كند و ميگويد: يا اهلى اولادى لا تلعب بكم الدنيا كما لعبت بى يعنى اى اهل و اولاد من دنيا شما را فريب ندهد چنانكه مرا فريب داد.
چه ما را بغفلت بشد روزگار 		تو بارى دمى چند فرصت شمار
كلمه 74:
متن حديث :
ما عال من اقتصد.(211)
ترجمه :
فقير و درويش نگشت كسيكه در مخارج خود ميانه روى كرد و بقدر حاجت متعارف بيشتر صرف نكرد چه آنكه اين مقدار را كه شرط حيوة او است حقتعالى متكفل شده از براى او در مدت بقاء او لاجرم باو مى رسد و خداوند حميد در قرآن مجيد پيغمبر صلى الله عليه و آله را نيز امر بحد وسط فرمود: فى قوله : ولا تجعل يدك مغلولة الى غنقك ولا تبسطها كل البسط فتقعد ملوما محسورا.(212)
يعنى و مگردان دست خود را بسته شده بگردن خود و مگشا آنرا تمام گشادن پس بنشينى نكوهيده با حسرت .
و هم در حق عباد مؤ منين فرموده : والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما.(213)
و آنانكه هر گاه نفقه كنند اسراف نكنند و تنگ نگيرند و باشد انفاق ايشان ما بين اسراف و تنگ گيرى بحد اعتدال .(214)
كلمه 75:
متن حديث :
ما قال الناس لشى ء طوبى له الا و قد خباء له الدهر يوم سوء.(215)
ترجمه :
نگفتند مردمان براى چيزى اين كه را خوشا بحال او مگر آنكه پنهان كرد روزگار غدار از براى او روز بد را كه ضرر رسانيد باو در آخر كار.
و اين مطلب موافق تجربه و عيان است و محتاج به بيان نيست .
قال النبى صلى الله عليه و آله ما امتلات دار حبرة الا امتلات عبرة و ما كانت فرحة الا يتبعها ترحة .
يعنى رسولخدا صلى الله عليه و آله فرمود كه پر نشد خانه اى از سرور مگر آنكه پر شد از باريدن اشك و نميباشد سرورى مگر آنكه دنبال او خواهد بود حزنى .
هرگز بباغ دهر گياهى وفا نكرد 		هرگز ز دست چرخ خدنگى خطا نكرد
خياط روزگار ببالاى هيچكس 		پيراهنى ندوخت كه آخر قبا نكرد
كلمه 76:
متن حديث :
مثل الدنيا كمثل الحية لين مسها و السم الناقع فى جوفها يهوى اليها الغر الجاهل و يحذرها ذواللب العاقل .(216)
ترجمه :
مثل دنياى غدار همچو مار است كه ظاهرش نرم و در اندرونش است زهر قاتل ، ميل ميكند بسوى آن مغرور نادان و دورى مينمايد از آن صاحب خرد و مرد عاقل .
جهان مار و افعى پيچ پيچست 		همان بهتر كه در دست تو هيچ است
بدانكه از براى دنيا مثلهاى بسيار زده شده و اين تمثيل احسن تمثيلات آنست مانند تمثيلى كه حضرت صادق زده فرمود مثل دنيا مثل آب دريا است كه هر چه عطشان از آن مى آشامد عطش او را زيادتر مينمايد تا هلاكش نمايد.(217)
و اين مشاهد و عيان است كه حريص در جمع دنيا هر چه بيشتر تحصيل كند حرصش زيادتر ميشود تا هلاك شود.
حضرت باقر العلوم (عليه السلام ) فرموده مثل حريص بر دنيا مثل كرم ابريشم است كه هر چه ابريشم بر دور خود بيشتر مى تند راه خلاصى خود را دورتر مينمايد تا آنكه در بين ابريشمها از غم هلاك ميشود.(218)
و قد نظمة بعض الشعراء و قال :
الم تر ان المرء طول حياته 		حريص على مالا يزال يناسجه
كدود كدود القز ينسج دائما 		فيهلك غما وسط ما هو ينسجه
كلمه 77:
متن حديث :
مرارة الدنيا حلاوة الاخرة ، و حلاوة الدنيا مرارة الاخرة .(219)
ترجمه :
تلخى دنيا شيرينى آخرت است و شيرينى دنيا تلخى آخرت است و اين بسبب آنست كه دنيا ضد آخرت است .
و كان رسول الله عليه و آله يقول : حفت الجنة بالمكاره و حفت النار بالشهوات .(220)
و قال ايضا: الدنيا سجن المؤ من و جنة الكافر.(221)
يعنى حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود: كه احاطه كرده ببهشت مكاره دنيا و احاطه كرده بآتش جهنم شهوات دنيا و هم فرموده كه دنيا زندان مؤ من و بهشت كافر است .
