رهيز از كوتاهي (اخلاقى)
و درود خدا بر او ، فرمود : حاصل كوتاهى ، پشيمانى ؛ و حاصل دورانديشي، سلامت است. 

حكمت 182 شناخت جايگاه سخن و سكوت (اخلاقى)
و درود خدا بر او ، فرمود : آنجا كه بايد سخنِ درست گفت، در خاموشى خيرى نيست، چنانكه در سخن ناآگاهانه نيز خيرى نخواهد بود.

حكمت 183باطل گرايى و اختلاف (اخلاقى، سياسى)
و درود خدا بر او ، فرمود : دو دعوت به اختلاف نرسد جز اينكه يكى باطل باشد!

حكمت 184ويژگى هاى اعتقادى امام [عليه السلام] (اخلاقى)
و درود خدا بر او ، فرمود : از روزى كه حق براى من نمايان شد، هرگز دچار ترديد نشدم!

حكمت 185ويژگى هاى اعتقادى امام على [عليه السلام] (اخلاقى)
و درود خدا بر او ، فرمود : هرگز دروغ نگفتم و به من دروغ نگفتند ، و هرگز گمراه نشدم ، به كسى به وسيله من گمراه نشده است.

حكمت 186آينده سخت ستمكاران (اخلاقى، سياسى)
و درود خدا بر او ، فرمود : آغاز كنندة ستم ، در قيامت ، انگشت به دندان مى گزد.

حكمت 187ضرورت ياد قيامت (اخلاقى)
و درود خدا بر او ، فرمود : كوچ كردن نزديك است!

حكمت 188ضرورت حق گرايى (اخلاقى، اعتقادى)
و درود خدا بر او ، فرمود : هر كس كه با حق در آويزد نابود مى گردد.

حكمت 189ارزش صبر و خطر بى تابى (اخلاقى)
و درود خدا بر او ، فرمود : كسى را كه شكيبايى نجات ندهد ، بى تابى او را هلاك گرداند.

حكمت 190معيار امامت؟ (اعتقادى، معنوى)
و درود خدا بر او ، فرمود : شگفتا! آيا معيار خلافت ، صحابى بودن و خويشاوندى ملاك نيست؟ (از امام، شعرى در همين مسئله نقل شد كه به ابابكر فرمود) اگر ادعا مى كنى با شوراى مسلمين به خلافت رسيدي، چه شورايى بود كه رأى دهندگان حضور نداشتند ؟ و اگر خويشاوندى را حجت مى آورى ، ديگران از تو به پيامبر نزديك تر و سزاوار ترند.
حكمت 191مشكلات دنيا (اخلاقى)
و درود خدا بر او ، فرمود : همانا انسان در دنيا تخته نشان تيرهاى مرگ ، و ثروتى است دستخوش تاراج مصيبت ها: با هر جرعة نوشيدني، گلو رفتني، و در هر لقمه اى ، گلو گير شدنى است ، و بنده نعمتى به دست نياورد جز آن كه نعمتى از دست بدهد ، و روزى به عمرش افزوده نمى گردد جز با كم شدن روزى ديگر! پس ما ياران مى گيم، و جان هاى ما هدف نابودى ها ، پس چگونه به ماندن جاودانه اميدوار باشيم؟. در حالى كه گذشت شب و روز بنايى را بالا نبرده جز آن كه آن را ويران كرده و به اطراف پراكند!

حكمت 192پرهيز از زراندوزى(اخلاقى، اقتصادى)
و درود خدا بر او ، فرمود : اى فرزند آدم ، آنچه را كه بيش از نياز خود فراهم كنى ، براى ديگران اندوخته اى . 

حكمت 193راه به كار گرفتن قلب (اخلاقى، علمى، تربيتى)
و درود خدا بر او ، فرمود : دل ها را روى آوردن و پشت كردنى است ، پس دل ها را آنگاه به كار وا داريد كه خواهشى دارند و روى آوردنى ، زيرا اگر دل را به اجبار به كارى وا دارى كور مى گردد.

حكمت 194 ضرورت پرهيز از خشم و انتقام (اخلاقى، اجتماعى)
و درود خدا بر او ، فرمود : چون خشم گيرم ، كى آن را فرو نشانم ؟ در آن زمان كه قدرت انتقام ندارم ، كه به من بگويند: " اگر صبر كنى بهتر است " يا آنگاه كه قدرت انتقام دارم ؟ كه به من بگويند " اگر عفو كنى خوب است ".

حكمت 195پرهيز از بْخل ورزى (اخلاقى)
و درود خدا بر او ، فرمود : (در سر راه ، از كنار مزيله اى عبور مى كرد)
اين همان است كه بخيلان به آن بخل مى ورزند ! و رد روايت ديگرى نقل شد كه اين چيزى است كه ديروز بر سر آن رقابت مى كرديد!

