و حساس است كه كوچكترين اعمال و كردار انسانها را ضبط مى كند و حساب يكايك كارها و كلمه به كلمه حرفها را نگاه ميدارد.
امام عليه السلام ، درباره اين دستگاه عظيم ، چنين خبر مى دهد كه : هر كارى كه بندگان ، در دنيا انجام مى دهند، خداوند با تمام جزئياتش ضبط و حفظ مى كند. و در روز قيامت ، تمام آن كارها را، كه در نامه عمل هركس محفوظ مانده است ، جلوى چشم بندگان مجسم مى سازد، و بدانند كه خداوند، هر كس را، به - نسبت اعمال نيك و يا بدش ، پاداش يا كيفر مى دهد.
و در آن روز، سخت ترين عذابها، براى كسانى است كه كارهاى بدى كه در اين دنيا انجام داده اند، در آن دنيا مقابل چشمشان مجسم مى شود.
47. عجز آفت است و صبر شجاعت ...
و العجز افه ، و الصبر شجاعه ، و الزهد ثروه ، و الورع جنه ، و نعم القرين الرضا.
ح /4
ترجمه : ناتوانى آفت است و بردبارى شجاعت ، پرهيز كارى و پارسايى توانگرى است و خرسندى به رويدادها يار و همراهى است با ارزش .
شرح : انسانى كه گرفتار ضعفهاى روحى و اخلاقى باشد، هميشه با يك خطر اين است كه : در برابر مسائل مختلف و پيش آمدهاى گوناگون ، قدرت ايستادگى نخواهد داشت ، و دچار سستى و لغزش خواهد شد و از راه راست ، انحراف پيدا خواهد كرد.
از اين رو است كه در تعاليم اسلامى ، هميشه تكيه بر اين است كه انسان ، قبل از هرچيز، ضعفهاى روحى و اخلاقى را از خود دور كند، و قدرت درونى لازم براى ايستادگى در برابر مسائل مختلف را به دست آورد و در حفظ و تقويت آن بكوشد.
امام عليه السلام نيز، در اين كلام ، از اين گونه جنبه هاى مثبت و منفى سخن مى گويد و انسان را با عيب و ضعفها، و ارزش قدرتهاى روحى و اخلاقى آشنا مى سازد.
بر اساس فرمايش امام (ع )، ضعف و ناتوانى ، بزرگترين آفت و دشمن زندگى انسان است . زيرا انسان ضعف ، زود فريب ميخورد، زود به لغزش دچار مى شود، و زود از راه راست منحرف مى گردد. يك انسان ضعف ، ممكن است در برابر چند كلمه فريبنده ، از راه بدر شود. ممكن است با هر تهديد پوچى دچار وحشت شود، يا اگر پول و مقامى به پيشنهاد كنند، در برابر آن تاب مقاومت از دست برهد، و حاظر به انجام هر كار نادرستى بشود.
افراد بسيارى بوده اند كه سالها از عمر خود را در راه عبادت و انجام وظايف شرعى و دينى گذرانده اند. ولى بخاطر همين ضعف ، ناگهان از راه بدر رفته و حاصل تمام عمر خود را چند لحظه بر باد داده اند و چيزى جز رسوايى و بد نامى بدست نياورده اند. اين است كه ضعف و ناتوانى از بزرگترين آفتهاى زندگى و از خطر نازكترين دشمنان انسان است .
اما در برابر اين عجز و ناتوانى ، صفتهاى نيكوى روحى و اخلاقى قرار دارد، كه تعدادى از آنها را، امام (ع ) در همين كلام پر معنى ، بر شمرده است .
يكى از اين صفات ، صبر و بردبارى است ، كه عالى ترين جلوه هاى شجاعت انسان بشمار مى رود. شجاع ، آن كسى نيست كه در برابر هر مسئله يى به خشم مى آيد و عجولانه دست به اقدامات حساب نشده مى زند. چون بسيار ديده شده كه چنين افرادى ، صدها گرفتارى براى خود، و هزاران مشكل براى ديگران ايجاد كرده اند. بلكه آن كسى براستى شجاعت دارد كه در برابر مسائل و مشكلات بردبار باشد و با صبر و حوصله ، درباره آن فكر كند و هميشه ، بجاى سريع ترين راه حل ، در جست و جوى بهترين راه حلها باشد.
صفت ديگر، پارسايى و پرهيز كارى است ، كه براى انسان ، بهترين ثروتها و بالاترين توانگريها به شمار مى آيد. انسان پارسا و پرهيز كار، در وجود خود، آنقدر ارزشهاى روحى و معنوى ذخيره مى كند، كه ديگر به مال و ثروت دنيا چشم نمى دوزد. و همين بى نيازى از مال دنيا، او را از بزرگترين ثروتمندان و توانگران ، ثروتمندتر مى سازد.
