گيرى افراد صالح و شايسته: «تو مى توانى به جاى آن ها، افراد شايسته اى را كه آگاهى و كارآيى لازم را داشته وجرايم وگناهان وانحراف هاي پيشينيان را نداشته باشند، بيابى كه با ستم كاران و گنه كاران معاونت نكرده باشند. اين ها با خرج كم ترى بهترين خدمت را مى كنند و با عواطف بيش ترى با تو برخورد مي نمايند و به ديگران كمتر دل مى بندند. پس اينان را براى محافل سرّى و جلسات ويژه برگزين، و از اينان، كسى را بهاى بيشترى بده كه حق را، گرچه تلخ باشد، به صراحت با تو بگويد و از كم ترين هم كارى با تو، در كارى كه خدا آن را براى اولياى خود نمي پسندد، خوددارى نمايد؛ گرچه آن كار بر وفق ميل تو باشد. با افراد پرهيزكار و صادق نزديك شو، و آنان را به گو نه اى عادت ده كه با تمجيد و تعريف بى جا و كارهايى كه انجام نداده اى فريبت ندهند؛ زيرا اين تملق گويى ها، وسيله ى عُجب و غرور است.» 
سياست ها و خط مشى هاى دولت 
نظام هاى سياسى در اوضاع و احوال اجتماعى وسياست گذارى ها گرفتار آسيب ها و خطراتى است كه با خطوط مشى خود، بايد از آن ها پرهيز كنند. امام علي(ع) در اين زمينه، به مواردى اشاره مى كند: 
1. يك سان نگريستن به نيكوكار و بدكردار از آفت هاى مديريت است و موجب دل سردى نيكوكاران و تشويق بدكاران مى گردد. 
2. كسب حُسن ظنّ ملّت نسبت به دولت، به وسيله ى احسان و نيكوكارى و تخفيف دادن در پرداخت ها و پرهيز از تحميل هاى بى مورد. 
3. نقض نكردن سنّت هاى شايسته كه امت بدان عمل مى كند وعامل وحدت و مصلحت آن است. 
4. ابداع نكردن سنّت هاى ناشايسته. 
5. بحث و مذاكره كردن با دانشمندان وحكيمان جهت تثبيت مصالح شهرها و قوام بخشى اصول پايدارى ملت. 
عناصر اجتماعى حكومت 
امام(ع) ، جامعه را به گروه ها و طبقه ها و قشر هايى چون ارتش و سپاه، منشيان و دبيران، قضات و دادرسان، مأموران اجرايى دولت، كارمندان مالى دولت، تجّار و كارگران و كشاورزان و توده ى مردم مستضعف تقسيم مى كند و ساير طبقات از جمله معلّمان، دانش آموزان و ديگر اصناف را نيز در اين طبقات مى گنجد. نكته ى مهمّ جامعه شناختى كه امام بدان اشاره مى كند، ارتباط و انسجام اين گروه ها و طبقات با يك ديگر و جدا ناپذيرى آن هاست. و امام با توجه به اين هم بستگي، براى هر يك احكام و حدودى را كه در شريعت اسلامى براى آن ها مقرّر گشته، بيان مى كند. و مخاطبان خود را نسبت به ويژگى هاى اين طبقات آگاه مى سازد. 
ـ نيروهاى مسلح: اين طبقه دژ ملّت و آبروى دولت و عزّت دين و پشتوانه ي امنيت اند. خداوند متعال، پشتوانه ى مالى سپاه را از درآمدهاى عمومى معيّن ساخته است تا به وسيله ى آن با دشمنان بجنگند. 
ـ قضات، كارمندان و نويسندگان: پايدارى سپاه و بودجه ى آن ها به اين سه طبقه بستگى دارد؛ زيرا اين ها معاهدات را استوار مى كنند و در آمدها را گردآوري نموده و در امور جزئى و كلي، مورد اعتماد و امانت اند. 
ـ تجّار، كسبه و صاحبان حرفه و صنعت: ساماندهى امور فوق نيز به صاحبان حرفه و صنعت و كاسبان و تاجران بستگى تام دارد كه براى كسب درآمد در بازارها گرد آمده و از دست رنج خويش آنان را اداره مى كنند. 
ـ تهى دستان و نيازمندان: خداوند متعال، براى طبقه ى پايين جامعه نيز دولت را در اعانه و مددرسانى آن ها مكلّف ساخته است. پس هر يك از اين طبقات بر دولت، حقّى دارند كه اصلاح حكومت به اداى اين حق است و اداى اين تكليف از طرف دولت جز با اراده و همت و يارى جستن از خداوند و تصميم به ملازمت حق و صبر بر آن تحقق نمي يابد. 
