احبان صنايع؛ [169] 
حقوق زن؛ [170] 
حقوق محرومان؛ [171] 
حقوق نظاميان؛ [172] 
حقوق قضات؛ [173] 
حقوق مراجعه كنندگان؛ [174] 
حقوق خويشاوندان؛ [175] 
حقوق حاجيان؛ [176] 
حقوق يتيمان؛ [177] 
حقوق همسايگان؛ [178] 
قلمرو دين در عرصه ى عقايد 
سنت و كلام علوى در باب عقايد و معارف اسلامى به صورت حداكثرى بيان گرديده است و حقايقى را گزارش داده كه يا از دايره ى كسب عقلانى خارج است و يا با زمان طولانى اكتساب پذير است. 
در اولين خطبه ى از نهج البلاغه، سر آغاز دين را معرفت الهى دانسته و كمال معرفت را تصديق و كمال تصديق را توحيد و كمال توحيد را اخلاص و كمال اخلاص را پيراستن او از صفات زايد معرفى مى كند؛ هم مغاير با همه چيز است و هم از آن ها بيگانه و جدا نيست، خالق و آفرينش گر جهان هستى و حقايق آن از جمله فرشتگان و جن و انس و... است. آفريدگارى است كه لحظه به لحظه به تدبير تكوينى و تشريعى اشتغال دارد. [179] 
امام در مناجات خود در مسجد كوفه با مقايسه ى انسان و خدا به طور جامع و واقع بينانه، انسان شناسى و خداشناسى علوى را كه برگرفته از آموزش نبوى است ارايه مى كند و خالق، حى و عالم بودن خدا و ساير صفات كمال او و نيز مخلوق و ميّت و جاهل بودن انسان و ساير صفات نقص او را توصيف مى كند. 
حضرت در مجامع روايى به ضرورت و حكمت بعثت پيامبران و نبى اكرم(ص) و صفات آن ها نيز پرداخته است. [180] هم چنين به تفصيل در باب آخرت و احوال آن سخن فرموده است. [181] مقام امامت و مصاديق آن نيز از مباحث مهم اعتقادى است كه در كلام علي(ع) به تفصيل آمده است. [182] 
در پايان لازم است به اين پرسش، پاسخ داده شود كه آيا تمام فرمايشات امام و توصيه ها و توصيف هاى آن حضرت، به ويژه در عصر حكومت علوي، به دين بماهو دين مربوط است يا اين كه جنبه حكومتى داشته است. در صورت نخست، مى توان از طريق بيانات امام، قلمرو دين را تعيين كرد ولى اگر فرمايشات امام جنبه ى حكومتى داشته باشد، داخل در احكام متغير قرار مى گيرند و قلمرو دين را تعيين نمى كنند. پاسخ اين مطلب اين است كه اولاً در كلام امام و ساير پيشوايان دين، اگر ظهورى بر صدور احكام به نحو احكام حكومتى نباشد، بايد فرمايشات آن بزرگواران را بر دوام حمل كرد و كلام آن ها را جزء دين شمرد؛ ثانياً اگر با قراين بتوانيم حكومتى بودن پاره اى از فرمايشات ائمه(ع) را ثابت كنيم، نبايد احكام حكومتى آن حضرت را خارج از دين بدانيم؛ به عبارت ديگر، دين در حوزه ى فقه و حقوق در بردارنده ى احكام اولي، ثانوى و حكومتي است و احكام حكومتي، بخشى از احكام دينى شمرده مى شوند. البته معناى احكام حكومتي اين است كه در همه ى زمان ها و حالات جريان پذير نيست و همانند احكام ثانوي، مقيد به عنوان خاصى چون مصلحت است. 

[1] . ر.ك: به كلام جديد، گفتار علم ديني. 
[2] . مفردات راغب، ماده ي دين. 
[ 3] . سوره ى فاتحه /4؛ ذاريات /6؛ زمر /11، بقره /193، انفال /39، كافرون /6، انعام /161، آل عمران /19، بقره /256. 
[4] . ميزان الحكمه، ج 3، صص 372 - 395. 
[5] . نهج البلاغه، تحقيق صبحى صالح، خطبه ى 198. 
[6] . همان، قصار 125. 
[7] . همان، خطبه ى 161. 
[8] . سير تكامل عقل نوين، ج 1، صص 334 - 5، علم و دين، ص 77. 
[9] . تاريخ فلسفه در اسلام، ج 1، صص 627 - 9، ماجراى فكر فلسفى در جهان اسلام، ج 2، صص 94 - 6. 
[10] . عقل و وحى در قرون وسطا، ص 10. 
[11] . درء تعارض العقل و النقل، ج 1، صص 5 - 6 و الحدائق الناضره، ج 1، صص 167 - 8. 
[12] . عبدالمجيد معادي خواه، فرهنگ آفتاب، ج 3، صص 1281 - 1276. 
[13] . نهج البلاغه، همان، نامه ى 53. 
[14] . همان، خطبه ى 176. 
[15] . همان، قصار 211. 
[16] . همان، نامه ى 78. 
[17] . و يثيروا لهم دفائن العقول، خطبه ى اوّل. 
[18] . و ترك شرب الخمر تحصيناً  للعقل، كلمه ى قصار 252. 
[19] . فرهنگ آفتاب، ج 7، صص 3667 3661. 
[20] . نهج البلاغه، تحقيق صبحى صالح، قصار 113. 
[21] . همان، قصار 38. 
[22] . همان، قصار 421. 
[23] . نهج البلاغه، خطبه ى 154. 
