 پسين است كه در اهداف عالى مادّى و معنوى انسان تأثير به سزايى دارند. بر اين اساس، عالمان اسلامي در فلسفه، فقه و اخلاق به مباحث مربوط به سياست مُدُن و حكمت عملى پرداخته اند و علاوه بر گزاره هاى اعتقادى ـ عبادى به گزاره هاى معاملاتى اعم از عقود و ايقاعات و گزاره هاى سياسى نيز اشتغال داشته اند. كتاب هاى فارابي، خواجه نصيرالدين طوسي، ماوردى مانند السياسة المدنية، آراء اهل المدينة الفاضلة، اخلاق ناصري، احكام السلطانية و صدها كتاب ديگر نيز در اين راستا نگاشته شده است. 
كتاب و سنّت كه دو منبع مهم اسلام به شمار مى روند و در جهت هدايت انسآن ها نازل و صادر شده اند، در بردارنده ى پاره اى از مسايل مهم سياسى و مديريتي هستند ولى بى شك بايد عقل و تجربه را نيز در فهم اين آموزه ها و كشف نيازها در منطقة الفراغ به كار گرفت. 
دستوراتى كه اميرالمؤمنين در اين فرمان ارزش مند مقرّر ساخته است، به همه ى انسآن ها ناظر است و ملّيت، نژاد، رنگ، صنف و مانند اين ها در دستورات اين فرمان نقشى ندارند. دليل بر اين ادّعا اين است كه امام در نامه به مالك اشتر از واژه هاي ناس، رعيّت، نظيرٌ لك فى الخلق، عامه، كلُ امرِيءٍ عبادُ الله كه دلالت بر عموم مردم و انسآن ها دارند، استفاده مى كند؛ پس همه ى انسان ها در همه ى جوامع و در همه ى اعصار و مكآن ها و قرون مشمول اين فرمان مبارك هستند. 
در فرمان امام علي(ع) به مالك اشتر، اهداف، احكام، اخلاق، روش هاي مديريّتى و ويژگى هاى سلبى و اثباتى حاكم و كارگزاران بيان شده است. 
نكته ى آموزنده ى مهم در اين نامه اين است كه امام، نامه ى شريف را از توصيه به تقواى الهى و تقواى سياسى كه از مصاديق بارز نظارت درونى است، شروع مي كند؛ زيرا اگر  نظارت درونى مفقود گردد، نظارت بيرونى نيز كارگر نيفتد. 
 و اينك گزارش توصيف گونه از اين فرمان الهى را براى خوانندگان عزيز بيان مى كنيم. 
اهداف اساسي حكومت 
حضرت در طليعه ى نامه چهار هدف ذيل را  به عنوان اهداف اساسى حكومت ذكر مى كند: تأمين بودجه ها از طريق ماليات جهت مصرف عمومي؛ مقابله با دشمنان و فتنه گران؛ سامان دادن به ملّت و مردم سرزمين؛ عمران و آبادانى شهرها در عرصه ها و نيازهاى مختلف. 
تعهدات درونى حاكمان 
حضرت، مسؤلان جامعه ى اسلامى را به توصيه هاى اخلاقى و نظارت هاى دروني هشدار مى دهد و از خطرهاى نفس پرهيز مى دارد كه كليد نگه دارى انسان از انحراف ها، فضايل اخلاقى است. آن توصيه ها عبارتند از: 
1. تقوا و پرهيزكارى و تسليم در برابر اوامر و نواهى خداوند و پيروى از قرآن كه تنها راه خوش بختي، اطاعت خداوند و عامل مهم بدبختي، گناه و سركشى است. 
2. يارى كردن خداوند با دست و زبان و قلب، چرا كه خداوند يارى كننده ى كسي است كه به يارى حق بشتابد. 
3. بيدارى و هشيارى از فتنه هاى نفس امّاره و شهوات نفساني. 
4. توجه به تغيير و تحوّل در زمين و حكومت و اين كه اشخاص همواره حاكم بر زمين نيستند. 
