ز بين رفته باشد. در هر حال اين كارها بايد انجام بگيرد. (116)
***
1 - فصل بندى مطالب نهج البلاغه  
يكى از كارهايى كه اين كنگره مى تواند انجام دهد، اين است كه فهرست اساسيترين تحقيقاتى را كه بايد پيرامون نهج البلاغه انجام بگيرد؛ تهيه و تدوين كند و در اختيار انديشمندان بگذارد شايد بتوان دهها كار لازم را شمرد كه امروز نهج البلاغه به اين كارها نيازمند است و بايد به شيوه ى فردى يا جمعى انجام گيرد. بايد اينها را تدوين كرد و در اختيار مردم گذاشت تا انديشمندان و مؤ لفان و صاحب نظران و كسانى كه با نهج البلاغه ماءنوس هستند، بدانند چه كارهايى از اولويت و اهميت برخوردار است . (117)
***
نهج البلاغه ، ترجمه و شرح و تفسير كامل ندارد. فصل بندى و باب بندى ندارد. به جز كتاب بسيار ارجمندى كه استاد عالى قدر - آقاى مصطفوى - (118) - به عنوان كاشف الفاظ نهج البلاغه تنظيم كرده اند، كارى در اين حد و در اين مايه براى نهج البلاغه انجام نگرفته است . امروز ما بايد به نهج البلاغه برگرديم . فضلا و انديشمندان كار خود را بكنند؛ اما جوانها نبايد منتظر اساتيد، فضلا و پيشروان انديشه و علم و ادب بمانند. نهج البلاغه را بايد از ابعاد گوناگون مورد نظر قرار دهيم و براى اين كار، جمعها و جلسه ها تشكيل دهيم . (119)
***
2 - فصل بندى عنوانى نهج البلاغه  
يكى ديگر از كارهايى كه حتما در باب نهج البلاغه ضرورت دارد، فصل بندى عنوانى و موضوعى نهج البلاغه است . البته اين كار انجام گرفته و بعضى از محققين و علماى بزرگ و عالى قدر زمان ما، اين كار را روى نهج البلاغه كرده اند و مجلدات متعددى هم چاپ شده كه به جاى خود ارزشمند است ؛ اما در زير عناوين كلى - كه فكر مى كنم در حدود 30 سال عنوان را تفكيك كرده اند - و به منظور تكميل آن شايد دهها عنوان فرعى بتوان پيدا كرد. اين كار در قرآن هم جايش خالى است و انجام نگرفته است . يك تفصيل الآيات براى قرآن بايد نوشته شود شامل بيشترين موضوعاتى كه ما تا امروز نتوانسته ايم به آنها برسيم و در قرآن از آن نشانى هست . و در باب نهج البلاغه نيز تنظيم يك تفصيل المطالب و تفصيل الموضوعات ، فوق العاده ضرورى است . نهج البلاغه واقعا يك اقيانوس عميق و تمام نشدنى است ؛ همه هم توفيق پيدا نمى كنند اين كتاب را - آنچنان كه شايسته ى آن است - سير كنند و در آن غور كنند؛ در حالى كه بسيارى از مطالب و معارف اين كتاب ، براى مردم لازم است و بايد اين امكان براى جويندگان و علاقمندان پيدا شود كه مطالب مورد نظرشان را در آن به آسانى بيايند. (120)
***
تربيت نفس ، تهذيب و تزكيه ى انسان ، سه فصل بزرگ و كلى و سه عنوان اصولى از نهج البلاغه است . البته فصل بندى نهج البلاغه كارى است كه تاكنون انجام گرفته و كسانى اين كار را كرده اند - نه به طور كامل - از جمله مرحوم مطهرى در كتاب سيرى در نهج البلاغه چنين كارى را كرده اند؛ البته ايشان نهج البلاغه را فصل بندى نكرده اند، بلكه موضوعاتى از نهج البلاغه را انتخاب كردند و همان طور كه خودشان گفتند يك گشت و گذارى در نهج البلاغه كردند و اين موضوعات را مطرح كرده اند و درباره ى هر كدام توضيحى نوشته اند و آنچه را كه خودشان از نهج البلاغه يا از ساير منابع فكرى اسلامى مى فهميدند، آن را با استناد به جملاتى از اين كتاب ذكر كردند. بنابراين نوعى فصل بندى است و البته نه يك فصل بندى كامل . ديگران هم اين كار را كرده اند و در فصل بندى خود هر يك از اين سه بخش : عقايد، اخلاق و زندگى عملى و اجتماعى را توضيح داده اند. (121)
