ده ى مرحوم سيد رضى مى باشد در دسترس است كه بخش برگزيده ى اين كلمات است : ععع باب المختار من خطب اميرالمؤ منين عععع .
حال سيد رضى اين برگزيده ها را از چه ديدى نگاه كرده است ؟ آيا از ديد اجتماعى و يا فلسفى نگريسته است ؟ متاءسفانه بايد بگويم : خير. بيشترين نقطه نظر و تكيه سيد رضى بر زيباييهاى هنرى است ؛ لذا مى گويد: نهج البلاغه : راه شيواگرايى . بلاغت يعنى گفتار شيوا؛ در حالى كه اميرالمؤ منين همه ى مسايل اسلامى را در اين خطبه ها بحث كرده اند (12)
***
نهج البلاغه يك اثر فوق العاده هنرى است و از لحاظ زيبايى كلمات و شيوايى معتبر است و ما هيچ گوينده ى فارسى و هيچ نويسنده و هنرمند و شاعرى را در زمان خود و در هيچ زمانى سراغ نداريم كه بتواند با زبان شيواى على عليه السلام حرف بزند؛ اما در عين حال مى شود جملاتى را انتخاب كرد كه اجمالا معانى را بفهماند. هر چه ما پيش رويم و هر چه با متن نهج البلاغه آشناتر شويم ؛ ظرافتها و زيباييهايش را بيشتر حس مى كنيم . (13)
***
البته نه اين كه سيد رضى فقط از جنبه ى شيوايى لفظ اين كتاب را جمع آورى كرده و به مضامينش اعتنايى يا توجهى نداشته است ؛ قطعا داشته ، منتها سيد رضى - آن مرد شاعر فصيح زبان آور كه يكى از بزرگترين شعراى عرب در زمان خودش است - با يك ديد شاعرانه و سخن شناسانه با نهج البلاغه برخورد كرده است . او گشته تا كلمات زيبا را پيدا كند البته كلمات على بن ابى طالب عليه السلام زيباست و در حد عالى فصاحتش هم داراى مضامين عالى است - آن هم كه از لحاظ فصاحت و بلاغت در آن حد بالا نباشد، داراى مضامين عالى است - اما سيد رضى بيشتر به اين جهت توجه داشته است (14)
O سئوال : شما گفتيد كه نهج البلاغه بيشتر به خاطر جنبه ى هنرى آن جمع آورى شد، آيا اين امكان وجود ندارد كه جمع آورنده ى آن به خاطر زيباتر كردن خطبه ها در آن دست برده باشد؟
جواب : خير به هيچ وجه ، زيرا جمع كننده ى آن خودش را در مقابل اين كلمات و زيبايى و هنر جملات حقير مى دانست . اين مثل آن مى ماند كه شما بگوييد مثلا فلان كسى كه ديوان حافظ را جمع كرده است - مثل دكتر غنى ، علامه ى قزوينى و عبدالرحيم خلخالى - از كجا معلوم كه در شعر حافظ دست نبرده باشد براى اين كه زيباترش كند؟ شعر حافظ از سطح اندازه ى معمولى كه غنى و خلخالى مى توانند بگويند و بشنوند بالاتر است . زيبايى آن به حدى است كه يك انسان شاعر هنرمندى مثل سيد رضى وقتى به اين جرثومه ى هنر - نهج البلاغه - نگاه مى كند، احساس ‍ حقارت مى كند. اولا اگر او بتواند از كلمات على عليه السلام چيزى را اقتباس مى كند و در كلام خودش مى گنجاند كه كلام خودش زيبا شود، نه اين كه از خودش به كلام على عليه السلام چيزى بيفزايد. ثانيا سيد رضى مردى كاملا امين است و امكان ندارد كه ما چنين فرضى را در مورد او بكنيم (15)
***
البته قبل از آن كه سيد رضى به اين كار دست بزنند، خطبه ها و كلمات و نوشته هاى آن حضرت در كتابهاى حديث و تاريخ به صورت پراكنده يافت مى شد، ولى به صورت تدوين شده و جمع آورى شده نبودند و كسانى هم قبل از سيد رضى اين كار را به يك نحوى شروع كردند (16)، منتها نه به صورتى كه سيد رضى انجام داد بنابراين ما مرهون زحمت و ابتكار اين عالم بزرگوار هستيم كه نهج البلاغه را براى ما باقى گذاشت . (17)
***
حضرت عبدالعظيم حسنى (18) رضوان الله عليه از جنبه ى علمى ، يك محدث و مؤ لف بزرگ است . تا آن جا كه براى ما روشن و محرز است ، ايشان اول كسى است كه خطبه هاى اميرالمؤ منين عليه السلام را گردآورى كرده است كه مربوط به 150 سال قبل از تاءليف نهج البلاغه توسط سيد رضى مى باشد (19)
