ز عقل، عقل مديريتى است، نه عقل نظرى و تحليل گري؛ زيرا زنان در شناخت حقايق و تئوري يا فرضيه بافى و فلسفه پردازي، هيچ تفاوتى با مردان ندارند؛ ولى اين طايفه در عقل مديريتى از نقصان خاصى برخوردارند؛ يعنى عقلى كه در مرحله ى اجرا و اداره ى مجموعه ى نيروهاى انساني، تدبير و برنامه ريزى را به عهده دارد. اين بدان معنا نيست كه زنان در اداره ى منزل ناتوان باشند؛ زيرا شأن صدور كلام امام(ع) ، جنگ جمل و مديريت عايشه در اين جنگ است. پس مراد حضرت از عقل در اين روايت، عقل نظرى يا عقل عملى نيست، بلكه عقل مديريتى منظور اوست. و سرّ نقصان عقل مديريتى زنان، كمال عاطفى آن ها است؛ زيرا به تعبير خانم لامبر، عاطفه ى قدرت مند زن، او را بازى مي دهد. و على رغم تيزهوشى و ادراك سريع، در درك پيوستگى و ارتباط مسايل اجتماعى ضعف دارند. [86] 
در نتيجه، مردان از جهت عاطفى و زنان از نظر عقلانى نسبت به يك ديگر احساس نياز مى كنند. و سرّ عدم مشورت با زنان نيز به جهت قوّت عاطفه و ضعف اراده ى آن هاست. [87] به همين دليل امام مي فرمايد: «از مشورت با زنان بپرهيزيد مگر زمانى كه كمال عقل آن ها آزمايش شود.» [88] 
اسلام با توجه به تفاوت هاى جسمانى ميان زن و مرد، احكام و تكاليف شرعي متفاوتى بيان كرده است. تكليف سنگينى چون جهاد را از او نخواسته زيرا به تعبير امام علي(ع) نبايد به زن بيش از حد خود تحميل كرد. زن هم چون شاخه ى گل است نه قهرمان ميدان ها. [89] 
امام علي(ع) مهم ترين وظيفه ى زنان را خانواده دارى و شوهردارى و تربيت فرزندان مى داند و مى فرمايد: «جهاد زن، حسن شوهردارى است.» [90] «هيچ شيرى كه به كودك داده مى شود، بركتش، عظيم تر از شير مادرش نيست.» [91] حضرت، نسبت به شير دادن، بيش از ازدواج حساس بود؛ زيرا شير دادن طبيعت را تغيير مي دهد. [92] 
اين سخن كه بايد زنان از هر جهت شبيه مردان شوند و از نظر وظايف و تكاليف بين آن ها تفاوتى نباشد، نه تنها منشأ افسردگى زنان و مردان مى گردد، بلكه به نابودى نظام خانواده منجر مى شود. بسيارى از متفكران غربي، واژگونى جنسيت را عامل مهم آسيب هاى روانى مانند افسردگى و آسيب هاى اجتماعى معرفى كرده اند. [93] زيرا برابر دانستن زن و مرد، منشأ حضور زن در تمام عرصه ها و فعاليت هاى اجتماعى مى شود و حجاب و پوشش را از دست مى دهد و علل بيمارى و اضطراب و افسردگى را فراهم مى آورد. امام علي(ع) مى فرمايد: «از طريق حجاب، چشمان زنان را بپوشان؛ زيرا حجاب و پوشش، آن ها را سالم تر و پاك تر نگاه خواهد داشت.» [94] اين، بدان معنا نيست كه زن علاوه بر خانواده دارى و پرورش انسان هاى بزرگ در مسائل و فعاليت هاى اجتماعى شركت نكند. تاريخ گواه است كه زنان تشيّع در دوران خلافت علي(ع) در فعاليت هاى اجتماعى مشاركت مى كردند و پس از شهادت حضرت نيز به ترويج تشيّع و بيان ولايت ائمه ى طاهرين(ع) اقدام نمودند براى نمونه مى توان به آمنه بنت شريد، جروه بنت مرّه بن غالب تميمه، ام حكيم، حرّه دختر حليمه سعديّه، اروى بنت حارث بن عبدالمطلب بن هاشم، فارغه بنت عبدالرحمن العارثيه، دارميه حجونيّه، عكرشه بنت الاحلش، ام البراؤ بنت صفوان بن هلال، ام سنان بنت خيثمه بن مرشد مزجحيه، اشاره كرد. [95] 
شبهه اي درباره ى زنان 
