مى شود:
(الف) احتياط در قلم و كاغذ بيت المال
(ـ علامه مجلسى، در بحارالانوار، ج41، ص105، گزارش كرده است: ادقّوا أقلامكم و قاربوا بين سطوركم و احذفوا من فضولكم و اقصدوا قصدَ المعاني! و إيّاكم و الإكثار! فإنَّ أموال المسلمين لا تحتمل الإضرار؛
(59) - ـ نهج البلاغه، خطبه 224.
(60) - ـ نهج البلاغه، نامه 41.
(61) - ـ منهاج البراعه، ج20، ص75.
(62) - ـ منهاج البراعه، ج20، ص75.
(63) - ـ نهج البلاغه، خطبه 127.
(64) - ـ نهج البلاغه، نامه 43.
(65) - ـ نهج البلاغه، خطبه 34.
(66) - ـ قطيعه، عبارت است از زمينهايى كه حاكم، از بيت المال به برخى از افراد مى بخشد و او را، از خراج دادن، معاف مى دارد و در برابر، مقدارى كمى ماليات، تحت عنوان ضريب، مى پردازد. شرح نهج البلاغه، ج1، ص269.
(67) - ـ شرح ابن ابى الحديد، ج1، ص270.
(68) - ـ نهج البلاغه، نامه 26.
(69) - ـ همان.
(70) - ـ نهج البلاغه، نامه 71.
(71) - ـ نهج البلاغه، نامه 41.
(72) - ـ همان. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1287.txt">معرفی کتاب</a><a class="text" href="w:text:1288.txt">پیشگفتار</a><a class="text" href="w:text:1289.txt">مقدمه </a><a class="text" href="w:text:1290.txt">فصل اول : آشنايى با نهج البلاغه</a><a class="text" href="w:text:1291.txt">فصل دوم : تاريخچه ى نهج البلاغه</a><a class="text" href="w:text:1292.txt">فصل سوم : تصوير شخصيت على عليه السلام در نهج البلاغه </a><a class="text" href="w:text:1293.txt">فصل چهارم : فيض الاسلام اولين مترجم نهج البلاغه </a><a class="text" href="w:text:1294.txt">فصل پنجم : قرآن و نهج البلاغه </a><a class="text" href="w:text:1295.txt">فصل ششم : نقش نهج البلاغه در جامعه ى اسلامى </a><a class="text" href="w:text:1296.txt">فصل هفتم : نقش نهج البلاغه در جهان اسلام </a><a class="text" href="w:text:1297.txt">فصل هشتم : نقش وزارت آموزش و پرورش در احياء نهج البلاغه </a><a class="text" href="w:text:1298.txt">فصل نهم : درمان دردها در نهج البلاغه </a><a class="text" href="w:text:1299.txt">فصل دهم : حكومت در نهج البلاغه </a><a class="text" href="w:text:1300.txt">فصل يازدهم : وحدت در نهج البلاغه </a><a class="text" href="w:text:1301.txt">فصل دوازدهم : تقوا در نهج البلاغه </a><a class="text" href="w:text:1302.txt">فصل سيزدهم : تاريخ در نهج البلاغه </a><a class="text" href="w:text:1303.txt">فصل چهاردهم : كارهايى كه درباره ى نهج البلاغه بايد انجام شود </a><a class="text" href="w:text:1304.txt">پايان سخن </a><a class="text" href="w:text:1305.txt">پاورقی</a></body></html>نام کتاب : نهج البلاغه از ديدگاه مقام معظم رهبرى حضرت آيت الله العظمى خامنه‏اى

نویسنده : محمد مهدي عليقلي

منبع کتاب :  سایت مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن www.ketaab.iec-md.orgپیشگفتار

