ز آن ساختند. پس آن چه را از دنيا ترسيدند آنان را بميراند، ميراندند و آن را كه دانستند به زودي رهايشان مى كند، راندند. و بهره گيرى فراوان ديگران را از دنيا خوار شمردند، و دست يافتنشان را بر بهره هاى دنيايي، از دست دادن (سعادت اخروي) خواندند». [66] 
امام(ع) در يك حكمت حكيمانه مردم را به تربيت خويش توصيه مى كند و مربي بودن آن ها را نسبت به خويشتن گوشزد مى نمايد و راه تربيت را نيز رهانيدن نفس از عادت هايى كه انسان بدان حريص است، معرفى مى نمايد. [67] 
علاوه بر دنياپرستي، حجاب هاى نفسانى نيز منشأ، بى تمايلى به تربيت است. [68] محيط و فرهنگ اجتماعى از ارزش ها و آداب و سنن اسلامى و دينى برخوردار نباشد، به عنوان مانعى در مسير تربيت، تجلّي پيدا مى كند. به همين دليل، امام(ع) مى فرمايد: «در شهرهاى بزرگ سكونت كن كه جايگاه فراهم آمدن مسلمانان است و بپرهيز از جاهايى كه در آن از ياد خدا غافلند و آن جا كه به يك ديگر ستم مى رانند و برطاعت خدا كم تر ياورانند.» [69] 
نوع حكومت و حاكميت و مناسبات سياسى نيز مى تواند از موانع و زمينه هاي تربيت شمرده شود. اميرالمؤمنين به همين دليل، از اوضاع گذشته شكايت مى كند و مي فرمايد: «خدايا، تو مى دانى آن چه از ما رفت، نه به خاطر رغبت در قدرت بود و نه از دنياى ناچيز؛ خواستن زيادت؛ بلكه مى خواستيم نشانه هاى دين را به جايى كه بود بنشانيم و اصلاح را در شهرهايت ظاهر گردانيم تا بندگان ستم ديده ات را ايمنى فراهم آيد و حدود ضايع مانده ات اجرا گردد.» [70] 
امام علي(ع) مناسبات اقتصادى و نوع كسب و درآمد را نيز از موانع و زمينه هاى تربيت و اصلاح معرفى مى كند. درباره ى سلامتى كارگزاران مى فرمايد: «پس روزيِ ايشان را فراخ دار كه فراخى روزى نيرويشان دهد تا در پى اصلاح خود برآيند، و بي نيازشان سازد تا دست به مالى كه در اختيار دارند نگشايند، و حجّتى بود بر آنان اگر فرمانت را نپذيرفتند، يا در امانتت خيانت ورزيدند». [71] علي(ع) به فرزند گرامى خود فرمود: «فرزندم، هركس دچار فقر شود، به چهار خصلت گرفتار مى شود: ضعف در يقين، نقصان در عقل، سستي در دين و كم حيايى در چهره؛ پس به خدا پناه مى برم از فقر». [72] 
ب. اهداف تربيت 
مهم ترين بخشى كه در نظام هاى تربيتى مطرح است، مقوله ى اهداف تربيتى است كه حضرت علي(ع) در فرمايشات خود بدان پرداخته است. قبل از آن كه به اين بحث بپردازيم، لازم است به اين پرسش اساسى پاسخ دهيم كه چه كسى مى خواهد به اهداف تربيتى دست يابد؟ به عبارت ديگر، انسان كيست و از چه ابعادى تشكيل شده است؟ همان گونه كه حضرت فرموده است: «دانا كسى است كه قدر خود را بشناسد، و در نادانى انسان همين بس كه قدر خويش را نشناسد.» [73] «آن كس كه به شناخت خود دست يافت، به بزرگ ترين نيك بختى و كام يابى رسيد». [74] «كسى كه ارزش خود را نشناخت، تباه گشت». [75] حقيقت انسان داراى بعد مُلكى و ملكوتى است و از استعدادهاى نامتناهى برخوردار است؛ به گونه اى كه مي توانست اسماى حسناى الهى را بياموزد و به فرشتگان بياموزاند. و مقام خليفة اللهي را بيابند. [76] 
نهج البلاغه و ساير مجامع روايى اهداف تربيتى را در ضمن غايات بعثت و خلقت آدمى بيان كرده اند و بندگي، [77] خردورزي، [78] توجه به آخرت، [79] پرهيزكاري، [80] آزادگي، [81] عدالت خواهي [82] و ... را در اين راستا تبيين مى نمايند. 