ويژگى هاي سپاه اسلام و وظيفه ى دولت اسلامي
وظيفه ى دولت نسبت به تشكيل سپاه اسلام و انتخاب فرمان دهان اين است كه: 
1. گزينش فرمان دهى كه خالص تر، خيرانديش تر براى خدا، پيامبر و امام باشد و پاك دامن تر و خردمند ترين افراد بوده و از خشم پرهيز نمايد و عذرپذير باشد. خشونت او را تحريك نكند و ناتوانى او را به عقب نكشاند با جوان مردان شرافت مند و مردان شجاع و سلحشور سخاوت مند نزديك و صميمى باشد. 
2. ضرورت رسيدگى به مشكلات فرمان دهان و تفحّص و تفقّد از آن ها همان گونه كه پدر و مادر از فرزندانشان تفقّد مى كنند.  و حقير نشمردن لطف و عنايتى كه بديشان مى نمايى هرچند كوچك باشد؛ زيرا اين لطف موجب دل گرمى و صداقت و حُسن ظنّ بيش تر در خدمت گذارى مى شود و عدم غفلت از دل جويى در باره ى مسايل كوچك در كارهاى بزرگ مؤثر است. 
3. فرمان دهان سپاه كسانى باشند كه بتوانند از امكانات موجود جهت رفع مشكلات زيردستان استفاده نمايند و از محبّت به آن ها برخوردار  باشند؛ زيرا محبّت با سپاه، سبب جذب قلوب آن ها مى گردد. 
4ـ بهترين روشنايى چشم حاكمان، گسترش عدالت در سطح كشور و جذب قلوب ملّت است و اين حاصل نگردد مگر با آرامش و صفاى دل هاى آنان و خيرخواهى آنان صورت نپذيرد مگر با اين كه در اطراف مسئولان باشند و دولت بر دوش آنان سنگينى نكند؛ زيرا در اين صورت، به سر رسيدن دوران آن ها را انتظار كشند. پس بايد حاكم خواسته هاى ايشان را برآورد و همواره آنان را ستايش نمايد و از رنجى كه تحمل كرده اند، ياد كند. 
5. شناختن ارزش عمل تمام افراد و پرهيز از شخصيت باورى و واقعيت نگرى در ارزش يابى ها و پايين نياوردن ارزش هر كس كه درآن رتبه است و بزرگ نشمردن كارهاي كوچك افراد با شخصيّت و حقير نشمردن كارهاى بزرگ افراد گم نام از وظايف مهم كارگزاران نظام است. 
  وظيفه ى دولت و شرايط قضات 
امام علي(ع) نسبت به شرايط قضات در محاكم اسلامى و تعهّد و مسئوليت حكومت در برابر قاضيان، توصيه ها و نكات ارزش مندى ذكر مى كند كه به شرح ذيل ارايه مي گردد: 
1. محور حكومت و حل اختلاف، حاكميت الهي، سنّت پيامبر و اولى الامر است؛ پس بايد حاكمان كارهاى سنگين و امور مشتبه را به خدا و پيامبرش واگذارند و در امور مشاجره آميز با ارجاع به خداوند، آيات روشن و صريح كتاب را فراگيرند و از سنّت پيامبر پيروى نمايند. 
2. بايد قضاوت به بهترين افراد و كسانى واگذار شود كه در اين كار عاجز نيستند؛ و در برخورد با طرفين دعوى لجاجت نمى كنند؛ در اشتباه و لغزش كارى اصرار نمى ورزند؛ و در بازگشت به حق انعطاف دارند؛ و گرفتار طمع نيستند؛ در جست و جوى حق كنج كاوند و به شناخت ناقص اكتفا نمى كنند؛ در موارد شبهه احتياط مى نمايند؛ تنها بر اساس دلايل كافى حكم مى كنند؛ و از مراجعات مكرر شاكيان خسته نمى شوند؛ در كشف يك موضوع پرتحمّل ترين افرادند و با شناخت حق با قاطعيت حكم مى كنند؛ چاپلوسى ها آنان را مغرور نمى نمايد و فريب كارى ها آنان را منحرف نمى سازد. 
 3. بايد حاكم اسلامي، همواره كيفيت قضاوت قضات را نظاره كند و به اندازه ى كافى آن ها را تأمين نمايد كه بهانه ى احتياج به مردم را نداشته باشند و به شخصيّت او حرمت بگذارد تا مجال طمع ورزى را از ديگران بگيرد. 
وظيفه ي دولت و گزينش و بازرسى كارمندان 
در فرمان شريف امام(ع) به مالك اشتر، نحوه ى گزينش صحيح كارمندان، بازرسي دقيق آن ها، تأمين نيازمندى هاى آن ها و تصفيه ى عناصر ناصالح به خوبى بيان شده است ك