مروز بيش از هميشه به نهج البلاغه محتاجتريم .
حضرت آيت الله العظمى خامنه اى  مقدمه 
توجه مقام معظم رهبرى حضرت آيه الله العظمى خامنه اى به نهج البلاغه نشان از عمق ديدگاه ايشان به اين كتاب ارزشمند دارد.
آنچه در اين كتاب از سخنرانيها، پيامها، مواعظ و ارشادات آن مقام عظام برگرفته شده ، حاصل تحقيق و تفحص فراوان ايشان است كه مى تواند راهگشاى پژوهشگران ، طلاب و دانشجويان و ديگر علاقه مندان به اين كتاب شريف باشد.
آشنايى با نهج البلاغه ، تاريخچه ى نهج البلاغه ، نقش نهج البلاغه در جامعه ى اسلامى ، جهان اسلام و نهج البلاغه ، نقش وزارت آموزش و پرورش در احياء نهج البلاغه و... عناوين موضوعاتى هستند كه در اين مجموعه تقديم حضورتان مى شود.
تلاش شده است موضوعات ، به گونه اى انتخاب شود كه در هماهنگى و يكپارچگى آن كاستى نگردد، اما شايد مطالب اين مجموعه به خاطر تنوع ، ترتيب و توالى بك رساله تحقيقى و منسجم را نداشته باشد، از اين رو پيشنهاد مى شود در موارد نياز به اصل سخنرانيها و ارشادات مراجعه شود.
همچنين با اينكه كوشيده ايم از تكرار مطالب پرهيز نمائيم ، باز هم در مواردى براى تاءكيد بر موضوع به ناچار برخى مسايل را تكرار كرده ايم .
اميد است كه مربيان ، مبلغان و دست اندركاران معارف اسلامى با الهام از رهنمودهاى ولى امر مسلمين جهان حضرت آيت الله العظمى خامنه اى جهت احياء هر چه بيشتر نهج البلاغه در جامعه ى اسلامى نهايت تلاش و سعى خويش را مبذول فرمايند. انشاء الله . محمد مهدى عليقلىبزرگترين خيانت 
إِنَّ اءَعْظَمَ الْخِيانَةِ خِيانَةُ الاُْمَّةِ، وَ اءَفْظَعَ الْغِشِّ غِشُّ الاَْئِمَّةِ.(510)
بزرگترين خيانت ، خيانت به امّت و زشت ترين فريب ، فريب كارى نسبت به پيشوايان است .
نشانه خيانتكارى 
كَفاكَ خِيانَةً اَنْ تَكُونَ اَميناً لِلْخَوَنَةِ(511)
در خيانتكار بودن تو همين بس كه امين خيانتكاران باشى .
فصل اول : آشنايى با نهج البلاغه
قبلا آگاهيهاى مختصرى در مورد نهج البلاغه بايستى به خواهران و برادران عرض كنم . نهج البلاغه - همان طور كه مى دانيد - مجموعه ى خطبه ها و نامه ها و كلمات متفرقى است كه از مولاى متقيان اميرمؤ منان صلوات الله عليه براى ما به يادگار مانده است ، كتاب شريف نهج البلاغه به سه بخش ‍ تقسيم مى شود: خطبه ها، نامه ها و كلمات قصار (1).(2)
***
خطبه ها يعنى سخنرانيها، نه خطبه هاى نماز جمعه ؛ شايد بعضى از اينها مضمون خطب نماز جمعه هم باشد، اما اميرالمؤ منين در موضع يك معلم و يك اسلام شناس و نيز در موضع يك حاكم با مردم خود حرف مى زد و سخنرانى مى كرد و اين سخنان مجموعه ى آن سخنرانيهاست .
ناگزير اين سخنان ، ضمن اين كه خطوط كلى انديشه ى اسلامى را در خود منعكس مى كند، ناظر به مسايل روز، يعنى مسايل جارى و مشكلات زندگى اميرالمؤ منين عليه السلام نيز است . (3)
***
نهج البلاغه مانند گفته هاى حكيمى نيست كه دور از غوغاى زندگى و فارغ از واقيعتها و مسايل گوناگونى كه در يك جامعه ممكن است مطرح باشد، مى نشيند و معارف اسلامى را بيان مى كند؛ بلكه سخنان انسانى است كه بار مسؤ وليت اداره ى يك جامعه ى عظيم را بر دوش خود احساس مى كند و داناى دين و بصير به همه ى معارف اسلامى و قرآنى است و با دلى مالامال از معرفت و روحى بزرگ و در مقامى پر مسؤ وليت ، با مردم رو به رو مى شود، با آنها حرف مى زند، و به سؤ الات و استفهامات آنها پاسخ مى دهد. اين است زمينه و موقعيت صدور نهج البلاغه . (4).