بسم الله الرحمن الرحيم  
در كنگره ى هزاره نهج البلاغه از چه صحبت خواهد شد و از كى معرفى ؟ دانشمندان بزرگ جهانى مى خواهند مولا اميرالمؤ منين را معرفى كنند و به ديگران بشناسانند با كتاب نهج البلاغه را؟ ما با كدام مؤ نه و با چه سرمايه اى مى خواهيم در اين وادى وارد شويم ؟
ما درباره ى شخصيت على بن ابى طالب از حقيقت ناشناخته ى او صحبت كنيم يا با شناخت محجوب و مهجور خود. اصلا على عليه السلام يك بشر ملكى و دنيوى است كه ملكيان از او سخن گويند يا يك موجود ملكوتى است كه ملكوتيان او را اندازه گيرى كنند؟ اهل عرفان درباره ى او جز با سطح عرفانى خود و فلاسفه و اللهيون جز با علوم محدوده ى خود با چه ابزارى مى خواهند به معرفى او بنشينند تا چه حد او را شناخته اند تا ما مهجوران را آگاه كنند. دانشمندان و اهل فضيلت و عارفان و اهل فلسفه با همه ى فضائل و با همه ى دانش از ارجمندشان آنچه از آن جلوه ى تام حق دريافت كرده اند در حجاب وجود خود و در آئينه ى محدود نفسانيت خويش است و مولا غير از آن است . پس اولى آن است كه از اين وادى بگذريم و بگوئيم على بن ابى طالب فقط بنده خدا بود و اين بزرگترين شاخصه ى او است كه مى توان از آن ياد كرد و پرورش يافته و تربيت شده ى پيامبر عظيم الشاءن است و اين از بزرگترين افتخارات اوست . كدام شخصيت مى تواند ادعا كند كه عبدالله است و از همه عبوديت ها بريده است جز انبياء عظام و اولياء معظم كه على عليه السلام آن عبد وارسته از غير و پيوسته به دوست كه حجب نور و ظلمت را ديده و به معدن عظمت رسيده است در صف مقدم است و كدام شخصيت است كه مى تواند ادعا كند از خردسالى تا آخر عمر رسول اكرم در دامن و پناه و تحت تربيت وحى و حامل آن بوده است . جز على بن ابى طالب كه وحى و تربيت صاحب وحى در اعماق روح و جان او ريشه دوانده پس او به حق عبدالله است و پرورش يافته عبدالله اعظم است . و اما كتاب نهج البلاغه كه نازله ى روح اوست براى تعليم و تربيت ما خفتگان در بستر منيت و در حجاب خود و خودخواهى خود معجونيست براى شفا و مرهمى است براى دردهاى فردى و اجتماعى و مجموعه اى است داراى ابعاد به اندازه ى ابعاد يك انسان و يك جامعه بزرگ انسانى از زمان صدور آن تا هرچه تاريخ به پيش ‍ رود و هر چه جامعه ها بوجود آيد و دولتها و ملتها متحقق شوند و هر قدر متفكران و فيلسوفان و محققان بيايند و در آن غور كنند و غرق شوند. هان فيلسوفان و حكمت اندوزان بيايند و در جملات خطبه اول اين كتاب الهى به تحقيق بنشينند و افكار بلند پايه خود را به كار گيرند و با كمك اصحاب معرفت و ارباب عرفان ، اين يك جمله ى كوتاه را به تفسير بپردازند و بخواهند به حق وجدان خود براى درك واقعى آن ارضاء كنند به شرط آن كه بياناتى كه در اين ميدان تاخت و تاز شده است آنان را فريب ندهد و وجدان خود را براى فهم درست بازى ندهند و نگويند و بگذرند تا ميدان ديد فرزند وحى را دريافته و به قصور خود و ديگران اعتراف كنند و اين است آن جمله : ععع مع كل شيئى لا بمقارته و غير كل شيئى لابمزايله عععع و اين جمله و نظير آن كه در كلمات اهل بيت وحى آمده است بيان و تفسير كلام الله است كه در سوره ى حديد است و براى متفكران آخرالزمان آمده است و هو معكم اين ما كنتم اينك اميد آن است كه شما دانشمندان و متفكران متعهد كه در كنگره ارجمند هزاره نهج البلاغه گرد هم آمديد ابعاد عرفانى و فلسفى و اخلاقى و تربيتى و اجتماعى و نظامى و فرهنگى و ديگر بعدها را به مقدار ميسور بيان فرماييد و اين كتاب را به جوامع بشرى معرفى نموده و عرضه داريد كه اين متاعى است كه مشترى آن انسانها و مغزهاى نورانى است . صلوات و سلام بى پايان به رسول اعظم كه چنين موجود الهى را در پناه خود تربيت فرموده و به كمال لايق انسانيت رساند.
و سلام و درود بر مولايمان كه نمونه ى انسان و قرآن ناطق است و تا ابد نام بزرگ او باقى است و خود الگوى انسانيت و مظهر اسم اعظم است . و سلام بر شما دانشمندان كه با زحمت پر ارج و سودمند خود راه رسيدن به اهداف عالى اين كتاب مقدس را باز مى نمائيد.
والسلام على عبادالله الصالحين 27 ارديبهشت 1360 12 رجب 1401 روح الله الموسوى الخمينى
امروز شرايطى مشابه شرايط حكومت دوران اميرالمؤ منين عليه السلام است . پس روزگار، روزگار نهج البلاغه است . امروز مى شود از ديدگاه دقيق و نافذ اميرالمؤ منين عليه السلام به واقعيتهاى جهان و جامعه نگاه كرد و بسيارى از حقايق را ديد و شناخت و علاج دردها را پيدا كرد. همين است كه به نظر ما ا