 كه حق هر واجبى را كه ضايع ساخته اى ادا كني؛ پنجم اين كه گوشتى را كه از حرام روييده است با اندوه ها آب كني، چندان كه پوست به استخوان بچسبد و ميان آن دو گوشتى تازه رويد؛ و ششم آن كه درد طاعت را به تن بچشاني، چنان كه شيرينى معصيت را چشاندي.» [105] 
علي(ع) و كانون جواني
شخصيت علي(ع) با شخصيّت نبى اكرم(ص) در جوانب گوناگون علمى و عملى شباهت فراوان دارد. نهج البلاغه و مجموعه ى سخنان اميرالمؤمنين به آيات و مضامين قرآن نزديك است و شيوايي، ارج مندى و ژرف بودن پيام علي(ع) و نبي(س) به اوج كمال رسيده است؛ به گونه اى كه از جهت محتوا، نهج البلاغه برادر قرآن ناميده شده است. سراسر وجود علي(ٍع) تاريخ و سيرت علي، خُلق و خوى علي، رنگ و بوى علي(ع) سخن و گفت وگوي على براى تمام انسآن ها درس، سرمشق، تعليم و رهبرى است. [106] علي(ع) انسان كاملى است كه قهرمان همه ي ارزش هاى انسانى است. او مردى است كه شب ها با روح كلى عالم به سر مى بُرد و روزها به تربيت ارواح آدميان مى پرداخت. 
جواني، گوهر گران بهايى است كه به خاطر استعدادها و قابليت شكوفايى و رشد، از ارزش و منزلت خاصى برخوردار است و بزرگان را به توصيه و ارآيه ى تجربيّات به جوانان واداشته است. اميرالمؤمنين(ع) نيز در اين عرصه، كلمات حكمت آموزى را ارايه نموده است. جوانى و تندرستى را دو چيز با ارزش و منزلت معرفى مى كند و مى فرمايد: «قدر و منزلت اين دو چيز را كسى مى شناسد كه آن دو را از دست داده باشد.» [107] 
در بيان ارزش جوانى همين بس كه پيامبر(ص) فرمود: «در قيامت از عُمْر و جوانى انسان مى پرسند كه چگونه و در چه راهى آن را صرف نموده است.» [108] على (ع) به اصحاب توصيه مى كند كه «جوانى را قبل از پيرى و سلامتى را قبل از بيمارى دريابيد.» [109] امام در بيان دوران جوانى و غفلت برخى انسآن ها مى فرمايد: «در ايام سلامت بدن، سرمايه اى فراهم و مهيا نساخته اند ودر اوايل فرصت هاى زندگى و نيرومندي، درس عبرتى نگرفتند و درخشنده ترين ايام عمر را رايگان از كف دادند، آيا كسى كه در جوانى اهل تن پرورى بوده، مى تواند در پيرى جز شكستگى و ذلّت انتظارى داشته باشد.» [110] پس دوران جوانى را بايد دريافت و از آن دوران گران سنگ و طلايى در خويشتن شناسى و كمال يابى بهره گرفت كه شرط اساسى سعادت و شقاوت يا خوش بختى و بدبختى انسآن ها در دنيا و آخرت به توجّه و عدم توجّه آن ها نسبت به جواني، بستگى دارد. 
امام على (ع) تربيت كنندگان و والدين و مربّيان را نسبت به توجّه به عنصر زمان، هشدار مى دهد و مى فرمايد: «فرزندان خويش را به جبر و استبداد بر آداب خود مجبور نكنيد؛ زيرا آنان در زمانى غير زمان شما آفريده شدند و زندگى مى كنند.» [111] پس تحجّر و جمود بر آداب گذشتگان، مانع مهمى بر سر راه تربيت جوانان است؛ امّا اين بدان معنا نيست كه دست از سنّت هاى صحيح گذشتگان برداريم و به بهانه ى نوگرايى و تجددخواهي، ارزش هاي اسلامى را به حاشيه رانيم؛ بلكه بايد با روش صحيح تربيتى و آگاهانه، فرزندان خويش را به ارزش هاى اسلامى ره نمون سازيم. 
