ملت و جامعه ى اسلامى ما به آن نيازمند است . (54)
***
مايه ى خوشبختى بسيارى است كه همت برادران عزيز در بنياد نهج البلاغه شاهد تشكيل يك مجمع ديگر درباره ى اين كتاب شريف هستيم . بنده به عنوان يك فرد مسلمان و كسى كه مدتى از زندگى فكرى و مطالعاتى خودش را در زمينه ى مباحث نهج البلاغه گذرانده است و به عنوان يك مسؤ ول در نظام جمهورى اسلامى ، اين حركت را يك حركت مبارك و لازم و خوش عاقبت و مرحله ى كنونى را براى رسيدن به مراحل نهايى ، مرحله يى ابتدايى و فرخنده مى شمارم . (55)
همت برادران در خور تقدير بسيار است و به اين مقدار هم نبايد بسنده شود، بايد خدمت به نهج البلاغه همچنان ادامه پيدا كند. البته در فاصله ى بين اين كنگره و كنگره ى سال گذشته ، كارها و تلاشهايى در زمينه هاى مختلف انجام گرفته است كه من در جريان بعضى از آنها اقرار گرفته ام ؛ اما مى خواهم تاءكيد كنم كه اين اجتماعات بايد مقدمه يى براى كارهايى عظيم باشد ما زمان بسيارى را با عدم ارتباط با نهج البلاغه گذرانده ايم .
امروز با فرصتهايى كه وجود دارد بايد آن نقايص را جبران كنيم . (56)
***
براى من خيلى دلنشين بود، اگر اين توفيق را پيدا مى كردم كه مثل يكى از شما در جلسات اين كنگره ارزشمند شركت فعال بكنم و مانند هميشه كه نهج البلاغه يكى از قبله هاى اميد فكرى ما بود و بسيارى از اوقاتمان به مطالعه ى آن مى گذشت و در حوزه ى تدريس و تدرس و فكر و مطالعه ى ما جايگاه عمده يى داشت ؛ در اين محفل شريف علمى و ارزشمند هم مانند يك جستجوگر از اعماق اين اقيانوس عظيم بحثى را بررسى مى كردم و همه روزه در جلسات آن حاضر مى شدم . (57)
***
به تدريج ، نهج البلاغه به صحنه ى زندگى آمد و به دست مردم افتاد مردم نمى دانستند نهج البلاغه يى هم وجود دارد. تنها جملاتى كه از نهج البلاغه شنيده بودند بيشتر در مذمت دنيا و بخش كمى از اخلاق بود و ديگر هيچ بعد از آن ، قدرى نهج البلاغه دست به دست گشته است ، كسانى بر آن شرح نوشته اند و كسانى برداشتهاى خود را به نام شرح نوشته اند.
همه ى اين زحمات ارجمند و قابل تقدير است ؛ اما در برابر عظمت نهج البلاغه و كارهايى كه بايد انجام گريد ناچيز است . (58)
***
عواملى كه در درون جامعه به وجود مى آيد و جامعه را به ضعف انحطاط دچار مى كند و موجب زوال جامعه و دولت حق مى شود، در قرآن و حديث شمرده شده است . اگر قرآن و نهج البلاغه و احاديث را مطالعه كنيم . خواهيم ديد كه خداى متعال و اولياى معصومين اين موضوع را بسيار مهم دانسته اند و به قدر كافى به ما مردم درباره ى آن توصيه كرده اند و راه و چاه را نشان داده اند. (59)
***
رعايت حال عامه ى مردم ، كنار زدن طبقات ممتاز و نداشتن چنين طبقاتى در جامعه ى اسلامى مورد نظر حضرت بوده است . اميرالمؤ منين در اين باره به مالك اشتر در آن فرمان معروف عظيم بى بديل اين گونه مى فرمايد:
از همه ى كارها محبوبتر در نزد تو آن كارى باشد كه در حق ميانه تر و حق گراتر و در عدل گسترده تر و همه شمولتر و نسبت به خشنودى عامه ى مردم ، فراگيرنده تر باشد. آن كارى را انتخاب بكن كه خشنودى عامه ى مردم را تاءمين بكند. عامه ى مردم در مقابل خواص مردم و طبقات ممتاز. (60)
***
اميرالمؤ منين عليه السلام در نهج البلاغه درباره ى توحيد، نبوت ، امامت ، قيامت و معاد و قدرت خدا و مسايل اعتقادى بحثهاى مفصلى كرده اند كه اگر انديشمندان فقط به ترجمه ى درست و توضيح مختصر همين مطالب بپردازند؛ حقايق بسيارى از ايدئولوژى اسلام در اختيار ذهن و دل شنوندگان و خوانندگان قرار خواهد گرفت . على عليه السلام در اين خطبه ها به فكر آن است كه مغزها را بسازد و هدايت كند. (61)
***
سطح فرهنگ و انديشه ى مردمى كه در جامعه ى اسلامى آن روز زندگى مى كردند، آن چنان بالا بود كه وقتى على بن ابى طالب عليه السلام اين سخنان عميق و پر مغز را در منبر ادا مى كرد، زن و مرد و كوچك و بزرگ سخن او را مى فهميدند... .