خرسندى به رويدادهاى نيز از صفات ارزنده انسان است . اصولا يك مسلمان مؤ من ، از آنچه با اراده و قدرت خداوند، در زندگى اش رخ دهد، هرگز اظهار نارضايى نمى كند. يعنى به هر پيشامدى كه خداوند برايش مقدر كرده باشد راضى و خرسند است و همين رضايت و خرسندى ، باعث مى شود كه از پيش آمدهاى گوناگون ، دچار رنج و عذاب نشود. چنين كسى اگر ببيند كه ديگران به قدرت و مقام رسيده اند و مال و ثروت بدست آورده اند. و او از آنها بى نصيب مانده است ، هرگز حسادت نمى ورزد و غم و غصه به دل راه نمى دهد. زيرا صفت خرسندى و رضايتى كه در او وجود دارد، مانند نعمتى با ارزش ، هميشه همراه اوست و مانند دوستى مهربان و دلسوز، هميشه او را از دچار شدن به اينگونه رنج و عذابها، باز مى دارد.
48. پرهيز از جايگاه تهمت
من وضع نفسه مواضع التهمه فلايلومن من اءساء به الظن .
ح /159
ترجمه : كسى كه خود را در معرض بد نامى و جايگاه تهمت قرار مى دهد،نبايد كسى را كه به او گمان بد مى برد، ملامت كند.
شرح : يكى از دستورهاى اسلامى اين است كه : مسلمان مؤ من نبايد فقط به اين كه كار بد نمى كند و حرف بد نمى زند، راضى و خشنود باشد. بلكه بايد از شنيدن حرف بد و ديدن كار بد نيز خوددارى كند. يعنى اگر در مكانى ، عده يى ، سخنان را بشنود. يا اگر در جايى كارهاى گناه آلود انجام شود، نبايد در آنجا درنگ كند.
امام عليه السلام نيز، بر اساس همين دستور اسلامى ، شيعيان خود را راهنمايى فرموده است . طبق فرمايش امام (ع ): مسلمان مؤ من ، نبايد به جاهايى برود، كه در آنها، كارهاى زشت و گناه آلود انجام مى گيرد. مثلا هرگز نبايد به قمارخانه يا مشروب فروشى برود. زيرا با رفتن به چنين مكانهايى ، به جايگاه تهمت قدم مى نهد و خود را در معرض بد نامى قرار مى دهد. يعنى هر چند هم كه خود او، اهل قمار و مشروب نباشد، وقتى در چنان مكانهايى ديده شود، مورد بد گمانى قرار خواهد گرفت . و ديگران كه از باطن او خبر ندارند، ممكن است تصور كنند كه او نيز اهل قمار و مشروب است و به اين ترتيب ، به او تهمت قمار بازى و ميگسارى بزنند.
روشن است كه اگر چنين وضعى پيش بيايد، كسى كه مورد تهمت قرار گرفته ، نبايد كسانى را كه به او بد گمان شده و تهمت زده اند، ملامت كند. زيرا، تقصير از خود اوست ، كه با قدم گذاشتن به چنان مكانهايى ، در دل ديگران ، نسبت به خود بد گمانى ايجاد كرده است .
49. فرصت را از دست ندهيم
اضاعه الفرصه غصه .
ح /118
ترجمه : از دست دادن فرصت ، مايه غم و انده است .
شرح : عمر انسان كوتاه و زودگذر است ، و فرصتهاى زندگى كوتاه تر و زودگذرتر از آن . هر روزى كه از عمر انسان مى گذرد، تعدادى از فرصتهاى زندگى او نيز براى هميشه از دست مى رود و نابود ميشود.
چون فرصتهاى زندگى ، ديگر قابل بازگشت نيستند، بايد از هر فرصتى بهترين استفاده را بكنيم .
استفاده كردن از فرصت ، يعنى اينكه هر كارى را در وقت مناسب انجام دهيم .
اگر فرصتى كه امروز، براى انجام كارى در اختيار ما است از دست برود، فردا، براى آن كار، فرصتى نخواهد بود. چون فرصتهاى فردا هم ، مخصوص ‍ كارهاى ديگران است كه هر يك بايد در وقت خود انجام شود، و ديگر نمى توانيم كارى را كه فرصت انجامش امروز بوده ، براى فردا بگذاريم ، در آن صورت ، كارهايى هم كه بايد در فرصتهاى فردا انجام شود، عقب مى افتد، و اگر كار به همين شكل پيش برود، 