.(187)
و قال النبى صلى الله عليه و آله من احب ان يكون اغنى الناس فليكن بما فى يد الله اوثق منه بما فى يده .(188)
يعنى رسولخدا صلى الله عليه و آله فرموده كسيكه دوست دارد كه بى نيازترين مردم باشد بايد بآنچه كه در نزد خدا است وثوقش زيادتر باشد از آن چيزيكه در دست خود دارد.
كلمه 67:
متن حديث :
لا يعدم الصبور الظفر و ان طال به الزمان .(189)
ترجمه :
معدوم نمى سازد بلكه هميشه خواهد يافت شخص صبر كننده ظفر يافتن بمطلوب خود را و اگر چه طول بكشد زمان صبر.
انى رايت و للايام تجربة 		للصبر عاقبة محمودة الاثر
و قل من جد فى امر يطالبه 		فاستصحب الصبر الا فاز با