 آن ها از هلاكت؛ اين موارد، نمونه هايى از اقدامات رسول الله جهت تثبيت امامت حضرت علي(ع) به شمار مى رود. [74] 
3. نزول آيه ى ولايت «اِنَّما وَليُّكُمُ الله وَ رَسُولُه وَ الَّذينَ آمَنوا الَّذينَ يُقيمونَ الصَّلاةَ وَ يُؤتونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُون» [75] 

ولى شما هست يكتا خدا همين سان فرستاده اش مصطفى 
دگر مؤمنانى كه اندر صلات به وقت ركوعش دهندى زكات 
به اجماع آراء مراد از ولى در اين آيه باشد امام على (ع) [76] 
تمام مفسران شيعه و اهل تسنن، آيه ى ولايت را در شأن اميرالمؤمنين توصيف مى كنند. هر چند نقل واقعه به گونه هاى گوناگون بيان گرديده، ولى همه ى آن ها از مضمون يك سانى برخوردارند و آن اين است كه علي(ع) در حال ركوع نمازش، انگشترى خود را به عنوان زكات به فقيرى بخشيد و اين آيه ى شريف در شأنش نازل شد. و علي(ع) را كه مصداق « الَّذينَ آمَنوا الَّذينَ يُقيمونَ الصَّلاةَ وَ يُؤتونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُون» است، به وصف ولايت، متصف ساخت. [77] 
توضيح معناى آيه ى شريفه اين است كه: الف. آيه با كلمه ى «انما» انحصار پيدا كرده است، يعنى اين است و جز اين نيست كه ولايت در سه دسته انحصار دارد، خدا، رسول و مؤمنان؛ ب. ولايت به معناى اولى در تدبير امور اجتماعى است كه فرمان برى او واجب است. حال اين پرسش مطرح مى شود كه اگر ولايت در اين آيه سه مصداق خدا، رسول الله(ص) و علي(ع) را شامل مى شود، پس چرا «الذين آمنوا» به صورت جمع به كار رفته است؟ پاسخ اين است كه با توجه به شأن نزول آيه، بى شك، حضرت علي(ع)، مصداق آيه ي شريفه است و اگر قرار باشد افراد ديگرى نيز مصداق آن قرار گيرند، بايد با دلايل ديگرى اثبات گردد؛ مانند احاديث نبوى ديگرى كه از ولايت ساير ائمه ى اطهار گزارش داده اند. علاوه بر اين كه در آيه ى مباهله نيز «نسائنا» جمع به كار رفته و تنها وجود مبارك حضرت فاطمه ى زهرا (س) منظور است. اشكال ديگرى مطرح مى شود كه چگونه علي(ع) در حال نماز و غرق در عبادت حق، فرياد مستمندى را شنيد توجه او جلب شد و انگشترش را بخشيد [78] با توجه به اين كه علي بن ابى طالب، هنگام نماز، آن قدر مستغرق در عبادت و بندگى مى شد كه حتى با كشيدن تير از پاى او، از حالت عبادت بيرون نمى آمد. پاسخ اين است كه انفاق مستمند با روح عبادت ناسازگار نيست. و اصولاً اولياى الهى در حال عبادت خدا از عبادت ديگرى غافل نمى شوند ولى در مقام عبوديّت و بندگى مقام جمع الجمع و كسب تمام مصاديق بندگى را دارند و مصداق «لا يشغله شأن عن شأن» هستند: يعنى شأن و كار الهي، آن ها را از كار الهى ديگر باز نمى دارد. پس پرداخت زكات همانند نماز نيز عبادت و بندگى است و عابد حقيقى با انجام يك عبادت، از عبادت ديگر غفلت نمى كند. [79] 
اشكال ديگر اين است كه برخي«ولايت» را در آيه ى شريفه به معناى دوستى و محبت و ناصر (نه سرپرستى و متصرف در امور) گرفته اند. [80] در حالى كه ولايت علي(ع) در اين آيه در رديف ولايت پيامبر و خداوند قرار گرفته است. 
و بى شك، ولايت در اين دو مورد به معناى سرپرستى است. و وحدت سياق اقتضا مى كند كه ولايت على بن ابى طالب نيز به معناى سرپرستى باشد. 
4. جريان غدير و نزول آيات سوره ى مائده مبنى بر ولايت اميرالمؤمنين و تمسك حضرت به اين جريان در موارد متعدد و احاديث ديگرى مانند، وصايت، وراثت، خلافت، منزلت، هدايت، سفينه، ثقلين و ... جملگى بر امامت و ولايت آن حضرت دلالت دارند. 
