ج 41، ص 14. 
[45]. نهج البلاغه، خطبه ي 213. 
[46]. پيشين. 
[47]. نهج البلاغه، خطبه ي 184 
[48]. براى مباحث مربوط به حكومت و سياست، تفصيل بيش ترى در فصول ديگر اين كتاب خواه د آمد. 
[49]. نهج البلاغه، خطبه ي 2. 
[50]. نهج البلاغه، خطبه ي 106. 
[51]. همان، خطبه ى 153. 
[52]. همان، خطبه ى 239. 
[53]. همان، خطبه ى 6. 
[54]. همان، خطبه ى 171. 
[55]. نهج البلاغه، خطبه ي 65. 
[56]. نهج البلاغه، خطبه ي 3 و نامه ى 28 و 37. 
[57]. نهج البلاغه، خطبه ى 26. 
[58]. همان، خطبه ى 5. 
[59]. نهج البلاغه، خطبه ي 157. 
[60]. همان، خطبه ى 221. 
[61]. همان، خطبه ى 233. 
[62]. همان، خطبه ى 80. 
[63]. همان، حكمت 439. 
[64]. نهج البلاغه، خطبه ي 184، 200، نامه ى 45، خطبه ى 159، حكمت 171 و 128، خطبه ى 2 15. 
[65]. نهج البلاغه، خطبه ي 151 و 185. 
[66]. همان، خطبه ى 214. 
[67]. همان، خطبه ى 194. 
[68]. همان، نامه ى 31. 
[69]. نهج البلاغه، حكمت 269. 
[70] . غررالحكم و نيز نهج البلاغه، حكمت 65. 
[71] . همان. 
[72] . همان. 
[73] . غررالحكم. 
[74] . نهج البلاغه ، تحقيق صبحى صالح، خطبه ي 221 و شرح ابن ابى الحديد، خطبه ى 216. 
[75] . شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج 11، ص 153. 
[76] . نهج البلاغه، خطبه ى 193. 
[77] . شرح ابن ابي الحديد، ص 84 ـ 82. 
[78] . جرج جرداق، روائع نهج البلاغه، (شگفتى هاى نهج البلاغه)، ترج مه ى فخرالدين حجازي، صص 170 به بعد. 
[79] . نهج البلاغه، خطبه ى 90، 234، 164، 165، 155. 
[80] . همان، خطبه ى 119، 100، 187. 
[81] . نهج البلاغه، تحقيق صبحى صالح، حكمت 455
 گلشن دوّم - قلمرو دين در سنت علوى 
درآمد سخن
قلمرو دين و گستره ى شريعت، يكى از مهم ترين مسائل در حوزه ى فلسفه ى دين و كلام جديد است كه دغدغه هاى اجتماعى در نظام هاى اجتماعى و دينى را پاسخ مى دهد و با استمداد از روش شناسى صحيح دين پژوهي، دامنه ى دين در عرصه هاى گوناگون علوم طبيعي، انساني، فلسفى و عرفانى را مشخص مى سازد. منابع دين اسلام به ويژه سنت علوي، به پرسش هاى اين مسئله پاسخ مى دهد و قلمرو حداقلى يا حداكثرى دين در حوزه هاى مذكور را تبيين مى نمايد. فرضيه ى نگارنده اين است كه سنت علوى علاوه بر مسائل اخروي، فردى و روحى به مسائل دنيوي، اجتماعى و مادى نيز پرداخته و در دامنه ى برخي از اين پرسش ها به صورت حداقلى و در پاره اى ديگر به شكل حداكثرى پاسخ داده است. بنابراين، نمى توان قلمرو دين در سنت علوى را به امور اخروى محدود ساخت و يا اين كه با اعراض از عقل و تجربه، تمام نيازهاى خُرد و كلان آدميان را بدان مستند كرد. 
طرح مسئله ى قلمرو دين در سنت علوى از زواياى گوناگون تئوريك و كاربردي براى جامعه ى علوى ضرورى مى نمايد؛ توضيح مطلب اين كه تعيين گستره ى شريعت، ساختار توزيع قدرت در جامعه و نظام سياسي، فرهنگي، اقتصادى و اجتماعى را مشخص مى سازد و محدوده ى دخالت عقل جمعى و آرا مردم را در كنار اوامر و نواهى الهى تعيين مى كند؛ به عبارت ديگر، تشخيص دامنه دين در عرصه هاى مختلف، منطقة الفراغى را براى فعاليت مردم بازگو مى نمايد. اين مطلب، ضرورت كاربردى بحث از قلمرو دين را روشن مى سازد. 
تعيين تكليف مسئله ى رابطه ى علم و دين و تعارض ظاهرى گزاره هاى علمى با گزاره هاى ديني، وابستگى زيادى به تعيين قلمرو دين دارد؛ زيرا چه بسا، گزاره اي جزء متون دينى بوده و تعارض با علم داشته باشد وليكن در دامنه و قلمرو دين نگنجد و تعارض اين دو حوزه، منتفى گردد. 
