هه ها را بزدايد و با تكيه بر كيفر امت هاى گذشته، مردم را بيم دهد و اميد ببخشد.» [35] 
6. نجات مردم از حيرت و جاهليت: انسان ها در هر دوران، گرفتار حيرت ها و جهالت هايند. در عصر گذشته با حيرت و جهالت سنتى و در عصر حاضر، با حيرت و جهالت مدرن روبه رو است. به تعبير امير كلام، به هنگامى كه مردم در وادى حيرت و سرگرداني، راه به جايى نمى بردند و در امواج فتنه ها و بحران ها دست و پا مى زدند، و هوس ها و احساسات بر خردشان چيرگى يافته بود و كبريا و خود بزرگ بيني، لغزش هاي پياپى را تحميلشان مى كرد و جاهليت جهل آكنده، خالى و پوك و بى وزنشان كرده بود و حيرت زدگانى بى ثبات در سياست و گرفتار جهل مطلق بودند، او، كه درود خدا بر او بر خاندانش باد، از سوى خداوند برانگيخته شد و با دل سوزى تمام ره نمودشان داد و بر خطى روشن به پيششان برد و به پند و حكمت فرا خواندشان. [36] 
7. ايجاد هم بستگى و رفع اختلاف ها: خداوند به وسيله ى آن حضرت، شكاف هاي ناشى از اختلاف را پر كرد و ميان خويشاوندان همبستگى و الفت به وجود آورد؛ آن هم در پى شعله هاى عداوتى كه در سينه ها افروخته شده بود و كينه هاى نهفته اى كه هر يك از آن ها در دل ها جرقه اى مى زد. [37] 
8. حضرت علي(ع) در خطبه هاى ديگر نهج البلاغه، به موارد ديگرى از فلسفه ي بعثت اشاره كرده است. از جمله مى فرمايد: 
 گشاينده ى گره هاى پيچيده، آشكار كننده ى حق بر اساس حق، دفع كننده ى جوش و خروش باطل، درهم كوبنده ى شوكت گم راهان، منتشر كننده ى انوار الهي، روشن كننده ى راه حق، هدايت كننده ى دل ها، ابلاغ كننده ى احكام نورانى اسلام، امين خداوند بر حقايق و اسرار [38]، اجراي فرمان خداوند، اتمام حجت بر مردم، بيم دادن مردم از زشتى ها [39] پيشواى پرهيزكاران، روشنى بخش چشم هدايت شدگان، [40] نجات مردم از پرستش بت ها، عبادت و پرستش خداى يگانه، بازداشتن مردم از اطاعت شيطان و اطاعت و پيروى از خداوند، دعوت مردم به وسيله ى قرآن، معرفى و شناساندن خداوند به مردم، اقرار كردن به وجود خدا بعد از انكار، اثبات كردن وجود خداوند، [41] به سرمنزل نهايى رساندن احكام و انذار و بشارت الهي، [42] برداشتن جهل و ناداني، برحذر داشتن مردم از زيان كاري، پند دهنده ى مردم، آگاه كردن مردم به عيوب دنيا، طرح راه هاى عبرت آموزي، تندرستى ها و بيمارى ها، تبيين حلال و حرام، شناساندن راه هاى بهشت و جهنم و راه هاى بزرگوارى و خواري، [43] از بين بردن بهانه ها با ارايه ى دلايل روشن و آشكار. [44] 
 نتيجه اين كه، از طريق فلسفه ى بعثت پيامبران در كلام علوي، قلمرو دين از يك زاويه مشخص شد و آن اين كه دين تنها به آخرت نظر ندارد و عيب ها و نقص هاى دنيا را نيز بازگو مى كند. آسيب شناسى و درمان شناسى روح آدمى در دنيا و حيات اجتماعى را نشان مى دهد و حيرت و جاهليت و بيم و اختلاف را از مردم مى زدايد و همبستگي، نجات، احيا و معرفت را به ارمغان مى آورد. گفتنى است كه هدف اصلى دين، سعادت اخروى است. فلسفه ى اصلى بعثت پيامبران نيز نجات و رستگارى اخروى انسان ها است ولى از طريق سعادت دنيوى اين امر تحقق مى يابد بر اين اساس، فلسفه ى بعثت پيامبران به اين حوزه مهم يعنى نيازهاى دنيوى نيز نظر داشته است. 
