 بخواه. اين ها در زمانى بود كه از مرگ تو ديرى نگذشته بود و تو از يادها نرفته بودي». [3] 
امام در مقام فرمان روايى و زمام دارى امور، سياست هاى حقوقي، مالي، اداري، اقتصادي، سياسى خود را شفاف بيان كرد و دولت خود را دولت پاسخ گو معرفى نمود. 
زندگي علي(ع) سرشار از تعاون و هم كارى و هم يارى بود. توجه به مستمندان و پرداخت زكات و صدقات، سيره ى مستمر او بود. 
علي رغم غصب خلافت، هميشه خلفا را در قضاوت ها يارى مى كرد و صراط مستقيم را به آن ها نشان مى داد. 
از حيث نسبت و علم و فضيلت و كمال نفساني، جامع بود. 
عرفان و اختلاف علوي، از نوع رهبانيت و گوشه نشينى نبود. جلوت و خلوت علي(ع) هم راه هم بوده و در حالى دنيا پرستى را طرد مى كرد كه در دنيا زيست مى نمود. علي(ع) محبّت روحانى نسبت به خدا را اساس عرفان قرار داد. 
كلام على جاودانه است. خاموشى در آن راه ندارد و هم چون خورشيد مى درخشيد. 
ياران على هم چون حجر بن عدي، عدى بن حاتم طايي، هانى بن عروه ى مرادي، عامر بن وائله ي كناني، صعصعه بن صوحان، كميل بن زياد و... از امتيازات علوى برخوردارند. 
سيره ى عملى و مكارم اخلاق حضرت علي(ع) نيز به تمام ابعاد آدمى نظر داشت. 
 اصلاحات علوى جامع بود. اصلاحات روحي، فردى و جسمي، اجتماعى را در بر گرفت. 
«جامعه ى علوى در نهج البلاغه، قطره اى از اقيانوس معرفت علوى است كه خوانندگان را در عرصه هاى كلام علوي، قلمرو دين در سنت علوي، رفتار علوى و سياست علوى و پرسمان انديشه ى علوى آشنا مى كند كه اميدوارم براى رفتار و جامعه ى انسانى پر فايده باشد. شايان ذكر است كه مطالب و محتواى اين كتاب، بسيار كوتاه و موجز نگاشته شده است و راه روان علي(ع) و شيفتگان مكتب علوى براى درك معارف آن عزيز، بايد با دقت، سطور اين اثر را بخوانند و از تندخوانى آن پرهيز نمايند. 
در پـايان، لازم است سپاس گزار يارى گران قلم و انديشه ام باشم: همسر گران قدرم كه وجود اين اثـر مرهـون تـلاش، بازخوانى و اصلاحـات اوست كه در تمام مراحل زندگي سپاس گزار اويم؛ ويراستار محتـرم آقاى رضـا مصطفى لو، و آقايان ناصرى و يوسفى حروف نگاران  اين مجموعه. 

[1] . نهج البلاغه، خطبه ى 134. 
[2] . همان، خطبه ى 37. 
[3] . همان، خطبه ى 193.درآمد گلشن ها

ويژگى هاى برجسته ي علي(ع) 
علي(ع) فرزند ابوطالب و نوه ى عبدالمطلب است. هاشم جد او به شمار مى رود. سيزده سال قبل از بعثت، در عرصه ى عالم خاكى ظهور كرد. كنيه ى او ابوالحسن و حيدر لقب اوست. علي(ع) از دوران كودكى پرورش يافته ى پيامبر بود و معرفت و حكمت و اخلاق را از او آموخت. براى شناخت بيش تر امام علي(ع) به بيان برخى ويژگى هاى برجسته ي آن حضرت مى پردازيم: 
1. ايمان اميرالمؤمنين اولين كسي است كه رسول خدا را تصديق كرد و به او ايمان آورد و به نماز او اقتدا كرد. [1] حضرت جاى گاه خود و ياران پيامبر را چنين توصيف مى كند: «ما پيوسته و پى گير در كنار رسول خدا(ص) با پدران و فرزندان و برادران و عموهاى مان مى جنگيديم. و اين امر جز افزودن بر ايمان مان و پذيرش و فرمان بردارى بيش تر حق، پى آمدى نداشت.» [2] 