با اين همه دلايل و قراين، چرا علي(ع) گوشه نشين شد و حق خلافت از او سلب شد؟ پاسخ اين پرسش در يك جمله خلاصه مى شود كه علي(ع) قربانى تعصب و جاهليّت عرب شد. قدرت طلبى و شهرت خواهى عده اى از يك طرف و عصبيّت هاى قومى و فاميلى و تعصّبات حزبى و قبيله اى گروهى از طرف ديگر، سبب شد تا لياقت ها و صلاحيت هاى علمي و عملى به حاشيه نشينند و آثار شوم اجتماعي، سراسر جامعه ى اسلامى را فرا گيرد. علي(ع) على رغم فضايل فراوانش با نيرنگ و دغل بازى مخالفانش غريب ماند و فضايل او كتمان شد و با حسد و كينه اى كه نسبت به او داشتند به غصب خلافت اقدام كردند. تبعيض ها، بى عدالتى ها، و حق كشى ها به حدّى گسترده شد كه ملت اسلامى براى حلّ معضلات به علي(ع) رو آورد. و علي(ع) نيز فرمود: «سوگند به خدا، اگر حضور مردم بر من اتمام حجّت نمى كرد و اگر خدا از عالمان پيمان نمى گرفت كه بر گرسنگى مظلوم و شكم بارگى ظالم قرار نگيرند، ريسمان خلافت را رها مى كردم [81] 
. زن در نهج البلاغه چگونه توصيف شده است؟ 
يكى از زمينه هايى كه علي(ع) در تاريخ سياسى و اجتماعى خويش بدان پرداخته، بيان نارسايى ها و كم بودهاى زنان است؛ زيرا آغاز حكومت وى گرفتار فتنه ها و دسيسه هاى زنانه گرديد. براى درك دقيق مراد حضرت، بايد كلام علي(ع) را با توجه به شأن صدور كلام حضرت شناخت تا روشن گردد كلام امام(ع) درباره ى زن به جنس زن در تمام روزگاران مربوط است يا تنها به زنان جامعه و عصر علي(ع) يا اعصار مشابه آن ارتباط دارد. براى شناخت مقام زن از ديدگاه علي(ع) ابتدا بايد به اوضاع و احوال اجتماعى و سياسى دوران علي(ع) توجه كرد و شأن بيان خطبه هاى مربوط به زن را شناخت. و سپس ساير سخنان حضرت نسبت به زن و نيز چگونگى برخورد آن بزرگوار با خانواده ى خويش را بررسى كرد تا با توجه به عصمت امام(ع) در گفتار و رفتار، ديدگاه دقيق آن حضرت را نسبت به جنس زن درك نمود. 
ـ حضرت علي(ع) در مواردى از سخنانش به كلام حضرت زهرا(س) تمسك جسته و با توجه به مقام عصمت آن بزرگوار مطالب او را حجت شمرده است. براى نمونه در باره ي مراسم تجهيز مردگان مى فرمايند: «حضرت زهراء(س) بعد از ارتحال پدر بزرگوارش به زنان بنى هاشم كه در ماتم، او را يارى كرده بودند، فرمود: اين حالت را رها كنيد و به دعا و نيايش مشغول شويد. [82]» و يا در نامه اى به وجود همسرش، فاطمه ى زهرا(س) مباهات مى كند و با افتخار از آن ياد مى كند و مى فرمايد: «منّاخير نساء العالمين.» [83] 
علي(ع) در عمل و سيره با دل سوزى و كمك كردن در امور منزل نيز به شأن و منزلت زن بها مى داد. امام صادق(ع) مى فرمايد: «اميرالمؤمنين(ع) هيزم تهيه مى كرد، آب مى آورد و جاروب مى كرد و فاطمه(س) آرد مى كرد و آرد را خمير مى كرد و نان مي پخت.» [84] امام علي(ع) به مردان سفارش مى كرد كه بارهاى سنگين خود را بر دوش زنانشان نگذارند. [85] به همين دليل، حضرت، خود بار منزل را حمل مى كرد و مى فرمود: «چيزهايى كه براى خانواده ى انسان سودمند است، بردن آن براى افراد با كمال، موجب نقص نخواهد بود.»
حضرت علي(ع) نه تنها مانع فعاليت هاى سياسى و اجتماعى و علمى حضرت زهرا (س) نمى شد، بلكه ايشان دوش به دوش علي(ع) از اهداف و احكام اسلام دفاع مى كرد. 
ـ تفاوت هاى زن و مرد نيز بر علي(ع) آشكار است، يكى از اين تفاوت هاي پذيرفته شده نزد انديشمندان و متفكران، تفاوت زن و مرد در عرصه ى عقلانيت مديريتي است. همان گونه كه امام علي(ع) در خطبه ي80 نهج البلاغه پس از واقعه ى جمل و ناظر به فتنه ها و دسيسه هاى عايشه فرمود كه «زنان، نواقص العقول اند.» مراد حضرت ا