***
نحوه ى برداشت از مفاهيم و فصول نهج البلاغه به به اين گونه است كه اولا ما سعى مى كنيم كه معناى هر كلمه را دقيقا بفهميم و در معناى كلمات اشتباه نكنيم . ثانيا جمله بندى را بفهميم . ثالثا جو و فضاى زندگى على عليه السلام و فضاى صدور اين سخن را درست بشناسيم . (122)
***
3 - فصل بندى از لحاظ اعتبار سندى  
يكى از كارهاى ديگرى كه خوب است درباره ى نهج البلاغه انجام بگيرد، فصل بندى از لحاظ اعتبار سندى است . يقينا بعضى از بخشهاى نهج البلاغه در حد اعلاى اعتبار و وثوق روايى قرار دارد، بعضى از بخشها هم در آن حد نيست . پيرامون اسناد نهج البلاغه تاكنون كارهايى انجام گرفته و كتابهايى در حدود دو يا سه ناءليف و يا بيشتر چاپ شده است . شايد در ميان گذشتگان هم اين كار انجام گرفته باشد كه بسيارى از آن بى اطلاعند؛ اما لازم است يك طبقه بندى از لحاظ سند و اعتبار سندى انجام بگيرد؛ چنان كه به هر يك از خطب يا كلمات يا نامه ها كه انسان مراجعه مى كند بداند از لحاظ سندى كه اين حديث دارد، چه قدر مورد اعتبار است و چه قدر مى توان به آن تكيه كرد. البته همه ى شواهد و قراين را مى توان در اين مورد به كار گرفت و اين چيزى است كه اگر براى عامه ى مردم هم مورد نياز نباشد، براى محققان و انديشمندان و كسانى كه به اين مساءله اهميت مى دهند، يقينا حايز اهميت است . (123)
***
اگر ما پيرامون نهج البلاغه كار و تحقيق كنيم و اگر آن مقدار از خطب اميرالمؤ منين عليه السلام كه در نهج البلاغه نيست ، جمع شود و روى اينها و درباره ى سند و خصوصياتى كه اعتبار آنها را مشخص و مسلم و قطعى مى كند، كارى فنى انجام بدهيم و نهج البلاغه را به مجموعه يى نزديك به پانصد خطبه كه از آن حضرت نقل شده ، برسانيم ؛ خدمت بزرگى به معارف اسلامى در قرن پانزدهم هجرى انجام داده ايم . مى توانيم با گذشت اين همه مدت از صدر اسلام ، يك منبع غنى لايزالى كه مورد قبول همه ى مؤ منين به اسلام است و مى تواند باشد، در اختيار مسلمانها قرار دهيم . (124)
***
4 - ترجمه ى فارسى خوب از نهج البلاغه  
من البته از آنچه انجام گرفته كم و بيش مطلعم و نمى خواهم به زحمات فراوانى كه به خاطر برگرداندن نهج البلاغه به فارسى انجام گرفته ، خداى ناخواسته به چشم بى قدرى نگاه كنم .
در يك كنگره ى ديگر هم كه سه سال پيش تشكيل شده بود و من توفيق يافتم و شركت كردم ، از عالم جليل آقاى فيض الاسلام كه اولين بار اين كتاب را به فارسى ترجمه كرد و در اختيار مردم قرار داد و صداى نهج البلاغه را براى اولين بار به گوش مردم رساند؛ تشكر كردم و باز هم تشكر مى كنم . همچنين از چند نفر نويسندگان محترمى كه از نهج البلاغه ترجمه هاى منتخب يا آزاد و به صورت بيان محتوا به دست داده اند، به سهم خود سپاسگزارم .
ليكن مى خواهم عرض كنم جاى يك ترجمه ى كامل و همه جانبه از نهج البلاغه و جاى يك ترجمه ى كامل و روشن و رسا از قرآن در جامعه ى ما همچنان خالى است و به نظرم قصور و غفلتى كه تاكنون شده است مايه ى سرشكستگى است . من خواهش مى كنم بنياد نهج البلاغه اين مساءله را با فوريت و جديت تعقيب كند، همچنانى كه براى چندمين بار از همه ى كسانى كه مى توانند ترجمه ى خوبى از قرآن كريم به فارسى تهيه كنند و ارايه دهند خواهش مى كنم اين كار را بكنند. جمهورى اسلامى بعد از پنج سال به نظرم قدرى دير كرده است ؛ بايد اين كار زودتر انجام مى گرفت و هر چه مى گذرد ديرتر مى شود به نظر من اشكالى ندارد كه چندين نفر شروع كنند به ت