مردى به نام ابوجعفر احول از دوستان امام صادق (ع) مدتى به تبليغ مذهب تشيع و تعاليم اهل بيت(ع) اشتغال داشت. روزى به محضر مبارك امام رسيد و امام از او سؤال كرد: مردم بصره را در پذيرش اهل بيت و آيين تشيع چگونه يافتي؟ عرض كرد: مردم اندكى تعاليم اهل بيت را پذيرفته اند. امام فرمود: «توجّه تبليغى خود را به نسل جوان معطوف دار و نيروى خويش را در راه هدايت آنان به كار انداز؛ زيرا جوانان زودتر حق را مى پذيرند و سريع تر به هر خير و صلاحى مى گرايند.» [112] به همين دليل، امام علي(ع) مى فرمايد: «جوانى ات را قبل از پيرى و سلامتت را قبل از بيمارى درياب.» [113] امام علي(ع) به جوانان توصيه هاى آموزنده ي بسيار دارد. از جمله: 
به فرزند جوانش امام حسن (ع) سفارش مى كند: «بنده ى غير خود نباش كه خداوند تو را آزاد آفريده است.» [114] 
پرهيز از شهوت رانى و مغلوب شدن با شهوت نيز توصيه ى ديگر آن حضرت است: «كسى كه مغلوب شهوت خويشتن است، ذلّت و خواريش بيش از برده ى زرخريد است.» [115] 
عزت مدارى و كرامت نفس نيز سفارش ديگرى است كه امام(ع) به فرزند جوانش بيان مى كند: «نفس خويش را عزيز شمار و به هيچ پستى و دنائتى تن مده، گرچه عمل پست، تو را به تمنيات برساند؛ زيرا هيچ چيز با شرافت نفس برابرى نمى كند و هرگز به جاى عزت نفس از دست رفته، عوضى همانند آن نصيب نخواهد شد.» [116] 
امام علي(ع) به فرزندش امام حسن(ع) مى فرمايد: «پسرم، من در تعليم و تربيت تو شتاب كردم پيش از آن كه قلب تو سخت گردد و عقل و فكرت به چيز ديگرى مشغول شود مبادرت ورزيدم تا با تصميم جدّى به استقبال امورى بشتابى كه انديشمندان و اهل تجربه زحمت آزمون آن را كشيده اند و تو را از تلاش بيش تر بى نياز ساخته اند؛ بنابراين آن چه از تجربيات آن ها نصيب ما شده، نصيب تو هم خواهد بود.» [117] 
مستى جوانى نيز آسيب پذير و هلاكت بار است كه جوانان بايد بدان توجّه نمايند. امام على (ع) مى فرمايد: «سزاوار است انسان عاقل، خويشتن را از مستى ثروت، مستى قدرت، مستى علم و دانش، مستى تمجيد و تملق، مستى جوانى مصون نگه دارد؛ زيرا هر يك از اين مستى ها بادهاى مسموم و پليدى دارد كه عقل را نابود مى كند و آدمى را خفيف و بى ارزش مى سازد.» [118] و راه درمان اين مستى ها به تعبير امام علي(ع) شناختن شرافت باطنى و گوهر انسانى است كه او را از پستى هاى شهوت و آرزوهاى باطل مصون نگاه مى دارد. [119] بر اين اساس، امام على (ع) به جوانان خطاب مى كند: اى گروه جوانان، شرف انسانى و سجاياى اخلاقى خود را با ادب و تربيت محافظت نماييد و سرمايه ى گران بهاى دين خويش را با نيروى علم و دانش از دست برد ناپاكان و خطرات گوناگون بركنار داريد.» [120] 
توصيه ى ديگر امام علي(ع) به جوانان در آيين دوست يابى است كه مى فرمايد: «پيوند دوستى را با برادران دينى خود محكم سازيد كه آنان ذخاير دنيا و آخرت هستند. مگر نشنيده ايد كه خداوند در قرآن شريف به تأثر گم راهان در قيامت اشاره كرده كه مى گويند: در اين روز سخت، نه شفيعى داريم و نه دوستى كه در كارمان همّت گمارد.» [121] «كسى كه دوست پاك خود را كه براى خدا با وى پيوند دوستى داشته، از دست بدهد، مثل اين است كه شريف ترين اعضاي بدن خود را از كف داده است.» [122] در وصيت نامه شان به امام حسن (ع) فرمودند: «به اتكاى روابط دوستانه و رفاقت صميمانه، حق برادرت را ضايع مكن؛ چه، در زمينه ى تضييع حقوق، روابط دوستي نابود مى شود و آن كسى كه حقّش را تباه ساختى براى تو برادر نخواهد بود.» [123] 
امام(ع) با تهديد نيز معاويه را سرزنش نموده است. «معاويه، مرا در جنگ خوانده اي،  اگر راست مى گويى مردم را بگذار و به جنگ من بيا، و دو لشكر را از كشتار بازدار تا بدانى پرده ى تاريك بر دل كدام يك از ما كشيده و ديده ى چه كسانى پوشيده است. من ابوالحسن، كشنده ى جد و دايى و برادر تو در روز نبرد بدر هستم كه سپر آنان را شكافتم. امروز همان شمشير با من است و با همان قلب با دشمنانم ملاق