و روايت است كه وقتى رسولخدا صلى الله عليه و آله حضرت فاطمه عليها السلام را نگريست كه جامه خشنى در برداشت و دستاس ميكرد و با اينحال بچه خود را شير ميداد حضرت از تلخى زندگانى فاطمه گريست و فرمود: يابنتاه تعجلى مرارة الدنيا بحلاوة الاخرة فقالت : يا رسول الله الحمد لله على نعمآئه والشكر لله على الآئد.
يعنى اى دختر من بچش تلخى دنيا را بشيرينى آخرت عرضكرد كه يا رسول الله حمد ميكنم خدا را بر نعمتهاى او و شكر ميگذارم بر آلاء و نعم او.(222)
كلمه 78:
متن حديث :
المرء مخبوء تحت لسانه .(223)
ترجمه :
(يعنى )
مرد پنهاست در زير زبان خويشتن 		قيمت و قدرش ندانى تا نيايد در سخن
و از اينجاست كه نيز فرموده : تكلموا تعرفوا.(224) يعنى : تكلم كنيد تا شناخته شويد.(225)
تا مرد سخن نگفته باشد 		عيب و هنرش نهفته باشد
هر بيشه گمان مبر كه خالى است 		شايد كه پلنگ خفته باشد
لكن بدان ايعزيز من كه فضيلت سخن براى دانا و عاقل است نه براى نادان جاهل :
كمال است در نفس انسان سخن 		تو خود را بگفتار رسوا مكن
تراخامشى ايخداوند هوش 		وقار است و نا اهل را پرده پوش
اگر عالمى هيبت خود مبر 		و گر جاهلى پرده خود مدر
بدهقان نادان چه خوش گفت زن 		بدانش سخن گوى يا دم مزن
شيخ سعدى گويد: نادان را به از خاموشى نيست و اگر اين مصلحت بدانستى نادان نبودى .
چون ندارى كمال و فضل آن به 		كه زبان در دهان نگه دارى
آدمى را زبان فضيحت كرد 		جوز بيمغز را سبكبارى
قال رسول صلى الله عليه و آله : رحم الله عبدا قال خيرا فغنم اوسكت عن سوء فسلم .(226)
يعنى خدا رحمت كند بنده را كه خوب بگويد و غنيمت ببرد يا ساكت شود از بدى و سالم بماند.
كلمه 79:
متن حديث :
المرئه عقرب حلوه اللسبه (227)
ترجمه :
زن كژدمى است كه شيرين است گزيدن آن يعنى شاءن زن اذيت كردن است لكن اذيت كردنش مخلوط بلذت است مثل كسى كه جرب دارد و ميخاراند آن را اين اذيت است لكن اذيتش شيرين است .
و بعضى در معنى اينكلام مبارك گفته اند: كه لذت مباشرت ناقض ماده حيوه و موجب ضعف قوى است پس آن لذت بمنزله زهر است در آخر كار و زن ماريست بصورت يار(228) پس اى عزيز من :
رژيم اندازه بيرون مرو پسش زن 		نه ديوانه اى تير بر خود مزن
به بى رغبتى شهوت انگيختن 		برغبت بود خون خون خود ريختن (229)
و قال عليه السلام المراه شر كلها و شر ما فيها انه لابد منها.(230) و قيل نظر حكيم الى امراه مصلوبه على شجره فقال : ليت كل شجره تحمل مثل هذه الثمره .
يعنى گويند كه نظر كرد حكيمى بسوى زنى كه بر درخت او را آويزان كرده بودند گفت كاش بر هر درختى مثل اين ميوه بود.
چه نغز آمد اين يك سخن زان دو تن 		كه بودند سرگشته از دست زن
يكى گفت كس را زن بد مباد 		ديگر گفت زن در جهان خود مباد
و در حديث است كه زن ضلع كجى است اگر با او مدارا كنى تمتع از آن برى و اگر بخواهى آن را راست كنى مى شكنى .(231)
كلمه 80:
متن حديث :
مسكين ابن ادم مكتوم الاجل و مكنون العلل و محفوظ العمل تؤ لمه البقة و تقتله الشرقة و تنتنه العرقة .(232)
ترجمه :
بيچاره فرزند آدم پنهان داشته شده است اجل او و پوشيده شده امراض و علل او و محفوظ و نگاه داشته شده است عمل او بدرد ميآورد او را گزيدن پشه و ميكشد او را يك آب بگلو رفتن و متعفن و گنديده ميسازد او را عرق كردن . پس آدمى كه باين مرتبه از ذلت و بيچارگى است او را بفخر و تكبر چه كار.
قال (عليه السلام ): مالابن ادم و الفخر اوله نطفة و اخره جيفة لا يرزق نفسه و لا يدفع حتفه .(233)
يعنى آن حضرت فرمود: فرزند آدم را با فخر و ت