تهادهاى در مقابل نص قرآن و سنّت بود. با حذف سنّت نبوي، قرآن نيز به حاشيه نشست و اجتهادهاى مخالف كتاب و سنّت، مانند حذف سهم مؤلفه قلوبهم از مصارف زكات، شرعى شمردن سه طلاق در يك مجلس، غيرقانونى دانستن متعه ى حج و متعه ى نساء، حذف «حيّ على خيرالعمل» از اذان، تمام خواندن نماز در منى و جماعت خواندن نماز تراويح در شب هاى ماه رمضان و... رونق پيدا كرد. [183] 
گماردن فاسقان و منافقانى چون معاويه، مغيرة بن شعبه، مروان بن حكم و وليد بن عقبه، از بدترين بدعت هاى خلفاى صدر اسلام است كه منجر به روى كارآمدن بنى اميه و دشمنان نبى اكرم(ص) شد كه در اولين گام هاى حكومت، آن ها به ايجاد فرقه هاي مختلف، همت گماشتند؛ فرقه هايى كه نه به دنبال راه پيامبر بودند و نه پذيراى كردار وصى او؛ گويى هر يك از آن ها امام خويش اند. [184] 
اين بدعت هاى در دين، پى آمدهاى ناگوارى را براى جامعه ى اسلامى به ارمغان آورد. برجا ماندن تعدادى از آداب ظاهرى و حذف گوهر و محتواى اسلام، از بدترين و تاريك ترين پى آمدهاى اين جريان است. امام فرمود: «اى مردم، به زودى بر شما روزگارى خواهد آمد كه اسلام را از حقيقت آن واژگون سازند، هم چون ظرفى كه واژگونش كنند و آن را از آن چه در درون دارد، تهى سازند.» [185] متروك ساختن قرآن، نسبت دادن سهو و نسيان و گناه به پيامبر(ص)، سبّ و لعن اهل بيت  عليهم السلام به ويژه امير مؤمنان(ع)، ظهور حكومت هاى فاسد و ستم گرى چون معاويه و يزيد و ساير ستم گران  بني العباس، خرافات و افسانه سرايى و جعل احاديث و شيوع اسرائيليات و تعليم تورات به جاى قرآن، نمونه هايى از پى آمدهاى بدعت است. 
جامعه در اين دوران، گرفتار فتنه و سرگردانى گشت. همه چيز براى مردم غبارآلود شد و هيچ حقيقت روشنى براى مردم نمايان نبود. حقيقت و باطل براى مسلمانان مختلط گشته، سرگردانى و حيرت وجود آن ها را فرا گرفته بود. حضرت علي(ع) به اين حقيقت خبرداد و از زبان پيامبر اكرم(ص) گزارش داد كه امت من، پس از من به زودي گرفتار فتنه مى گردند. [186] امام(ع) پس از بيست و پنج سال مظلوميت، با اصرار فراوان مردم، بر منصب حكومت دست يافت و براى تحقق نظام عادلانه و برخورد با ظلم و بى عدالتي، به احياى سنّت و مقابله با بدعت ها پرداخت و براى احياى سنّت ها و ارزش هاى ديني، به شدت با جاهليت جديد، عصر خلفاى سه گانه، مبارزه نمود.  انحراف ها و اعوجاج هاى دوران خلفاي سه گانه را براى مردم بيان كرد [187] و وفادارى به پيامبر(ص) و احياى سنّت نبوى و ارزش هاى اصيل اسلامى را نشان داد. [188] عدالت را به حدّي گستراند كه حتى به مطالبات نزديكان خود، چون عقيل، اعتنا نورزيد و بيش از حقشان به آن ها نپرداخت. [189] صريحاً فرمود: «من شما را به راه و روش پيامبرتان(ص) خواهم برد.» [190] «من به خاطر هيچ كس، سنّت رسول خد(ص)  را رها نمى كنم.» [191] «اگر دو پايم در اين لغزش گاه استوار ماند و اين فتنه هاى برخاسته بخوابد، چيزهاى زيادى را دگرگون مى كنم.» [192] 
علي(ع) به خلاف خلفاى پيشين، مردم را به تدوين احاديث نبوى و حفظ سند آن ها تشويق كرد و اين سنّت توسط امامان بعدى استمرار يافت. [193] 
روش ديگرى كه امير مؤمنان(ع) در برابر بدعت ها به كار گرفت، شناساندن پيامبر(ص) و خاندان او (ع)  و نيز شخصيت خود به مردم بود، تا مردم به جاي انسان هاى فاسق و منحرف، از اين خاندان الگو بگيرند و هدايت و سعادت خود را دست يابند. در وصيت خود فرمود: «خدا، چيزى را شريك او مسازيد؛ محمد(ص)، سنّت او را ضايع ننماييد؛ اين دو ستون را بر پا داريد و اين دو چراغ را افروخته نگه داريد.» [194] 
