رخوردارند؛ زيرا احكام الهى تابع مصالح و مفاسد واقعى اند. حضرت علي(ع) پاره اى از كاركردها و حكمت هاى احكام شرعي، كه در واقع، كاركردهاى دين هم به شمار مى روند، را بيان فرموده است؛ براى نمونه، مى فرمايد: خداوند براى پاك سازى از شرك، ايمان را رقم زد و براى وارستن از كبر، نماز را؛ براى رويش روزي، زكات را و براى آزمايش اخلاص مردمان، روزه را، براى تقويت دين، حج را و براى عزت اسلام، جهاد را واجب شمرد. [49] حضرت در جاي ديگرى جهاد با دشمن را مايه ى برپا داشتن ستون دين معرفى مى كند [50] و نيز فرموده است كه خداوند امر به معروف را براى اصلاح توده هايى ناآگاه و نهى از منكر را براى بازداشتن بي خردان از زشتى ها، صله ى رحم را براى فراوانى خويشاوندان و قصاص را براى پاسداري از خون ها و اجراى حدود را براى بزرگ داشت محرمات الهى و ترك مى گسارى را براي سلامت عقل و دورى از دزدى را براى تحقق عفت و ترك زنا را براى سلامت نسل آدمى و ترك لواط را براى فزونى فرزندان و گواهى دادن را براى به دست آوردن حقوق انكار شده و ترك دروغ را براى حرمت نگه داشتن راستى و سلام كردن را براى امنيت از ترس ها و امامت را براى سازمان يافتن امور امت و فرمان بردارى از امام را براى بزرگ داشت مقام رهبري، واجب كرد. [51] 
6. كاركرد دين در حوزه ى اخلاق: ياد خدا و آخرت، در كنترل رفتار انسان ها بسيار مؤثر است. امير كلام در نامه ى 53 خطاب به مالك اشتر مى فرمايد: «به مردم نگو به من فرمان دادند و من نيز فرمان مى دهم و بايد اطاعت شود؛ كه اين گونه خود بزرگ بينى دل را فاسد و دين را پژمرده و موجب زوال نعمت ها است. و اگر با مقام و قدرتى كه داري، دچار تكبّر يا خود بزرگ بينى شدى به بزرگى حكومت پروردگار كه برتر از تو است بنگر، كه تو را از آن سركشى نجات مى دهد و تندروى تو را فرو مى نشاند و عقل و انديشه ات را به جايگاه اصلى باز مى گرداند.» 
7. كاركرد دين از طريق كاركرد ايمان: ايمان به خدا، در زندگى آدمي، آثار و نتايج مثبت فراوان دارد؛ از جمله مى توان به مبارزه ى با حزن و اندوه، يافتن اميد، آرامش درونى اشاره كرد. امام علي(ع) مى فرمايد: «بى گمان تو، نه مى توانى بر اجل خويش پيش گيرى و نه پيش از آن چه سهم مقدّر توست، از روزى بهره مند مى شوي. اين حقيقت را بشناس كه روزگار را دو روز متفاوت است: روزى بر تو و روزى با تو. و نيز بدان كه دنيا سرايى است كه دست به دست مى گردد. آن چه به سود باشد، به رغم ضعفت، به سراغت خواهد آمد و در مورد آن چه به زيانت باشد نيز، نيروى دفاع و بازدارى ات نتواند بود» [52]. و نيز مى فرمايد: 
«دين قوى ترين تكيه گاه است؛ [53] دين شادمانى است؛ [54] دين انسان را حافظ و نگهبان است» [55]. 
تعيين قلمرو دين از طريق شناخت ويژگى هاى قرآن و سنت 
يكى ديگر از راه هايى كه حضرت علي(ع) در تعيين قلمرو دين از آن بهره مي برد، طريق بيان و معرفى ويژگى هاى قرآن و سنت است كه در خطبه ها، نامه ها و حكمت هاى خويش بدان پرداخته است. وى ضمن بيان صداقت و پنددهندگى قرآن، هدف آن را هدايت گرى انسان ها معرفى مى كند و انسان ها را در اين عرصه، نيازمند به قرآن توصيف مي كند. سپس در ويژگى هاى آن مى فرمايد: «درمان خود را از قرآن بخواهيد و در سختى ها از قرآن يارى بطلبيد كه در قرآن، درمان بزرگ ترين بيمارى ها يعنى كفر و نفاق و سركشى و گم راهى است. پس به وسيله ى قرآن خواسته هاى خود را از خدا بخواهيد و با دوستى قرآن به خدا روى آوريد، و به وسيله ى قرآن از خلق خدا چيزى نخواهيد؛ زيرا وسيله اى براى تقرّب بندگان به خدا، بهتر از قرآن وجود ندارد. آگاه باشيد كه شفاعت قرآن پذيرفته شده و سخنش تصديق مى گردد، آن كس كه در قيامت، قرآن شفاعتش كند، بخشوده مى شود و آن كس كه قرآن از او شكايت كند محكوم است.» [56] 
«همانا خداوند سبحان، كسى را به چيزى چون قرآن پند نداده است. كه قرآن ريسمان استوار خدا، و وسيله ى ايمنى بخش است. در قرآن بهار دل، و چشمه هاى دانش است. براى قلب جلايى جز قرآن نتوان يافت؛ به خصوص در جامعه اى كه بيداردلان در گذشته و غافلان و تغافل كنندگان حضور دارند.» [57] 
بنابراين، عرصه هاى حضور قرآن عبارتند از: بيدار كردن و جلاى قلب؛ هدايت گرى نسبت به انسان ها؛ درمان دردها به ويژه بيمارى هاى قلبي؛ تقرب به خدا. 