***
نكته ى ديگرى كه بايد به آن توجه داشت اين است كه علاوه بر خطب و نامه ها و كلماتى كه در نهج البلاغه آمده است ، تعداد زيادى خطبه و نامه و جمله ى حكمت آميز از اميرالمؤ منين به صورت متفرق در كتابهايى وجود دارد كه علماى متاءخر سعى كردند آنها را هم جمع آورى كنند و كتايهايى به عنوان مستدرك نهج البلاغه - يعنى تدوين شده چيزهايى كه در نهج البلاغه نيست - فراهم بياورند. پس ما امروز غير از نهج البلاغه كه خود گنجينه ى غنى و ارزشمندى است ، چند كتاب ديگر هم داريم كه اينها را بعدا با خصوصيات و نام و نشان معرفى مى كنيم و چون بعضى از آنها به چاپ هم رسيده است ، بعدا براى شما مى آوريم تا كلا يك آشنايى كتاب شناسى (20) با نهج البلاغه و دنباله هاى آن پيدا كنيد (21).(22)
مطلب ديگرى كه بايد درباره ى نهج البلاغه بدانيد اين است كه از سالها پيش كسانى ادعا كردند كه نهج البلاغه كتاب معتبرى نيست - حالا انگيزه ى آنها چه بود، قابل بحث است - مضامينى كه در اين كتاب وجود دارد منافع گروهى يا قشرى يا طبقه يى و يا اصحاب فرقه يى را تهديد مى كند و براى اين دستجات بهترين راه اين است كه آن كتابى را كه شامل بر اين مطلب است از اعتبار بيندازند؛ همچنان كه در مورد يك شخصيت هم همين طور است . آن كسانى كه شخصيت امام على بن ابى طالب عليه السلام را مخالف با منافع شخصى يا گروهى خودشان مى دانستند، طبيعى بود كه آن شخصيت را مورد خدشه قرار بدهند. در مورد كتاب آن حضرت هم عينا همين مطلب صادق است . (23)
***
نهج البلاغه واقعا يك اقيانوس عميق و تمام شدنى است . همه هم توفيق پيدا نمى كنند اين كتاب را آنچنان كه شايسته است ، سير و در آن غور كنند؛ در حالى كه بسيارى از مطالب و معارف اين كتاب براى مردم لازم است . (24)
***فصل دوم : تاريخچه ى نهج البلاغه 
از تاريخ تدوين كتاب نهج البلاغه حدودا هزار سال مى گذرد، يعنى مرحوم سيد رضى كه اين كتاب را تدوين كردند و اين خطبه ها و نامه ها را جمع آورى كردند، در حدود سال 400 هجرى و اواخر قرن سوم به اين كار دست زدند بنابراين نهج البلاغه كتابى هزار ساله است . (25)
***
بخشى از نهج البلاغه مجموعه ى سخنرانى هاى امير مؤ منان است . چه قدر اين خطابه ها پر مغز است كه از زمان تدوين اين كتاب تا امروز صدها كتاب درباره ى اين سخنرانى ها و شرح و بيان مسايل آنها نوشته شده است . شما ملاحظه كنيد كه اين سخنرانيهاى سطح بالا كه علماى بزرگ و متفكران نيرومند - از شيعه و سنى - در حاشيه و شرح آن سخنورى كرده اند، در كجا ادا مى شد؟ در مسجد كوفه ، چه زمانى ؟ ميان سالهاى سى و پنج و چهل هجرى (هزار و سيصد و شصت سال قبل ). سطح فرهنگ و انديشه ى مردمى كه در جامعه ى اسلامى آن روز زندگى مى كردند، آن چنان بالا بود كه وقتى على بن ابى طالب عليه السلام اين سخنان عميق و پر مغز را در منبر ادا مى كرد، زن و مرد و كوچك و بزرگ سخن او را مى فهميدند... .
پس همان طور كه مى بينيد سطح فرهنگ جامعه ى علوى بالاست و در آن حدى است كه نهج البلاغه را مى فهمد. (26)
***
ما امروز بعد از گذشت هزار سال از تدوين نهج البلاغه ، بيشتر قدر اين كتاب را مى دانيم تا يك عالم بزرگ در قرن چهارم هجرى . ما در قرن چهاردهم هجرى هستيم ؛ يعنى بشريت به طور طبيعى رو به سختى پيش رفته و سخن و پيام على عليه السلام و آهنگ اسلام از حنجره ى او برايش مغتنم تر است تا قرنها پيش . (27)
***
اولا اين كتاب يك كتا