معيار قرار دادن مردم در داوري 
حضرت به مالك خطاب مى كند: «مردم بدان گونه بر تو مى نگرند، كه تو نسبت به دولت هاى پيشين». يعنى مردم نسبت به حكومت و حاكميّت تو داورى خواهند كرد و خداوند، اين گفته ها را بر زبان بندگانش جارى ساخته است و با اين داورى هاى مردم مى توان انسآن هاى صالح را شناخت. حال كه چنين است پس به جاى ذخيره ى مال و كسب عنوان، در ذخيره ى عمل صالح كوشا باش و زمام هواى نفس را به دست گير و بر حرص خويش مسلّط باش و از حرام ها خوددارى كن؛ خلاصه ى سخن اين كه درس اميرمؤمنان اين است كه حاكمان با توجه به تغييرحكومت ها و حاكمان و تحوّل سرزمين ها، داورى مردم، بايد عمل صالح و مبارزه با هواى نفس و دورى از محرّمات را پيشه ى خود سازند و نسبت به مردم و رعيّت با مهر و محبّت رفتار كنند و نسبت به آن ها درنده و خون خوار نباشند و اين رابطه ى عاطفى را بايد نسبت به مسلمانان و غير مسلمانان رعايت كنند؛ زيرا انسان ها از حيث انسان بودن از حقوق و ارزش هاى ويژه اى برخوردارند. ضرورت رابطه ي عاطفى حكم مى كند كه نسبت به انسآن ها عفو و گذشت داشت؛ زيرا آن ها نيز مانند حاكمان گرفتار لغزش مى شوند. 
امام در ذيل اين بخش از نامه تصريح مى كند كه خلاف اين توصيه عمل كردن، اعلام جنگ با خداست. و مالك را به اين نكته آگاه مى سازد كه اگر تو مافوق مردم هستي، امام تو نيز مافوق تو است و خداوند نيز مافوق امام تو. پس از عفو پشيمان مشو و نسبت به مجازات كارى كه راه حل دارد، شتاب مكن. و مگو من فرمان روايم و هر آن چه بگويم آن كنند؛ زيرا اين پندار، قلب انسان را تباه و ايمان را ضعيف مى سازد و آدمي را به پرت گاه سقوط مى كشاند. 
امام علي(ع) علاوه بر بيان آسيب هاى رذايل اخلاقي، به درمان دردها نيز اشاره مى كند و مى فرمايد: هرگاه در سايه ى حكومت، گرفتار كبر و عُجب شدي، به عظمت مُلك خدا بنگر و عجز خود را ياد كن كه منشأ كاهش غرور و خودبينى مى شود. انسانِ گرفتار بزرگ بينى به رقابت خدا برخاسته و در جبروت به دو تشبيه ساخته است و البته خداوند، هر جبّار و مستكبرى را خوار و ذليل خواهد كرد. بى انصافى وحق كُشى كه ظلم بزرگى است، محاربه با خدا بوده و مايه ى بدفرجامى آدمى است. البته راه توبه براي حاكمان منحرف باز است كه در غير اين صورت، ظلم، عامل زوال نعمت است و خدا در كنار مظلوم، مقابل ستمگران خواهد ايستاد. پس بايد حاكمان سه عنصر حق، عدالت و رضايت مردم را پيشه ى خود سازند؛ به ويژه رضايت عامّه و توده ى مردم از رضايت خواص مهم تر است؛ زيرا خواص افراد پرخرج، گريزان از عدل و انصاف، طماع، پرچانه، ناسپاس، عذر ناپذير، ناملايم و عجول اند ولى عامه ى مردم، قانع، كم توقّع، هم دم دولت، تشنه ي عدالت و انصاف، سپاس گر، عذر پذير، متحمل و صبورند. پس اى مالك از عيب جويى مردم بپرهيز و پرده پوشى كن؛ اسرار ديگران را بپوشان و در تصديق سخن چين شتاب مكن و از انتقام جويى و تصفيه ى حساب ها پرهيز كن. 
  ويژگى هاى مشاوران حاكم 
حاكم بايد در مشورت هاى خود از برخى مشاوران پرهيز نمايد: 
1. بخيل: حاكم نبايد در صرف مال در راه خدا و مصالح مسلمين دريغ ورزد و بداند كه مشاور بخيل، حاكم را از بذل و بخشش باز مى دارد. 
2 ترسو: ويژگى مهم حاكم، شجاعت و نهراسيدن است. مشاور ترسو، روحيه ى شهامت و شجاعت را در حاكم تضعيف مى كند. 
3. حريص: حرص و ثروت اندوزى از صفات سلبى حاكم است و مشاور حريص، روح حرص را در حاكم پرورانده و او را به ذلتِ انحراف مى كشاند. 
  مشخصه هاى وزيران حاكم 
حاكم در انتخاب وزيران و معاونان خود، بايد نسبت به صفات سلبى و ايجابى آن ها توجه نمايد و از گزينش هر شخصى پرهيز نمايد. امام علي(ع) در اين زاوية بحث به نكات ذيل تصريح مى كند: 
1. جلوگيرى از حضور مهره هاى مؤثر در رژيم طاغوتي: «بدترين وزيران تو آن هايند كه براى جنايت كاران پيشين وزارت نموده و يا شريك جناياتشان بوده اند؛ پس نبايد اينان از ياران نزديك تو باشند؛ زيرا اين ها همكار تبه كاران و برادرخوانده ى ظالمان اند.» 
2. به كا