پس همان طور كه مى بينيد سطح فرهنگ جامعه ى علوى بالاست و در آن حدى است كه نهج البلاغه را مى فهمد. (62)
***
اگر مى بينيد سخن اميرالمؤ منين در آن روزگار كه دنياى جهالت و تاريكى بود، آن چنان مى درخشيد كه همه ى مرد و زن و كوچك و بزرگ وقتى آن سخنان را مى شنيدند، به قدر فهم خود درك مى كردند و امروز قرنها بعد از آن زمان دانشمندان و بزرگان و انديشمندان شرح اين كلمات را مى نويسند؛ به اين دليل است كه آن روز در جامعه انقلاب بود و هر روزى كه در جامعه انقلاب باشد قضيه همين گونه است .
اينها خطابه هاى اميرالمؤ منين بود اين خطابه ها از خطابه هايى كه امروز شما در نهج البلاغه مى بينيد، زيادتر است . (63)فصل هفتم : نقش نهج البلاغه در جهان اسلام 

در شرايط كنونى جهان اسلام كه عدد مسلمانها كثير است و اقطار وسيعى از جغرافياى عالم را در اختيار دارند و آرا و عقايد و نظرات و اجتهادها و مكتبهاى گوناگونى پر ذهن و روحشان حاكم است ، اگر ما بتوانيم متون صدر اسلام را احيا كنيم ؛ كمك زيادى به ايجاد يك محور اصلى براى اين اجتهادها كرده ايم .
نهج البلاغه را از اين ديدگاه نگاه كنيد نهج البلاغه با اين ديدگاه هرگز با كتاب حديث فلان صحابى يا تابعى كه پنجاه سال ، شصت سال ، صد سال و يا صد و چهل بعد از هجرت بوده قابل مقايسه نيست . (64)
***
نهج البلاغه مخصوص كشور ما نيست ، بلكه متعلق به همه ى دنياى اسلام است و دنياى اسلام هم امروز در حال رسيدن به يك بيدارى و حيات دوباره ى اسلامى است . (65)
***
احياى نهج البلاغه فقط وظيفه ى ما شيعيان نيست ، بلكه وظيفه ى همه ى مسلمانهاست ، يعنى هر كس على بن ابى طالب عليه السلام را قبول دارد و مسلمان است - چون در اسلام كسى نيست كه اين بزرگوار را قبول نداشته باشد. به عنوان احياى يك ميراث بى نظير اسلامى بايد نهج البلاغه را زنده كند و اين احيا نه فقط به معناى كثرت چاپ - كه زياد هم چاپ شده - بلكه به معناى كاركردن و تحقيق كردن در زمينه ى آن است .
همچنان كه در زمينه ى قرآن كريم كار شده و تفسيرهاى زيادى نوشته شده است درباره ى نهج البلاغه هم بايد اين كارها انجام گيرد. همان طور كه قرآن خوانده مى شود، نهج البلاغه هم بايد خوانده شود؛ چون تالى و دنباله ى قرآن است . همان طور كه مسلمانها خودشان را موظف مى دانند با قرآن انس پيدا كنند و ندانستن قرآن را براى خود نقص مى شمارند، دانستن نهج البلاغه هم بايد نقص به حساب بيايد. (66)
امروز آشكارترين و روشنترين حقايق اسلامى ، به وسيله ى بخشى از مدعيان اسلام در كشورهاى اسلامى ناديده گرفته مى شود امروز همان روزى است كه شعارها يكسان است ؛ اما جهت گيريها به شدت مغاير يكديگر است امروز شرايطى مشابه شرايط حكومت دوران اميرالمؤ منين عليه السلام است . پس روزگار، روزگار نهج البلاغه است . امروز مى شود از ديدگاه دقيق و نافذ اميرالمؤ منين عليه السلام به واقعيتهاى جهان و جامعه نگاه كرد و بسيارى از حقايق را ديد و شناخت و علاج درها را پيدا كرد همين است كه به نظر ما امروز بيش از هميشه به نهج البلاغه محتاجتريم .
اين يك جهت ب