د كه ضرورت پرداخت به نهج البلاغه و بازگشت به اين مجموعه را كه از زبان اميرالمؤ منين و مولاى متقيان عليه السلام نقل شده نشان مى دهد بايد هر چه بيشتر در پيرامون آن كار كرد و مقدماتى كه بتواند اين كتاب را قابل استنادتر و قابل فهمتر بكند، آماده كرد؛ زيرا اين كار از هميشه لازمتر و ضرورى تر است . (67)
***
فرهنگهايى كه امروزه بر ذهنيت مردم در بخشها و تقسيم بنديهاى مختلف سياسى حاكم است ، هيچ كدام منطبق با فرهنگ نهج البلاغه نيست . (68)
***
كسانى كه در زمينه ى نهج البلاغه كار كرده اند كم نيستند - چه در ايران بود و بعضى از ديگر از كشور از كشورهاى اسلامى - اما كارهاى اصولى و اساسى كه بتواند مدرسه ى نهج البلاغه را در كل فضاى جهان اسلام گسترش بدهد، همچنان باقى است . اگر چه پايه هاى آن كارهاى اصولى ، دارد تدريجا انجام مى گيرد. واقعا نهج البلاغه گنجينه ى عظيمى است كه به اين سادگى ، حتى به موجودى آن نمى شد دسترسى پيدا كرد؛ يعنى آن را فهميده و بعد از اين كه چنين موجودى را شناختيم ، نوبت كار اصلى يعنى بهره بردارى است . ما هنوز موجودى نهج البلاغه را هم نمى دانيم ، البته بسيارى از منابع غنى اسلامى همين وضعيت را دارد؛ اما نهج البلاغه با رتبه و پايه ى والايى كه دارد، در حقيقت يك استثناست و بايد به صورت يك گنجينه ى استثنايى با آن برخورد كرد. وقتى تاءمل مى كنم ، مى بينم آرزويى كه داشته ايم و داريم ، اين است كه جامعه ى ما با اين كتاب عزيز الفت و انس پيدا كند. (69)  فصل هشتم : نقش وزارت آموزش و پرورش در احياء نهج البلاغه 
براى من بسى شيرين و لذت بخش بود اگر فرصت شنيدن صوت دلنشين تك تك شما را داشتم ؛ يعنى شما بچه هاى عزيز - اين اميدهاى آينده - با دلهاى پاك و روحهاى درخشان و نوربخش خودتان مى آمديد و جملات نورانى نهج البلاغه را براى ما مى خوانديد... .
***
من از برادران عزيزمان در وزارت آموزش و پرورش خواهش مى كنم اين راه را رها نكنيد، دنبال اين خط را بگيريد. نهج البلاغه را داخل مدرسه ها و كلاسها ببريد تا دانش آموزان متن عربى اش را ياد بگيرند.
بهترين نويسندگان و شيواترين هنرمندان را استخدام كنيد و از آنها بخواهيد كه بيايند اينها را ترجمه ى زيبا كنند تا آن را بچه هاى ما حفظ كنند نهج البلاغه بايد در كتابهاى درسى ما بيايد. ما از نهج البلاغه خيلى دور مانديم لذا بايد اين فاصله را جبران كنيم . (70)
***
تمام مفاهيم لازم براى تقويت نظام جمهورى اسلامى در نهج البلاغه وجود دارد. شما عزيزان و نو چشمهاى ما، دانش آموزان و زبدگان و بچه هاى با استعداد و خوش حافظه - چه دختر و چه پسر - كه در وادى حفظ و ترجمه ى نهج البلاغه و فراگيرى اين كتاب مقدس افتاده ايد، بدانيد كه اين نعمت ، بسيار با بركت و با عظمت است . اين موهبت خدايى را مغتنم شماريد و پيش برويد. (71)
***
معلمان و مربيان و وزارت آموزش و پرورش و معاونت مربوط و برادرانى كه اين كار را پى گرفتند، بدانند كه يكى از ذى قيمت ترين كارهاست . مبادا اين كار را دست كم بگيريد و كوچك بشماريد بيست سال ديگر جامعه ى ما خواهد فهميد كه اجتماع امروز شما و اين فراگيرى نهج البلاغه چه آثارى خواهد داشت . بدانيد كه اين يك نهال بابركتى است كه امروز به دست برادران عزيزمان در بنياد نهج البلاغه و وزارت آموزش و پرورش و بقيه ى كسانى كه دست اندر كارند، غرس شد و بركات و ميوه هايش را در آينده خواهد داد. اين كار را رها نكنيد و بچه هاى عزيز و برادران عزيزمان هم بدانند كه نهج البلاغه حاوى كلمات بسيار ذى قيمت است . (72)
***
در اين اردوگاهى كه شما جمع شده ايد قبلا عده اى مى آمدند تا فرهنگ غرب و فرآورده هاى ذهنى فرهنگ غلط و فاسد بيگانگان را در اين جا نشخوار كنند و از همديگر ياد بگيرند و به بچه ها فساد ياد بدهند اما امروز عكس آن شده است ؛ امروز در اين جا به بچه ها دين و قرآن و نهج البلاغه ياد مى دهند. (73)فصل نهم : درمان دردها در نهج البلاغه 
امروز ما در شرايط مشابهى مانند دوران حضرت على عليه السلام هستيم ، ما را هم دنياطلبى تهديد مى كند، ما را هم ابتلاى به كبر و خود پرستى و تبعيض ، تهديد مى كند، طوفانهاى فتنه هاى اجتماعى ما را هم به فرو ريختن تهديد مى كند بنابراين ما هم به آن درمانها احتياج داريم و بيش از هميشه به نهج البلاغه احتياج داريم . من نديده ام از اين ديدگاه كسى دنبال نهج البلاغه رفته باشد. مى دانيد كه البته خيلى كار شده اما اين يك ديدگاه جديد است .
