 به فرزندش محمد بن حنيفه آموزش مى دهد [144] و مردم كوفه را از تحريكات نظامى فرمان دهان نظامى معاويه مطلع مى سازد [145] و آموزش هاى نظامي، فريب و نيرنگ هاى نظامى را هشدار مى دهد. [146] 
در مديريت اقتصادي، به روش هاى صحيح استفاده از بيت المال [147] و بهره گرفتن از اموال شخصي تذكر مى دهد [148] در مديريت خانواده به اصولى چون اصل تقسيم كار در خانواده، اصل مشورت، اصل هم آهنگي، اصل حفاظت، اصل مسؤليت پذيري، اصل سعه ى صدر و تحمّل مشكلات، اصل فرهنگ حجاب، اصل اعتدال خانوادگي، اصل مديريت مرد در خانواده اشاره مى كند. [149] 
قلمرو دين در عرصه ى نظام تربيتي 
نظام تربيتى و دانش تعليم و تربيت، يكى ديگر از رشته هاى علوم انسانى است كه سنت علوى در اين عرصه نيز توصيه ها و توصيف هايى نموده است. 
تربيت، مجموعه اى از تلاش هايى است كه هدف آن برخوردار ساختن فرد از همه ي قواى خود و آماده كردن او براى استفاده ى صحيح از آن است؛ به عبارت ديگر، تربيت، عبارت است از فراهم كردن زمينه ها و عوامل براى فعليت رساندن و شكوفا نمودن استعدادهاى انسانى در جهت مطلوب. [150] 
نظام تربيتي، مجموعه ى گزاره ها و انديشه هاى منظم و سازمان يافته درباره ى تربيت است كه از مباني، اصول، هدف و روش هاى تربيتى شكل گرفته است توضيح مطلب اين كه: 
1. مبانى تربيتى عبارت است از گزاره هاى بنيادين هستى شناسانه، انسان شناسانه، جهان شناسانه و معرفت شناسانه، كه از وضعيت و جايگاه انسان در عالم و هستى گزارش مى دهد. حضرت علي(ع) در فرمايشات خود به اين گونه مباحث پرداخته است؛ براى نمونه مباحث انسان شناسى مانند تركيب انسان از بُعد مادى و مجرد، سرشت اوليه ى انسان، نيازهاى مادى و معنوي، فردى و اجتماعى او، شؤون وجودى انسان، گرايش هاي طبيعى و روحي، ساحت هاى مختلف انسان و مباحث معرفت شناسى مانند اعتبار بخشيدن به حس و تجربه و عقل، نيازمندى حس به عقل و عقل به وحى و مباحث هستى شاختى مانند ساحت هاى مختلف هستى از جمله مجرد و مادي. [151] 
2. اصول تربيتى عبارت است از قواعد كلى تربيتى كه با توجه به مبانى و اهداف نظام تربيتى به دست مى آيند و منشأ پيدايش روش ها و شيوه هاى تربيتى مي باشند. مانند اصل تأثير و تأثّر شرايط محيطى و اجتماعى بر انسان، اصل عدالت، اصل عزت، اصل تعقل ورزي، اصل مسامحت و مانند اين ها كه در خطبه ها و نامه ها و حكمت هاى ارزش مند امام علي(ع) مورد تأييد قرار گرفته اند. 
3. اهداف تربيتى عبارت است از مقاصد و اهداف نزديك، متوسط و نهايى كه نظام تربيتى آن را دنبال مى كند؛ مانند زنده نگه داشتن فطرت الهى و دين داري، تقويت فضايل اخلاقي، شكوفايى عقل، هدايت و رستگارى و در نهايت قرب الهى كه در خطبه ي اوّل و ساير فرمايشات امام على بدان آگاهى داده است. 
4. روش هاى تربيتى عبارت است از شيوه ها و راه كارهاى كاربردى كه انسان تربيت يافته را به اهداف تربيتى نزديك مى سازد. مانند روش سخن رانى و موعظه، [152] روش نامه نگاري [153] و روش هاى قصه گويي، پرسش، دادن بينش و بصيرت، پيش گيري، تمثيل و تشبيه، الگوگيري، تبشير و تشويق، تكليف و امر كردن، هم نشينى با صالحان، تغافل، انذار و تخويف، تنبيه و جريمه كردن، محروم سازى و مانند اين ها. بنابراين، در سنت و سيره ى علوى از اركان چهارگانه ى نظام تربيتى سخن به ميان آمده است؛ ولى اين مطلب بدان معنا نيست كه متخصصان تربيتي، از روش ها، الگوها و مهارت هاى تجربى در عرصه ى مشاوره، آموزش و پرورش و... بهره نگيرند. 
