تيجه و فايده يى براى صاحبش به جاى مى ماند، كه گاهى ممكن است بيش از آن مال ، ارزش داشته باشد. و اين نتيجه و فايده ، تجربه يى است كه شخصى ، در برابر از كف دادن مال خود، به دست مى آورد.
اينكه بسيارى از مردم ، تجربه را گرانبهاتر و باارزش تر از مال مى دانند، براى آن است كه مال ، هر اندازه هم كه باشد، براى هميشه باقى نمى ماند و بالاخره روزى ، تمام مى شود، ولى تجربه ، سرمايه يى است كه هرگز تمام نمى شود، و هميشه و در هر حالى هم در دسترس قرار دارد و مى توان از آن استفاده كرد.
پس اگر ما نيز مالى را از دست داديم ، ولى در كارى كه مال خود را بخاطر آن از كف داديم ، تجربه يى به دست آورديم ، بايد بدانيد كه آن مال را، بيهوده و رايگان از دست نداده ايم . بلكه به - جاى آن ، سرمايه گرانبهاترى به دست آوريم كه چه بسا در طول زندگى ، بسيار بيشتر از آن مال به درمان خواهد خورد.
اما آنچه كه در خور تاءمل است اين است كه انسان نبايد هيچ كارى را بدون فكر و دقت انجام دهد زيرا بالاخره از دست دادن مال موجب ضرر و دليل كم دقتى است .
44. عمل و نسب
من اءبطابه عمله لم يسرع به نسبه
ح /23
ترجمه : كسى كه به خاطر كردارش عقب مانده است ، با اتكاء به اصل و نسب ، نمى تواند پيش بيفتد.
شرح : انسان بايد كردار نيكو داشته باشد، و تنها به اتكاء كردار خود، به سوى آسايش دنيا و سعادت آخرت پيش برود. زيرا در قانون الهى ، كردار هيچكس را به بستگان و نزديكان او نمى دهند.
ما، در تاريخ اسلام مى بينيم كه حتى فرزندان امامان معصوم نيز، با آن كه پدرشان ولى خدا، و پيشواى مسلمانان بوده اند، از سزاى كردار خود، در امان نمى مانند. مثلا، پس از رحلت حضرت امام حسن عسكرى (ع )، پسر بزرگتر آن حضرت امام زمان (ع ) را پايمال كند، و خود رهبرى مسلمين را به عهده بگيرد. ولى خداوند او را رسوا كرد، و با آن كه پدرش و تمام اجدادش امام و معصوم بودند، خود او گمراه شد و نتوانست از اصل و نسب شريفى كه داشت ، استفاده كند و پيش بيفتد. و علت اين امر آن بود كه وى كردار خوبى نداشت و به همين دليل در دنيا و آخرت عقب افتاده بود.
پس انسان ، نمى توان به پدر و مادر و اجداد شريف و بزرگوارش ، كه در تقوى يا علم يا هنر احترام و اعتبار داشته اند، متكى باشد. و نمى تواند به اتكاء آنها، به كردار خود بى توجهى كند. يعنى عبادت و بندگى خداوند را بجاى نياورد، و براى پيشرفت زندگى رستگارى آخرت خود هيچ كارى انجام ندهد، ولى بخاطر اصل و نسب خود، منتظر باشد كه در اين دنيا به منزلت و احترام برسد، و در آن دنيا هم پاداش نيكو بگيرد.
45. تفاوت اعمال
شتان ما بين عملين عمل تذهب لذته و تبقى تبعته ، و عمل تذهب موونته و يبقى اءجره
ح /121
ترجمه : چه تفاوت بسيارى ، كه بين دو گونه عمل و كردار انسانها وجود دارد: عملى كه لذت و خوشى آن به سرعت مى گذرد، ولى نتايج زيانبار و عواقب آن باقى مى ماند، و عملى كه رنج و زحمت آن ، زود تمام مى شود ولى پاداش آن برجا مى ماند.
شرح : خداوند انسان را آزاد و مختار آفريد و به او عقل و شعور داد، تا آزادانه راه زندگى اش را انتخاب كند، و با اراده و اختيار خود، هر عملى كه دلش خواست ، انجام دهد.
اما در روز قيامت ، كسى كه عمل خوب انجام داده باشد پاداش مى گيرد و كسى كه مرتكب اعمال بد شده ، به كيفر و مجازات مى رسد.
امام عليه السلام ، به مسلمانان هشدار مى دهد، تا بدانند كه بين اين دو گونه عمل ، تفاوت بسيارى هست ، و فريب ظاهر را نخورند. يعنى انسان بايد بداند، كه كار خوب و بد، هر دو، به زودى مى گذرد و تمام مى شود، در حاليكه نتايج و پى آمدهاى آن ، از بين نمى رود، و در كارنامه اعمال انسان ، باقى مى ماند.