اينك در آيينه ى نهج البلاغه نگاه كنيد و ببينيد شما از وضع كنونى خودتان چه چيزى را در آن مى بينيد؟ كدام درد و كدام خطر را مى بينيد؟ كدام هشدار متوجه ماست ؟ و بدانيد كه درمان همه ى اينها در نهج البلاغه است .
امروز بسيار لازم است كه محققان ، نهج البلاغه را از اين جهات تفسير كنند. (74)
***
نمونه وار چند فقره از بيماريهاى آن روز را كه اميرالمؤ منين عليه السلام در صدد معالجه ى آنهاست ذكر مى كنم : يكى از اين بيماريها مساءله ى دنيا است . در نهج البلاغه چه بسيار عليه دنيا و دنياطلبى و دنيا فريفتگى و عليه خطرات و كمينهاى دنيا هشدار داده شده است . يكى از بخشهاى مهم نهج البلاغه زهد آن است . (75)
***
ما مثل آن بيمارى كه يك نسخه ى كامل از يك طبيب حاذق در جيب خود يا در طاقچه ى اتاق خود دارد، اما در عين حال لاى آن نسخه را باز نمى كند و به آن عمل نمى كند و از آن بيمارى دايما رنج مى برد. قرنهاى متمادى نهج البلاغه را داشتيم اما از آن استفاده نكرديم و از معارف آن بهره نبرديم و بيماريهاى فردى و اجتماعى خود را براى خودمان جنگ داشتيم . اين آن تاءسف و افسوس بزرگى است كه هر كس با نهج البلاغه آشنا بشود، در دلش ‍ جا خواهد گرفت . (76)
***
اميرالمؤ منين عليه الصلاه و اسلام در نهج البلاغه خطبه يى به نام قاصعه دارد كه بسيار خطبه ى مهم و پرمضمون و شگفت آورى است . يكى از محورهاى عمده ى اين خطبه مذمت تكبر است .
در اين جا جملاتى درباره ى پيغمبران دارد كه من چند جمله را برايتان مى خوانم .
درباره ى پيغمبران مى فرمايد: و لكنه سبحانه كره اليهم التكابر (77) خداى سبحان كبر و فخرفروشى را در نظر پيغمبران زشت و مكروه قرار داد. ععع و رضى لهم التواضع عععع و تواضع را براى آنها شايسته دانست و راضى شد كه آنها تواضع باشند. فالصفوا بالارض خدودهم ؛ اين قدر پيغمبران اهل تواضع و يگانگى بودند كه صورتهاى خودشان را به زمين مى چسباندند. و عفروا فى التراب وجوههم ؛ پيشانى خود را با خاك آلوده مى كردند (اينها كنايه از تواضع و فروتنى است ). بعد مى فرمايد:
ععع و خفضوا اجنحتهم للمؤ منين و كانوا قوما مستضعفين عععع ؛ براى مؤ منين خفض جناح مى كردند (نهايت تواضع و فروتنى همراه با مهربانى را خفض جناح مى گويند)، پيغمبران با مؤ منين اين گونه بودند، لذا مؤ منين هميشه دور پيغمبر جمع مى شدند.
و كانوا قوما مستضعفين ؛ در حالى كه مؤ منين با پيغمبران مردمان مستضعفى بودند (كه به هر معنا بگيريم مقصود ما را بيان مى كند: يا خود پيغمبران ، مستضعفان بودند و يا مؤ منين كه پي