***
بايد پرتويى بر نهج البلاغه بيفتد كه شما شيعيان و پيروان و طرفداران على عليه السلام بدانيد كه نهج البلاغه چيست . و دل خود را فقط به نام قرآن و نهج البلاغه خوش نكنيد. چنين نباشد كه بعضى از غفلت و جهالت ما استفاده كنند و به نام قرآن و نهج البلاغه ، بافته ها و اندوخته هاى ذهنى خود را در مغز ما بريزند و آن طور نباشد كه عناصر تحت تاءثير فرهنگ غربى ، به جاى آن كه به اين اثر انسانى و اجتماعى و تاريخى و هنرى توجه كنند؛ به نوشته ها و گفته ها و اندوخته هاى ذهنى ديگران بپردازند.
اگر ما اندكى با نهج البلاغه آشنا شويم و راه خود را به سوى اين كتاب باز كنيم ، راه سواستفاده ى دشمنهاى كوچك و خرد و ريزى كه در داخل هستند و نيز راه استفاده دشمنهاى بزرگ جنايتكارى كه هميشه از غفلت و از دورى ما از اسلام استفاده كرده اند؛ بسته خواهد شد. (5).
***
ائمه ى اطهار عليهم السلام در دوران حاكميتى كه مورد قبول خودشان باشد زندگى نمى كردند؛ آنها در دوران اختناق به سر مى بردند مسايل از ديدگاه يك حاكم و مسؤ ول اداره ى مملكت بر زبان آنها جارى نمى شد؛ اما اميرالمؤ منين عليه السلام به عنوان يك حاكم اسلامى حرف مى زند و با جامعه يى كه تحت اشراف و حكومت خود اوست ، سخن مى گويد و اين بخش بيشترين سخنانى است كه از اميرالمؤ منين عليه السلام در نهج البلاغه نقل شده است . البته در كلمات آن حضرت سخنانى هم وجود دارد كه مربوط به دوران حكومت ايشان نيست .
ما امروز در همان شرايط قرار داريم ، شرايط كنونى جامعه ى اسلامى ما همان شرايط است . (6)
***
نهج البلاغه كلام اولين مؤ من به وحى محمدى ، و كلام خليفه ى پيغمبر صلى الله عليه و آله است ؛ خليفه يى كه همه ى مسلمانها بر او اتفاق نظر دارند و امامى كه به اعتقاد شيعه و بسيارى از اهل سنت افضل صحابه است . يعنى انسانى در اين حد عظمت و اهميت ، سخنرانى ها و خطبه هايش عينا باقى مانده است و اين مى تواند نشان دهنده ى متنى عظيم و اصيل از معارف اسلامى باشد ما مى توانيم پايه هاى اعتقاد كامل و جامع به اسلام را در اين كتاب - كه اخلاق و زهد و عرفان و رهبرى و نظام سياسى و اجتماعى در آن وجوه دارد - پيدا كنيم . (7)
***
نهج البلاغه يعنى مجموعه يى كه به همت و تلاش سيد بزرگوار شريف رضى (8) گرد آمده و بحمدالله تا امروز مرجع مراجعه و مطالعه ى خواص و انديشمندان - نه فقط محور معرفت و كار عمومى مردم - بوده است . شايد در تمام دورانى كه اين كتاب تاءليف شده و به وجود آمده ، مانند امروز مورد نياز و متناسب با اوضاع زمان و مكان نبوده است . البته نهج البلاغه از جهات مختلف حايز اهميت است .
شايد بشود گفت كه نهج البلاغه مجموعه يى از عمده ترين مباحث و معارف اسلامى است و همه ى آنچه كه براى يك انسان مسلمان و يك جامعه ى اسلامى لازم است ، سخنى و حرفى و اشاره يى و يا بحثى و هدايتى از آن در نهج البلاغه آمده است : توحيد و عقايد اسلامى و اصول دين تا اخلاق و تهذيب و تزكيه نفسانى ؛ سياست ملك دارى و كيفيت اداره ى صحنه هاى عظيم فعاليت اجتماعى تا تنظيم روابط اخلاقى و خانوادگى ، جنگ و سياست و حكمت و علم و... (9)
***
بنده تصور مى كنم مرحوم سيد رضى رضوان الله تعالى عليه اين كتاب را از ديدگاه فصاحت و بلاغت و زيباييهاى هنرى بيشتر مورد توجه قرار داده است ؛ اسم كتاب هم همين نكته را تاءييد مى كند: نهج البلاغه * (10) (11)
***
خوشبختانه امروز شايد چند برابر خطابه هاى نهج البلاغه در اختيار ماست ؛ منتها نهج البلاغه يى كه نوشته و تدوين ش