: 
 پرهيز از دنياگرايان: «ينبغى لمن اراد اصلاح نفسه و احراز دينه ان يجتنب مخالطة ابناء الدنيا». 
 هم نشينى و مصاحبت با صاحبان خِرَد: «اكثر الصواب و الصلاح فى صحبة اولى النهى و الالباب». 
 تلاش و مجاهدت: «لا تترك الاجتهاد فى اصلاح نفسك فانّه لا يعنيك الاّ الجدّ». 
 كسب علوم اصلاح زا: «خير العلم ما اصلحت به رشادك. الزم العلم بك عادّ لك على صلاح دينك و ابان لك عن فساد خير العلم باصلاحك». 
 عمل صالح: «خير عملك ما اصلحت به يومك و شرّه ما استفسدت به قومك». 
 زهد و پرهيز از مطامع دنيوى و غفلت از خدا: «الزهد مفتاح الصلاح». 
 صداقت: «مِن صدق اصلح ديانته». 
 تعقل ورزي: «بالعقل صلاح كل امر». 
  4. اصلاح نيت ها  مفاسد و كمبودهاى اجتماعى به نوع رفتار و اعمال افراد جامعه بر مي گردد. بر اين اساس اصلاح جامعه به اصلاح وضعيت نفسانى و روانى و اخلاقى افراد جامعه بستگى دارد. و اين نوع اصلاحات نيز با تصحيح نيت ها و انگيزه ها تحقق پذير است. امام مصلحان در اين زمينه مى فرمايد: «و اگر مردم آن گاه كه بلاها نازل مي شود و نعمت ها را از آن ها سلب مى كند، با صدق نيّت در پيش گاه خداوند تضرع كنند و با قلب هاى پرمحبّت نسبت به پروردگار از او درخواست (عفو و كمك) نمايند، مسلماً آن چه از دستشان رفته است باز خواهد گشت و هر مفسده اى را برايشان اصلاح خواهد نمود«. [19] 
  5. تقديم اصلاح دينى و معنوى  اصلاح دينى و معنوى نيز نزد اميرمؤمنان از اولويت بيش ترى برخوردار است. حضرت در اين باره مى فرمايد: «مردم چيزى از امور دينشان را براي اصلاح دنيايشان ترك نمى كنند مگر اين كه خداوند آنان را دچار امرى زيان بارتر از آن خواهد كرد«. [20] 
 هنگامى كه مردم براى اصلاح وضعيت دنيوى و امور جمعى خود، دين و دين دارى را كنار مى گذارند و از فضايل معنوى فاصله مى گيرند، به مشكلات و مصايبي افزون تر مبتلا مى شوند. حضرت به مصقله ى بن هبيره ى الشيبانى تأكيد مى كند: 
 «وَ لَا تُصْلِحْ دُنْيَاكَ بِمَحْقِ دِينِكَ«؛ [21] دنياى خود را با نابودى دينت آباد مكن. 
 مولاى متقيان در جريان اصلاح معنوى و ديني، بشريت سنتى و مدرن را به تقواى الهى توصيه مى كند و تقوا و ترس از خدا را داروى بيمارى هاى قلوب، بينايى دل ها، شفاى آلام جسمانى و صلاح و مرحم زخم هاى جآن ها معرفى مى نمايد. [22] 
 و نيز مى فرمايد: كسى كه ميان خود و خدا را اصلاح كند، خداوند ميان او و مردم را اصلاح خواهد نمود و كسى كه امر آخرتش را اصلاح كند، خدا امر دنيايش را اصلاح خواهد كرد و كسى كه از درون جانش واعظى داشته باشد، خداوند حافظى براى او قرار خواهد داد« [23]. حضرت از بين بردن زاد و توشه و تباه ساختن معاد را از مصاديق بارز فساد مى داند. [24] و از سخنان و كردارهايى كه باعث فساد دين و آخرتند، پرهيز مى دهد. [25] بر اين اساس، اجتهاد و تلاش را در اصلاح معاد توصيه مى كند [26] و اطاعت الهى را كليد تمام گره ها و صلاح تمام فسادها معرفى مى نمايد. [27] 
  6. اصلاح فرهنگى با امر به معروف و نهى از منكر  حضرت على (ع) به اصلاح فرهنگى توده ي مردم نيز تأكيد مى ورزد و روش اين نوع اصلاح را امر به معروف و نهى از منكر معرفي مى كند و مى فرمايد: خداوند، ايمان را به خاطر تطهير دل از شرك واجب فرمود. امر به معروف را به خاطر اصلاح توده ى مردم و نهى از منكر را براى بازداشتن بى خردان لازم شمرد. [28] حضرت تلاش در اصلاح جمهور را كمال سعادت جامعه معرفى مى كند [29] و نيازمندى مردم به اصلاح گران فرهنگى را بيش از طلا و نقره مى داند. [30] امير مؤمنان به مردم هشدار مى دهد كه با مفاسد آشكار شده نمى توان به دار قدس و جوار رحمت الهى دست يافت. هيهات كه خداى را درباره ى بهشت جاويدانش نمى توان فريفت و جز با اطاعتش نمى توان رضايتش را به دست آورد. نفرين خدا بر آنان باد كه امر به معروف مى كنند و خود آن را ترك مى نمايند و نهى از منكر مى كنند و خود مرتكب آن مى شوند. [31] 