حضرت علي(ع) فرمود ه اند: «اى مردم، زنان از ايمان و خرد و ارث، كم بهره هستند؛ اما نقصان ايمانشان به جهت نماز نخواندن و روزه نگرفتن در روزهاى حيض است و جهت نقصان خردشان آن است كه گواهى دو زن به جاى گواهى يك مرد است و از جهت نقصان نصيب و بهره نيز ارث آن ها نصف ارث مردان است؛ پس از زنهاى بد پرهيز كنيد و از خوبانشان برحذر باشيد، و در گفتار و كردار پسنديده از آن ها پيروى نكنيد تا در گفتار و كردار ناشايسته طمع نكنند.» [96] چه تفسيرى مى توان براى اين حديث ارايه كرد؟ پاسخ اين است كه اين حديث از نظر سند و اعتبار، جاى ترديد ندارد و بى شك به علي(ع) انتساب دارد؛ [97] 
اما از نظر دلالت بايد گفت كه در باره ى نقصان ايمان، مراد امام(ع) اين است كه اصولاً عمل عبادى در تقويت ايمان و ترك آن در تضعيف ايمان نقش دارد. پس وقتى زنان دچار عادات ماهانه مى شوند و شرعاً مكلف به ترك نماز و روزه مى گردند، به ناچار گرفتار نقص ايمان مى شوند ولى شريعت، راه جبران اين نقص را معين كرده است؛ فرموده كه زنان هنگام نماز بر سجاده هاى خود بنشينند و ذكر خدا را گويند. برخى گمان كرده اند عادت ماهانه نوعى پليدى است، در حالى كه اين تفكر از قديم در ميان بشر رواج داشته و حتى بنا بر نقل سنن ابوداود، يهوديان، زنان حايض را از خانه بيرون مى كردند و با او غذا نمى خوردند و در يك اتاق زندگى نمى كردند و در ظرف او آب نمى آشاميدند. به همين دليل، از رسول خدا درباره ى حيض زنان سؤال شد، آيه ى 222 سوره ى بقره نازل شد كه بگو حيض نوعى بيمارى است (نه نوعى پليدي). در اين حالت با زنان نزديكى نكنيد (نه اين كه معاشرت نكنيد يا با آن ها غذا نخوريد). [98] 
و اما حكمت نقصان عقل زنان؛ در مباحث قبلى گذشت كه با توجه به قراين حاليه و مقاميه و جريان جنگ جمل و فرمان دهى عايشه، مراد از عقل، عقل مديريتى است كه زنان به جهت احساسات و عاطفه ى شديد، بهره ى كم ترى از آن دارند و به هيچ وجه مراد از عقل نظرى يا عملى و قوه ى ادراكي، حقايق هستى و بايد و نبايدهاى عالم نيست. و اما كم بودن نصيب آن ها از ارث بدان جهت است كه خداوند، نسبت به حقوق مادى و اقتصادى زنان و مردان خانواده محورانه، قوانين آن را وضع كرده است و ما نيز بايد به عنوان يك نظام و سيستم حقوقى بدان بنگريم و جزء نگرانه از آن بپرهيزيم. خداوند متعال، براى تنظيم برنامه ى اقتصادى خانواده، مرد را مكلف ساخته است تا نفقه ى خود و خانواده اش را تأمين كند؛ مهريه ى زن را بپردازد و براى معاش زن و فرزند تلاش نمايد؛ و هيچ كدام از اين تكاليف بر عهده ى زن نهاده نشده است و از طرف ديگر، ارث مرد را دو برابر ارث زن معرفى كرده است و يا ديه ى زن را نصف ديه ى مرد قرار داده است. حال اگر زني، به دلايل و عللي، نفقه دار خانواده ى خود باشد و مشكلات اقتصادي را خود بردوش بكشد و در آن حال، كسى به او آسيبى رساند، علاوه بر نصف ديه، از مازاد بر ديه هم بهره مند مى گردد. فلسفه ى پيروى نكردن از زنان نيز به بعد عاطفي آن ها برمى گردد. البته برخى از اين ويژگى ها معلول عوامل اجتماعى صدر اسلام و بعد از آن است؛ به همين دليل، پيامبر اكرم(ص) نيز همين اوصاف را براى زنان ذكر مى كند. [99] 
بنابراين، زن با تغيير اوضاع فرهنگى و اجتماعي، البته در چارچوب اسلام، مي تواند مشاور صادق و امينى باشد. البته با توجه به عاطفه و احساسات اكثرى در زنان، بايد در مشاوره در امور نزاع برانگيز با احتياط قدم برداشت و به همين دليل، شهادت زنان مشروط پذيرفته شده و قضاوت آن ها به نظر بسيارى از فقها ممنوع است. 
پس نبايد وضعيت و موقعيت زنان در دوره ى جاهليت را فراموش كرد. زنان در آن دوران نه تنها استقلال اقتصادى نداشتند بلكه از هر شأن اجتماعى و زندگى نيز محروم بودن