حرانى از فضلا و فقهاى بزرگ قرن هفتم هجرى و منهاج البراعه فى شرح نهج البلاغه، اثر ميرزا حبيب الله هاشمى خويى وبهج الصباغه فى شرح نهج البلاغه، علامه محمد تقى شوشترى از علماى معاصر و ترجمه و تفسير نهج البلاغه، علامه محمد تقى جعفرى و پرتوى از نهج البلاغه، آيت الله سيد محمود طالقانى و دكتر سيد محمد مهدى جعفرى و پيام امام، آيت الله ناصر مكارم شيرازى نيز نمونه هايى از اين تفاسير نهج البلاغه مى باشند. 
ترجمه هاى فراوانى بر نهج البلاغه به زبان فارسى نگاشته شده كه مى توان ترجمه و شرح نهج البلاغه ى فيض الاسلام؛ ترجمه اسدالله مبشري؛ ترجمه ى محمد جعفر امامى و محمدرضا آشتياني؛ ترجمه ى سيد جعفر شهيدي؛ ترجمه ى عبدالمجيد معادى خواه؛ ترجمه ى محمدجواد شريعت؛ ترجمه ى محمد تقى جعفري؛ ترجمه ى حسين استادولي؛ ترجمه ي سيد جمال الدين دين پرور؛ ترجمه ى محمودرضا افتخارزاده؛ ترجمه ى محمد دشتي؛ ترجمه ى مصطفى زماني؛ ترجمه ى حسين عمادزاده اصفهانى و ده ها ترجمه ى ديگر اشاره كرد. نهج البلاغه به زبان هاى مختلف انگليسي، اردو، اسپانيايي، آلماني، ايتاليايي، فرانسوي، استانبولى و غيره نيز ترجمه شده است. نهج البلاغه از نظر طبقه بندي، به سه بخش خطبه ها و كلمات، نامه ها و حكمت ها تقسيم مى شود. بخش اول مشتمل بر يكصد و بيست و پنج خطبه، صد و يازده كلمه و چهار قول و بخش دوم شامل شصت و سه نامه، دوازده وصيت و سفارش و بخش نامه، دو فرمان، يك دعا و يك پيمان نامه و بخش سوم داراى چهارصدوهشتاد جمله ى كوتاه حكمت آميز است. 
نهج البلاغه از نظر محتوايى به مسائل گوناگون اعتقادي، اقتصادي، سياسي، اخلاقى پرداخته است و در قالب خطبه ها، نامه ها و حكمت ها به پرسش ها و مسائل عرصه هاى مذكور پاسخ داده است. 
نهج البلاغه در مسائل اعتقادى به آفرينش جهان و انسان و جانوران، هدفدار بودن خلقت انسان، [9] معرفت حق تعالي [10] وحدت حق تعالي [11]، هدف فرستادن پيامبران [12]، هدف بعثت پيامبر اكرم(ص) [13]، استمرار رسالت با قرآن و عترت [14] و فرجام و رستاخيز، [15] پرداخته است. 
امام علي(ع) در نهج البلاغه، به مسائل اقتصادى نيز پرداخته است و مسئوليّت انسان را نسبت به سرزمين ها و چهارپايان [16] و ارج نهادن به كار و تلاش انسان و بهره مندى از حاصل دست رنج خويش [17] و ضرورت آبادانى سرزمين ها [18] و ذخيره سازى ثروت [19] و توصيه هايى مربوط به بيت المال و عدالت اجتماعى و فقر زدايى و ره نمودهاى اخلاقى به ثروت مندان و برنامه هاي اقتصادى و وظايف فردى نيازمندان و وظايف دولت و جامعه را بيان كرده است. [20] 
بخش ديگرى از فرمايشات امام علي(ع) به مسائل سياسى و حكومتى اختصاص دارد. امام(ع) در اين ساحت، به وظايف كارگزاران و استانداران، نويسندگان، ارتش و نيروها و سران نظامي، روش هاى دريافت ماليات و اصول كشوردارى پرداخته است. [21] 
ساحت ديگر نهج البلاغه، مسائل اخلاقى و تربيتى است. كه امام(ع) بر مبناي جهان بينى توحيدي، آن را استوار ساخته است. اخلاق فردى در نهج البلاغه، دانش اندوزى توأم با عمل، بى اعتنايى به زخارف دنيوي، آزادگى و ظلم ستيزي، نظم و حساب رسى در امور را تبيين نموده است و اخلاق اجتماعى نيز به خوش خلقى و انسان دوستي، انصاف ورزى با مردم و مانند اين ها اشاره كرده است. [22] 
مسائل عبادى و معنوى مانند سيماى عابدان شب زنده دار، انگيزه هاى گوناگون در عبادت، حالات و مقامات عابدان و تأثير عبادت در زوال گناه نيز در نهج البلاغه مورد توجه جدى قرار گرفته است [23]. روى كرد علي(ع) در سراسر سخنانش بر مبناى عدالت است؛ همان گونه كه فرمود: «عدالت، زندگى است.» [24] 