[24] . همان، خطبه ى 214. 
[25] . همان، خطبه ى 19 8. 
[26] . همان، قصار 349. 
[27] . ر.ك. عبدالحسين خسروپناه، كلام جديد، گفتار قرائت هاى مختلف از دين. 
[28] . عبدالكريم سروش، بسط تجربه ى نبوي، تهران، انتشارات صراط، ص 29 - 30. 
[29] . عبدالمجيد معادي خواه، فرهنگ آفتاب، ج 2، نشر ذره، چاپ اوّل، 1372، ص 772. 
[30] . همان، ص 773. 
[31] . همان، ص 774. 
[32] . همان، ج 5، صص 2559 - 2560. 
[33] . همان، ج 5، ص 2630. 
[34] . همان، ج 2، ص 774. 
[35] . همان، ص 777. 
[36] . همان، ص 778. 
[37] . همان، ص 795. 
[38] . نهج البلاغه، تحقيق صبحى صالح، خطبه ى 72. 
[39] . همان، خطبه ى 83. 
[40] . همان، خطبه ى 116. 
[41] . همان، خطبه ى 147. 
[42] همان، خطبه ى 91. 
[43] . همان، خطبه ى 91. 
[44] . همان، خطبه ى 81. 
[45] . نهج البلاغه، خطبه ى 209. 
[46] . فرهنگ آفتاب، ج 5، ص 2623. 
[47] . ر.ك: همان، ج 2، ص 795. 
[48] . نهج البلاغه، خ طبه ى 95. 
[49] . فرهنگ آفتاب، ج 5، ص 2638. 
[50] . همان، ص 2637. 
[51] . نهج البلاغه، كلمه ى 252. 
[52] . عبدالمجيد معادي خواه، خورشيد بى غروب: نهج البلاغه، ص 180. 
[53] . شرح غرر درر آمدي، ج 1، صص 36 و 132. 
[54] . شرح غرر درر آمدي، ج 1، صص 36 و 132. 
[5 5] . شرح غرر درر آمدي، ج 1، صص 36 و 132. 
[56] . نهج البلاغه، خطبه ى 176. 
[57] . همان. 
[58] . نهج البلاغه، خطبه ى 18. 
[59] . همان، خطبه ى 110. 
[60] . نهج البلاغه، خطبه ى 158. 
[61] . نهج البلاغه، خطبه ى 183. 
[62] . نهج البلاغه، حكمت 79. 
[63] . خطبه ي 189. 
[64] . خطبه ى 192. 
[65] . احقاق الحق، ج 7، ص 621. 
[66] . ابن ابى الحديد، ج 1، ص 278. 
[67] . حكمت، 147. 
[68] . خطبه ى 210. 
[69] . خطبه ى 1. 
[70] . خطبه ى 211. 
[71] . خطبه ى 234 و حكمت 87 و 147. 
[72] . فروع كافي، كتاب القضاء حديث 10. 
[73] . م حمد دشتي، امام على و علم و هنر ص 314. 
[74] . محمد دشتي، امام على و مباحث تربيتي. 
[75] . محمد دشتي، امام على و مسائل حقوقي. 
[76] . حسن سبحاني، نظام اقتصادى اسلام، سازمان تبليغات 73 چاپ اول، ص 44 ? 47؛ سيد محمدباقر صدر، اقتصادنا، مكتب الاعلام الاسلامى 141 7 ق، الطبعه الاولى ص 281. 
[77] . نهج البلاغه نامه ي 53. 
[78] . همان. 
[79] . همان. 
[80] . نهج البلاغه، تحقيق صبحى صالح، نامه ى 51 . 
[81] . همان، نامه ى 52. 
[82] . حكمت 390. 
[83] . نهج البلاغه، تحقيق صبحى صالح، نامه ى 53. 
[84] . پيشين. 
[85] . نهج ال بلاغه، تحقيق صبحى صالح، نامه ى 52. 
[86] . نامه ى 53. 
[87] . دعائم الاسلام، ج 2، ص 538، حديث 183. 
[88] . محمد دشتي، امام علي(ع) و اقتصاد، ص 60 - 62. 
[89] . وسائل الشيعه، ج 18، ص 151. 
[90] . خوئي، شرح نهج البلاغه، ج 9، ص 394. 
[91] . وسائل الشيعه، ج 13، ص 216. 
[92] . بحار الانوار، ج 41، ص 52. 
[93] . سفينه البحار، ج 1، ص 413. 
[94] . نهج البلاغه نامه ي 25. 
[95] . جعفر مرتضى عاملي، السوق فى ظل الدوله الاسلاميه، ص 52. 
[96] . نامه ى امام على به عثمان بن حنيف فرمان دار بصره، شرح ابن ابى الحديد، ج 11، ص 20 7. 
[97] . مانند برخورد با اندوخته هاى قنبر، سربازان سپاه، سوء استفاده فرمان داران، برادرش عقيل، مصادره ي زمين ها. 
[98] . عبدالرحمن عالم، بنيادهاى علم سياست، نشر ني، چاپ سوم، ص 33. 
[99] . آنتونى كوئين، فلسفه ى سياسي، ترجمه ى مرتضى اسعدي، تهران: انتشارات الهدي، ص 4 و 48. 
[100] . حسين بشيريه، جامعه شناسى سياسي، تهران: نشر ني، ص 19. 
[101] . نهج البلاغه، خطبه ى 3. 
[102] . ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 2، ص 308. 
[103] . نهج البلاغه، خطبه ى 216. 
[104] 