حضرت علي(ع) در خطبه ى ديگري، از كمال دين خبر مى دهد و آن را به كمال قرآن مستند مى سازد و مى فرمايد. «آيا خداى سبحان، دينِ ناقصى فرستاده و در تكميل آن از آن ها استمداد كرده است؟ آيا آن ها شركاى خدايند كه هر چه مى خواهند در احكام دين بگويند و خدا رضايت دهد؟ آيا خداى سبحان، دين كاملى فرستاد و پس پيامبر(ص) در ابلاغ آن كوتاهى ورزيد؟ در حالى كه خداى سبحان مى فرمايد: «ما در قرآن چيزى را فروگذار نكرديم» و فرمود: «در قرآن بيان هر چيزى است» و يادآور شويم كه: بعض قرآن گواهِ بعضى ديگر است و اختلافى در آن نيست. پس خداى سبحان فرمود: «اگر قرآن از طرف غير خدا نازل مى شد اختلافات زيادى در آن مى يافتند.« همانا قرآن داراى ظاهرى زيبا و باطنى ژرف و ناپيدا است، مطالب شگفت آور آن تمام نمى شود، و اسرار نهفته آن پايان نمى پذيرد، و تاريكى ها بدون قرآن برطرف نخواهد شد.» [58] امير كلام در خطبه ى ديگري، مردم را به آموختن قرآن و نيك فهميدن آن توصيه مى كند و آن را شفا دهنده ى سينه هاي بيمار معرفى مى كند. [59] 
 در خطبه اى ديگر، از معارف قرآن خبر مى دهد و علم آينده و حديث روزگاران گذشته و شفا دهندگى دردها و سامان دهى و نظم انسان ها را به قرآن نسبت مي دهد. [60] حضرت، كمال دينى را به كمال قرآن معرفى مى كند كه پيامبر نيز آن را به طور كامل تبليغ فرمود. [61] 
 فرمايشات حضرت على در باب كمال دين و كمال قرآن ظهور در اين دارد كه دين و قرآن در امر هدايت گرى انسان ها كمال دارد و دامنه ى آن در اين عرصه نيز حداكثرى است و با وجود اين، در حكمت هاى خويش به مردم توصيه مى كند كه حكمت را از هر كس مى خواهيد، بگيريد. [62] يا در خطبه ها و كلماتش به بهره گيرى از عقل و تجربه توصيه مى كند. تا اين جا در باب گستره ى دين از طريق تبيين دامنه ى قرآن بهره گرفتيم. از راه تبيين حوزه ى سنت نيز مى توان در باره ى قلمرو دين سخن گفت. از مجموعه ى فرمايشات اميرالمؤمنين، قلمرو حداكثرى در سنت علوى استفاده مى شود؛ زيرا پيشوايان دين در اثر ارتباط با حق تعالى از علم لدنى بهره مندند. 
 حضرت در سخن رانى هاى عمومى ندا سر مى داد كه «سلونى قبل ان تفقدوني» [63]؛ پيش از آن كه مرا از دست بدهيد از من بپرسيد. مجموع اين گونه احاديث و نيز ره نمودهاى علمي، فلسفي و عرفانى پيشوايان اسلام و علم لدنى آن ها بر اين حقيقت دلالت دارد كه تمام علوم و معارف گذشته و حال و آينده در اختيار پيامبر و ائمه ى اطهار(ع) بوده است و بدين معنا قلمرو دين اسلام و قلمرو معارف و علوم در منابع دين اسلام نامحدود و نامتناهي است. هر چند همه ى اين حقايق به دست ما نرسيده باشد و يا اين كه به دلايلى بيان نشده باشد. امام علي(ع) از هم راهى خود با پيامبر خ