و هم چنين چند روشى بودن علوم به ويژه علوم انسانى و پذيرش مقوله اى به نام علم دينى نيز ضرورت بحث قلمرو دين را مضاعف مى نمايد. توضيح اين ضرورت، نياز به مباحث گسترده در فلسفه ى علم و فلسفه ى دين دارد. امروزه، بسيارى از فيلسوفان بر اين باورند كه مى توان از علم دينى و علم سكولار سخن گفت و از نقش باورهاى ديني در فرآيند تحقيقات علمى دم زد. در اين صورت، تعيين قلمرو دين در حوزه ى قلمرو علوم دينى و تمايز آن ها از علوم سكولار، نقش به سزايى دارد [1]. 
تعريف واژگان 
دو واژه ى اساسى در اين مسئله عبارتند: از واژه ى «قلمرو» و واژه ى «دين». 
 دين در لغت، به معناى اطاعت، جزا، خضوع، تسليم و مانند اين ها است. [2] و در اصطلاح متكلمان و عارفان و حكيمان مشرق و مغرب زمين از تعاريف گوناگون ماهوي، غايت انگارانه، دين دارانه، كاركردگرايانه، روان شناختى و جامعه شناختى و تركيبى برخوردار است. واژه ى دين در قرآن بيش از نود بار در معانى جزا و پاداش و اطاعت و بندگى و سلطنت و شريعت و قانون و ملت و تسليم و اعتقادات به كار رفته است. [3] و در روايات نيز به معناى ايمان، يقين، حُب و بغض قلبي، عزت، نور، حيات، اخلاق حَسَن و مانند اين ها استعمال شده است. [4] 
منظور امام علي(ع) از دين حق، اسلام است؛ يعنى تسليم در برابر حق تعالي، و مصداق حقيقى تسليم، همانا دين اسلام است. به گفته ى امير كلام، «اسلام، دين خداوندى است كه آن را براى خود برگزيد و با ديده ى عنايت پروراند. پس اسلام را بزرگ بشماريد. از آن پيروى كنيد. حق آن را ادا نماييد و در جايگاه شايسته ى خويش قرار دهيد». [5] 
 «اسلام، همان تسليم در برابر خدا است و تسليم، همان يقين داشتن؛ و يقين، اعتقاد راستين؛ و باور راستين، همان اقرار درست؛ و اقرار درست، انجام مسئوليت ها؛ و انجام مسئوليت ها، همان عمل كردن به احكام دين است.» [6] 
«پس هر كس جز اسلام، دينى را انتخاب كند، به يقين، شقاوت او ثابت، و پيوند او با خدا قطع شده و سقوطش سهم گين خواهد بود، [7] بنابراين، دين حق در اين نوشتار به معناى اسلام در نظر گرفته شده و منابع شناخت آن نيز عقل و كتاب و سنت است كه البته نگارنده در تعيين قلمرو دين اسلام، قصد دارد تا از ديدگاه سنت علوى بدان بنگرد و آن را مورد كاوش قرار دهد». 
بحث قلمرو دين به دو دليل به دين اسلام منحصر شده است: 
نخست آن كه در اين نوشتار، تعيين قلمرو دين در سنت علوى بررسى مى شود و در سنت علوي، دين حق به معناى دين اسلام گرفته شده است. دوم اين كه گرچه مى توان از قلمرو دين به عنوان قلمرو مطلق دين با روش برون دينى سخن گفت، ولى اوّلاً اين ره يافت، راه به جايى نمى برد؛ زيرا ارايه ى تصوير جامع و مانع از مطلق اديان موجود ميسّر نيست و تصوير صحيح از دين حق نيز همان دين اسلام است؛ ثانياً عنوان تحقيق، قلمرو دين در سنت علوى است پس بايد حتماً با روش درون دينى اين بحث دنبال گردد. 
واژه ى قلمرو در اين نوشتار، به همان مفهوم متعارف يعنى گستره، دامنه، حدود و ثغور به كار رفته و قلمرو دين نيز به معناى گستره و محدوده دين اسلام در حوزه هاى گوناگون علوم استعمال شده است. 
روش شناسي قلمرو دين در سنت علوي 
 تبيين روش پژوهش در مسئله ى قلمرو دين، محققان را از خطا و انحراف باز مى دارد؛ بنابراين، در به كارگيرى روش درون دينى يا برون دينى و يا جمع آن دو لازم است شيوه ى معينى گرفته شود. مراد ما از روش پژوهش، به كارگيرى طريقه ى منظم تحقيق و فرآيند معينى جهت دست يابى به دست آوردهاى پژوهشى است. و مقصود از پژوهش، تلاش براى شناخت اين واقعيت است كه دامنه ى دين در عرصه هاى مختلف چه مقدار است؟ 
پاره اى از محققان در جريان فرايند كشف گستره ى شريعت، تنها 