حكمت 196عبرت آموزى از إتلاف اموال(اخلاقى، اقتصادى)
و درود خدا بر او ، فرمود : مالى كه نابودى آن تو را پند مى دهد ، از دست نرفته است.

حكمت 197روش درمان روح (روانشناسى بالينى) (اخلاقى، علمى)
و درود خدا بر او ، فرمود : اين دلها همانند تن ها خسته مى شوند ، براى نشاط آن به سخنان تازة حكيمانه روى بياوريد.

حكمت 198ضرورت حكومت (اعتقادى، سياسى)
و درود خدا بر او، فرمود : (وقتى شنيد كه خوارج مى گويند حكومت فقط از آنِ خداست.)
سخن حقّى است كه از آن اراده باطل دارند.

حكمت 199نكوهش اُوباش (انسان هاى شرور)(اخلاقى، اجتماعى)
و درود خدا بر او ، فرمود : ( در تعريف جمع اوباش ، فرمود) آنان چون گرد هم آيند پيورز شوند ، و چون پراكنده شوند شناخته نگردند و گفته شد كه امام فرمود) آنان چون گرد هم آيند زيان رسانند و جون پراكنده شوند سود دهند، (از امام پرسيدند چون اوباش گرد هم آيند زيان رسانند را دانستيم ، اما چه سودى در پراكندگى آنان است ، فرمود) صاحبان كسب و كار ، و پيشه وران به كارهاى خود باز مى گردند، و مردم از تلاش آنان سود برند ، بنّا به اسختن ساختمان ، و بافنده به كارگاه بافندگى ، و نانوا به نانوايى روى مى آورد.

حكمت 200نكوهش انسان هاى شرور(اخلاقى، اجتماعى)
و درود خدا بر او ، فرمود : (جنايتكارى را حضور امام آوردند كه جمعى اوباش هماره او بودند) مباك مباد ، چهره هاى كه جز به هنگام زشتى ها ديده نمى شوند.حكمت 201امدادهاى الهى و حفظ انسان (اعتقادى، معنوى)
و درود خدا بر او ، فرمود : با هر انسان دو فرشته است كه او را حفظ مى كنند، و چون تقدير الهى فرا رسد، تنهايش مى گذارند كه همانا زمان عمر انسان ، سپرى گشته است.

حكمت 202واقع نگرى در مسائل سياسى(سياسى)
و درود خدا بر او ، فرمود : (طلحه و زبير خدمت امام آمدند و گفتند با تو بيعت كرديم كه ما در حكومت شريك تو باشيم ، فرمود)
نه هرگز! بلكه شما در نيرو بخشيدن ، و يارى خواستن شركت داريد، و دو ياوريد به هنگام ناتوانى و درماندگى در سختى ها.

حكمت 203ياد مرگ و پرهيز كارى (اخلاقى)
و درود خدا بر او ، فرمود : اى مردم ! از خدايى بترسيد كه اگر سخنى گوييد مى شنود ، و اگر پنهان داريد مى داند، و براى مرگى آماده باشيد كه اگر از آن فرار كنيد شما را مى يابد، و اگر بر جاى خود بمانيد شما را مى گيرد ، و اگر فراموشش كنيد شما را از ياد نبرد.

حكمت 204بى توجهى به سپاسگذارى مردم(اخلاقى، اجتماعى)
و درود خدا بر او ، فرمود : ناسپاسى مردم تو را از كار نيكو باز ندارد، زيرا هستند كسانى ، بى آن كه از تو سودى برند تو را مى ستايند، چه بسا ستايش اندك آنان براى تو ، سودمندتر از ناسپاسى ناسپاسان باشد (و خداوند نيكوكاران را دوست دارد).

حكمت 205گنجايش نا محدود ظرف علم(علمى)
و درود خدا بر او ، فرمود : هر ظرفى با ريختن چيزى در آن پر مى شود جز ظرف دانش كه هر چه در آن جاى دهى ، وسعتش بيشتر مى شود.

حكمت 206ره آورد حلم و بردبارى(اخلاقى، اجتماعى)
و درود خدا بر او ، فرمود : نخستين پاداش بردبار از بردبارى اش آن كه مردم در برابر نادان ، پشتيبان او خواهند بود.

حكمت 207ارزش همانند شدن با خوبان(اخلاقى، اجتماعى)
و درود خدا بر او ، فرمود : اگر بردبار نيستي، خود را به بردبارى بنماى ، زيرا اندك است كه خود را همانند مردمى كند و از جملة آنان به حساب نيايد.

حكمت 208مراحل خودسازي (اخلاقى، تربيتى)
و درود خدا بر او ، فرمود : كسى كه از خود حساب كشد ، سودى مى برد، و آن كه از خود غفلت كند زيان مى بيند ، و كسى كه از خدا بترسد ايمن باشد، و كسى كه عبرت آموزد اگاهى يابد، و آن كه آگاهى يابد مى فهمد ، و آن كه بفهمد دانش 