2. موقعيت سنجى با اين كه، امت پيامبر، پس از وفات آن حضرت، در امر خلافت، گرفتار اختلاف شدند و امانتى كه پيامبر به دست علي(ع) سپرد، توسط افراد كينه توز غصب شد، ولى علي(ع) با موقعيت شناسي، صبر را بر تقابل ترجيح داد. و با سكوت، در مقابل فتنه و آشوب ايستاد تا اين كه، دين رسول الله بماند. حضرت در نامه اى به مردم مصر، جريان سقيفه را توضيح مى دهد: «مردم را ديدم پيرامون ديگرى گرد آمده اند و با او بيعت مى كنند. دست از هركارى برداشتم و بيعت نكردم تا آن گاه كه ديدم بازگشتگان از اسلام بازگرديده، به نابودى دين محمد(ص) فرا مى خوانند؛ لذا ترسيدم كه اگر به يارى اسلام و مسلمانان برنخيزم، در ساختمان آن شكستگى و رخنه اى ببينم، يا آن را سراسر ويران بيابم كه مصيبت چنين پيش آمدى بر من، بسى گران تر است تا از دست رفتن سرپرستى شما كه بى گمان بهره ي روزهايى اندك است.» [3] 
3. آگاه ساختن مردم و آشنا كردن آن ها به حقوق اجتماعى «آن گونه سخنانى كه با گردن كشان خودكامه مى گويند، با من نگوييد و چنان كه در نزد خودخواهان تندخو محافظه كارى مى كنند، با من محافظه كاري نكنيد. و با ظاهر سازى معاشرت نداشته باشيد و درباره ى من گمان نبريد كه اگر سخن حقى به من گفته شد، آن را سنگين احساس كنم، و نه اين كه بپنداريد كه من خواستار بزرگ داشت خود از سوى شما هستم» [4] 
4. خلوت گرى عشق علي(ع) اميرالمؤمنين(ع) با همه ي عظمت و بزرگي، به درگاه خدا رو مى آورد و با او خلوت و زمزمه مى كرد. و چنين با خدا مى گفت: «خدايا، گناهى را از من بيامرز كه تو از من بدان داناتري. پس اگر بازگشتم، تو هم با آمرزش بر من بازگرد. خدايا، گناهى را از من بيامرز كه از درونم وعده كردم و بدان وفا كردنى در نزد من برايش نيافته اي. خدايا، گناهى را از من بيامرز كه به زبانم خواسته ام به سوى تو تقرّب بجويم، سپس قلبم با آن مخالفت كرده است. خدايا به گوشه ى چشم اشاره كردن ها و سخنان بيهوده گفتن ها و خواسته هاى نارواى دل و لغزش هاى زبان را از من بيامرز.» [5] 
5. هدايت ساختن مخالفان خوارج و اهل نهروان از معاندان و مخالفان جدى حضرت علي(ع) بودند كه با روش هاى گوناگون با آن حضرت مخالفت مى نمودند؛ ولى امام علي(ع) در تعليم و هدايت و آگاه سازى آن ها كوتاهى نكرد و در نامه ها و خطبه هايش، آن ها را به انحرافاتشان گوشزد نمود. [6] 
6. تدريس و آموزش اخلاق اسلامى علي(ع) مانند ساير زما م داران نبود كه تنها به حكومت دارى خويش بينديشد و از هدايت گرى كه مهم ترين وظيفه ى امامان است، غفلت نمايد. به همين دليل، نهج البلاغه، سرشار از ره نمودهاى اخلاق نظرى و عملى است. بيانات اخلاقى امام به جهان بينى و فرجام شناسى آن حضرت وابستگى معنادارى دارد. 
غيبت نمودن مردم، مراء، لجاجت، خصومت، خشم، حسد، خودپسندي، حرص، كبر، آزمندي، دنياپرستي، تنگ چشمى نمونه هايى از اخلاق ناپسند است كه امام بدان پرداخته است. [7] خوش خويي، در اختيار بودن زبان، اقدام كردن به كارهاى پسنديده، صبر و پايداري، راستى در گفتار، فروتني، دانش و بردبارى نمونه هايى از درس هاى اخلاق پسنديده ى امام علي(ع) است. [8] / [9] 
7. تبيين فلسفى و عقلي حقايق امام علي(ع) در بيان حقايق الهى تنها به ذكر چند توصيه ى اخلاقى اكتفا نمى كرد؛ بلكه با روش عقلى و استدلالى به توصيف آن ها مى پرداخت. [10] براى نمونه، در جهت اثبات وحدت ذاتى و تجزيه ناپذيرى حق تعالى مي فرمايد: «هر آن كه خدا را توصيف كند و صفاتش را زايد بر ذات بداند او را دو چيز انگاشته، و هركس او را دو چيز مى ا نگارد براى او جزء قائل شده و قائل به جزء، خدا را درست نشناخته است. و كسى كه خدا را درست نشناسد به سوى او اشاره مى كند، و كسى كه به او اشاره كند او را در مكانى محدود دانسته است، و هر كه او را محدود بداند او را شمرده و خدا منزه از اين نسبت ها است. [11]» خوانندگان گرامى توجه دارند كه اسلوبى كه امام علي(ع) در مسائل توح