«هر كس از شما در بستر خود، جان سپرد در حالى كه حقّ پروردگار خود و فرستاده ى او و اهل بيتش را بشناسد، شهيد مرده و اجر او با كردگار است.» [195] «ما درخت نبوّتيم، فرودآمدن گاه رسالت و جاى رفت و آمد فرشتگان رحمت و كانون هاى دانش و چشمه سارهاى بينش. ياور و دوست ما، اميد رحمت مى برد و دشمن و كينه جوى ما، انتظار قهر  و سطوت.» [196] فرمود: «من جانشين رسول خدا(ص) در ميان شما هستم. من راه نماى شما و نجات دهنده ى شما از گم راهى و جهنم هستم. من در ميان شما چون چراغ در تاريكى هستم. من و رسول خدا(ص) از يك شاخه ايم. من قسمت كننده ى بهشت و جهنم و صاحب حوض كوثر و اعرافم. اگر پرده ى حقايق از چهره ى عالم كنار رود، بر يقين من افزوده نمى شود.» [197] 
فعاليت ديگر علي(ع) در جامعه ى علوي، تصفيه سازى احاديث بود. به مردم فرمود: «در دست شما، حق و باطل، ناسخ و منسوخ، عام و خاص، محكم و متشابه است. احاديث دروغى به پيامبر نسبت داده اند...» [198] برخورد با اسرائيليات و آموزه هاى فرهنگى اهل كتاب و افسانه سرايى نيز از سياست هاى حضرت علي(ع) بود. [199] 
فتنه ها و فتنه زدايى ها 
علي(ع)، دورانى را سپرى كرد كه با انواع فتنه ها، مكرها و توطئه ها روبه رو بود؛ فتنه هايى كه حتى در زمان حيات پيامبر(ص) ظهور و بروز داشت. فتنه ى مخالفت قريش با جانشينى علي(ع) ، [200] فتنه ى قلم و دوات، [201] فتنه ي سقيفه ى بنى ساعده، [202] فتنه ى انتخاب عمر و عثمان، فتنه ى ناكثين، [203] فتنه ى قاسطين، [204] فتنه ى حكميّت و فريب خوردن ابوموسى اشعرى از عمروعاص، [205] فتنه ى مارقين و خوارج [206] نمونه هايى از فتنه هاى دوران علوى است براى تبيين بيشتر اين عنصر هولناك و بهره گيرى ما در زمان معاصر به معناى لغوي فتنه و عوامل، آثار منفى آن و روش برخورد امام با فتنه را بيان مى كنيم. 
لغت شناسي فتنه 
فتنه در لغت به معناى آزمايش، فريبندگي، اضطراب انديشه، عذاب، گم راهي، وسوسه، بيماري، آشوب، مال، اولاد، اختلاف كردن مردم در رأى و تدبير، كفر، گداختن و در آتش انداختن سيم و زر جهت امتحان به كار رفته است. [207] البته معانى مذكور را مى توان به دو دسته ي معانى مفهومى فتنه و معانى مصداقى فتنه دسته بندى كرد. اين واژه در قرآن به معناي سوختن، عذاب، نتيجه ي بدى كه زاييده ى مخالفت با امر رسول خداست، كفر، شرك، افساد، اضلال و آزمايش و اختيار استعمال شده است. [208] 
اوصاف و پي آمدهاى فتنه 
امام علي(ع) اوصاف گوناگونى براى فتنه ذكر مى كند؛ از جمله مى توان به پنهان شدن حقيقت در فتنه، ناشناخته ماندن صراط مستقيم، تخالف ظاهر و باطن آن، مخفي ماندن علّت پيدايش آن و در يك كلام، آميزش حق و باطل است. [209] 
امير مؤمنان درباره ى پى آمد فتنه مى فرمايد: «پس اگر باطل با حق مخلوط نمى شد، بر طالبان حق پوشيده نمى ماند و اگر حق از باطل جدا و خالص مى گشت، زبان دشمنان قطع مى گرديد. امّا قسمتى از حق و قسمتى از باطل را مى گيرند و به هم مي آميزند. نجاست شيطان كه بر دوستان خود چيره مى گردد و تنها آنان كه مشمول لطف و رحمت پروردگارند، نجات خواهند يافت.» [210] 
پيامبر(ص) نيز فتنه هاى هول ناك را به اطلاع علي(ع) رساند: «اى علي، همانا اين مردم به زودى با اموالشان دچار فتنه و آزمايش مى شوند و در دين دارى بر خدا منت مى گذارند. با اين حال انتظار رحمت او را دارند و از قدرت و خشم خدا، خود را ايمن مى پندارند؛ حرام خدا را با شبهات دروغين و هوس هاى غفلت ز