  قلمروشناسى دين از طريق كاركردهاى دين 
 حضرت علي(ع) در فرمايش ها و توصيه هاى گهربارش به خدمات و ثمرات دين نيز اشاره مى كند و از اين طريق، كاركردهاى دين را معرفى مى نمايد. شايان ذكر است كه روش كاركردى با روش كاركردگرايانه يا پراگماتيستى تفاوت دارد. در پيش فرض كاركردگرايانه، صدق به معناى منفعت گرايى و فايده گرايي، نه به معناى مطابقت با واقع، به كار رفته است. به همين دليل، فيلسوفانى كه به غير شناختارى بودن زبان دينى گرايش داشته اند، به كاركردهاى دين، با نگرش كاركرد گرايانه،  نگريسته اند. اميرمؤمنان در خطبه ها، نامه ها و حكمت هاى ارزش مند و پرمغز و وزين خود به كاركردهاى دين اشاره نموده است؛ ليكن روش كاركردگرايانه را نپذيرفته است؛ يعنى شناختاري بودن گزاره هاى دينى و مطابقت آن ها با واقع و نفس الامر را پذيرفته آن گاه به آثار و پى آمدهاى مثبت آن ها نيز پرداخته است. اين نگرش، از نظر روان شناختى و جامعه شناختى بسيار راه گشا و كارآمد است. در آغاز بيان كاركردهاى دين در سنت علوي به اين نكته اشاره شد كه كاركردهاى دين از يك جهت به كاركردهاى دنيايى و اخروى و از جهت ديگر، به كاركردهاى فردى و اجتماعى منشعب مى شوند. وقتى سخن از كاركردهاي دنيا به ميان مى آيد، مراد از دنيا، معناى غفلت از خدا نيست؛ بلكه نيازهاى دنيوي است كه دين و آموزه هاى دينى بدان پرداخته و آن را مقدمه ى آخرت شمرده است. 
 امير كلام در اين باره مى فرمايد: با اين خانه ى وسيع در دنيا چه مي كني؟ در حالى كه در آخرت به آن نيازمندتري. آرى اگر بخواهي، مى توانى با همين خانه به آخرت برسي. در اين خانه ى وسيع، مهمانان را پذيرايى كنى به خويشاوندان با نيكوكاري بپيوندى و حقوقى كه برگردن تو است، به صاحبان حق برساني. پس آن گاه تو با همين خانه ى وسيع، به آخرت نيز مى توانى پرداخت... تو مى پندارى كه خداوند نعمت هاي پاكيزه اش را حلال كرده اما دوست ندارد تو از آن ها استفاده  كني؟ تو در برابر خدا كوچك تر از آنى كه اين گونه با تو رفتار كند. [45] اينك به پاره اى از كاركردهاى دين در سنت و سيره و كلام علوى اشاره مى كنيم: 
1. معرفت خدا: يكى از خدمات دين به بشريت اين است كه خداوند متعال را به او معرفى مى كند و شناخت صحيح و دقيقى به او عطا مى كند و از انحراف ها و اعوجاج ها مى رهاند. همان گونه كه حضرت علي(ع) مى فرمايد: آغاز و بنياد دين، شناخت خدا است و كمال اين شناخت، باورداشت هستى او و اوج اين باور، توحيد، و اوج توحيد، اخلاص و اوج اخلاص، زدودن صفت ها از او است. [46] 
2. ايجاد هم بستگى و رفع اختلاف ها: شكاف ها و اختلاف هايى كه ميان خويشان پديد مى آيد، به كمك دين به هم بستگى و الفت بدل مى شود و شعله هاى عداوت خاموش مي گردد. [47] البته اين كاركرد به عنوان فلسفه ى بعثت پيامبران نيز بيان گرديد. 
3. حيرت زدايي: آدميان در طول حيات فكري، گرفتار شك و ترديد و نسبى گرايي و حيرت مى شوند. يكى از كاركردهاى دين آن است كه انسان ها در حوزه ى خردگريزي، حيرت زدايى مى شوند و معرفت كامل را عطا مى كنند. حيرت زدايى به دنبالش زوال فتنه ها، هوا و هوس ها، تكبرها و ساير لغزش ها و جهالت ها را به هم راه دارد. [48] 
4. پشتيبانى عقل در حوزه ى ناتواني: عقل آدمى از ارزش معرفت شناختى والايي برخوردار است؛ به همين دليل، شريعت به بهره گرفتن از آن توصيه فرموده است؛ ليكن در درك پاره اى از حقايق ناتوان است. براى نمونه، شناخت چهره ى حقيقى دنيا، شيطان شناسي، بيان احكام الهى و مانند اين ها از حوزه ى درك آدمى به دور است. امير كلام در سرتاسر نهج البلاغه از اين ابهام ها پرده برداشته، آدميان را از آن حقايق آشكار ساخته است. 
5. كاركردهاى دين از طريق كاركرد احكام شرعي: تمام اوامر و نواهى الهى از حكمت معينى 