علي(ع) از آن بسيار افرادى نبود كه در سخن، از حق دم مى زنند، ولى در عمل از آن سرمى پيچند؛ [25] زيرا حق، در مقام سخن گسترده ترين پهنا را داراست ولى در مقام اجرا و عمل بدان، در تنگنايى بي مانند است؛ [26] يعنى در مقام سخن، به آسانى مى توان حق و عدل را ستود و از آن دم زد، ولى عمل كردن بدان، بسيار دشوار و مشكل است. «اما علي(ع) در برابر ستم كاران چونان تندرى مى غرّد و براي مظلومان پناهى استوار و اميدبخش است. علي(ع) حريم مقدّس عدالت است و با انسانيتي والا و شمشير و قلم، حريم آن را پاس مى دارد. سرزمين هايى را كه ستم بر آن ها غلبه يافته و مكان هايى كه كابوس فقر بر آن ها چيره شده است، چه كسى مى تواند نجات دهد جز نهج البلاغه كه برنامه ى حاكميتى عادل است كه بنياد ستم را  در هر مكان و زمان، از ريشه برمى آورد.» [27] 
علي(ع) به پاسدارانش توصيه مى كرد: «بر توباد كه عدالت را درباره ى دوست و دشمن اجرا كني.» [28] 
علي(ع) اين روى كرد را از قرآن آموخت كه: «مبادا دشمنى با گروهى سبب شود، عدالت را ترك كنيد.» [29] 
«هماره مى بايد عدالت را به پا داريد، گرچه به زيان خودتان يا پدر و مادرتان و يا نزديكانتان باشد»؛ [30] «چون سخن مى گوييد، عدالت را به پا داريد، هرچند درباره ى نزديكانتان باشد.» [31] 
جلوه هاى عدالت علوى عبارت است از برابرى در بهره بردارى از بيت المال و امتيازهاى عمومي، مراقبت و بازرسى مداوم از اجراى عدالت توسط كارگزارانش، تساوي همگان در برابر قانون. [32] 
سلوكى در نهج البلاغه نهج البلاغه اثرى است كه بايد با آن زيست و تنفس كرد. روح را با آن هم دم ساخت و با آن نبض و قلب را به تپش در آورد، تا معانى آن در عمق جان بنشيند و بتوان دنياهاى آن را وارد شد و سرزمين هايش را فتح كرد. هرچند رسيدن به قله ى رفيع معرفت علي(ع)  حتى در حوزه ى نهج البلاغه بر كسى ميسّر نيست و ضعف ما حكم مى كند كه نمى توان تمام دنياهاى زهد و تقوا و عبادت و عرفان و حكمت و فلسفه و پند و موعظه و ملاحم و مغيبات و سياست و مسؤوليت هاى اجتماعي، حماسه، شجاعت و ديگر زواياى نهج البلاغه را وارد شد و اين اقيانوس بى پايان را شناخت. نگارنده نيز در فصول اين كتاب مدعى شناساندن تمام ابعاد و محتواى نهج البلاغه نيست بلكه تنها در صدد است تا از خوانندگان، بيگانگى نسبت به كلام علي(ع)  را بزدايد. و مخاطبان را از اين معارف عظيم و ارزش مند، ذره اى بهره مند سازد. 
نهج البلاغه، پرتوى درخشان از هدايت قرآن است كه به ابعاد گوناگون سعادت آدمى پرداخته است و مباحث و موضوعات ذيل را تبيين كرده است. 
خداشناسي: شامل توحيد ذاتي، صفاتي، افعالى و عبادى و بيان صفات ذاتى و فعلى الهى از جمله علم و قدرت و حيات و عدالت و خالقيت و غيره. 
راه نما شناسي: شامل ضرورت بعثت پيامبران، فلسفه ى بعثت، هدف بعثت، روش تبليغ و هدايت گرى پيامبران، مسئله ى امامت و ولايت، معرفى ابعاد گوناگون قرآن و سنت. 
كائنات و مسئله ى آفرينش: مانند هدف دارى در خلقت، حركت مخلوقات، آفرينش جهان و طبيعت و انسان و ويژگى هاى آن ها. 
رهبرى و مسائل اجتماعي: مانند وظايف و شرايط رهبري، حقوق متقابل دولت و مردم، امور اقتصادي، سياست بين المللي، تعليم و تربيت و روابط اجتماعي، جنگ و صلح و ساير حقوق بين المللي. 
موعظه و حكمت: شامل زهد، تقوي، ايثار، دنيا، رذايل اخلاقى و فضايل اخلاقي. 
تاريخ: حواد