ج. اصول تربيت 
روش هاى تربيتى كه به عنوان عنصر ديگر از نظام تربيتى علوى بدان خواهيم پرداخت، از اصول تربيت علوى گرفته مى شوند. بر اين اساس، بيان اصول تربيت از اهمّيت ويژه اى برخوردار است. اصل عزّت [83]، اصل كرامت [84]، اصل اعتدال [85]، اصل تربيت تدريجي [86]، اصل تسهيل و تيسير [87]، اصل زهد [88]، اصل تعقّل [89]، اصل تفكر [90]، اصل تدبر و عاقبت انديشي [91]، نمونه اى از اصول تربيت علوى است. 
د. روش هاي تربيت 
مهم ترين بحث كاربردى در نظام تربيتي، عنصر روش هاى تربيتى است كه مهم ترين آن ها به شرح ذيل اند: 
1. روش الگوسازي: همه ى انسان ها جهت هدايت و تربيت خويش به الگو و نمونه هاى تربيتى نيازمندند؛ به همين دليل، امام علي(ع) بر اقتدا ساختن به رسول خدا و الگو بودن و سرمشق قرار دادن راه و رسم آن حضرت تأكيد مى ورزيدند. [92] 
2. روش تشويق و تنبيه: تشويق، باعث برانگيختن و تنبيه، منشأ بيدار كردن و هشيار ساختن است. خداوند سبحان نيز ثواب را بر طاعت و كيفر را بر معصيت لازم گردانيد. [93] 
3. روش مراقبه و محاسبه: امام علي(ع) مى فرمايند: بندگان خدا، خود را بسنجيد، پيش از آن كه آن را بسنجند؛ و حساب نفس خويش را برسيد، پيش از آن كه به حسابتان برسند؛ پيش از آن كه مرگ گلويتان را بگيرد و نفس كشيدن نتوانيد.» [94] 
4. روش امتحان و آزمايش: حضرت اميرالمؤمنين(ع) در خطبه ها و نامه ها و كلمات گوناگون از آزمايش الهى سخن گفته است و مخاطبان را بدان هشدار داده است. [95] 
5. روش محبّت: «اسلام، دين خداست كه آن را براى خود گزيد، و به ديده ي عنايت خويش پروريد، و بهترين آفريدگان خود را مخصوص آن گردانيد و ستون هاى آن را بر دوستى خود استوار نمود» [96] 
6. روش يادآوري: تذكّر نعمت ها و نقمت ها در تربيت انسآن ها مؤثر است و غفلت از آن ها مايه ى گم راهى است. امام مى فرمايد: «بدانيد كه آرزوهاى نفساني خِرَد را به غفلت وادارد و ياد خدا را به فراموشى سپارد. پس آرزوهاى نفسانى را دروغ زن دانيد كه آن چه خواهد فريب است و اميد بيهوده؛ و خداوندِ آرزو فريفته است و در خواب غفلت غنوده. [97] در اين زمينه، ياد خدا و ياد مرگ در تربيت انسان، بسيار مفيد است. فرمودند: «در بستر ياد خدا روان شويد كه نيكوترين ياد، ياد خدا است» [98] «شما را به ياد كردن مرگ و كاستن بى خبرى تان از آن سفارش مى كنم. چگونه از چيزى غافليد كه شما را رها نمى كند و از شما غافل نيست؟ چگونه از كسى كه مهلت نمى دهد (عزرائيل) مهلت مى طلبيد؟ براى پند دادن به شما مردگان بسنده اند كه آنان را ديديد. بر دوش ها به گورهايشان بردند، نه خود سوار بودند؛ در گورهايشان فرود آوردند، نه خود فرود آمدند. گويى آنان آباد كننده ي دنيا نبودند وگويى هميشه آخرت خانه هايشان بود و پيوسته در آن غنودند. آن چه را وطن خود گرفته بودند، از آن رميدند، و در آن جا كه از آن مى رميدند، آرميدند. بدان چه از آن جدا شدند، سرگرم گرديدند& ». [99] 
7. روش عبرت گيري: امام مى فرمايند: «عبرت گيرى پيوسته، به بينايى مي كشاند و بازدارندگى را ثمر مى دهد.» [100] «اگر از آن چه گذشته است عبرت گيري، آن چه را مانده است حفظ كني.» [101] 
8. روش موعظه: علي(ع) به فرزندش امام حسن(ع) توصيه مى كند كه «دلت را به موعظه زنده دار.» [102] و فرمود: «به سبب موعظه، غفلت زدوده مى شود.» [103] 
9. روش بازگشتن: «توبه دل ها را پاك مى سازد و گناهان را مى شويد». [104] «استغفار مقام بلند مرتبكان است و آن يك كلمه است اما شش مرحله دارد: نخست پشيمانى بر آن چه گذشت؛ دوم عزم بر ترك هميشگى بازگشت، سوم آن كه حقوق ضايع شده ى مردم را به آنان بازگرداني؛ چنان كه خدا را پاك ديدار كنى و خود را از گناه تهى سازي؛ چهارم اين