  7. اصلاح همراه با عفو و مدارا  حضرت على (ع)، اصلاح همراه با عفو و مدارا را از وظايف حكومت مى داند و حق مردم نيازمند مى داند كه حاكمان به صلاح آنان رسيدگى كنند. امام (ع) مى فرمايد: هر يك از نيازمندان به مقدار اصلاح كارشان بر والى حق دارند و هرگز والى از اداى آن چه خداوند او را ملزم به آن ساخته خارج نخواهد شد جز با اهتمام و استعانت از خداوند و مهيا ساختن خود بر ملازمت حق و شكيبايى و استقامت در برابر آن؛ خواه بر او سبك باشد يا سنگين. [32] آن گاه كه حكومت دست تو است، عفو و مدارا كن تا عاقبت براى تو خوب باشد. هر نعمتى كه به تو داد نيكودار و هيچ نعمتى از نعمت ها را ضايع و تباه مساز و بايد اثر نعمت هايى كه خدا به تو داده در تو ديده شود. [33] حضرت به بيان عمل كرد خود مى پردازد و مى فرمايد: من قصدى جز اصلاح تا حد توانايى ندارم و موفقيت من تنها به لطف خدا است و توفيق را جز از خدا نمى جويم. بر او توكل كردم و به او بازگشتم. [34] من از كسانى هستم كه در راه خدا از هيچ ملامتي نمى ترسند و نه خيانت مى كنند و نه فساد به راه مى اندازند. [35] 
 حضرت به حاكمان اسلامى توصيه مى كند كه افراد شايسته را به امور حكومتى بگمارند و براى شناخت آن ها مى فرمايد: «بدان افراد شايسته را با آن چه خداوند بر زبان بندگانش جارى مى سازد مى توان شناخت». [36] 
8. اصلاح نظام اقتصادى  حضرت على (ع) در فرمايشات خود به اصلاحات اقتصادى تأكيد نموده و نقش نظام اقتصادى و روابط مالى و كيفيت اخذ ماليات و خراج از مردم و حد و حدود آن در صلاح و فساد اجتماعى را گوشزد نموده است. 
 امام (ع) در نامه اش به مالك اشتر سفارش مى كند كه به عمران و آبادي شهرها، قصبان، روستاها و قريه ها بپرداز و خراج و ماليات را دقيقاً زير نظر بگيرد؛ امّا به گونه اى كه صلاح ماليات دهندگان منظور باشد؛ زيرا در بهبودى وضع ماليات و حال ماليات دهندگان، بهبودى حال ديگران نيز نهفته است. و نيز در همين نامه توصيه مى كند كه حقوق كافى به كارمندان پرداخت شود؛ زيرا در اصلاح خويش تقويت و از خيانت بى نياز مى شوند. در ضمن اين كار حجتى در برابر آن هايى است كه از دستورات سرپيچي مى كنند و يا در امانت خيانت مى ورزند. نكته ى معنوى كه حضرت از آن گزارش مى دهد اين است كه فساد در نيّت به زوال بركت مى انجامد. [37] بنا بر اين، رابطه ى مالى مردم با دولت نقش مهمي در صلاح و فساد جامعه دارد. 
  9. اصلاح نظام سياسى  حجم قابل توجهى از فرمايشات حضرت على (ع) به صلاح و فساد سياسي اختصاصى دارد. صلاح و فساد رعيت و توده ى مردم را به صلاح و فساد واليان و زما م داران مستند مى سازد. و اينك به گوهر كلمات آن امام همام گوش فرا دهيم. 
ـ رعيت هرگز اصلاح نمى شود، جز با اصلاح شدن واليان و زما م داران و زما م داران اصلاح نمى گردند جز با رو به راه بودن رعايا. پس آن گاه كه رعيت حق حكومت را ادا كند و حكومت نيز حق رعايا را مراعات نمايد، حق در ميانشان قوى و نيرومند خواهد شد. [38] 
 حضرت در همين خطبه مردم و حاكمان را به رعايت نصيحت بر يك ديگر و اطاعت فرامين الهى سفارش مى دهد. 
ـ حضرت، ملك و س