قلمرو دين در عرصه ى علوم طبى و بهداشتي 
دانش طب و علوم همگن آن، كه زاييده ى روش تجربى و عقلانى است، از گستردگي خاصى برخوردار است. بى شك، اين ادعا كه تمام نيازهاى بشر در اين عرصه از سنت علوي برآورده گردد، يك ادعاى غير قابل اثبات است. هر چند پيشوايان دين اسلام به جهت علم لدنى و ارتباط با عوالم غيبى از علوم گوناگون، هم چون علم طب و بهداشت برخوردارند. ولى در آن چه از سنت و سيره آن ها به دست ما رسيده است، نمى توان پاسخ تمام پرسش هاى پزشكى را جويا شد؛ اما توصيه هاى بهداشتى و درمانى به صورت پراكنده در منابع روايى ما يافت مى شود كه به پاره اى از آن ها اشاره مى كنيم: 
1. پرهيز از ظروف شكسته در آشاميدن: «از جاى شكستگى ظروف و از طرف دسته ي ظروف، آب نياشاميد كه شيطان در آن جا مى نشيند.» [154] 
2. بهره گيرى از حمام: «چه خوب خانه اى است حمام كه گرماى آن انسان را به ياد جهنم مى اندازد و آلودگى را از بدن پاك مى كند.» [155] 
3. نابود كردن تارهاى عنكبوت: «خانه را از تارهاى عنكبوت پاك كنيد كه رها كردن تارهاى عنكبوت در خانه عامل فقر است». [156] 
4. امام علي(ع) به اقسام خوابيدن و روش درست آن، روغن ماليدن به بدن و روش استفاده از حمام، آداب آب نوشيدن [157] و پرهيز غذايى توصيه مى كنند و تأكيد بر مسواك زدن تأكيد دارند. [158] 
5 . حضرت اميرمؤمنان به روش هاى درمانى با داروهاى گياهى از جمله خرما، انگور، كشمش، انار، سيب، گلابي، انجير، ادويه و فلفل، بالنگ و ترنج، هندوانه و خربزه، گردو، تره، كدو، تربچه، قارچ، كاهو، گلپر، سير، عدس، عناب، كندر، بنفشه و گل گاوزبان، اسپند، گل خطمي، حنا، موزه، عسل، گوشت، شير، ماهي، زعفران خالص، نبات و استفاده از حجامت، توصيه هاى بهداشتى و درمانى مفيد ارايه كرده است. [159] 
قلمرو دين در عرصه ى فقه و حقوق 
 فقه شيعه دامنه و گستره ى وسيعى دارد و احكام دنيوى و اخروى را شامل است. فقهاى شيعه مانند سلار بن عبدالعزيز ديلمى در «المراسم» و قاضى عبدالعزيز بن براج در «مهذب»، احكام فقهى و شرعى را به عبادات و معاملات و معاملات را به عقود و احكام و احكام را به احكام جزايى و غير جزايى منشعب مى كنند. محقق حلى نيز در «شرايع الاسلام» فقه را به چهار بخش عبادات، عقود، ايقاعات و احكام تقسيم مي نمايد. [160] شهيد صدر با روش جديدي، مباحث فقهى را به چهار گروه تقيسم كرده است: عبادات، اموال عمومى و خصوصي، سلوك و آداب و رفتار شخصى كه به عبادات و اموال ربطى ندارد و به دو گروه روابط خانوادگى و اجتماعى انشعاب مى يابد؛ آداب عمومى و رفتار و سلوك نهادهاي حكومتى در مسائل حكومت، صلح و جنگ و روابط بين الملل. [161] 
امام علي(ع) در سيره و سنت علوى به احكام عبادات و احكام معاملات اعم از عقود و ايقاعات و احكام جزايى پرداخته است و به صورت حداكثرى آن ها را بيان كرده است. نكته ى قابل توجه اين كه امام علي(ع) در مباحث فقهى تنها به تكاليف اكتفا نكرده است و حقوق طبقات گوناگون جامعه را نيز بيان نموده است؛ از جمله مى توان به موارد ذيل اشاره كرد؛ حقوق متقابل مردم و دولت مانند حق عدالت، حق رأفت، حق مشورت، حق خيرخواهي، حق آموزش و پرورش، حق انتخاب و...؛ [162] 
حقوق اجتماعى مردم مانند حق تعاون و تناصح، حق اصلاح و...؛ [163] 
حقوق متقابل پدر و فرزند مانند حق اطاعت و حق تربيت؛ [164] 
حقوق حيوانات مانند خسته نكردن آن ها و عدالت در بهره وري؛ [165] 
حقوق دشمن در جنگ؛ [166] 
حقوق كارمندان دولتي؛ [167] 
حقوق اقليت هاى مذهبي؛ [168] 
حقوق تجار و ص