فرزند عزيز، تو خود، در ميان دوستان ، همكلاسى ها، و اطرافيانت ، نمونه هايى اين دو گونه عمل را، بسيار ديده اى .
به عنوان مثال : دانش آموزى كه به جاى درس خواندن و زحمت كشيدن ، وقت خود را به بازى و تفريح و خوشگذرانى تلف مى كند، تمام آن بازيها و تفريحاتش ، زودگذر است ، و تمام خوشگذرانيهايش ، به زودى تمام مى شود. اما نتيجه اين خوشيهاى زودگذر، مردود شدن است كه يك سال عمر او را بيهوده تلف مى كند و ديگر تا پايان عمر نمى تواند آن يك سال را دوباره به - دست آورد.
دانش آموزى هم كه زحمت درس خواندن را تحمل مى كند، رنج و زحمتش ‍ به زودى تمام مى شود، در حاليكه پاداش اين زحمت ، يعنى آموختن به زودى تمام مى شود، در حاليكه پاداش اين زحمت ، يعنى آموختن علم و دانش ، و رفتن به كلاس بالاتر و پيشرفتى كه نصيب او مى شود، نتايج خوب و لذت بخشى است كه براى هميشه در زندگى او باقى مى ماند.
از اين مثال ساده ، نتيجه مى گيريم كه اعمال گناه آلوده نيز اگر هم لذتى داشته باشند، لذت شان زودگذر است ، در حاليكه نتيجه آنها، يعنى مجازاتى كه در پى دارند، نزد خدا باقى مى ماند و در روز قيامت ، گريبان شخص گناهكار را مى گيرد. مثلا كسى كه بر خلاف فرمان خداوند، روزه نمى گيرد. مثلا كسى كه بر خلاف فرمان خداوند، روزه نمى گيرد و در ايام ماه مبارك رمضان ، شكم چرانى مى كند، لذتى كه از خوردن و آشاميدن مى برد، يك لذت زودگذر است . يعنى لذتى است كه با جمع كردن سفره غذا، تمام مى شود و چيزى از آن باقى نمى ماند. ولى نتيجه اين نافرمانى ، تا روز قيامت باقى مى ماند و خداوند شخصى روزه خور را به مجازات نافرمانى اش ‍ مى رساند.
اما كسى روزه مى گيرد، فقط چند ساعت ، زحمت گرسنگى و تشنگى را تحمل مى كند، ولى در عوض اين رنج زودگذر، كه با فرارسيدن غروب همان روز تمام خواهد شد.
اگر خود شما خوب فكر كنيد خواهيد ديد كه تمام كارها همين طور است . يعنى هم تمام لذتها زودگذر هستند، هم تمام زحمتها. ولى آنچه براى هميشه باقى مى ماند، نتيجه و عمل و كردار انسان است ، كه اگر بخاطر لذتهاى زودگذر گناه كرده ، مجازات مى شود، و اگر در راه اطاعت از خدا، رنج و زحمت زودگذر را تحمل كرده ، مزد و پاداش ميگيرد.
47. آخرت نتيجه دنيا
اءعمال العباد فى عجلهم ، نصيب اءعينهم فى آجلهم .
ح / 7
ترجمه :كارهايى كه بندگان در اين دنيا انجام ميدهند، روز قيامت ، در برابر چشمهايشان خواهد بود.
شرح : دستگاههاى راديو و تلويزيونى كه به دست بشر ساخته شده ، صدا و گفتار، و حركات و اعمال آدمى را كه چند سال پيش ضبط شده ، پس ‍ از گذشت سالها دوباره پخش مى كنند، و دوباره عين همان حرفها و حركات را جلوى چشم ما مجسم مى سازند. فيلمى كه از اعمال و حركات كسى ضبط شد، تا سالهاى سال ، حتى تا وقتى كه دنيا وجود دارد، مى تواند باقى بماند. چون به فرض اينكه يك فيلم رو به كهنگى و خرابى برود، مى تواند تصوير و صداى آن را روى فيلم ديگرى ضبط كرد و به اين ترتيب ، براى ، هميشه آن تصوير و صدا را نگهدارى كرد.
وقتى بشر كه مخلوق خداوند است ، توانسته چنين دستگاهى بسازد، به سادگى مى توان فهميد كه خداوند متعال ، در دستگاه عظيم آفرينش خود، چه دستگاههاى عجيب و دقيقى براى ضبط و نگهدارى اعمال انسان ، خلق كرده است .
آرى ، دستگاههاى گيرنده و فرستنده و نگهدارنده جهان آفرينش ، چنان عظيم و دقيق 